سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (I)

نوشته ای که که پیش رو دارد، نامه ای است از هنرمند گرامی مصطفی آخوندی، نوازنده و مدرس گیتار کلاسیک که درباره انتشار اولین کتابش در ایران تهیه و به سایت گفتگوی هارمونیک رسیده است. با هم می خوانیم:

سرانجام کتاب “مهارت نوازندگی” کتابی‌ کوچک برای همه نوازندگان، به چاپ رسید. سال ۲۰۰۸ میلادی دست نوشته کتاب خود را که در آن زمان “چگونه تمرین کنیم” نام داشت، به یکی‌ از آشنایانم که در حال پرواز به ایران بود سپردم تا او آن را در تهران به دوستم برساند.

یکی‌ از دانشجویان که پیش از این در کنسرواتوار درس خوانده بود و گویا گیتار هم می‌نواخت به کار نشر و چاپ کتاب روی آورده بود و در زمینه کتابهای موسیقی فعالیت میکرد.

ایشان مایل بود اثری هم از من به چاپ برساند. پس دوستم دست نوشته را نزد او ٔبرد و آقای ناشر پس از خواندن متن، قراردادی را امضا و به بنده میل کرد. من نیز آن را امضا کردم و به ایشان باز فرستادم.

دست نوشته‌ام یک سال تمام نزد ناشر باقی‌ ماند وهر بار که با ایشان تماس می‌گرفتم، وعده می‌داد که به زودی کتاب را به چاپ میرساند.

پس از مدتی‌، دوستم اطلاع داد که ناشر با او تماس گرفته و گفته است که در حال حاضر نمی تواند کتاب مرا منتشر کند. از کلن با ایشان تماس گرفتم ومراتب را جویا شدم. رفتارآقای ناشر به نظرم عجیب رسید، زیرا ایشان خود پیشنهاد چاپ و انتشار کتاب را مطرح کرده بود و حال چه اتفاقی‌ می‌توانست افتاده باشد که پس از گذشت یک سال ناگهان از انجام این کار صرف نظر کرده باشد. به ایران آمدم.

در تماسی تلفنی، آقای ناشر ادعا کرد که می‌خواهد ایران را برای همیشه به مقصد آمریکا ترک کند و در حال فسخ قراردادها و بستن نشرخود می باشد. به شدت از این رفتارغیرمسئولانه وعجیب، عصبانی و ناراحت شده بودم. فکر می‌کردم ایشان باید خیلی‌ پیش از این، کتاب را به من بازمی گرداند، اما چرا پس از این همه مدت آن را نزد خود نگاه داشته بود؟

با این حال به هدف و خواسته ایشان احترام گذاشتم، دست نوشته را پس گرفته و به فکر نشر دیگر افتادم. اکنون نزدیک به چهار سال است که از این ماجرا می‌گذرد و ناشر همچنان در تهران به زندگی‌ و کار نشر خود ادامه میدهد. این نخستین تجربه من در ارتباط با اهل علم و عمل نبود.

در آموزشگاهی که درس میدادم موضوع را مطرح کردم و رئیس آنجا شماره ناشری را به بنده داد و من بلافاصله تماس گرفتم. با وجود اینکه هیچگونه چشمداشت مالی‌ نسبت به چاپ کتابم نداشتم، آقای ناشر موجی از حرمان و یاس را بر سرم فرو ریخت. ایشان به من پیشنهاد داد که با توجه به وضعیت آشفته بازار، در حال حاضر از چاپ کتابم صرفنظر کنم، یعنی‌ روزها، ماه‌ها و شاید سالها منتظر بمانم و چون از انتظار بیزار بودم، پیش از آنکه گرفتار امواج سهمگین نومیدی شوم، گوشی را گذاشته و به جستجوی خود ادامه دادم. تجربه دیگر…

چندی بعد به دفتر مجله هنر موسیقی رفتم. سردبیر و مدیراجرایی مرا به گرمی‌ پذیرفتند. با آنها درباره موضوع به گفتگو نشستم و مجله آمادگی خود را برای چاپ کتاب اعلام کرد، اما هنر موسیقی که من نیز افتخار همکاری با آن را داشتم، به شدت درگیر کارهای مجله و همچنین چاپ چند کتاب دیگر بود و من باید تا اتمام کارهای باقیمانده آن مجله، منتظر می‌ماندم.

به دلیل آنکه هنوز پس از آن همه وقت موفق به چاپ کتابم نشده بودم، تصمیم گرفته بودم هر چه سریع تر کار را به پایان برسانم. بنابراین و علیرغم میل باطنی ام، کتاب بدست از دفتر مجله بیرون آمدم.

مدتی‌ گذشت تا سرانجام با نشر معروفی در تهران قرارداد بستم. همه هزینه چاپ کتاب را به عهده گرفتم و ناشر جدید ۴۰ در صد از قیمت پشت جلد کتاب را نیز از من درخواست کرد. همچنین از ۱۲۰۰ جلدی که قرار بود به انتشار برسد، ناشر محترم فقط ۱۰۰ نسخه آن را برای فروش برداشته و من باید بقیه آنها (۱۱۰۰ جلد) را در جایی نگهداری می‌کردم تا پس از به فروش رفتن آن ۱۰۰ جلد، تعداد دیگری به کتابفروشی ایشان تحویل بدهم.

باید به این موضوع اشاره کنم که آقای ناشر طرح روی جلد کتاب را به عهده گرفت اما طرحی که ایشان در چند ساعت انجام داد، بسیار بد و عجولانه بود و در مقابل از بنده درخواست کرد که چند صفحه از یک متن آلمانی‌ را به فارسی ترجمه کنم. از همکاری با ایشان صرف نظر کردم زیرا از ابتدا تا انتهای آن عاری از هر گونه برابری بود و ناگهان از دوست و همکاری مهربان به دشمنی سر سخت تبدیل شدم. این رفتار کسانی‌ است که در همه مراحل زندگی‌ به فکر منافع خود هستند و به مجرد اینکه خواسته‌شان بر آورده نشود، به سرعت تغییر رفتار میدهند.

این رفتار کاملا طبیعی بود و شاید هم به قسمتی‌ از اخلاق اجتماعی تبدیل شده است؛ نمی‌دانم… این نیز تجربه دیگر من در ارتباط با اهل علم و عمل بود. مبلغی بابت غرامت (؟) به حساب ایشان پرداخت کردم و عطای چاپ کتابم را به لقایش بخشیدم.

آیا باید از چاپ کتابم چشم پوشی میکردم؟ روزها و شبهای سختی را برای نگارش آن از سر گذرانده بودم. بعضی‌ از دوستان تشویقم میکردند که به جستجوی نشر دیگری بروم و برخی‌ نیز مرا از ادامه کار بر حذر میداشتند. سه‌ سال گذشته بود و من هنوز نتوانسته بودم آن را به چاپ برسانم.

2 دیدگاه

  • پریسا فلاحی
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۹۱ در ۹:۵۶ ب.ظ

    متاسفم و صدافسوس برای سختی هایی که هنرمند برای چاپ اثرش در ایران متقبل میشود..
    امیدوارم این کتاب پایان خوشی داشته باشد.

  • علی جهانگرد
    ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۳ ب.ظ

    واقعا متاسف شدم وقتی این مطلب را خواندم. من هم ۱۳ سال پیش کتابی را با همین مبحث نوشتم مهارتهای نوازندگی و رفتار نوازنده. اما به دلیل نداشتن هیچ پشتوانه و دلگرمی. قید کتاب را زدم.هر چند سال یکبار تصمیم میگیرم در مبحثی که کتاب در ایران کم چاپ شده. من کتابی بنویسم. اما مشکلات این اجازه را به من نمیداد.
    چند ماه پیش ناگهان تصمیم گرفتم کتابی در مورد نشانه های موسیقی برای آهنگسازان بنویسم. بخشی از کتاب را نوشتم. اما در این میان با یکی از دوستانم که در کار نشر کتاب است. مشورت مفصلی کردم. ایشان ۱۰۰۰ تا دلیل آوردند و من را قانع کردند که نوشتن و چاپ کتاب را از زندگی ام حذف کنم. و من در این آشفته بازار موسیقی ایران هیچوقت کتابی را نخواهم نوشت. مطلب شما خاطره تلخ شکست کتاب چاپ کردن را در من لحظه ای زنده کرد.
    موفق باشید آقای آخوندی.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

در هر حال کسی هرگز فکر نمی کرد که او با آن بنیه سالم و جوان به این زودی از دست برود و اگر در «جزوات یادی از هنرمندان» (چاپ شده در سال ۱۳۵۷) یادی از او نیامده بود، شاید همین مقدار اطلاعات هم از او در دسترس نبود. از بازماندگان زرپنجه کسی باقی نیست. یحیی زرپنجه مطربی عاشق از نسلی دیگر و دورانی فراموش شده است که همچون صفحات کهنه اش تنها عده ای معدود را آشناست.

نی و دندان (II)

صدای نی ایجاد شده در نی ارتباط مستقیمی با طول و عرض و عمق کام و ارتفاع دندانها، شدت دمش و قوت و اندازه و پهنای زبان و… دارد و می شود به این نتیجه هم رسید که کیفیت تولید صدای نی برای هر نوازنده نی ای، نقطه اوجی دارد که بهتر از آن نمی تواند کیفیت صدای تولید شده را ارتقا بخشد و از توانایی فیزیکی او خارج است؛ همان طور که گفته شد در تولید صدای نی هر نوازنده ای در صورت تداوم به نقطه اوج خود خواهد رسید ولی در صورت عدم رعایت این ظرایف ممکن است سیر نزولی هم داشته باشد، اگر نوازنده ای صدای مطلوبی تولید می کند شک نیست که شرایط مناسب فیزیکی را هم داراست.

از روزهای گذشته…

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (III)

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (III)

دکتر محمد سریر: اخیرا بیستمین سال راه اندازی اینترنت را جشن گرفته اند، این یک قدم بزرگ بود؛ من فکر می کنم، یک کانال بسیار عمومی در سراسر دنیا باز شد که شاید مهمترین پدیده این قرن بتواند باشد. به هر حال امتیازات بسیار دارد البته به قول فرهنگی ها تکنولوژی یک ضررهای جنبی هم دارد ولی در مجموع امتیازات خیلی بیشتری دارد. زمانی فکر می کردند پیشرفتهایی وسیعی کرده اند و از ماهواره ها استفاده می شود ولی پدیده اینترنت واقعا انفجار بود که می تواند همه را در هر جا در هر لحظه به هم متصل کند و من فکر می کنم در حوزه موسیقی می تواند خدمات زیادی داشته باشد.
گروه بین المللی رومی از زبان علیرضا قربانی

گروه بین المللی رومی از زبان علیرضا قربانی

گروه مولانا رومی به تازگی در یک تور اروپایی هشت کنسرت را در کشورهای سوئد، نروژ، سوییس و اسپانیا اجرا کرد که خوانندگی برعهده علیرضا قربانی بود. این گروه در تور اروپایی خود آثار جاوید افسری راد آهنگساز ارزنده و نوازنده سنتور را اجرا کرد. علیرضا قربانی خواننده برجسته موسیقی سنتی، همکاری تازه خود با گروه بین المللی مولانا “رومی” را تجربه ای ارزنده توصیف می کند و می گوید این گروه زمینه آن را دارد تا منشا کارهای متفاوت باشد.
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (II)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (II)

در این جا در دو مورد سوء تفاهم ایجاد شده است؛ یکم علت وجود صداهای فرعی و دوم نقش جنسیت ها در مقام. از ص ۶۰ تا ۷۵ مقام های ماهور و سه گاه (با استناد به ردیف ها و ترانه ها) بررسی شده اند. این بررسی با تئوری «مقام های دودانگی» که در حال حاضر در ایران رواج یافته است، مقایسه شده و نشان می دهد که مقام ها از دو دانگ یا «سلول» های دیگری هم ساخته نشده اند. نقش صدا ها به ترتیب اهمیتشان در صفحه ۵۹ تعریف شده است: صداهای فرعی مشخص کننده حدود مقام هستند.
موسیقی و طنز (قسمت پایانی)

موسیقی و طنز (قسمت پایانی)

کم و زیاد کردن شدت نواخت ها یا نوانس ها، استفاده از مضرابهای پوش و باز و به اصطلاح استاد وزیری “خاموش کردن طنین سیم با انگشت”، استفاده از مالش ها و لغزشها و به اصطلاح گلیساندوها روی ویولون و کمانچه، تلنگرهای غیر عادی روی پوست ضرب و یا دایره و بخصوص استخراج صداهای غیر عادی از سازهای بادی با تکنیک مخصوص، از عوامل مهمی است که در شیوه اجرا مشخص میشود و قاعده ثابتی ندارد که بتوان با مشق از روی آن در این کار مهارت یافت.
محمد سعید شریفیان، گوهری از موسیقی کلاسیک

محمد سعید شریفیان، گوهری از موسیقی کلاسیک

برای ما ایرانیها که بطور معمول، به دلیل محدودیتها (یا دست کم محدودیت در زمینه موسیقی)، اساتید بزرگ موسیقی کلاسیک را غیر ایرانی می دانیم، شاید دانستن اینکه یکی از این اساتید بزرگ اتفاقا ایرانی است می تواند بسیار مسرت بخش باشد. اگر بخواهیم با چشمانی باز به دور از تعصب و با منطق مطلق به دنبال یادگیری موسیقی کلاسیک باشیم و پله پله این مسیر تاریک و دور از دسترس را بپیماییم، دکتر محمد سعید شریفیان نهایت هدفی است که می توان به دنبال آن بود او یکی از نخبگان موسیقی کلاسیک است که حضور خودخواسته اش در داخل ایران، قابل ستایش است.
ساز به ساز (II)

ساز به ساز (II)

برای آنکه ببینیم چرا چنین پرسش هایی پیش می آید لازم است کمی بر مفهوم «قطعه ی موسیقی» درنگ کنیم و بیاندیشیم که «یک اثر موسیقایی» چیست؟ زیرا آنچه در این موارد اتفاق می افتد ساز به ساز کردن یک اثر یا قطعه ای موسیقی است که خود از پیش هویتی معین و مستقل دارد. برای کاربرد مورد بحث در این مقاله کافی است فرض کنیم هر قطعه یک ساختار صوتی است که امکان به فعلیت رسیدن از طریق واسطه های موسیقایی را دارد (۳) و ببینیم به چه نتایجی می رسیم. اگر چنین باشد باید بتوانیم بی دردسر و بدون کم شدن از ارزش موسیقایی، و نیز بدون وارد آوردن آسیب به بافت قطعه، آن را با ساز دیگر بنوازیم. یعنی جایگزین شدن صداها نباید تفاوتی چشمگیر در وضعیت قطعه پدید آورد.
نامگذاری سمفونی شماره سه بتهوون

نامگذاری سمفونی شماره سه بتهوون

بتهوون قبل از آنکه نام سنفونی سوم خود را اروییکا بگذارد در نظر داشت تا نام آنرا بناپارت بگذارد.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (II)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (II)

«مفاهیم شنکر در آنالیز موسیقی تونال» تا آنجا که می‌دانیم اولین کتابی است که به زبان فارسی در مورد فنون تجزیه و تحلیل موسیقی منتشر می‌شود (۵). بنابراین دور از انتظار نیست که مانند بسیاری از رهآوردهای محیط دانشگاهی غرب به زمانی طولانی نیاز باشد تا جامعه‌ی دانشجویان با آن آشنا شوند و به مهارتی برسند که بتوانند به دید انتقادی به آن نگاه کنند(۶).
نگاهی به آلبوم “طغیان” (III)

نگاهی به آلبوم “طغیان” (III)

“شیدایی” در زمان خود بسیار مورد استقبال اهالی هنر قرار گرفت و نو آوری مشکاتیان در ارائه ریتم ۱۴ ضربی تحسین بسیاری را برانگیخت؛ همنشینی ریتم و تم این قطعه به حدی بود که حتی اشکالاتی که این تصنیف در پیوند شعر و موسیقی داشت (۲) را از دید شنونده اهل موسیقی دور نگه داشت و آنها تا به امروز آنرا یکی بهترین تصانیف موسیقی ایرانی می دانند.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (I)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (I)

احساسی آمیخته به ترس در من شنونده برانگیخته می شود زمانی که تصور نبودن بزرگانی چون پاواراتی و شجریان به ذهن من راه می یابد. بی تردید این حالت پاسخ لذتی ست که پیوسته از اجراهای موفق این دو استاد برده ام.اما بر آن نیستم که خود را به این دلیل که از اجراهایشان لذت می برم محبوس کنم.آنچه مرا وا می دارد تا بر آثار ایشان تعمق کنم تقابلی ست میان دو فرهنگ موسیقایی (آوازی) شرق و غرب (که از ممتازترین نمونه های آواز کلاسیک غربی نیز هست) و شجریان را به عنوان برجسته ترین نماینده ی موسیقی آوازی ایران ( که می توان گفت از معدود آوازخوانانی ست که با آواز ایران گره خورده است.) انتخاب کرده ام.