هنر شنیدن (II)

بخشی از دست نویس سمفونی 5 بتهوون
بخشی از دست نویس سمفونی 5 بتهوون
هر اثر موسیقی بتهوون با زبانی خاص در حول یک نقطه اوج شکل گرفته است. این نقطه اوج در مرکز دایره ای قرار دارد که دیگر آنات اثر موسیقی اش می خواهند با آن دم اوج رابطه برقرار سازند.

هر آهنگساز از این منظر در ساختاری خاص این پیوندها را برقرار می سازد اما شاید هیچ آهنگسازی از این منظر در ساختاری خاص، این پیوندها را برقرار می سازد اما شاید هیچ آهنگسازی چون بتهوون نتوانسته است به ساختاری این چنین کامل از پیوند اجزا اثرش دست یابد.

تمایز باخ و بتهوون در قرینگی و ناقرینگی آثار آنها است. در آثار باخ می توانید به اشکال ساده و در عین حال کامل، قرینگی میان آنات دیگر به آن، آنِ اثرگذار دست یابد.

در موسیقی بتهوون اما این پیوندها در پیچیدگی ها و گشایشهای معرفتی آهنگساز نسبت به خود و زندگی سامان بخشی می شوند و به همین دلیل تبدیل به منظری می شوند که میتوان از زوایای مختلف و به اشکال مختلف آنرا نظاره کرد.

گاه نیز می توان به چند نقطه اوج دست یافت، این امر بویژه در آخر عمر بتهوون و بویژه در کوارتت های آخر عمر وی کاملا مشهود است.

آنها ساختاری از جند نقطه اوج دارند که می توانند به اشکال مختلف آنات دیگر اثر را به صورت ساختاری متنوع ظاهر سازند.

هرچه بر تعداد این نقاط و آنات اوج افزوده می شود، درک اثر پیچیده تر و عمیق تر می گردد، در حقیقت تاثیرات مکانی و زمانی اثر این چنین اند، در آثار با دامنه مکانی و جمعیتی گسترده اما با دامنه زمانی کم، تنها یک نقطه اوج وجود دارد که می تواند تمامی آنات دیگر را در حجاب خود قرار دهد، به همین دلیل است که این آثار بیشتر برای فراموشی به کار می روند تا زایش، اما هر چه اثر قوی تر و عمیق تر می شود، صفت پوشانندگی نقطه اوج به صفت آشکار سازی تبدیل می شود و بر نقاط اوج افزون می شود.

شعر حافظ و موسیقی بتهوون اینچنین اند، برای زائر این آثار، هربار شنیدن عین کشف نقطه اوج جدید است که می تواند قلمرویی از معرفت حاصل از توحید دیگر آنات را در خود پدید آورد.

جریان شنیدن و خواندن آثار هنری، در حقیقت جریانی از انکشاف حقیقت در روندی از کثرت ها و وحدتهاست، دیالکتیک در درون دیالکتیکی دیگر، تکثرت آنات در جلوه و تشعشع آن آن، در یکدیگر وحدت پیدا می کنند و سپس دربارهای دیگر، نقاط اوج جدیدی کشف می شوند و بدین ترتیب است که اثر خود را به زبان تحمیل می کند و در زمان نفوذ می نماید، چراکه از این طریق خود را مدام نو و نوتر می کند.
جلوه ای کرد رخش دید ملک عشق نداشت
عین آتش شد از این خرمن و بر آدم زد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

گفتگو با آن سوفی موتر (I)

گفتگو با آن سوفی موتر (I)

تنها با در نظر گرفتن فعالیت های آن سوفی موتر (Anne-Sophie Mutter)، ویولونیست، نیز می توان به راحتی تحت تأثیر قرار گرفت چه برسد به تماشای نوازندگی او. موتر در دهه چهل زندگیش دیسک گرافی شگفت آوری دارد: در سی سال گذشته با ۳۵ آهنگساز در بیش از ۳۰ اثر ضبط شده همکاری کرده است. وقتی که موتر تازه شروع به کار کرده بود نامش همیشه با نام هربرت فون کارایان همراه بود. اما موتر از آن زمان به بعد با بیش تر رهبران و موزیسین های سرشناس اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم همکاری کرده است.
جایگاه رهبر (II)

جایگاه رهبر (II)

یکی رهبر حرفه ای غیر از اینکه در دوره های آموزشی با روشهای حرکت دست ( با چوب یا بدون آن) آشنا شده است و میداند چه حرکتی حواس نوازنده را به خود جلب کرده و چه حرکتی اشتباه است و نوازنده را گیج میکند، آشنایی کلی ای با روشهای مختلف نگارش و اصطلاحات نوشته شده توسط آهنگساز (به زبانهای مختلف و البته معروف) دارد. این اشراف بخاطر دیدن نت های مختلف و آموزشهای قبلی او حاصل شده و از عهده یک نوازنده ساده و غیر پی گیر(در این زمینه) خارج است.
منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

همینطور است. در موسیقی ما آهنگسازانی که خواسته اند توانایی آهنگسازی ایرانی شان را نشان بدهند، در مقامهای خاصی مثل دشتی مانور داده اند. چون دشتی فواصلی دارد که امکان استفاده از برخی دیزونانس ها و آکوردها را به آهنگساز می دهد. حتی آقای مشایخی که با موسیقی ایرانی و ردیف بطور تخصصی آشنا نیست در دشتی می تواند مانور دهد. اما اگر بخواهیم از ردیف در کمپوزیسیون مان استفاده کنیم، همه گوشه ها برای کار مناسب نخواهند بود.
آثار سمفونیک جاوید افسری راد در سالن اپرای اسلو اجرا می شود

آثار سمفونیک جاوید افسری راد در سالن اپرای اسلو اجرا می شود

سالن اپرای اسلو، پایتخت نروژ، آذر ماه آینده میزبان مجموعه ای از آثار سمفونیک جاوید افسری راد آهنگساز و سنتور نواز ایرانی خواهد بود. ارکستر سمفونیک رادیو و تلویزیون نروژ، این مجموعه را در دو شب، ۲۴ و ۲۵ نوامبر (۳ و ۴ آذرماه) آینده اجرا می کند و سالار عقیلی هنرمند خوش صدای موسیقی سنتی ایرانی خوانندگی قطعات با کلام آن را بر عهده خواهد داشت.
سیداصفهانی: هنرمندان برای خود رازهایی دارند

سیداصفهانی: هنرمندان برای خود رازهایی دارند

ببینید ایشان به مرور دچار این فراموشی می شوند، همین طور که خانم میلانی در گفتگویشان گفتند و در کتاب هست، می بینیم که برای یکی از فستیوال ها که می روند ارمنستان، در آنجا گروه کر می بیند که آقای سرشار انگار یک تیکه هایی را دارد دوباره میخواند به اشتباه و رهبر ارکستر همه چیز را جمع میکند. اوایل خیلی به صورت تدریجی این اتفاق برای آقای سرشار می افتد. من از هرکس که این سوال را کردم فقط همه تایید می کردند حتی از آقای گلمکانی که گفتند آدرسها را فراموش میکردند. این فراموشی ایشان یاد ِ همکارانشان هست. بقیه هم اگر قانع نمیشوند کتاب را بخرند و بخوانند و قضاوت کنند. من در مورد هنر ایشان کار کرده ام نه در مورد مردن ایشان!
امیرآهنگ: استاد حنانه متعصب نبود

امیرآهنگ: استاد حنانه متعصب نبود

هنرجویان و دانشجویان موسیقی در تمام دورانِ آموزش بطور دائم در گیرِ متدهای مختلف آموزشی هستند و البته هیچگاه هم این متدها توسط مدرسان بطور کامل آموزش داده نمی شوند!
راک کلاسیک-قسمت دوم

راک کلاسیک-قسمت دوم

وجود ترانه های متفاوتی از گروههای مذکور در فهرست ترانه های راک کلاسیک حتمی است. تعدادی از هنرمندان راک آمریکا نیز از مهره های اصلی راک کلاسیک به شمار میروند، از جمله Jimi Hendrix، Aerosmith، The Doors، the Eagles، Lynyrd Skynyrd، The Allman Brothers Band، Alice Cooper، Tom Petty، Creedence Clearwater Revival و Joe Walsh. گروههای ارینا راک Arena rock مانند Styx، Boston ، Journey، Foreigner و Supertramp نیز در ایستگاههای راک کلاسیک پخش میشوند.
پایِ لنگِ پنج ضربی  و  هفت‌ضربی (I)

پایِ لنگِ پنج ضربی و هفت‌ضربی (I)

وزن در موسیقی معمولاً به سه حالت کلیِ ساده، ترکیبی و لنگ تقسیم می‌شود. پنج ضربی و هفت ضربی نیز، دو نمونه از نوع سومِ وزن، یعنی لنگ هستند که به زعم نگارنده، در طول دهه‌های اخیر، اپیدمی استفاده از این دو ریتم، بلای جان آهنگسازی علیل موسیقی ایرانی شده ‌است. متأسفانه هر سال در کارهای نوازندگان جوان، در اجراهای جشنواره‌های مختلف موسیقی، در کنسرت‌ها و آلبوم‌های موسیقی (البته در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی) ردپای این دو ویروس را می‌توانیم ببینیم. اشاره به این نکته ضروری است که استفاده از هر ریتمی، به خودی خود نه تنها محل اشکال نیست بلکه صدور هر حکمی مبنی بر اینکه نباید از فلان ریتم استفاده شود، مضحک، بی‌پایه و مطلقاً مردود است؛ آنچه در اینجا می‌خواهم بگویم این است که «نوعِ استفاده» از این دو ریتم، آنگونه که در موسیقی کلاسیک ما مرسوم شده، بار هنری نازلی دارد و هر چه که باشد، «آهنگسازی» محسوب نمی‌شود.
انتخاب ساز- قسمت دوم

انتخاب ساز- قسمت دوم

۵- هر سازی با توجه به مشخصات ساختمانی و فیزیکی خود، دارای یکسری از توانایی هایی اجرایست که وجود همین توانایی ها درهرسازباعث بوجود آمدن تکنیک های مختلف در نواختن آن ساز می گردد و البته هر چه این توانایی ها و تکنیک های مرتبط با آنها در ساز بیشتر باشد، دوره یادگیری سازطولانی تر، مشکل تر و پرهزینه ترمی گردد. نمونه بسیار آشکار این مورد ویولن است که تمامی این موارد برای آن صدق می کند.
نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (I)

«درهم شکستن زاده رویا نیست.» اساس تفکر مدرنیسم در این جمله نهفته است. ما وارد عصری شده ایم که بر گسستن و بی حرکتی استوار شده و از زمان صفر آغاز کرده است، عصری که انسان را میان وجدان اجتماعی و طغیان های زیبایی شناسانه شقه کرده و بین او و خودش شکافی عمیق و طبقاتی آفریده است. در همین عصر است که تمامی ابهام های صوتی غیرقابل انتقال و غیرقابل توصیف به «صوت» مبدل می شود.