موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (I)

جان كيج (1993-1912)
جان كيج (1993-1912)
مفهوم موسیقی تجربی از دیدگاه جان کیج
موسیقی تجربی، یک واژه‌ی فنی است، یک اصطلاح. واژه‌ای که امروز فکر می‌کنیم یک نوع موسیقی را از بقیه جدا می‌کند یا حتا نام سبکی است از سبک‌های موسیقی با تعریف دقیق و آهنگسازانی که به آن وفادارند. این قبول که واژه واژه‌ای فنی است، اما آیا آنقدر که ما می‌پنداریم معنی‌اش واضح و روشن است؟ آیا همه‌ی آهنگسازانی که در زیر چتر آن جمع شده‌اند یک تصور مشابه از آن دارند؟ منتقدان و نظریه‌پردازان چطور؟ تجربه‌ی زندگی روزمره می‌گوید این طور نیست.

هر اصطلاحی در مدت زمان زنده بودن معانی مختلفی به خود می‌گیرد و از نظر کسانی که با آن سر و کار دارند مفاهیم مختلفی را تداعی می‌کند.

دنبال کردن این معانی مختلف و درست کردن تاریخچه برای آنها کار یک مقاله‌ی تحقیقاتی است اما در اینجا می‌خواهیم ببینیم نظر جان کیج در مورد این واژه چیست؟ اما چرا جان کیج؟ زیرا دانستن نظر کسی که هم به عنوان آهنگساز و هم به عنوان نظریه‌پرداز از مهم‌ترین و جنجالی‌ترین چهره‌های این نوع موسیقی بود، می‌تواند بخشی از معنای این واژه را بیشتر برایمان روشن کند و ادای دینی باشد به مشهورترین آهنگساز نیمه‌ی دوم قرن بیستم که امسال یکصدمین زادسال او است و به نام وی نام‌گذاری شده است.

اصطلاح موسیقی تجربی در دهه‌ی ۱۹۵۰ میلادی معمول شد و ظاهرا اولین بار به طور رسمی در ۱۹۵۳ توسط «پیر شفر» آهنگساز پیشرو فرانسوی، با نام‌گذاری یک رویداد ده روزه به نام «اولین دهه‌ی بین‌المللی موسیقی تجربی» (First International Decade of Experimental Music) به کار رفته است.

برای این که شرایط موسیقایی آن دوره را مجسم کنیم کافی است در خاطر داشته باشیم که این درست نزدیک به زمانی است که جان کیج مجموعه‌ی قطعات برای «پیانوی دستکاری شده» (Prepared Piano) و اندکی بعد از آن مجموعه، قطعه‌ی جنجالی ۴ دقیقه و ۳۳ ثانیه سکوت را ارائه کرده بود.

اولین تجربه‌های موسیقی الکترونیک در استودیوهای فرانسه، آلمان و آمریکا داشت به ثمر می‌نشست. اما جریان آهنگسازی آوانگارد در اروپا تحت سیطره‌ی میراث فکری شوئنبرگ قرار داشت -که به تازگی در گذشته بود- و در آن اهمیت بسیار زیادی به کنترل خردمندانه‌ی آهنگساز بر تمامی عوامل آهنگش داده می‌شد.

جان کیج که پیش از این روش سختگیرانه‌ی شوئنبرگ را به نفع آزادی‌های هنرمندانه‌ی خودش کنار گذاشته بود از حدود ۱۹۵۵ شروع به استفاده از عنوان موسیقی تجربی کرد. در ابتدا (شاید اندکی پیش از این سال) کاربرد آن با شک و تردید در مورد معنای واژه همراه بود و این پرسش که آیا کارهایش حقیقتا تجربی هستند؟

موسیقی تجربی در آغاز چیزی مثل «فیزیک تجربی» نبود که به خاطر تجربی بودنش ارج و منزلتی داشته باشد بلکه بیشتر مانند کاربرد این لغت بود در اصطلاح «کمک دندانپزشک تجربی» که در اینجا یعنی درس نخوانده و دانشگاه نرفته. البته نه به این معنی که آهنگسازان موسیقی تجربی درس موسیقی نخوانده باشند (که اکثرشان خوانده بودند) بلکه به این معنی که کارهایی که می‌کردند نتیجه‌ی یک فعالیت وابسته به سنتی شناخته شده، نبود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VII)

موسیقی‌های انتخاب‌شده از سوی من برای این نوشته عبارت‌اند از: «بوی خوب گندم» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌ی «شهیار قنبری» و صدای «داریوش اقبالی»، «پُل» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی «ایرج جنتی عطایی» و صدای «فائقه آتشین»، «هفته‌ی خاکستری» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی شهیار قنبری و صدای «فرهاد مهراد»، «اسمر اسمر‌جانم» و «بارون بارون» از ترانه‌های فولکلور ایرانی با تنظیم واروژان و صدای «پریرخ شاه‌یلانی» (پری زنگنه).

روش سوزوکی (قسمت شصت و دوم)

در سال ۱۹۶۱ هشت سال بعد از ماجرای دوهام، در جرائد اعلام شد که در ۱۶ آبریل در ساعت ۱۰ صبح، چهارصد بچه بین سنین پنج تا دوازده سال با ویولن‌های کوچک در دست بر روی صحنه سالن اجرای جشن ‌های بونکیو (Bunkyo) در توکیو به روی صحنه رفتند و همگی مرتب و در صف منتظر پابلو کازالس (Pablo Casals) بودند که یکی از بزرگترین نوازندگان ویولنسل قرن بیستم بود. ماشین استاد دو دقیقه قبل از اجرا به سالن جشن رسید و او دقیقاً در سرِ ساعت ده با همسرش وارد سالن شد، با تشویق ‌های تحسین برانگیز از طرف مادران و پدران، بچه‌ها و معلم ‌های پرورشِ استعداد ها روبرو شدند، به محض دیدنِ چهارصد کودک بر روی صحنه کازالز گفت: اوه… اوه… و او و همسرش به کودکان دست تکان دادند و برجایشان قرار گرفتند. در همان لحظه بچه ‌ها بر روی واریاسیونهای «ما می‌خواهیم جوها را درو کنیم» بطور اونیسون شروع به نواختن کردند و این یک ارائه فوق العاده تکان دهنده شد. مایستر کازالس اجراهای آنها را با هیجان دنبال می‌کرد و دوباره گفت: اوه… اوه… وقتی که بچه ‌ها کنسرتو ویولن ویوالدی و دوبل کنسرتوی باخ را به اجرا در آوردند، هیجان فوق‌العاده‌ای بوجود آمده بود.

از روزهای گذشته…

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (VI)

خانه ای که آنها یافتند، کلبه ای در ساسکس و نزدیک فیتلوورت بود. این مکان مناظر زیبا و جنگل های خوش منظره ای در اطراف خود داشت که الگار می توانست در آنها قدم بزند. این خانه “برینکولز” نام گرفت و الگار عاشق آن شد.
موسیقی شناسی فمنیستی (V)

موسیقی شناسی فمنیستی (V)

اعتقاد بر این است که کاچینی یک آهنگساز سریع و پر کار است که دردربار با موزیسن های مرد برابری می کرد. مقدار بسیار کمی از موسیقی های او به جا مانده است. بیشتر قطعات ساخته او برای اجرا با تاتر کمدی در سالهای ۱۶۱۳، ۱۶۱۴ و ۱۶۱۹ تنظیم شده بودند. در سال ۱۶۱۸ مجموعه ای از ۳۶ قطعه منتشرکرد. این قطعات دوئت باس و سوپرانو بودند با مضامینی از خطرات عشق و آهنگهای شاد ایتالیایی و متون مقدس لاتین. در زمستان ۱۶۲۵ فرانچسکا اپرا کمدی باله آزادی روگیرو را به افتخار شاهزاده لهستان به روی صحنه برد.
عدم تشخیص صدای استراد توسط سولیست ها!

عدم تشخیص صدای استراد توسط سولیست ها!

گفته می شود که ویولن استرادیواریوس یکی از خوش صدا ترین سازهایی است که تا کنون ساخته شده است. ویولنیست های درجه اول، میلیون ها پوند داده اند تا بتوانند این ویولن سیصد ساله را در دست بگیرند.
ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (III)

ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (III)

تنها پس از آن است که مهارت عملی با حوزۀ بسط و گسترش خلاقانۀ خاص خود، به دانش تجربی ژرف و درونی شده (که ضرورتاً از آگاهی علمی و یا تجربی می آغازد و شهود طبیعی را برمی انگیزاند و شکل می بخشد تا به آن مرکزیت بخشد) می پیوندد تا تحقق ایده ها ممکن شود. در واقع این روندی خطی و یکسویه نیست، بلکه در سرتاسر این جریان است که معرفت حسی متعین و خاصی شکل می گیرد که غایت کنش هنرمندانه و مبدأ ظهور فرم است. همینطور هرچه دانش و مهارت گسترش یابد ایده پردازی متأثر می گردد و هرچه ایده پردازی بسط و گسترش یابد حوزۀ مهارت و دانش نیز به جنبش وادار می شود. اما اگر دانش در سطح آگاهی علمی و یا تجربی باقی بماند، نمی تواند بطور مؤثر در این فرایند درونی خلاقه شرکت جوید و نیز اگر اساساً ایدۀ اولیه ای شکل نگیرد دیگر تحقق بخشیدنی نیز وجود نخواهد داشت.
کاظم داوودیان و موسیقی ایرانی با ارکستر سمفونیک

کاظم داوودیان و موسیقی ایرانی با ارکستر سمفونیک

بیشتر ما موسیقی های سمفونیکی که در دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی از تلویزیون بر روی برنامه هایی با موضوعات، خود کفایی و استقلال بر روی تصاویری از مزرعه ها، بندرگاه ها و پالایشگاه ها به نمایش در می آمد را به خاطر داریم. موسیقی هایی که ریتم و مایه های موسیقی ملی در آنها موج میزد؛ القای ریتم از سوی ویولنسل ها و کنترباس ها به همراه تیمپانی و گاهی همراهی سازهای ایرانی.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه ششم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه ششم

مبحث «موسیقی و زندگی اجتماعی» از سه منظر قابل مطالعه است. هریک از این سه منظر نیز جنبه‌های بسیاری از نسبت موسیقی و جامعه را مورد توجه قرار می‌دهد. این سه منظر اصلی عبارت‌اند از:
کنسرت گروه مهر وطن در بانکوک

کنسرت گروه مهر وطن در بانکوک

گروه مهر وطن که سابقه دعوت به برخی کشورهای جهان از جمله آرژانتین، لیتوانی، ارمنستان، کره جنوبی و تایلند را دارد، با توجه به پذیرفته شدن در مسابقات جهانی کرال کره جنوبی ۲۰۱۱ و برای کسب آمادگی بیشتر برای این مهم، اقدام به برگزاری کنسرت ملی میهنی خود به سبک کرال آکاپلا در بانکوک خواهد نمود تا گوشه ای از فرهنگ غنی ایران را به جهانیان بنمایاند.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

مقدمه: نوشتاری که امروز مشاهده میکنید، قسمتی از خاطرات نگارنده است که صریح و بی حاشیه به یکی از مهمترین پایگاه های به اصطلاح موسیقی مدرن ایران میپردازد. در این نوشتار نام شخصی برده نمیشود و قصد این نوشته بی تکلف، فقط هوشیار کردن هنردوستان و جوانانی است که فریفته تبلیغات این افراد میشوند و نیز “احتمالا” تاثیر گذاری روی سرشاخه های این گروه ها که بیش از این آبرو و اعتبار اجتماعی خود را زیر سئوال نبرند و هنر مظلوم مدرن را بیش از این تحقیر نکنند.
سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (II)

سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (II)

یکی از روزها، برای دیدار دوست عزیزم، نوازنده چیره دست تار و سه تار به آموزشگاه او رفتم. در حین گفتگوها درباره “مهارت نوازندگی” و سرگذشت آن، به استاد عزیز توضیح دادم. ایشان به من پیشنهاد داد با توجه به اینکه تمام هزینه چاپ و انتشار را به عهده گرفته‌ام، خودم ناشر کتاب شوم. سپس با یکی‌ از شاگردان خود که در کار چاپ و نشر کتاب بود و نوازنده خوب سه‌ تار نیز به حساب می‌آمد، تماس گرفت… آقای پرهیزگار به آنجا آمد.
نامه تازه کشف شده بتهوون

نامه تازه کشف شده بتهوون

به تازگی نامه ای دست نویس و نایاب از آهنگساز آلمانی، لودویک فون بتهوون به دست آمده است که در آن از بیماری و بی پولی خود گلایه می کند. این میراث که در موسسه ای در شمال آلمان رونمایی شده است، هیجان زیادی را بین دوستداران این نابغه موسیقی برانگیخته است. به گفته موسسه برامس، این نامه شش صفحه ای که امضا و مهر آهنگساز را در بر دارد، در واقع، در تلاش برای فروش اثر معروفش، “مسا سولمنیس” که در سال ۱۸۲۳ ساخته شده بود و خطاب به فرانتز آنتون اشتوکهاوزن، هارپیست و آهنگساز نوشته شده بود. بتهوون از اشتوکهاوزن کمک خواسته تا بتواند خریداران کلانی برای این اثرش بیابد.