بن بست تحقیقات روی جمجمه موتسارت

Wolfgang Amadeus Mozart ,1756 – 1791
Wolfgang Amadeus Mozart ,1756 – 1791
محققین روز یکشنبه هفته جاری (۸ ژانویه) اعلام کردند، نتوانسته اند بطور قطع ثابت کنند جمجمه ای که از سال ۱۹۰۲ در موزه اتریش قرار دارد، متعلق به ولفگانگ آمادئوس موتسارت موسیقیدان برجسته قرن هجدهم است یا خیر.

این گروه از دانشمندان، تحقیقات خود را بر پایه آزمایشات DNA این جمجمه و استخوانهایی که در سال ۲۰۰۴، از یک قبر متعلق به خاندان موتسارت خارج شده بود، انجام دادند. آنها در یک برنامه مستند تلویزیونی اعلام کردند که کوششهای آنها بی نتیجه بوده است.

جالب است بدانید که این تحقیق به سفارش ORF، شبکه بسیار مطرح اتریش انجام گرفته است تا برای ۲۵۰ همین سالگرد تولد این آهنگساز بزرگ آماده شود.

اسوشیتدپرس به نقل از والتر پارسون (Walther Parson)، از رهبران این گروه گفته است که : “در حال حاضر، اسرار این جمجمه بیشتر از گذشته هستند.”

گور اشتراکی
شک و تردید درباره صاحب اصلی این جمجمه که مدتها است به نام جمجمه موتسارت شناحته میشود، از همان ابتدا و زمانی که این یادگار گرانبها به موسسه Mozarteum در سالزبورگ اهدا شد، وجود داشته است.

بخشی از این معما به سال ۱۷۹۱ و مراسم تدفین بدون تشریفات موتسارت و به خاک سپاری او در یک گور بی نشان در گورستان سنت مارکس که در خارج از وین واقع شده است، برمیگردد.

به گفته مجله تایمز لندن، برای تشخیص باقیمانده جسد وی، به گورکن گفته شده بود تا سیمی را به گردن او ببندد. گفته میشود چند سال بعد هنگامی که محل قبر مجددا مورد استفاده قرار گرفت، این جمجمه توسط کارگر گورستان به دوستی داده شد و بعد از چندین بار دست به دست شدن، به موسسه Mozarteum رسید.

در سال ۲۰۰۴، محققین به امید اینکه بتوانند این معما را به طور قطعی حل کنند، با نبش قبر در گورستان خانوادگی موتسارت در سالزبورگ، تعدادی از استخوانهای خانواده را خارج کردند. این سرنخها متعلق به پدر موتسارت، لئوپولد (Leopold)، مادر بزرگ مادری و همچنین خواهرزاده او بود.

دانشمندان برای تست ژنتیک از استخوانهای ران نمونه برداری کردند، اما آزمایش DNA که در انستیتو علوم پزشکی قانونی در اینسبروک (Innsbruck) و همچنین در آزمایشگاه تشخیص هویت نیروهای مسلح آمریکا واقع در راکویل Rockville انجام گرفت، به هیچ نتیجه قطعی دست نیافت.

این گروه تحقیقاتی هیچ ارتباطی میان جمجمه و استخوانها نیافتند و استخوانها نیز با یکدیگر هیچ تشابه ژنتیکی نداشتند. والتر پارسون عقیده دارد که حالا، هویت تمام این افراد زیر سوال رفته است.

دیدگاههای متفاوت
پروژه تشخیص هویت از همان آغاز موجب بروز نظریات مختلف در میان ساکنان سالزبورگ شد. این شهر باستانی با جمعیت حدود ۱۴۷٫۰۰۰ نفر، همواره به مقام تاریخی خود به عنوان زادگاه موتسارت افتخار کرده است.

ماریا آلتندورفر (Maria Altendorfer) کارمند عالی رتبه جهانگردی میگوید:

” کنجکاوان میخواهند بدانند آیا این واقعا جمجمه موتسارت است؟ دیگران میگویند، شکافتن قبرها پس از این همه سال کار درستی نیست. بگذارید در صلح و آرامش بخوابند”

او افزود: “اما این ماجرا بسیار جالب است و من فکر میکنم بیشتر در جبهه کنجکاوان هستم.”

هورست ریشنباک (Horst Reischenböck)، منتقد موسیقی محلی و راهنمای تور میگوید این جمجمه چندان برایش جالب نیست، “از نظر من، آنها باید مرده ها را در گور باقی بگذارند.”

ژنویو گفرای (Genevieve Geffray)، که از سال ۱۹۷۳ کتابدار موسسه Mozarteum بوده است نیز نظر ریشنباک را تایید میکند، “یک جمجمه که نمیتواند آهنگ بسازد. اصلا چیز جالبی نیست.”

اما عده ای از کارشناسان عقیده دارند که این جمجمه میتواند منبع اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی و مرگ زودرس او در ۳۵ سالگی در دست بگذارد.

در یک تحقیق مشابه اما بی ارتباط با این موضوع که ماه گذشته در آزمایشگاه ملی آرگون (Argonne) به نتیجه رسید، دانشمندان با بررسی تحلیل پرتو ایکس از قطعات جمجمه بتهوون، موسیقی دان برجسته آلمان، دریافتند که مرگ او در اثر مسمومیت شدید با سرب بوده است.

news.nationalgeographic.com

درخشش مژگان چاهیان، در چهل و چهارمین فستیوال بین المللی هنر ایتالیا

مژگان چاهیان به عنوان آهنگساز و نماینده ایران در این فستیوال برگزیده و دعوت به آهنگسازی شد و اثر جدیدش در فستیوال بین المللی هنر ایتالیا اجرا خواهد شد. تعامل بین هنرمندان بین المللی و استعدادهای جوان در آهنگسازی از جمله اهداف این فستیوال است.

خسرو جعفرزاده درگذشت!

متاسفانه با خبر شدیم، خسرو جعفرزاده، موسیقی شناس و معمار و از نویسندگان ثابت سایت گفتگوی هارمونیک، بدورد حیات گفت و جامعه نویسندگان موسیقی ایران را در اندوه و درد باقی گذاشت. ژورنال گفتگوی هارمونیک، این واقعه دردناک را به همسر هنرمند او پروفسور فروغ کریمی و علاقمندان نوشته های او تسلیت گفته و امیدوار است به زودی انتشار آثار منتشر نشده او را از سر بگیرد. در ادامه نوشته ای از علیرضا میرعلی نقی نویسنده نام آشنای عرصه موسیقی و محقق تاریخ معاصر موسیقی ایران را در این باره می خوانید:

از روزهای گذشته…

شوپن، نگاهی به موسیقی (II)

شوپن، نگاهی به موسیقی (II)

از مهمترین شاخصه های موسیقی شوپن می توان به فضای کلی حاکم بر تمامی کارهای او اشاره کرد که ریشه در فرهنگ ملی لهستان دارد. این موضوع به وضوح در پولنزها و مازورکاهای او برجسته شده است.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (V)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (V)

در این مقاله اگر از چاپ‌های متعدد یک اثر، یا بعضی آثار که با دو اسم چاپ شده‌اند صرفنظر شود، ۴۲ نغمه‌نگاری و ۳۹ ضبط ردیف فهرست شده است. نمودارهای آماری (۳۰) زیر چند نکته را آشکار می‌کند: اولین نکته که دور از انتظار هم نیست افزایش انتشار نغمه‌نگاری و ضبط‌های ردیف به نسبت سال‌های نیمه‌ی اول سده‌ی حاضر است، که آن را باید با تثبیت جایگاه ردیف به عنوان کارگان آموزشی موسیقی ایرانی و به تبع آن افزایش استفاده‌کنندگان چنین کالاهایی مرتبط دانست (۳۱). نکته‌ی دوم این‌که تقریبا هر دو به یک نسبت رشد داشته‌اند (میزان افت و خیز رشد ضبط‌ها کمی بیشتر به نظر می‌رسد نمودارهای سال انتشار را مقایسه کنید) و می‌توان این گونه نتیجه گیری کرد که احتمالا امروزه هر دو به یک اندازه در آموزش موسیقی ایرانی با اهمیت شمرده می‌شوند. افزون بر این تعداد ردیف های آوازی چه به صورت نغمه نگاری شده و چه ضبط به نحو چشمگیری کمتر از ردیف های آوازی است. شاید این پدیده را بتوان به توانایی های بیشتر نوازندگان برای نغمه نگاری نسبت داد که احتمالا خود حاصل به‌کارگیری تثبیت شده‌ی منابع مکتوب به عنوان یک ابزار آموزشی است.
دویچه گرامافون (I)

دویچه گرامافون (I)

شعار Raucous در توصیف تکنولوژی نوین ضبط و پخش این بود: “قوی ترین٬ بلندترین و طبیعی ترین صدا”. ماشین سخنگو در ابتدا تنها در مغازه های دوچرخه و اسباب بازی فروشی یافت می شد اما امیل برلینر Emile Berliner ٬مخترع گرامافون و صفحه٬ قابلیتهای این ماشین خودکار را شناخت و ازاین تکنولوژی نوین برای راهیابی هنر وهنرمندان به خانه های مردمی سود جست که امکان دسترسی به موسیقی را نداشته اند.
موسیقی در ایران باستان (I)

موسیقی در ایران باستان (I)

ایرانیان نگرش خاصی به زیبایی داشتند، در ایران باستان مراسم عبادتی و پرستشی آناهیتا برگزار می شد. آناهیتا الهه ی بارندگی است و زنی است زیبا با قامتی بلند که سوار بر ارابه ای چهار اسب (باد، باران، ابر و تگرگ) است. پرواضح است که ایرانیان الهه های دیگری نیز داشتند و بیانگر این مطلب است که حس زیبایی و زیباشناسی در ایران ریشه ای کهن دارد. هنر موسیقی نیز از بدو آفرینش های هنری ایرانیان بر طبق شواهد و مدارک به دست آمده همراه و همراز آنان بوده است. در یک تقسیم بندی کلی می توان تاریخ موسیقی ایران را به سه دوره تقسیم کرد:
فراخوان عضویت در انجمن صنفی هنرمندان موسیقی

فراخوان عضویت در انجمن صنفی هنرمندان موسیقی

انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران با گواهینامه ثبتی از وزارت کار و امور اجتماعی (۱۳۷۷)، تائید شده سازمان بین المللی کار ILO در ژنو (۱۳۷۶)، دارای گواهینامه عضویت در فدراسیون بین المللی موسیقیدانان FIM به مرکزیت پاریس (۱۳۸۷) می باشد. اهداف انجمن صنفی هنرمندان موسیقی ایران طبق اساسنامه تایید شده وزارت کار، حمایت از حقوق مدنی، خواسته های صنفی و قانونی هنرمندان عضو می باشد.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گفت و گو در مورد قیاس با طرح یک ایراد معمول علیه آن گسترده شد. معمول است که گفته می‌شود «این دو چیز را نمی‌توان با یکدیگر مقایسه کرد زیرا از یک جنس نیستند» این ایرادی است که خیلی وقت‌ها به قیاس انجام شده می‌گیرند. اما در مورد موسیقی بهتر است پیش از این که تسلیم این ایراد شویم بررسی کنیم که قیاس از کدام جنبه انجام شده است. برای مثال مقایسه‌ی «شب دگرگون» اثر آرنولد شونبرگ و «مقام شاختایی» از کارگان خراسانی به طور عمومی ممکن است امکان‌پذیر نبوده و شایسته‌ی عنوان «قیاس مع الفارق» گردد اما مقایسه‌ی همین دو قطعه از نظر میزان جمعیتی که به آنها توجه نشان می‌دهند (آمار عددی میزان مردم‌پسندی) قیاسی -از لحاظ منطقی- درست است.
یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

رقص شمشیر موومانی از باله گایانه (Gayane) اثر آرام خاچاطوریان است که در سال ۱۹۴۲ تنظیم آن به پایان رسیده ، این قطعه متشکل از رقص های دسته جمعی است که اجرا کنندگان آن مهارت های خود با شمشیر را به معرض نمایش می گذارند. ریتم بسیار مهیج این اثر سبب شد که در کنسرت های متعدد به کرات اجرا شود و اقتباس های گوناگون این قطعه آن را از جایگاه ویژه ای در موسیقی عوام برخوردار نموده است.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی <br>در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (III)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (III)

«در این آثار (مانند نمونه سوم)… اندیشه هست، احساس هست، زیبایی هست، ذوق هست، حرکت زمان هست، تازگی، طراوات، امید، حرکت و شادابی مدام هست، و مهمتر از همه اینها انسان و انسانیت هست». «این ها را (نمونه سوم را) می توان “اثر هنری” نامید (ص۵۳).»
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (VI)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (VI)

در دوره‌ای که صبا می‌زیست مفاهیمی مانند انسجام در موسیقی دستگاهی کمتر مورد بحث نظری قرار می‌گرفت و بیشتر موضوع یک عمل موسیقایی درونی شده بود. اما او احتمالا برای نخستین بار به شکل مکتوب و آگاهانه به مفهوم پیوستگی در موسیقی دستگاهی پرداخته و معتقد است که علاقه‌مند حتماً باید موسیقی ایرانی را به روش عملی یاد بگیرد «[…] زیرا تا گوشه‌های آن را دقیقاً در یک سازی ننوازد و دقت نکند، طبعاً خط‌مشی و ارتباط آن‌ را با فراز‌های ماقبل و مابعد و طرز فرود (Cadance) آن‌ را به اصل دستگاه، یا گذر (Passage) آن را با گوشۀ بعدی نمی‌تواند درک کند.» (۶) شاید تلاش او برای جا دادن گوشه‌های جدید در متن ردیف باعث شده که به شکل آگاهانه به موضوع بنگرد یا شاید هم سر و کار داشتن با اجرای هنرمندانه بر اساس ردیف.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

«پس از شنیدن قطعه‌ها [اول و دوم]، می‌بایست تغییراتی را که در موسیقی سنتی ایران با تاثیرپذیری یا تقلید از موسیقی اروپایی پدید آمده و شیوه‌های جدید را عرضه کرده، مورد بررسی قرار داد: اولین عنصر یا محوری که در این تغییر یا بهتر گفته شود «تحریف» به نظر می‌رسد، قلب ماهیت صدا یا سونوریتۀ «ساز» ایرانی است.[…] دومین وجه مشخصه دیگر از این تغییرات اساسی، تغییرات در نسبت‌های فواصل است. […] آشناترین مظاهر زیانبار این تحریفات عبارتند از: وفور نغمه‌های سردرگم، تکراری و کاملا بی‌هویتی که تا آخرین حد از رخوتی سنگین، غمهای تصنعی و افسردگی‌هایی، اشباع شده هستند.» (صص ۳۲-۲۸)