همگون و ناهمگون (III)

حسی‌ترین نقش‌خوانها، دختران و پسرانی هستند که به سن بلوغ رسیده‌اند و به آغاز یک زندگی مجدد می‌اندیشند. اوستاهای نقش‌خوان (صاحبان کارگاه) گاه برای پرداختن به دیگر کارهای خود ـ شخم‌زنی یا چراندن ـ کارگاه را ترک می‌کنند و کار (نقش‌خوانی) را به یکی از بافندگان می‌سپارند.

نقش‌خوانی و جواب، در نبودن اوستا، بر اساس نوع رابطه‌ها، با متلک، فحش و ناسزا، خط و نشان کشیدن، کلمات قصار، تهدید، حرفهای عاشقانه، حرفهای اروتیک، تنشهای فکری، پوزخند، تمسخر، درد و دلهای بغض‌آلود، هق‌هق گریه، شادی و اندوه همراه بوده است. نقش‌خوان انتخاب شده از سوی اوستا، اگر از زورِ بازو و ابهت زیادی هم برخوردار باشد، غالباً کسی دیگر را انتخاب می‌کند و خود پی کاری می‌رود. (۶)

مضمون و محتوای متنهای نقش‌خوانی سوای آنچه گفته شد، با رنگ و نقش نیز مرتبطند، و واژه‌ها و جملاتی که به خارج از حوزه فرش و رنگ و نقش ارجاع می‌یابند در متنهای نقش‌خوان داخل نمی‌شوند، بلکه در حد فاصل یک جمله تا جمله بعد جای می‌گیرند.

کلیه آموزه‌های نقش‌خوان تجربی است. اکثر نقش‌خوانها در اجرا و خواندن از تبحر و توانایی بالایی برخوردار نیستند نقش‌خوانهایی که از صدای خوبی برخوردارند معمولاً در کارگاهها اعتبار و ارزش والاتری هم دارند و اگر به همراه صدای خوب، اخلاق پسندیده‌ای هم داشته باشند، اعتبار دوچندانی می‌یابند.

اگر فاصله سنی نقش‌خوان با کارگران قالی کم باشد و رابطه اوستا ـ شاگردی نباشد، نقش‌خوان خوش‌صدا آواز سر می‌دهد و کارگران نیز خستگی درمی‌کنند و در آوازهای ریتمیک همراهی‌اش می‌کنند. (۷) مراحل اجرا به این شکل است که نقش‌خوان نقشها را می‌خواند و با نوعی حال و هوای حسی سراغ اشعار باباطاهر می‌رود و آواز سرمی‌دهد (دوبیتی‌‌خوانی در میان اغلب نقشخوانها رواج دارد).

آخرش جا شد می‌یونش فیروزه‌ای / دوغی اولش جاخو/ آخر قهوه‌ای جا شد توش هم نخودی / سِشکی جاخو شد آبی/ دوغی چارتا رد شد داخل یکی شد / دوشکی قهوه‌ای پیش اومد شد /بازم یکی دارچینی/ یشکی قهوه‌ای پیش رفت یکی سر شد جانم م م م م / دو زلفونت بود تار ربابم، چه می‌خواهی از این حال خرابم (۸)

گاه نیز هنگام نقش‌خوانی و آواز‌خوانی گفتار محاوره پیش می‌آید که می‌تواند باعث تغییر «مُد» و «تنالیته» شود. متنها نیز با حضور چند راوی، زبان، لحن و بیان ترکیبی به خود می‌گیرند:
عزیزون از غم و درد جدایی، به چشمونم نمونده روشنایی. (۹) گل خواری پیش اومد، یکی‌اش هم لاکی (۱۰) / راستی‌حسن دیروز رفتی سر مزار (۱۱) نقش‌خوان که در حال خواندن دوبیتی بوده است، به نقش‌خوانی بازگشته و یکباره از یکی از کارگران سؤالی را می‌پرسد: از «حسن»، که آیا او دیروز بر سر مزار (قبرستان) رفته است یا نه؟

پی نوشت
۶- اغلب قالیبافان معتقدند که با حضور نقش‌خوان سرعت کار بالاتر است. اما اگر نقش‌خوان مستبد، دیکتاتور و خشن باشد، درصد خطا، در بافت قالی بالا می‌رود. در کارگاههایی که نقش‌خوانانِ خشن حضور دارند، قالیبافان اگر هنگام بافتن، رنگها را خطا بچینند، از بیم کتک و تشر، به روی خود نمی‌آورند، و این در حالی است که نقش‌خوان متوجه خطای آنها نشود. در این میان گروهی از قالیبافان معتقدند که اگر خود، نقش را در مقابل بگذارند و بخوانند، بافتن را سریع‌تر پیش می‌برند.

نقش‌خوانی در کارگاههای قدیم حداقل با دو کارگر تعریف می‌شده است، یکی بافنده قالی و یکی هم نقش‌خوان. زیرا مسئله اصلی سؤال و جواب بوده است. معمولاً نقش‌خوانان با شنیدن جواب انرژی بیشتری می‌گیرند و با هیجان بیشتری می‌خوانند. در این گونه کارگاهها اگر یک نفر زن کار می‌کرد و یک نفر مرد، معمولاً مرد نقش می‌خواند و قالی را که کار سخت‌تر و خسته‌کننده‌تری می‌بود، زن می‌بافت.

۷- در کارگاههایی که کارگران آن از یک خانواده‌اند، و یا نسبت به هم از عاطفه و حس‌دوستی بالایی برخوردارند، اتفاق می‌افتد که همگی به صورت یک گروه کر نقش‌خوان را هم‌زمان، و یا در جواب نقش همراهی کنند. همچنین در کارگاههایی که چند دار قالی برپاست، یا چند نقش‌خوان وجود دارد، کارگران یک دار قالی با کارگران دار قالی دیگر، یا نقش‌خوان با نقش‌خوانی دیگر هم‌آوایی یا هم‌نوایی می‌کند یا ناخواسته و تصادفی یک آواز کُرال پلی‌فونیک را به وجود آورند.

همچنین بافندگانی که در پشت یک دار قالی نقش قرینه‌ای را از راست و چپ می‌بافند می‌توانند هم‌زمان به خواندن یک نقش‌خوان گوش دهند. در غیر این صورت ـ یعنی اگر در پشت دار قالی بافنده وجود داشته باشد و هر کدام نقشی متفاوت را بخوانند ـ نقش‌خوان می‌تواند به ترتیب برای تک‌تک آنها نقش را بخواند. گاهی نیز خود نقش‌خوان هم‌زمان که می‌خواند، می‌تواند به عنوان یکی از بافندگان شروع به بافتن کند. در این صورت نیز اگر چند دار قالی با نقشهای مشترک وجود داشته باشد، کارگران همه دارها می‌توانند هم‌زمان با صدای نقش‌خوان همراه شوند.
۸- دوبیتی باباطاهر
۹ ـ بیتی از دوبیتیهای باباطاهر.
۱۰ـ متن نقش‌خوان.
۱۱- گفتار ـ محاوره.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.

از روزهای گذشته…

زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم  (I)

زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (I)

پاییز گذشته باراک اوباما میزبان کنسرت موسیقی کلاسیک در کاخ سفید بود. پیش از شروع، گفت: «حالا، اگر هر کدام از شما شنوندگان خیلی موسیقی کلاسیک را نمی شناسید و نمی دانید چه زمانی باید دست بزنید، نگران نشوید. ریس جمهور کندی هم تقریبا همین مشکل را داشت. او و جکی برنامه های موسیقی کلاسیک زیادی را اینجا برگزار کردند و چندین بار او زمانی که لازم نبود شروع به دست زدن کرد. بنابراین مسوول روابط عمومی اش قرار گذاشت که به رییس جمهور از شکاف در علامت دهد چه زمانی باید دست بزند. حالا، من خوشبختانه میشل را دارم که به من بگوید کی دست بزنم. بقیه شما خودتان می دانید.»
خالقى از زبان خالقی (III)

خالقى از زبان خالقی (III)

اواخر سال ۱۳۰۳ بود که با دوتن ازشاگردان مدرسه موسیقی، مصطفی ادیب و پرویز ایرانپور روزی نشسته بودیم و قرار گذاشتیم که ازاول سال نو همه کارها را کنار بگذاریم وفقط به موسیقی بپردازیم. پدرم ازاین موضوع اطلاع نداشت و من بدون اجازه به اتفاق پرویز و مصطفی به جای اینکه به مدرسه آمریکایی برویم صبح زود به مدرسه موسیقی رفتیم.
گروه ریمونز (IV)

گروه ریمونز (IV)

به عقیده جانی، اجراهای همراه با بارک که نامش به الویس ریمون (Elvis Ramone) تغییر یافته بود، فاجعه بودند! بارک بعد از دو اجرا اخراج شد زیرا درام نوازی وی به هیچ وجه به کیفیت دیگر اعضای گروه نبود. پس از آن مارکی که الکل را ترک کرده بود، خود به گروه بازگشت. دی دی ریمون بعد از آلبوم “تهی مغز” (Brain Drain) سال ۱۹۸۹ که توسط ری تولید شد گروه را ترک کرد و بیل لازول (Bill Laswell) سولو نواز توانست صاحب نام “شاه دی دی” شود.
معرفی کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر»

معرفی کتاب «تئوری کمپوزیسیون معاصر»

نوشته ای که پیش رو دارید توسط رضا شایگان درباره کتاب «تئوری کمپوزسیون معاصر» تهیه شده است. این کتاب ترجمه مسعود ابراهیمی است که پیشتر از وی آثاری چون: بیایید آهنگ بسازیم-پودوالا، تمرین های هارمونی با پیانو، هارمونی – دوبووسکی و…، فرم – ای. و. اسپاسبین، پلی فونی-گریگوریف و مبانی آهنگسازی-مسنر از زبان روسی ترجمه شده است. از مسعود ابراهیمی دو کتاب نیز به نامهای: «نگاه» و «قطعاتی برای پیانو» منتشر شده است.
La vida breve از دوفایا

La vida breve از دوفایا

مطلبی که پیش رو دارید، ترجمه ای است از کتاب “Opera” نوشته Anderas Batta که دکترای موزیکولوژی و پروفسور ویلنسل از دانشگاه سوربن پاریس و آکادمی Franz Listz مجارستان و اکنون Directeur موسیقی آکادمی Frantz Listz مجارستان است.
گفتگو با سارا چانگ (III)

گفتگو با سارا چانگ (III)

اگر شما موسیقیدان هستید و به مقدار اطلاعاتتان تا حدی اطمینان دارید، وقتی به کنسرتی گوش می دهید متوجه می شوید که نوازنده با تمام وجودش نمی نوازد، شما سریعا این را حس می کنید، برای همین است که تعیین زمان و شرایط مناسب برای اجرای کنسرتتان اهمیت فراوان دارد و باید مطمئن باشید که شدیدا خسته نیستید و خودتان را آماده کنید. اگر می دانید زمانی به آنجا خواهید رسید که تمام روز پرواز داشته اید و هیچ زمانی برای تمرین نداشته اید… من احتمالا در این شرایط روی تختم دراز می کشم و به خواب می روم، حتی در ۱۰ دقیقه مانده به کنسرتم، مادرم معمولا به سراغم می آید و در حالی که در می زند می گوید: “آیا هنوز خوابی؟ نمی توانی خواب باشی در حالی که تا ۱۰ دقیقه دیگر باید روی سن بروی!”
آرشه کشی در سازهای زهی

آرشه کشی در سازهای زهی

خوب، همان گونه که ما به محض آنکه برای اولین بار، آرشه را روی سیم باز گذاشتیم فهمیدیم، این کار آن قدرها هم ساده نیست. سپس، اکثر ما هنگامی که برای به دست آوردن صدای خوب تلاش می‌کنیم، دست راستمان را سفت می‌کنیم؛ از فشارهای غلط در جهت نادرست استفاده می‌کنیم و صداهایی تولید می‌کنیم که به یاد ما می‌اندازد، سیمها از زه ساخته شده‌اند.
قاسمی: ما رفرنسی برای قطعات کرال نداریم

قاسمی: ما رفرنسی برای قطعات کرال نداریم

در زمان ما گرایش آهنگسازی وجود نداشت، ولی پایان نامه کارشناسی من آهنگسازی بود، ساخت واریاسیون روی تم ایرانی که با آقای روشن روان کار کردم، قبل از آن هم همانطور که گفتم “لم لوا” اجرا شد با کر فرهنگسرای بهمن قبل از من و یکبار هم که خودم با کر این فرهنگسرا کار کردم باز اجرا شد.
قیطاسی: در حال پیشرفت هستیم!

قیطاسی: در حال پیشرفت هستیم!

آرمین قیطاسی متولد ۱۳۶۱ تهران و هنرآموخته هنرستان موسیقی و لیسانس فلوت است. قیطاسی از سال ۱۳۹۱ مدیریت ارکستر بادی آرس نوا را به عده دارد. گفتگو با این هنرمند را می خوانید:
چکناوریان از عروج تا افول (III)

چکناوریان از عروج تا افول (III)

این کنسرتها روزها تکرار شد و گاهی که چکناوریان میخواست تنوعی به این کارها ببخشد، بخاطر حجم بالای کنسرت ها و کارهای متفرقه، به نتیجه جالبی نمیرسید و کارها کم کیفیت و عجولانه به انجام میرسید. نمونه این برنامه ها کنسرت شهرام ناظری با ارکستر چکناوریان بود که با تنظیمی نه چندان کافی، چند قطعه کردی و قطعاتی از خود شهرام ناظری (با تنظیم یک به موسیقیدان ارمنی) به اجرا رسید؛ نمونه دیگر آن هم همان کنسرت ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره فجر بود.