چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VIII)

در هر تمرین دو امر جریان دارد: یکى تمرینِ ذهن جهت پرداخت و آنالیزِ قطعه ى مورد نظر و دوم تمرین دست ها جهت بدست آوردن نرمى لازم. ذهن شما قبل از دست هاى شما مشغول به کار مى شود، در نتیجه کار بر روى ذهن، هم مهمتر است و هم اولویت دارد. شما هرگونه که ذهنتان را عادت دهید همانگونه رفتار خواهد کرد.

اگر با خود بگویید در روز دو ساعت تمرین لازم است تا نتیجه حاصل شود، ذهنِ شما هم این را مى پذیرد و حتا با یک ساعت تمرینِ روزانه هم نتیجه ى مطلوب نمى گیرد.

اگر براى ذهنِ خودتان نیم ساعت تمرین در روز را تعریف کرده باشید، آنوقت اگر یک روز استثناعاً یک ساعت تمرین کنید، دو برابر نتیجه ى مطلوب خواهید داشت و این تماما بستگى دارد که شما ذهن خود را چگونه در این امر پرورش داده و تربیت کرده اید.

حال هنگامى که وقت براى تمرین محدود و یا بسیار محدود است، چگونه باید ذهن را پرورش داد بطوریکه بتوان در حداقل زمان حداکثر استفاده را بُرد؟

این روش بر مبناى آموزشِ ذهن براى تمرین هاى پنج دقیقه اى است.

فقط “پنج دقیقه” آنهم بخاطر اینکه بدانید براى تمرین به هیچ برنامه ریزى احتیاج ندارید و تمرین هاى شما مى تواند در زمان بیکارى و یا به عنوان استراحتى در بین کارهاى شما باشد.

البته به یاد داشته باشید که وسایلِ تمرین موسیقى شما باید آماده باشد مثلا اگر سنتور مى نوازید، سنتور شما خارج از جعبه روى میز باشد و نت جلوى سنتور و مضراب ها نیز روى سنتور آماده باشند یا اگر ویلن مى نوازید نتِ شما روى پایه نت آماده و ویلن شما دمِ دست باشد.

طبیعى است اگر شرایط تمرین مهیا نباشد، فقط پنج دقیقه زمان مى برد تا شما آماده ى تمرین شوید در نتیجه در بکار گیرى این روش توفیقى نمى یابید.

در قدم اول شما باید “باور” داشته باشید که مى توانید ذهنِ خود را براى تمرین هاى پنج دقیقه اى آماده کنید البته این پنج دقیقه ها مى توانند دقیقه اى کم یا زیاد شوند منظور از پنج دقیقه دقیقاً پنج دقیقه نیست بلکه حدودِ پنج دقیقه مى باشد.

این تمرین هاى پنج دقیقه اى تماما باید در لابلاى کارهاى روزانه ى شما باشد.

مواقعى که در منزل نیستید که هیچ اما آن زمان که داخل منزل هستید (حتا صبح زود یا شب دیر وقت) مى توانید از این الگوهاى پنج دقیقه اى استفاده کنید.

مثلا اگر فکر مى کنید از زمانى که به منزل آمدید تا وقت خواب مى توانید حدوداً بیست دقیقه تمرین داشته باشید، این بیست دقیقه را به چهارتا پنج دقیقه تبدیل کنید و در بین کارهایتان انجام دهید.

اکیداً توصیه مى کنم به هیچ عنوان و تحتِ هیچ شرایطى، زمانِ تمرینِ خود را به بیش از پنج دقیقه افزایش ندهید. چه بسا اینکه حتا اگر مثلا به جاى پنج دقیقه ده دقیقه تمرین کنید، کارایىِ این روش به حداقل مى رسد و دیگر براى شما قابلیت اجرایى در آینده را نخواهد داشت.

اما دلایلى که چرا نباید تمرین شما بیش از پنج دقیقه شود:
۱- هنگامى که شما مى دانید در هر بار تمرین فقط پنج دقیقه وقت دارید و خود را موظف به اجراى آن مى کنید، ذهن شما به تدریج (ظرف دو سه هفته) مى آموزد که در هر بار تمرین بیشتر از پنج دقیقه فرصت ندارد، بنابراین یاد مى گیرد که چطور در عرض مدت پنج دقیقه خود را متمرکز کند تا چیزى بیاموزد.

ولى اگر تمرین هاى شما گاهى بیش از پنج دقیقه و گاهى خیلى بیش از پنج دقیقه شود، ذهن شما با یک عدم ثبات در زمان تمرین مواجه مى شود و تکلیفِ خود را گم مى کند و شما نمى توانید از ذهنتان بهره ورى لازم را انتظار داشته باشید. اما اگر خود را موظف به تمرین تا حداکثر پنج دقیقه بکنید، ذهن خودش را براى یادگیرى در آن پنج دقیقه آماده مى کند.

اگر مثل گذشته بخواهید مثلا یک ساعتى را به تمرین اختصاص دهید طبیعى است ذهنِ شما خودش را براى تمرینِ یک ساعته آماده مى کند و باز هم طبیعى است که در پنج یا ده دقیقه ى اول تازه دارد خودش را گرم مى کند تا آرام آرام به تمرکز نسبى برسد تا بتواند یادگیرى را شروع کند. اما اگر ذهن شما آموزشِ تمرینهاى پنج دقیقه اى را دیده باشد مى تواند در کمتر از سى ثانیه براى یادگیرى آماده شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

حواشی مرگ مایکل جکسون در وب

حواشی مرگ مایکل جکسون در وب

مرگ مایکل جکسون زمانی اتفاق افتاد که مایکل بعد از ۱۲ سال قصد بازگشت به روی صحنه و اجرای زنده را داشت و تور طولانی مدت او که قرار بود از ۱۳ جولای ۲۰۰۹ تا ۶ مارس ۲۰۱۰ انجام شود، بیش از یک میلیون بلیت فروخته بود. تور متشکل از ۵۰ اجرا و به نام This Is It بود که قرار بود از آرنای لندن آغاز به کار کند.
زوج هنری باربیرولی (II)

زوج هنری باربیرولی (II)

جان باربیرولی در طی پخش مجموعه کنسرتهای یکشنبه از رادیو NBC مخاطبان زیادی را جذب خود نمود. از جمله مجموعه کنسرتهای مطرح وی به همراه این ارکستر (فیلارمونیک نیویورک)، در هالیوود بال بود که با استقبال زیادی مواجه شد. در سال ۱۹۴۲ با جنگی که در وطن اش اتفاق افتاد به شدت زجر کشید و دلتنگ دیار و برای خانواده خود نگران بود. او از طریق دریا از آمریکا به بریتانیا رفت و در این سفر طولانی کنسرتهایی را به همراه ارکسترهای مختلف رهبری نمود.
موسیقی و گردشگری (III)

موسیقی و گردشگری (III)

طبق آماری که در جراید اعلام شد ایران در سال گذشته تنها ۳۵۰ هزار گردشگر را پذیرا بوده است (که شاید در سال ۸۵ به خاطر مشکلات سیاسی کمتر هم شده باشد) این آمار نسبت به سال ۷۶ که ۶۶۰ هزار توریست به ایران آمدند کاهشی شدید داشته است. در سال ۷۶ درآمد کشور از توریست ها ۳۰۰ میلیون دلار بوده است.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (II)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (II)

ایقاع مخصوص موسیقی بود. طویس اولین خواننده ای بود که در مدینه از ایقاع استفاده کرد. او با اضافه کردن نت های زینت و به کاربردن فواصل ملایم شیوه ای جدید را در موسیقی به کار گرفت که آن را غناءالمتقین (آواز هنری) می گفتند. نخستین خواننده ای که در حجاز به معرفی و ترویج ایقاع پرداخت عزه المیلاء بود که ایقاع را غناءالموقع نامید و سائب خاثر نیز در این زمینه تلاش فراوانی کرد در دوره ی خلفای اموی ایقاع شکل علمی تری به خود گرفت و دایره هایی برای معرفی آن وضع گردید. ضربهای این دوره ثقل اول، ثقل ثانی، خفیف ثقیل، هزج، رمل و رمل طنبوری بود.
وان موریسون، نوری در تاریکی (VII)

وان موریسون، نوری در تاریکی (VII)

در مصاحبه ای با آنتونی دنسلو، موریسون گفته است: “سخنان نادرست بسیاری درباره این آلبوم بیان شد. من هیچ گاه وابسته به گروهی نبودم و چنین قصدی نیز ندارم. برای کسانی که نمی دانند راهبر و هدایتگر چه کسی است باید بگویم حتی معلمی نیز نداشتم.” سال ۱۹۸۷ آلبوم “ترکیب قهرمانان شاعرانه” وی با تمی عاشقانه و رومانتیک، شامل آهنگهایی همچون: “کسی مثل تو” و “بوسه فرانسوی” (مربوط به سال ۱۹۹۵) که در این آلبوم اجرا شد.
رکوئیم های مرگ موتسارت

رکوئیم های مرگ موتسارت

موتزارت در آخرین سال از زندگی کوتاه خود با شخصی که حاضر نبود چهره خود را به او نمایان کند ملاقات می کند. این مرد سیاه پوش به موتزارت سفارش ساخت رکوییم یا مسی را برای مرگ می دهد و ادعا میکند که از طرف مردی این درخواست را دارد که برای گرامی داشتن خاطره همسر فوت شده اش نیاز به این موسیقی دارد.
آیا موسیقی ایرانی ادیت دارد؟

آیا موسیقی ایرانی ادیت دارد؟

همزمان با مقالاتی که در این سایت در مورد علم ادیت ویلن نوشته میشود، امروز به این موضوع میپردازیم که “آیا در موسیقی ایرانی هم ادیت وجود دارد؟” جواب این سئوال کمی دشوار است، چراکه از طرفی بعضی اساتید، از ادیت بخوبی استفاده میکنند، ولی هنوز بصورت نوشته شده روی آن کار نکرده و قادر به تدریس آن به شکلی که نظیر آن در ویولون موجود است نیستند …
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IX)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IX)

باید توجه داشت که فرهنگ در ابعاد کلی و عامش، مجموعه ای مفصل و چند لایه است که در یک دایره خاص و مشخص نمی گنجد. از یک طرف بزرگ ترین دایره فرهنگی، بعد از گذشتن از محدوده های نژاد، زبان و دین، همان محدوده جهانی یا فرهنگ بشری است و از طرف دیگر به دایره های فرهنگی کوچک تری بر می خوریم، مانند دایره فرهنگی لهجه ای خاص، به عنوان مثال لهجه یزدی فقط در محدوده شهرستان یزد یک وسیله ارتباطی و در نتیجه مشخص کننده محدوده ای فرهنگی با تاریخچه و ویژگی های خاص خود است و در پی دایره فرهنگی تنگ تری، در همین یزد، به محله «گَورها» یا گبرها یا زرتشتی ها بر می خوریم با ویژگی ها، زبان، لهجه و تاریخ فرهنگی خاص خودشان و بالاخره در همین سمت، کوچک ترین دایره های فرهنگی، قبیله، خانواده تا ویژگی های فرهنگی یک فرد خاص قابل شناسایی هستند. نتیجه این بررسی را می توان در تز زیر خلاصه کرد:
«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

به دلیل بزرگ شدن جامعه موسیقی در سی سال اخیر این مشکل بیشتر به چشم می آید ولی سابقه تاریخی داشته است چراکه اصولا در موسیقی ایرانی تولید کننده موسیقی از نوازنده موسیقی جدا نبوده است. این سنت در موسیقی کلاسیک هم تا پایان قرون وسطا وجود داشته است ولی به مرور زمان شنوندگان موسیقی کمالگرایی را به جایی می رسانند که دیگر اثر هر نوازنده ای برایشان قابل قبول نبوده و دیگر دوره کارهایی که از نظر چند صدایی ضعیف بودند به پایان رسیده بوده است و این آغاز تخصصی شدن آهنگسازی بوده است. این روند سالها پیش می رود تا جایی که یک شخصیت مستقل به نام آهنگساز و شخصیت مستقل دیگری به نام نوازنده شکل می گیرد ولی باز تا امروز هم بسیاری از آهنگسازان در نوازندگی هم توانایی های قابل توجهی دارند.
بسامه موچو یا مرا ببوس!

بسامه موچو یا مرا ببوس!

چندی قبل به بهانه درگذشت یکی از ترانه سرایان لاتین به نام “کونسوئلو ولازکوئز” مطلبی تهیه کردیم و در آن راجع به یکی از ترانه های جاودانه این شاعر که در اغلب کشورها از شهرت بسیاری برخوردار است صحبت شد. این ترانه Besame Mucho (مرا ببوس) نام دارد که توسط خواننده ها و گروه های بسیاری به زبانهای مختلف اجرا شده است.