هندرسون، رهبر ارکستر و پیانیست درگذشت

Skitch Henderson , 1918 - 2005
Skitch Henderson , 1918 - 2005
نیوهاون- اسکیچ هندرسون (Skitch Henderson)، رهبر ارکستر و برنده جایزه گرمی که توانایی های خود را ابتدا در اختیار فرانک سیناترا (Frank Sinatra) و بینگ کرازبی (Bing Crosby) قرار داد و سپس گروه پاپ نیویورک (New York Pops) را به وجود آورد و اولین رهبر گروه موسیقی در برنامه تلویزیونی (Tonight Show) بود، روز دوشنبه گذشته، در سن ۸۷ سالگی، درگذشت.

او متولد انگلستان بود و در سال ۱۹۳۰ با نام اصلی لایل راسل سدریک هندرسون (Lyle Russell Cedric Henderson) به ایالات متحده رفت و در آنجا با نواختن پیانو در برنامه های وودویل و کلوبهای کوچک مینه سوتا و مونتانا، درآمد بسیار ناچیزی به دست می آورد.

بزرگترین شانس زندگی او زمانی بود که جای یک نوازنده پیانو بیمار را در تور جودی گارلند (Judy Garland 1969-1922) بازیگر و خواننده نامدار آمریکایی با فیلم مشهور جادوگر اوز و میکی رونی (Mickey Rooney بازیگر محبوب آمریکایی متولد ۱۹۲۰ که مجموعه فیلمهای او با جودی گارلند طرفداران بسیاری داشت) اشغال کرد. هنگامی که تور در شیکاگو به پایان رسید، هندرسون از بلیط پیانیست اصلی استفاده کرد و به هالیوود رفت.

در آنجا او به دپارتمان موسیقی استودیو مترو گلدوین مایر پیوست و برای برنامه باب هوپ (Bob Hope 2003-1903) – کمدین و بازیگر مشهور هالیوود که در ۱۰۰ سالگی درگذشت، – به نام The Pepsodent Show پیانو مینواخت. رفاقت او با هوپ موجب شد تا با هنرمندان دیگر هالیوود نیز آشنا شود که بینگ کرازبی، بازیگر و خواننده محبوب آن زمان، از جمله این افراد بود و به زودی مقام مربی و حامی هندرسون را پیدا کرد.

او نزد آرنولد شونبرگ (Arnold Schoenberg) آهنگساز برجسته به تحصیل پرداخت و به زودی به خاطر داشتن گوش موسیقی مثال زدنی خود، در بین مشهورترین موسیقی دانان دوران، شهرت یافت. خودش گفته است: ” من میتوانستم یک قطعه موسیقی را به سرعت در یک گام متفاوت بنویسم، و هربار به شکلی تازه (این کار را انجام دهم)”

این توانایی او در طراحی سریع (sketch) از یک قطعه موسیقی، برای او نام خودمانی the sketch kid را به ارمغان آورد که آنرا بنا به پیشنهاد کرازبی، به اسکیچ Skitch تغییر داد و برای خود حفظ کرد.

خلبان جنگ
در طی جنگ جهانی دوم، هندرسون هم برای نیروی هوایی سلطنتی انگلستان (Royal Air Force) و هم برای نیروی هوایی ایالات متحده (United States Army Air Corps) خلبانی میکرد. هندرسون در ملک شخصی خود واقع در نیو میلفورد (New Milford) که در آنجا با همسرش روت (Ruth) زندگی میکرد، مجموعه ای از یادگارهای هوانوردی خود را حفظ کرده است. او حتا در سن ۸۷ سالگی هم مشتاق پرواز بر فراز آتلانتیک بود.

پس از جنگ، هندرسون به عنوان سرپرست موسیقی گروه فرانک سیناترا، در تور او مشغول به کار شد و پس از آن با گروههای کانتری متعددی همکاری کرد و به قول خودش یک زندگی کولی وار را میگذراند.در این بین یک تلفن از طرف سیناترا او را به سوی نیویورک کشاند. ” فرانک گفت، من دارم نمایش Lucky Strike را به نیویورک میبرم. از دست اون کولی ها خلاص شو و به جایی که بهش تعلق داری برگرد.”

هندرسون به عنوان سرپرست موسیقی در برنامه رادیویی Lucky Strike و برنامه Philco Hour بینگ کرازبی، به کار مشغول شد. زمانی که استودیو NBC به تلویزیون منتقل شد، هندرسون را نیز به عنوان سرپرست موسیقی با خود برد.

در ۱۹۵۴، شبکه NBC او را به عنوان سر گروه ثابت گروه موسیقی برنامه Tonight Show انتخاب کرد که موجب شد هندرسون هر شب مهمان خانه بینندگان تلویزیون باشد و حتا با تغییر مجری این برنامه نیز، هندرسون در جای خود باقی ماند.

موسیقی قابل درک
هندرسون در سال ۱۹۸۳ موسیقی پاپ نیویورک New York Pops را بنیان گذاری کرد که هدف آن استفاده از تمهای محبوب برای علاقمند کردن شنوندگان به موسیقی ارکسترال بود.

“مردم موسیقیی را میشنوند که برایشان قابل درک باشد-مانند ترانه های قدیمی که قدرتمند هستند و از یاد نمیروند”

هندرسون حتا در اواخر دهه ۸۰ عمرش، به عنوان سرپرست موسیقی پاپ نیویورک، برنامه کار مفصلی داشت که به طور خستگی ناپذیری به آن می پرداخت و به طور مرتب به عنوان رهبر ارکستر در آن حضور داشت. همچنین او به عنوان رهبر مهمان در چندین ارکستر مختلف جهان حضور داشته است.

“من مردم را مثل یک شاهین زیر نظر دارم.اگر ببینم بی حوصله شده اند، احساس خطر میکنم. این کاملا از حالت تشویق کردن آنها مشخص است. ما تشویق سرسری داریم، تشویق سبک داریم و بعد تشویق حسابی داریم. وقتی تشویق به شکل صحیح انجام شود، درست مثل بستنی وانیلی با سس شکلات دلچسب است.”

MSNBC

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.

الیاس: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

از روزهای گذشته…

عبدالله دوامی، حافظه تاریخی موسیقی ایرانی

عبدالله دوامی، حافظه تاریخی موسیقی ایرانی

عبدالله دوامی فرزند ابوالقاسم خان تعزیه خوان در سال ۱۲۷۰ ش در روستای طاد از توابع تفرش به دنیا آمد. دروس اولیه در مکتب خانه گذرانید در نوجوانی به تهران مهاجرت کرد و در مدرسه تربیت صرف و نحو آموخت؛ در این مدرسه با رکن الدوین مختاری هم کلاسی بود. پس از دوران تحصیل به خدمت اداره پست و بعد به اداره دارایی رفت و تا زمان بازنشستگی در آنجا مشغول به کار بود.
اُرفِ ایرانی؟ (I)

اُرفِ ایرانی؟ (I)

کتابی برای آموزش موسیقی به کودکان پیش رو است. از نامش بر می‌آید که حاصل مسیری و رهاورد سفری باشد از روش «کارل ارف» تا دنیای موسیقی ایرانی. سفری که گویا برای مسافرش سی سال به درازا کشیده است. هر جلد از این مجموعه‌ی دو جلدی با نوشته‌ی «رضا مهدوی» (که در هر دو تکرار شده) آغاز می‌شود؛ در آن می‌خوانیم «[موسیقی کودک] با توجه به رشد فزاینده‌ی جمعیت در ایران، به زودی به یکی از مهم‌ترین شاخه‌های درخت تناور موسیقی این کشور تبدیل خواهد شد.» (۱) جدا از اینکه بپرسیم آیا درخت موسیقی ما اکنون تناور است؟ باید گفت: موسیقی کودک دست‌کم تا آنجا که به آموزش مربوط است و در کمیت، هم اکنون اگر نه مهم‌ترین، یکی از مهم‌ترین شاخه‌ها در درخت تناور اقتصاد آموزشگاه‌های خصوصی و کودکستان‌های ایران است.
جای پرسش بنیادی صدا (I)

جای پرسش بنیادی صدا (I)

در تهران، رویدادی با عنوان «صدا، تهران، موسیقی» روی داد و پنج شب گوشهای شنوا را مهمان حجمی بزرگ از موسیقیای کرد که روزگاری به ندرت میشد در یک برنامه ی رسمی با هم شنید. این خود برای بذل توجه به یک پدیده ی موسیقای ی و تحلیل و بررسی آن کافی است چه رسد به این که فاصله اش با اتفاق قبلیِ همنوع، و کم و بیش از لحاظ کمیت هماندازه اش نیز دو سه ماه بیشتر نبوده باشد. فاصله ی زمانی نزدیک «فستیوال موسیقی معاصر تهران» و «رویداد موسیقی معاصر»ِ «صدا، تهران، موسیقی» (و البته یکی دو برنامه و کنسرت دیگر) پیش از آن که تنها حاصل فراوانی علاقه به یک نوع خاص از موسیقی باشد، که ممکن است باشد، پرده از چیزی زیر پوست جامعه ی موسیقی ما بر میدارد. و این امری است بسیار نیازمند تحلیل و نقد (۱).
Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت دوم)

Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت دوم)

از نظر زیبایی شناسی بسیار پویا و انسانی مطابق با فرمهای طبیعی در حرکت بودند ونوای ویلن ها در خانواده آماتی از شکوهی عمیق خبر می دهد که به دور از جنجال ها و هیاهوی محیط حضور خود را تثبیت می کند و چه زیبا که هنر ویلن با آماتی ها بنیان گذاری و ادامه یافت ما همچنان گذشتگان خاندان آماتی را سپاس می گذاریم و کوشش آنان را در ایستایی این پدیده شگرف احساس می کنیم هر چند که شاید نامی از آنها در تاریخ نباشد.
تقلای یافتن راهی نو (I)

تقلای یافتن راهی نو (I)

علی قمصری آهنگسازی است که در بیست و یک سالگی با آهنگسازی آلبوم ˝نقش خیال˝ به خوانندگی همایون شجریان، نظرها را به خود جلب کرد. از آن پس و در حدود ده سال، آثاری گوناگون از قمصری به همراهی هنرمندان و خوانندگان مختلف منتشر شده است، و “سخنی نیست”، یکی از آخرین این آثار است.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی متنشر شده <Br>در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت ششم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی متنشر شده
در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت ششم

[۷] رسم‌الخط مخصوصی را برای مکتوب ساختن برخی از اصطلاحات جا افتاده‌ی موسیقی به کار برده که در ابتدا باعث می‌شود خواننده کمی سردرگم شود. برای مثال: «سُپرآنُ» به جای سوپرانو و «آلتُ» به جای آلتو یا «مینُر» به جای مینور و ماژُر به جای ماژور (۱۲). در [۴] با وجود این‌که اشکالات زبانی کمتر است، اما گاه اظهار نظرهایی وجود دارد که خواننده را در مورد صحت متن ترجمه شده به شک می‌اندازد. مثلا: «آهنگسازان ملی مانند استراوینسکی، بارتوک، یاناچک و اخیرا مسیان و کوپلند سیستم‌هایی را خلق کرده‌اند که در آن‌ها از الگوهایی برای ایجاد شخصیت و حداکثر تاثیرگذاری در موسیقی بهره برده‌اند.
روش سوزوکی (قسمت چهاردهم)

روش سوزوکی (قسمت چهاردهم)

چنانچه که قبلا یادآور شدم رابطه خواهر من هینا با کوجی مثل یک مادر بود و از او خیلی مراقبت می کرد. در ماتسوموتو کوجی با یک روحانی کاتولیک آشنا شد و هر یکشنبه به کلیسا میرفت، در مدت کوتاه او یک کاتولیک شد. خواهرم که کوجی برایش خیلی اهمیت داشت هر یکشنبه او را تا کلیسا همراهی می کرد. بعد از نیمی از سال او هم کاتولیک شد! خواهرم به کارهای کلیسا هم کمک میکرد. به همان شکلی که در کنار من برای متد تربیت استعدادها کمکم میکرد.
نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر(I)

نقدی بر اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر(I)

مراسم اختتامیه بیستمین جشنواره موسیقی فجر، ۱۹ بهمن در تالار وحدت برگزار شد و با وجود بارش برف تا بالکن سه تالار مملو از جمعیت بود. اولین گروه، کر کلیمیان بود که به اجرای برنامه پرداخت، این گروه همراه با یک پیانو قطعه کرال “آزادی” ساخته ارزشمند گلنوش خالقی را اجرا کرد که روی هم رفته هماهنگ و دقیق اجرا شد، هر چند شنیدن این قطعه با گروههای کر بزرگتر جذابیت بیشتری دارد.
تأملی در آرای موسیقی خیام (IV)

تأملی در آرای موسیقی خیام (IV)

در بین سایر فواصل ذو الاربع‏های بیست و یک گانه‏ خیام، علاوه بر فاصله‏ دوم بزرگ که در قدیم آن را «طنینی» می‏نامیدند (۲۰۴ سنت) و فاصله نیم پرده (دوم کوچک) که در گذشته «بقیه» نامیده می‏شد (و حدود ۹۰ سنت بود) فواصل دیگری مانند یک پرده گام طبیعی (زارلن:۱۸۲ سنت) نیز در سومین، پنجمین، ششمین، هفتمین و گونه هفتم از سومین نوع ملون خیام آمده و فاصله‏ نت‏های کرن‏ (d-e) در سومین ذو الاربع وی به کار رفته است. با اینکه خیام می‏نویسد، فارابی کاربرد دو پرده از گام طبیعی و فاصله‏ اخیر را بیان داشته است، مع الوصف آن را مطبوع نمی‏شمارد و طبیعی است که امروز نیز این ذو الاربع به گوش خوش‏آهنگ نباشد.
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (IV)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (IV)

با آغاز بخش بعدی و تغییر وزن قطعه، موتیف هایی در وزن ۴/۲ نواخته می شوند که تا حدّ زیادی از نظر ریتمیک و به میزان کمتری از لحاظ فواصل شبیه موتیف های اورتور هستند. این بخش، برخلاف بخش اورتور، در شور و دشتی است و مانند بخش پیشین خود بر نت های «لا» و «ر» تاکید بیشتری دارد. در ادامه، خوانندگان بخشی از غزل را در همین وزن می خوانند که با تمثیل هایی، بازگشت «میر» را مژده می دهد: «میر ماه است و بخارا آسمان/ ماه سوی آسمان آید همی- میر سرو است و بخارا بوستان/ سرو سوی بوستان آید همی». تحرّک بیشتر ریتمیک این بخش طبعاَ هماهنگی بهتری با ابیات ذکر شده دارد.