اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

ادیث پیاف (۱۹۱۵- ۱۹۶۳)
ادیث پیاف (۱۹۱۵- ۱۹۶۳)
ادیت پیاف، میراث دار گاورُش (Gavroche شخصیتِ رمان بینوایان اثرِ ویکتور هوگو)، در دوران کودکی خود پاریس را پیموده بود، پاریسِ مردمی، محله هایی مثلِ پیگَل (Pigalle)، مونمانتر (Montmartre)، کلیشی (Clichy)، باربِس (Barbès)، مِنیلمونتا (Menilmontant)… در شبکیه ی چشم های او تصویرهایی ثبت شده بود که بعد ها، موضوعِ اصلیِ ترانه های او را تشکیل داد. در طول سال ها پیاف خیابان را به صحبت کردن، آواز خواندن و فریاد کشیدن واداشته بود و خیابان و مردم حاضر در آن با او یکی شده بودند.

امروز هیچ کس همچین توانایی را ندارد. گنجشکک ترسو، به صدایِ بینوایی، تباهی و سیاه ترین پَستی ها تبدیل شده بود. کسی که خود نیز فرزند فقر بود، سرنوشتِ کودکانِ بی خانمان، بی عشق، بی نان و بی مادر را سرمی داد.

ادیت با اینکه خیلی شلوغ و سرکش بود و کله‌گنده ها را تحویل نمی‌گرفت، وقتی با مردم عادی روبرو می شد و ترانه می خواند، هرچه در دل داشت بیرون می ریخت. گاه می خندید، گاه می‌گریست و مثل کودکان دست‌هایش را با شدت تمام تکان می‌داد. صدایش که آدمی را به دیدارِ خویشتن می‌برد، آینه‌ای از زندگیِ رنج بارِ او بود.

زن و احساساتِ او در برابرِ مرد از موضوعاتی بود که فکر ادیت پیاف را به خود مشغول کرده بود به گونه ای که به کَرات، ترانه هایش داستان جاودانی ِعشق را تکرار می کند: عشقی که متولد می شود، عشقی که می میرد، عشقی که وفا نمی کند، عشقی که دردآور است، عشقی که به گریه وامی دارد… زمانی که پیاف، هنگام خواندن، از پریشانی و تشویش، فریاد می کشید وانمود نمی کرد که درد دارد، او حقیقتاَ احساس درد می کرد. خواننده و قهرمانِ ترانه اش در یک بازیِ بسیار پیچیده ی آینه و کنایه در هم می آمیختند، به گونه ای که ملودی هایِ ادیت پیاف انعکاسی از زندگی نامه ی خود او بود. ژان فرانسوا کان (Jean-François Kahn) در مقاله ای با عنوان «پیاف» این چنین عنوان می کند: «او خود را می خواند و از طریق او، من و شما، به کمکِ گنجینه ی تمام نشدنیِ تهیدستی هایِ روزمره مان، خودمان را می سُراییم.» (منتشر شده در مجله Paroles et Musique، مارس ۱۹۸۸)

دکورهایِ ترانه های او همیشه یکسانند: پاریس، پاریسی که به هزاران شیوه ی مختلف به تصویر کشیده شده است: کافه های کوچک، سالن های رقص، میخانه های نفرت انگیز، خیابان ها هنگام سپیده دم… واژگان ترانه های پیاف بسیار ساده است. موفقیت ترانه های او نیز از به کارگیری این واژگان و در شیوه ی اعلامِ این موضوع به تمامِ دنیا که «زندگی برایش دردآور است و او احتیاج دارد که آن را بارها و بارها بیان کند»، نشأت می گیرد… شاعر لِئون پُل فَرگ (Léon-Pal Fargue) در مورد ویژگیِ خوانندگیِ پیاف این چنین بیان می کند: «هنگامی که می خواهد ما را به یاد پیروزیِ عشق، بی رحمیِ سرنوشت، نگرانیِ نفس گیرانه ی قطارها، شادیِ روشنایی یا تقدیرِ قلب بیاندازد، صدایش را در نت هایِ بالا ویبره می دهد.» (منتشر شده در مجله Nouvelle Revue Française، مارس ۱۹۳۸)

رنگ مورد علاقه ی ادیت پیاف آبی ست… رنگ عشق به گفته ی برخی سمبُل شناسان و رنگ عامیانه ی تمام و کمال برای اِبراز احساساتِ دختران خیال پرداز و با احساس. چشمان بسیاری از قهرمانانِ ترانه های او مانندِ چشمان مردِ دوست داشتنی و مورد علاقه اش، آبی است. آسمان پاریس آبی ست، رنگ خوشبختی نیز آبی ست.

ادیت پیاف مظهرِ صدایِ طلاییِ جاودانی فرانسه است. استعداد او را نمی توان تنها در خوانندگی خلاصه کرد زیرا او بیش از هشتاد ترانه نیز نوشته و حتی در آهنگسازی نیز با آهنگسازانَش همکاری داشته است. از جوانیِ فقیرانه تا حرفه ای جهانی، پیاف زندگیِ بسیار پر طلاطم و پر ماجرایی را گذراند که تا آخر، استعدادِ درخشانش بر آن تسلط داشت. زمان همچنان می گذرد ولی ادیت پیاف همچنان بابِ روز است؛ او هیچ گاه از مُد نمی افتد و منسوخ نمی شود.

منابع:
کتاب:

Antoine Court, « Le populaire à retrouver », Publications de l’Université de Sainte-Etienne, 1995
مجله ها:
Paroles et Musique, Mars 1988
Nouvelle Revue Française, Mars 1938
سایت های اینترنتی:
fr.wikipedia.org
qobuz.com
rfimusique.com
lapresse.ca
tempsreel.nouvelobs.com
evene.fr
edithpiaf.mes-biographies.com
sante.journaldesfemmes.com
cinememorial.com
boomer-cafe.net
www.lehall.com
lesoir.be
herodote.net
lesfilms13.com
appl-lachaise.net
cannes.com
raphaelperry.com
cerpcos.com
laprovence.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پنج مورد مهم برای موفقیت یک نوازنده

نوازندگی همچون سایر مهارتها ترکیبی از توانمندی های گوناگون است که با پرورش همه جانبه آنها میسر خواهد شد. اهمیت بیش از حد به تمرین و استعداد نتیجه ای کوتاه مدت در بر خواهد داشت و مثمر ثمر نخواهد بود. برای ماندگاری آن باید توانایی های مختلف رشد یابد تا نوازندگی به هنر بدل شود. مقاله ی پیش روبه طور خلاصه به این موضوع پرداخته است. (زهرا نصیری*)

آوازخوان معلم اخلاق (I)

در سال ۱۲۸۲ خداوند به شیخ اسماعیل واعظ اصفهانی، معروف به تاج الواعظین فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشتند. شیخ اسماعیل از خوشخوان های اهل منبر بود و مسلط به ردیف آوازی؛ جلال را به مدرسه علیه واقع در بازارچه رحیم نزدیک مسجد رحیم خان گذاشتند که فاصله چندانی با منزلش نداشت. ۸ ساله بود که مختصر زمزمه ای می کرد؛ پدرش مشوق او شد و جلال را به سید رحیم سپرد تا تعلیم آواز ببیند. بعدها نزد نایب اسدالله و سپس نزد میرزا حسین خضوعی ساعت ساز رفت و به تکمیل اطلاعات خود پرداخت تا این که مراحل ترقی را طی کرد و نامش به عنوان خوانند های برجسته بر سر زبانها افتاد.

از روزهای گذشته…

“کلین با شور می نوازد”

“کلین با شور می نوازد”

“ناتالی کلین نوازنده ای با جذابیتی فوق العاده است که ذهن تماشاگران را با خود می برد، زمانی که اجرایش به پایان می رسد گویی شوکی به شما وارد می شود و خود را بار دیگر به دنیای واقعی بازگردانده می بینید.”
مقصد خودِ راه می تواند باشد (III)

مقصد خودِ راه می تواند باشد (III)

هفته پیش در جلسه ای بردیا کیارس به عنوان رهبر ارکستر ملی انتخاب شد؛ این خبر به خاطر ۳۱ ساله بودن این موسیقیدان مورد تعجب خبرنگاران قرار گرفت و به نوعی اهالی مطبوعات، با تیترهایشان به گونه ای طعنه آمیز، انتخاب کیارس را مورد انتقاد قرار دادند. هرچند تا قبل از اجرای کیارس با ارکستر ملی جدید، نمیتوان به طور قاطع در مورد توانایی ها و یا کاستیهای کار این موسیقیدان جوان قضاوت کرد ولی میتوانیم سابقه فعالیت او را مورد بررسی قرار دهیم تا در مورد این انتخاب، قضاوت شتابزده نداشته باشیم.
دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (III)

دشواریهای تجزیه و تحلیل موسیقی ما (III)

تاثیر این ذهنیت را در یکی از موثرترین لحظات عملش در تحلیل «کنسرتینو برای سنتور و ارکستر» «حسین دهلوی» می‌بینیم، همانجا که نویسنده فرم کلی این کنسرتوی کوچک را مشابه یک نوبت یا مجلس دستگاهی، مرکب از پیش‌درآمد-آواز-چهارمضراب-آواز-تصنیف-رنگ می‌بیند و بر آن اساس تحلیل می‌کند (ص۴۶)؛ امری که با توجه به مکتب موسیقایی آهنگساز قدری دور از ذهن به نظر می‌رسد. افزون بر آن به‌کارگیری نمونه‌هایی از تئوری فواصل موسیقی ایرانی -که در یک سده‌ی اخیر دست‌کم دو بار دستخوش تغییرات بنیادی شده- برای تحلیل آهنگسازانی که نه از نظر سبکی به آن نوع نگاه وابسته‌اند و نه در دوره‌ی ساخت این آثارشان نظریه‌های مورد بحث هنوز وجود داشته است (مانند برگزیدن کتاب «کتاب مبانی نظری و ساختاری موسیقی ایران» که یک کتاب تئوری جدید است برای تحلیل «همایون» «لمر») (۶).
درباره «سلوک» (II)

درباره «سلوک» (II)

در انتخابِ سازها در این اثر، غیر از نقشِ رنگ آمیزی و محدوده ی صوتی و تکنیک های خاصِ هر ساز، نقشِ ایجادِ بافت و چندصدایی به طورِ جدی مدِنظر بوده است. به این ترتیب، مسأله ی تنظیمِ قطعات، از دیگر مواردی بوده که آهنگساز در آن جسارت به خرج داده است؛ چرا که در قریب به اتفاقِ نمونه های موجود از موسیقیِ حوزه ی ایرانی-عربی-ترکی که مبتنی بر پایه های موسیقیِ قدیم هستند، اجراها به صورت هتروفونیک هستند؛ یعنی تمامِ سازها و آواز ملدی واحدی را، البته هر کدام به سلیقه خود و با ظرایفِ ویژه اجرا می کنند. اما این که چند خطِ ملدیک بر روی هم و به موازاتِ هم حرکت کنند در قدیم معمول نبوده است.
منبری: شعر نو بیان نو می خواهد

منبری: شعر نو بیان نو می خواهد

نکته اینجاست که شعر نو بیان نو هم می طلبد و در آواز ردیفی باید با عنصر خلاقیت تغییراتی داد تا موسیقی از شعر عقب نماند. حتی اگر لازم باشد فواصل را تغییر دهیم. اما در مورد ترانه بحث متفاوت است و آزادی عمل بیشتر. در دوره ای از موسیقی ما آهنگساز و ترانه ساز و خواننده باهم کار می کردند و روابط نزدیکی باهم داشتند. آثار بسیار همگونی خلق می شدند که آن روند ادامه پیدا نکرد. آثاری مثل من از روز ازل یا شد خزان و تو ای پری و بسیاری آثار موفق دهه های چهل و پنجاه حاصل آن دوره و آن نوع کار بودند.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.
«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

«شب هارپ»؛ شب ستاره باران

لحظاتی از تاریخ هست که همیشه از اینکه در آن حضور نداشته ام افسوس می خورم؛ به طور مشخص در حوزه موسیقی، زمانی که بتهوون پس از رهبری نخستین اجرای سمفونی نهم خود، صدای تشویق بی امان حضار را نمی شنید، چرا که کاملا ناشنوا بود! خواه واقعیت باشد، خواه افسانه. یا زمانی که استراوینسکی را پس از نخستین اجرای باله ی پرستش بهار، از در پشتی اپرای پاریس فراری می دادند، تا مورد ضرب و شتم پاریسی های خشمگین قرار نگیرد. و در این زمان نه پاریسی ها و نه حتی خود او نمی دانستند که فصلی نو از تاریخ موسیقی ورق می خورَد. یا در مختصاتی نزدیک تر و خودی تر، زمانی که حسین علیزاده ترکمن را روی صحنه اجرا کرد.
صدا گذاری در انیمیشن (II)

صدا گذاری در انیمیشن (II)

در نوشته قبل راجع به رابطه صوت و تصویر، نحوه انطباق آنها، وابستگی بین انیمیشن و موسیقی، اصوات غلو شده یا کنایه آمیز، جلوه های صوتی و … صحبت کردیم. در ادامه مبحث “صدا گذاری در انیمیشن” توجه شما را به روشهای مختلف صداگذاری جلب می کنیم.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

در حال حاضر و با بررسی اغلب روندهای موجود، آنچه به نقد موسیقی اعتبار و مرجعیت می‌بخشد به نظر مدرس حاصل ترکیبی از رابطه‌ی میان پنج عامل نقدگر، آفریننده، دریافت‌کننده‌ی نقد، خود اثر و محتوای نقد است. اغلب پاسخ‌های مختلف به پرسش‌های یاد شده را می‌توان بر اساس هم‌بندی عامل‌های پنج‌گانه تشریح کرد.
رامین صدیقی: منتی سر جشنواره نیست!

رامین صدیقی: منتی سر جشنواره نیست!

سه دوره موفق برگزاری بخش بین الملل جشنواره موسیقی فجر از سال ۹۰ تا ۹۲ بر عهده رامین صدیقی، مدیر موسسه انتشارات موسیقی هرمس بود که علی الرغم کمبود بودجه به خوبی برگزار شد و هنرمندان بین المللی سرشناسی چون انور براهم و اشتفان میکوس در این جشنواره برای اولین بار کنسرت دادند که با استقبال همگانی این بخش مواجه شد. اما زمانی که گمان می رفت او بازهم در این سمت برگزیده باشد کناره گرفت و دیگر حاضر به همکاری نشد. حتی امسال نیز او تمایلی به همکاری با مدیر جشنواره نداشته و اکنون خوشحال است که همکاری نکرده. با او درباره دلایل استعفای آن روز و عدم تمایل به همکاری امروزش گپی زده ایم که امیدواریم متولیان فرهنگی کمی درباره این دلایل بیاندیشند و افراد شایسته را از خود دور نسازند.