ارکستر فارابی

ارکستر فارابی به رهبری مرتضی حنانه
ارکستر فارابی به رهبری مرتضی حنانه
ارکستر فارابی: تأسیس ۱۳۴۱ تهران توسط “مرتضی حنّانه”
مرتضی حنّانه از پایه گذاران واقعی موسیقی ملّی ایران است، دیگر فکر نمی‌کنم امروز نیازی به تشریح بیوگرافی او برای مردم و علاقه مندان به موسیقی ملی ایران باشد. چون همه می‌دانند که او پس از اتمام تحصیلات در هنرستان عالی موسیقی، مدّت زیادی با پرویز محمود (Parviz Mahmood) آهنگساز معروف کار می‌کرد و با کمک او پایۀ ارکستر سمفونیک تهران (Tehran Symphonic Orchestra) را ریخت و پس از عزیمت پرویز محمود و روبیک گریگوریان به آمریکا مرتضی حنّانه به مدت دو سال سرپرست هنری ارکستر سمفونیک تهران را به عهده گرفت یعنی از اواخر ۱۳۲۹ تا اواسط پاییز ۱۳۳۲٫

در اواخر سال ۱۳۳۲ او به ایتالیا رفت و مدت ۸ سال به کار و تحقیق پرداخت و با توشه علمی قابل توجهی به تهران بازگشت، مرتضی حنّانه بار دیگر در تاریخ موسیقی کشورمان موفق شد که با همت همکاران خود زنده یادان فریدون ناصری و مصطفی کسروی و خانم شهنیا، ارکستر سمفونیک دیگری به نام ارکستر فارابی را در رادیو ایران تأسیس کند.

ارکستر فارابی از سال ۴۱ فعالیت خود را آغاز نمود و علاقه مندان به موسیقی علمی ایران برای اولین بار موسیقی های جدیدی را از رادیو شنیدند که با آنچه که قبلاً شنیده بودند، اختلاف فاحشی داشت.

موسیقی ایرانی جان تازه ای گرفته بود و انتظار می رفت که این راه با علاقه و اشتیاقی وافر ادامه یابد، در این مدت ارکستر فارابی آثار بسیار درخشانی را اجرا کرد.

متأسفانه به ناگهان این ارکستر پس از ۱۰ سال دست از فعالیت برداشت. حال قبل از بررسی علت استعفای حنّانه، به کارهای این ارکستر و عواملی که به تعطیلی ارکستر انجامید می پردازم.

فریدون ناصری در این مورد می‌گوید: یکی از بهانه هایی که برای جلوگیری از ادامه کار ارکستر می تراشیدند، سند سازی و دادن گزارشهای خلاف واقع درباره هزینه این ارکستر بود البته باید بدانید که این هزینه ها را ۴ برابر {هزینه واقعی} گزارش می دادند!

تیرماه ۱۳۴۴ مرتضی حنّانه از طرف سازمان فرهنگی یونسکو (Unesco) برای شرکت در کنگرۀ آهنگسازان معاصر جهان، به پاریس دعوت شد، این اولین باری بود که از ایران برای شرکت در چنین کنگره ای دعوت به عمل آمده بود!

می دانید که هر سال در ماه ژوئن آهنگسازان معاصر جهان از طرف یونسکو به پاریس دعوت می‌شدند و در این کنگره هر کشوری آثار ضبط شده آهنگسازان معاصرش را معرفی می‌کرده است.

دعوت از ایران باعث تعجب و اعتراض سایرین گردید اما رئیس کنگره خاطر نشان ساخت که ایران در شمار ممالک مترقی است و موسیقی آن هم پا به پای اروپا پیشرفت کرده است. در این کنگره اثر خود حنانه به نام “اوراتوریو” با صدای حسین سرشار و اجرای ارکستر فارابی به رقابت با سایر نوارهای ارایه شده از طرف ارکسترهای رادیویی سایر ملل شرکت کننده پرداخت و در کمال ناباوری در این رقابت ها مقام اول سال ۱۹۶۶ در پاریس را به دست آورد و بدین ترتیب اثر اوراتوریو با اجرای ارکستر فارابی از رادیوهای ۲۱ کشور جهان پخش شد و این ارکستر در عصر طلایی خودش به شهرت جهانی نیز دست یافت.

در طول سالهایی که ارکستر فارابی به کار خود ادامه می داد، خیلی از آهنگسازان ایرانی که تا آن زمان حتی امکان اجرای آثار خود را نداشتند توانستند، به این تجربه بالا دست پیدا کنند و آثارشان را با این ارکستر اجرا و ضبط نمایند زیرا یکی از اهداف دیگر این ارکستر اجرای آثار آهنگساز ایرانی بود که طبعا امکان ضبط و اجرای آثارشان را نداشتند و این خود فرصتی علمی بود که این ارکستر در اختیار آهنگسازان جوان ایرانی میگذاشت.

عملا در مقابل ارکستر فارابی ارکستر سمفونیک تهران قرار داشت که در آن سالها قفط به اجرای آثار موسیقیدانان کلاسیک روی آورده بود و به هیچ وجه حاضر به اجرای آثار ایرانی آهنگسازان داخل کشور نبود مگر در شرایط خاص که از قبل در چنین مواردی رپرتوار مشخصی از کمپوزیتورهای مطرح ایرانی وجود داشت که فقط به اجرای این آثار بسنده میشد، به عنوان مثال سالهای طولانی از آثار مرتضی حنانه فقط “روندو کاپریچیوزو” توسط ارکستر سمفونیک در دهه ۴۰ و ۵۰ اجرا شده بود و حنانه مینویسد: من به دفعات با حشمت سنجری صحبت کرده بودم و به او گفته بودم که در رپرتوار ارکستر سمفونیک باید حتما از آثار مدرن آهنگسازان ایرانی استفاده کنی ولی متاسفانه او به این سخنان گوش نمیکرد و ارکستر سمفونیک با ۵۰ در صد نوازنده خارجی به مانند یکی از ارکسترهای غربی فعالیت خودش را ادامه میداد.

در چنین شرایطی وجود ارکستر فارابی یک پدیده هنری روز محسوب میشد. بهانه تراشی برای منحل کردن این ارکستر متاسفانه شروع شده بود و طبیعی بود که خیلی ها به وجود چنین ارکستری حسادت میورزیدند و گزارشهای خلاف واقع در مورد هزینه های این ارکستر و… عاقبت باعث شد تا حنانه از سمت خود استعفا کرد و در مدت کوتاهی این ارکستر به انحلال کشیده شد.

میتوان گفت که این ارکستر در عصر طلایی خودش باعث شد که موسیقی پولیفونیک ایران به صورت جدی مطرح شود و موسیقی ایران را متحول ساخت و همچنین آثار آهنگساز ایرانی در جهان برای اولین بار دیده و شنیده شد.

3 دیدگاه

  • بابک
    ارسال شده در مهر ۲۹, ۱۳۹۲ در ۸:۱۵ ب.ظ

    ارکستر سمفونیک تهران در انگلیسی به این صورت نوشته می شود: Tehran Symphony Orchestra نه Tehran Symphonic. نام پرویز محمود هم در مدارک دانشگاهی اش به این صورت آمده: Mahmoud نه Mahmood.
    در ضمن فکر می کنیم در تقابل نشان دادن ارکستر سمفونیک تهران با ارکستر فارابی چندان به واقعیت نزدیک نباشد. ارکستر سمفونیک ممانطور که از نامش پیداست ارکستر بزرگی بود با محتوای مشخص ولی ارکستر فارابی یک ارکستر مجلسی بود که عمده فعالیتش را روی تنظیم دوباره آثار ایرانی و به وقول خود زنده یاد حنانه آشنا کردن گوش ایرانیان به موسیقی چند صدایی گذاشته بود.
    ضمنا این عبارت که آن اثر “شهرت جهانی” پیدا کرد خیلی اغراق آمیز است و خوب است سردبیران سایت پیش از انتشار مطالب به این مسایل هم توجه کنند.
    خوب بود در پایان مطلب لیستی از آثار ضبط شده و موجود با ارکستر فارابی هم ارائه می شد.

  • امیر آهنگ
    ارسال شده در شهریور ۲۳, ۱۳۹۵ در ۱:۴۴ ق.ظ

    بسیار عالی. تشکیل ارکستر فارابی رادیو توسط استاد مرتضی حنانه بدون شک یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ موسیقی ایران و نقطه عطفی در موسیقی این کشور است. که متاسفانه دیگر هیچگاه چنین ارکستری در ایران تشکیل نشد. ولی تجربه ای بسیار مفید و هنری بود و آثار بی نظیر و ماندگاری از خود بیادگار گذاشت. استاد حنانه هارمونی زوج ابتکاری خود برای موسیقی ایرانی را بصورت عملی با این ارکستر تجربه و به کمال رساند. و این ارکستر در دوره خود بزرگترین خدمت را به موسیقی کشور نمود و آثار اجرا شده توسط این ارکستر، پس از گذشت نیم قرن از تاریخ تاسیس آن هنوز هم بسیار زیبا و ارزشمند است و همانند ندارد. روح استاد حنانه شاد

  • هاشمی
    ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۹۵ در ۴:۳۷ ق.ظ

    در ضمن …. جناب آقای بابک! محض اطلاع شما و دیگر دوستان، اینجانب نکات ذیل را به استحضار می رساند: ۱٫ اول اینکه: بر خلاف اظهار نظر شما نام (ارکستر سمفونیک) به معنی ی ارکستر بزرگ و با محتوای موسیقی مشخص نمی باشد. و طبق گفته کنت کنان (آهنگساز آمریکایی و استاد علوم کمپوزیسیون و صاحب نظر معتبر و نویسنده کتاب معروف ارکستراسیون) در صفحه ۲۸ همین کتاب ارکستراسیون او، که توسط جناب هوشنگ کامکار ترجمه و (چاپ اول آن در سال: ۱۳۸۲ توسط نشر افکار) چاپ شده است و همچنین طبق نظر بسیاری از تئوریسین ها و صاحب نظران معتبر ارکستراسیون از قبیل کورساکف، برلیوز، شارل کوکلن و ساموئل آدلر اصطلاح (ارکستر سمفونیک) معنی دقیق و کاملا مشخصی ندارد. ۲٫ دوم اینکه: یک ارکستر سمفونیک با توجه به تعداد سازها و تعداد نوازندگانی که دارد در چهار گروه سازهای اصلی ی خود: سازهای زهی، سازهای بادی چوبی، سازهای بادی برنجی و سازهای کوبه ای و احیانا بکار گیری سازهایی از دو گروه فرعی: سازهای کلا ویه دار و سازهای زهی مضرابی، می تواند از نظر اندازه و ترکیب متفاوت باشد و در سه نوع ارکستر بزرگ و ارکستر متوسط و ارکستر کوچک قابل تشکیل و متغیر است. و اینکه شما می گویید ارکستر سمفونیک به معنی ی ارکستر بزرگ می باشد کاملا غلط است و عدم آگاهی کافی شما را از ارکستر سمفونیک می رساند. زیرا همانگونه که توضیح داده شد، ارکستر سمفونیک می تواند در انواع کوچک و متوسط هم وجود داشته باشد. و یک ارکستر سمفونیک لزوما بزرگ نیست. ۳٫ سوم اینکه: آثار اجرا شده با ارکستر سمفونیک برخلاف ادعای شما منحصر به اجرای آثاری با محتوای مشخص نیست. اتفاقا محتوای آثار اجرا شده توسط ارکستر سمفونیک خیلی وسیع است و حتی نا محدود! و آثار اجرا شده با یک ارکستر سمفونیک َشامل یک دوره مشخص و محدود تاریخ موسیقی نیست. و ارکستر سمفونیک می تواند عهده دار اجرای آثار موسیقی در دوره ها ی مختلف و سبک ها و ژانرهای گوناگون را بر عهده بگیرد. و از این نظر هیچ محدودیتی ندارد. یک ارکستر سمفونیک در اندازه های بزرگ، متوسط و یا کوچک با توجه به قابلیت های بالایی که دارد، قادر به اجرای آثاری در سبک و ژانرهای گوناگون در دوره های مختلف موسیقی می باشد. از اجرای سمفونی های دوره کلاسیک و رومانتیک گرفته …. تا آثاری از دوره های امپرسیونیسم و نیو رومانتیک و قرن بیستم و غیره و در ژانرهای مختلف موسیقی قرن هجدهم، نوزدهم، قرن بیستم و بیست ویکم (کلاسیک، رومانتیک، نیو رومانتیک، نیو کلاسیک، مدرن، راک، جز، مینی مال و حتی موسیقی پاپ و ………. ) با اجرای آثاری از آهنگسازانی همچون: هایدن، موتزارت، بتهوفن، چایکوفسکی، برامس، دبوسی، بلا بارتوک، استراوینسکی، شوئنبرگ، شوستاکوویچ، آرام خاچاطوریان، اوزئیر حاجی بیگ اف، فیکرت امیروف، مرتضی حنانه، حسین دهلوی، هوشنگ استوار، ثمین باغچه بان، وبرن، گرشوین، لیگتی، بولز و …….گرفته تا موسیقی هایی در سبک های آتونال و آوانگارد و غیره. همچنین یک ارکستر سمفونیک می تواند آثاری با خصوصیات ملی هر کشوری را اجرا کند. و به همین دلیل است که اغلب کشورهای دنیا ارکستری که به نام ارکستر ناسیونال (ملی) دارند، همان ارکستر سمفونیک است که البته محتوای موسیقی ارکستر ناسیونال هر کشوری در رپرتوار آثار اجرایی آن و آهنگسازان ملی آن کشور مشخص می شوند و آن آثار اجرا شده توسط ارکستر ناسیونال دارای خصوصیات ملی ی موسیقی آن کشور می باشد. که توسط ارکستر ناسیونال (ملی) اجرا می شود. ۴٫ و دقیقا به همین جهت بود که استاد زنده یاد مرتضی حنانه، ارکستر فارابی را تاسیس کردند. زیرا با وجود آنکه خود از بنیانگذاران تاسیس ارکستر سمفونیک تهران بودند، پس از پایان تحصیلات در واتیکان و ایتالیا و در بازگشت به ایران این نیاز را احساس کردند که داشتن ارکستر سمفونیک دیگری در ایران لازم است تا به اجرای آثار آهنگسازان ایرانی با خصوصیات و عناصر ملی ایرانی پرداخته شود و بر خلاف ادعاهای شما این ارکستر یک ارکستر مجلسی نبوده است بلکه یک ارکستر سمفونیک (با دارا بودن بخش سازهای زهی آرشه ای، بادی های چوبی، بادی های برنجی، سازهای کوبه ای) بود.۵٫ و همچنین به زعم شما عهده دار اجرای تنظیم دوباره!!! آثار ایرانی هم نبود. بلکه در این ارکستر آثاری از آهنگسازان ایرانی اجرا می گردید که تاکنون اجرا نشده بود و رپرتوار اجرایی آثار ارکستر فارابی از قبل وجود نداشت تا بخواهند آن را تنظیم دوباره کنند. و کار این ارکستر از این نظر از کار ارکستر سمفونیک تهران مشکل تر بود زیرا در ارکستر سمفونیک تهران قطعات جهت رپرتوار اجرایی از قبل وجود داشت و رپرتوار آن هم اجرای آثار آهنگسازان کلاسیک کشورهای غربی و اروپایی بود. ولی در ارکستر فارابی باید آثاری با اصول کمپوزیسیون ساخته و تولید می شد و نه هر اثری! بلکه آثاری با خصوصیت موسیقی ملی ایرانی ولی جهت اجرا با ارکستر سمفونیک و می بایست آثاری بر مبنای موسیقی ایرانی برای این ارکستر آهنگسازی (کمپوزیسیون) می گردید. و آن آثار اجرا شده توسط ارکستر فارابی از هر جهت (ملودی، هو مو فو نی و پلی فونی و دیگر عناصر کمپوزیسیون) که به اجرا در می آمد، کاملا ایرانی بود ولی توسط ارکستر سمفونیک (ارکستر فارابی) اجرا می شد. و از این جهت فعالیت این ارکستر در تقابل با فعالیت ارکستر سمفونیک تهران (که فقط آثار موسیقی کلاسیک غرب را اجرا می کرد) بود. و تاسیس چنین ارکستری تا آن زمان در ایران بی سابقه بود و هست. و کار بسیار پر اهمیت و نقطه عطف موسیقی ایران می باشد که به همت بزرگمردی همچون مرتضی حنانه صورت گرفته است. و متاسفانه دیگر تکرار نشد و هیچوقت ارکستری به انسجام ارکستر فارابی جهت اجرای آثار آهنگسازان ایرانی در ایران تشکیل نشد. ۵٫ در ضمن به چه علت شما تشخیص داده اید که عبارت شهرت جهانی برای ارکستر فارابی و اثر اوراتوریو مرتضی حنانه خیلی اغراق آمیز است؟ بروید و دوباره مقاله را بهتر بخوانید. آیا وقتی اثری از مرتضی حنانه در سال ۱۹۶۶ (یعنی دقیقا نیم قرن پیش) در رقابت بین المللی و جهانی مقام اول را در پاریس بدست می آورد و این اثر از رادیو های بیست و یک کشور جهان با اجرای ارکستر فارابی پخش می شود، عنوان شهرت جهانی برای آن اغراق آمیز است؟ مسلما اینکه این موضوع یک واقعیت انکار ناپذیر است که اسناد آن هم وجود دارد و ما به عنوان یک ایرانی باید به این موضوع افتخار نماییم. نه اینکه خودمان بخواهیم تیشه به ریشه بزرگان موسیقی خود زده و آن را بی جهت انکار کنیم. و بهتر است شما به جای توصیه نامربوط به سردبیران این سایت، در این رابطه قبل از نوشتن و ارسال هر مطلبی کمی بهتر و بیشتر فکر کنید. امیر آهنگ هاشمی (آهنگساز، مدرس مبانی و اصول اجرای موسیقی و علوم کمپوزیسیون. و از آخرین شاگردان استاد زنده یاد مرتضی حنانه)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IV)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IV)

اینکه قطعات «غیر موزون»، «به شکل باکلام» دارای «ریتمِ برگرفته از وزن یا بحر عروضی شعر» است، که «به صورت آزاد» اجرا می شوند، منسجم نیست: چگونه قطعه های«غیر موزون»، «ریتمِ برگرفته از وزن» را دارند، و مبهم است، چرا که«صورت آزاد»، تعریف نشده است و وضع «قطعات غیر موزون به شکل بی کلام» هم بررسی نشده است، و اصولاً (نثرالنغمات) بمعنی «غیر موزون» نیست. در ادبیات «نثر موزون» شناخته شده است. (گلستان سعدی و (نک جعفرزاده ۱۳۹۶ وزن در فرم آواز ص ۲۳۴) نکته مبهم دیگر«موسیقی قدیم» است که قدمتش معلوم نیست. در ضمن در این اثر واژه های «دستگاه» و «مقام» هم مترادف هستند. (همچنین در مورد استفاده از واژه «ضرب» برای دو مفهوم مختلفِ نقره یا «بیت» فرنگی و تاکید یا «اکسان» فرنگی نگاه کنید جعفرزاده ۱۳۹۶ ص ۲۰۰)
روش سوزوکی (قسمت سوم)

روش سوزوکی (قسمت سوم)

در بخش ما توکیوشیناگاواکه (TokioShinagawa) که آقای میازاوا آنجا را اداره میکرد، یک پرنده کوچک دم درازی داشتیم که برای بچه های کوچکتری که برای درس ویولون به اینجا می آمدند بسیار عزیز بود. از زمانی که خانم و آقای میازاوا این مرغ مینا (یا بلبل) را خریدند، از همان ابتدا زبان ژاپنی یادش دادند، مرتب می گفت من پیکومیازاوا هستم!
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (III)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (III)

آن زمان من چند سالی بود که سه تار میزدم و با چگونگی استفاده از سه تار در ارکستر های بزرگ آشنا بودم و نیز به راحتی میتوانستم از روی دست نوازنده مهارت او را در نوازندگی تشخیص دهم. اولین چیزی که قبل از نواختن ارکستر و کوک کردن آنها توجهم را جلب کرد، آماتور بودن بیش از حد بیشتر نوازندگان بود؛ معلوم نبود چرا آهنگساز برای موسیقی ای که به ادعای خودش با این حساسیت نوشته است، از آماتور ترین نوازنده ها استفاده میکند!؟
این آب‌های اهلیِ وحشت… (III)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (III)

هکتور برلیوز (۱۸۶۹ – ۱۸۰۳) آهنگساز رمانتیک فرانسوی و از نخستین رهبران بزرگ ارکستر، اثر مشهور خود سمفونی فانتاستیک را در ۲۷ سالگی‌اش تصنیف کرد. زمانی که همه‌ی نامه‌های عاشقانه‌اش به هاریِت اسمیتسون -بازیگر تیاتری که او را نخستین بار در نقش افلیا در نماشنامه‌ی هملت دیده و به او دل‌ باخته بود- بی پاسخ ماند و اسمیتسون نیز از پاریس به شهری دیگر رفت. اسمیتسون -منبع الهام سمفونی فانتاستیک- بالاخره این اثر را دو سال بعد شنید و نبوغ برلیوز او را تحت تأثیر قرار داد. آن دو باهم ازدواج کردند که این وصلت فرجام خوشی نداشت و چند سال بعد به جدایی انجامید. سمفونی فانتاستیک آنگونه که برلیوز نیز توضیح داده‌است، ماجرای آهنگسازی جوان است که ناکام از عشق، خود را با تریاک مسموم می‌کند. در خوابی سنگین فرو می‌رود و دلهره‌ و درد، کابوس‌وار در ایده‌هایی موسیقایی جانش را تسخیر می‌کنند.
پرتو: کسی که یک سال پیانو زده به خود اجازه تدریس میدهد

پرتو: کسی که یک سال پیانو زده به خود اجازه تدریس میدهد

افلیا پرتو اول دی ماه ۱۳۱۷ در خانواده ای در تهران به دنیا آمد که همه اهل موسیقی بوند. پدر و مادر او کنسرتهای انجمن موسیقی ملی به رهبری استاد روح الله خالقی را دنبال میکردند و گویا حتی در انجمن عضویت هم داشته اند. استادان بزرگی چون، حسین خان هنگ آفرین و موسی معروفی به خانه آنها رفت و آمد داشتند و با پدر خانواده که نوازنده ای پی گیر و علاقمند بود، دوست بودند.
طراحی سازها (V)

طراحی سازها (V)

Herodotus، پدر تاریخ باستان، داستانی را درباره زایش هندسه و ارتباط آن با طغیان فصلی رود نیل، نقل می‌کند. به دنبال تقسیم اراضی میان مردم توسط شاه Sesostris در قرن ۱۴، باید شیوه‌ای برای محاسبه میزان زمین‌هایی که به علت طغیان نیل دچار خسارت می‌شدند در نظر گرفته می‌شد تا برحسب آن مالیات صاحبان این اراضی به تناسب مشخص گردد. این روند به یک سیستم مدون برای اندازه‌ گیری زمین‌ها منجر شد و در آن geo به معنی زمین و metron به مفهوم اندازه بود، در نتیجه geometry یا هندسه را می‌توان «هدیه نیل» دانست.
کنترپوان ، آشنایی – قسمت اول

کنترپوان ، آشنایی – قسمت اول

کنترپوان (counterpoint) در موسیقی عبارت است از ارتباط بین دو یا چند نت موسیقی که در ریتم و کشش زمانی کاملا مستقل بوده ولی در هارمونی به یکدیگر وابستگی دارند.
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نمونه های زیادی از انواع فرهنگ های موسیقایی بدوی در جهان وجود دارد که در آنها، نوازنده و آهنگساز و حتی شاعر و خواننده یکنفر است؛ در موسیقی قرون وسطای اروپا هم این پدیده زیاد دیده می شود. ارتباط دادن این مسئله با تفکرات عرفانی و فلسفی ایرانیان، نوعی فلسفه بافی است که متاسفانه در نوشته های نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی بسیار دیده می شود (۱) ضمن اینکه همین فلسفه بافی هم بدون توجه به مشکلاتی که در اسناد تاریخی اش دارد، دچار مشکلات منطقی است؛ همانقدر که یک اثر بداهه نوازی تحت تاثیر نواخته گذشتگان اش است (۲)، یک قطعه کلاسیک هم در موسیقی غربی، تحت تاثیر تکنیک های هارمونی، کنترپوان، فرم و… گذشتگان اش است.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VI)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VI)

این جنبه اجتماعی شامل موسیقی در مدارس و دانشگاه سیر روزافزون و بهبودی مداوم داشت در تمامی دهه‌های بعد از ۱۹۲۰٫ بهتر بگویم از آن زمانی که آقای وزیری بعد از چهار سال تحصیل در فرنگ به کشور برگشت و مدرسه موسیقی را تشکیل داد.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXI)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXI)

بهترین نوع موسیقی ایرانی در رادیو، در برنامه هایی به اسم «گل ها» با انواع مختلف «رنگارنگ» و «جاویدان» و غیره پخش می شد و معرف نوعی از موسیقی «عرفانی» بود و مطابق با اوضاع زمانه، آمیخته به رنگی از یأس و بدبینی و گله و شکایت از روزگار و یار جفاکار. نوازندگان مهم سازهای ایرانی این برنامه ها: احمد عبادی، فرزند میرزا عبدالله (سه تار)، حسن کسائی (نی)، لطف الله مجد، فرهنگ شریف و جلیل شهناز (تار) بودند.