اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VII)

ادیث پیاف (۱۹۱۵- ۱۹۶۳)
ادیث پیاف (۱۹۱۵- ۱۹۶۳)
سال ۱۹۶۱ به درخواست برونو کوکَتریس (Bruno Coquatrix)، ادیت پیاف در اُلمپیایِ پاریس (Olympia de Paris) که به خاطر مشکلات مالی در حال ورشکستگی بود، یک سری کنسرت برگزار کرد که جزِ, به یادماندنی ترین و متأثر کننده ترین کنسرت هایش بود. ادیت با اجرای این برنامه ها، اُلمپیا را از ورشکستگی نجات داد اما وضعیت جسمی خودش بسیار وخیم بود و بیماریِ آرتریت او را از کاراُفتاده کرده بود و تنها با تزریق مقدار زیادی مورفین می توانست به خواندن ادامه دهد و خود را بر روی صحنه سر پا نگه دارد.

اوایل تابستان ۱۹۶۱، ادیت با آخرین مرد زندگی اش، تئوفَنیس لَمبوکاس (Theophanis Lamboukas) آشنا شد. ادیت به او نامِ ساراپو (Sarapo) را داد که در زبان یونانی – زبانِ مادریِ تئوفَنیس – ترجمه ی «دوستت دارم» (Je t’aime) بود.

۹ اکتبر سال ۱۹۶۲ ادیت خسته و بیمار که چهل و هفت سال داشت با تِئو ساراپو (Théo Sarapo)، جوانِ زیبا و خواننده ی جوانِ بیست و شش ساله، طبق آیینِ کلیسایِ اُرتُدکس، ازدواج کرد. ادیت اغلب بیان می کرد که احساس می کند که تِئو در واقع «پسری است که از مادرِ پیر و بیمارش مراقبت می کند». فوریه سال ۱۹۶۳، آن ها با هم ترانه ی «عشق به چه درد می خورد؟» (À quoi ça sert l’Amour) را که توسط میشل اِمه (Michel Emer)، یکی از آهنگسازانِ وفادارش نوشته شده بود در بوبینو (Bobino)، خواندند. تئو آخرین مردی بود که ادیت به او علاقمند شد و آخرین خواننده ای بود که مورد حمایت او قرار گرفت.

audio file بشنوید «عشق به چه درد می خورد؟» را با صدای تئو ساراپو و ادیت پیاف

ژوئن سال ۱۹۶۱، ادیت جایزه ی بزرگِ دیسک (Grand Prix du Disque) را از آکادمی شارل کِراس (Académie Charles Cros ) به خاطر مجموعِ همه ی آثارش دریافت کرد.

ابتدای سال ۱۹۶۳، ادیت آخرین ترانه اش به نام «مردی از برلین» (L’Homme de Berlin) که توسط فرانسیس لِه (Francis Lai) و میشل واندوم (Michèle Vendôme) نوشته شده بود، ضبط کرد.

audio file بشنوید «مردی از برلین» را با صدای ادیت پیاف

آوریل سال ۱۹۶۳، ادیت به کُما فرو رفت. او که بسیار ضعیف شده بود و بیشتر مواقع بیهوش بود، روزهای آخرِ زندگی خود را در جنوب فرانسه گذراند. ادیت پیاف ۱۰ اکتبر سال ۱۹۶۳ در پلَسکاسیه (Plascassier، واقع در بلندی های شهر کَن Cannes) در سن چهل و هفت سالگی بر اثر خونریزی داخلی ناشی از نارسایی کبدی درگذشت.

او در آغوش دَنیل بونِل (Danielle Bonel)، منشی و رازدارِ تمام عمرش، با زندگی وداع کرد. پیکر ادیت مخفیانه و غیر قانونی به پاریس منتقل شد؛ مرگ ادیت پیاف به صورت رسمی ۱۱ اکتبر در پاریس اعلام شد، همان روزِ فوتِ ژان کوکتو (Jean Cocteau)، دوست صمیمی اش که با او مکاتبات پیوسته ای داشت.

کوکتو پس از شنیدن خبر فوت ادیت و قبل از مرگِ خودش، گفته بود: «قایقی که از جاری شدن باز ایستاد. این آخرین روزِ من بر روی زمین است. هیچ وقت ندیدم که او در خرج کردن روحش این چنین خساست به خرج دهد. او روحش را خرج نمی کرد، بلکه اِسراف می کرد، روحِ طلایی اش را از پنجره به بیرون پرتاب می کرد.»

غروب همان روز، کوکتو نیز جان سپرد، قبل از این که نگارشِ مقاله ای به سفارشِ مجله ی پاریس مچ (Paris-Match) به مناسبت درگذشت ادیت پیاف را به اتمام برساند. پیکرِ او در کلیسایِ کوچکِ سَن بِلِز دِ سَمپل (Saint-Blaise-des-Simples) واقع در میلی لَ فوره (Milly-la-Forêt) که با دستانِ خودش تزیین شده بود، دفن شد.

فردایِ فوت ادیت و کوکتو، در تمام کیوسک های فرانسه و دیگر کشورهای فرانسوی زبان، روزنامه پَریزیَن لیبِره (Parisien Libéré) تیتری بزرگ و تحریک کننده از عزیمتِ شامگاهی محفل بازِ پاریسی چاپ کرد: «مرگِ ادیت پیاف، ژان کوکتو را کُشت.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (IX)

در کرمان مشابه همین مراسم در ماه رمضان و با نام «الله رمضونی» و «کلید زنی» برگزار می شود. «الله رمضونی» بیشتر توسط کودکان و «کلید زنی» توسط زنان و دختران انجام می شود که در آیین دوم فردی که این مراسم را انجام می دهد نباید شناخته شود. کلید زنی در شب های ماه رمضان برگزار می شود. زنی در حالی که صورت خود را با چادر پوشانده و یک سینی (در سیرجان به جای سینی از الک استفاده می شود که به آن کمو می گویند) در دست دارد که درون آن آیینه، سرمه دان و یک جلد قرآن قرار دارد، به خانه اهل محل می رود و با کلید به سینی (یا در خانه) می زند. صاحب خانه پس از گشودن در آینه داخل سینی را بر می دارد و چهره خود را می نگرد، سپس مقداری شیرینی، قند یا پول داخل سینی قرار می دهد. در کرمان همچنین از شب سوم تا پایان ماه رمضان مراسمی با عنوان «الله رمضونی» برگزار می شود که در آن گروهی از کودکان و نوجوانان به در خانه اهل محل رفته و این سرود را می خوانند و پس از اتمام سرودخوانی صاحب خانه پولی به سرپرست گروه می دهد:

رهبری: از سرنوشت آثار ضبط شده آهنگسازان ایرانی در بنیاد رودکی خبری نیست!

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با علی رهبری، رهبر ارکستر و آهنگسازی نام آشنای موسیقی ایران، این گفتگو در برنامه رادیویی نیستان (شبکه فرهنگ) انجام شده است. به تازگی اثری از علی رهبری به نام «نوحه خوان» با همکاری انتشارات ناکسوس به انتشار رسیده است. علی رهبری با اینکه تا به حال رهبری بیش از ۲۵۰ اثر را با انتشارات ناکسوس به عهده داشته است، این اولین بار است که یک اثر آهنگسازی شده از او به انتشار می رسد. درباره این آلبوم با او گفتگویی داشته ایم:

از روزهای گذشته…

موسیقی و نلسون ماندلا (III)

موسیقی و نلسون ماندلا (III)

بیست سال پس از کنسرت استادیوم ومبلی، در ۲۷ ژوئن سال ۲۰۰۸ کنسرت دیگری برای بزرگداشت و ادای احترام به ماندلا در هاید پارک (Hyde Park) شهر لندن برگزار شد. این کنسرت تنها سه ساعت و نیم به طول انجامید ولی به اندازه کنسرت سال ۱۹۸۸ رسانه ای نشد. وفاداران به نلسون ماندلا از جمله گروه «Simple Minds»، پیتر گابریل، جونی کلِگ و جوآن بائز (Joan Baez) در این رخداد نیز حضور داشتند. همچنین امی واینهاوس (Amy Winehouse) ترانه «Free Nelson Mandela» گروه «The Specials» را اجرا کرد.
به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (II)

به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (II)

کوارتت های زهی گلس شاید دربرگیرنده شخصی ترین و درونی ترین موسیقی های او باشند. آثاری که از طریق آنها آهنگسازی که احتمالا مهمترین اصلاحگر اپرا در عصر ما و پشتیبان ثابت قدم موسیقی تئاتر در مقیاس بزرگ است، آینه ای در برابر خود قرار می دهد و به خود و شیوه آهنگسازی اش نظری درونگرایانه می افکند.
یک توالی آکورد هشت میزانی

یک توالی آکورد هشت میزانی

معمول این است که توالی آکوردهای زیبایی که آهنگسازان و نوازندگان موسیقی جز در کارهای خود بکار می برند، توسط سایرین بعنوان الگوی اولیه آهنگسازی یا بداهه نوازی استفاده می شود. در اینجا توجه شما را به یکی از توالی آکوردهای کارهای Bill Evans جلب می کنیم.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (II)

در سپیده دم قرن بیستم آرنولد شوئنبرگ روشی را برای آهنگسازی بوجود آورد که از دیدگاه زیباشناسی تقریبا به هیچ چیز پیش از خودش شبیه نبود. روشی نو که بعدا به سریالیسم شهرت یافت. به دلیل همین ساختمان ناآشنا، تعداد زیادی از شنوندگان نحوه آهنگسازی او را تصادفی می‌پنداشتند اما در حقیقت چنین نبود. اگر به جریان موسیقی در قرن بیستم نگاهی کلی بیافکنیم بدرستی متوجه می‌شویم تا پیش از جان کیج هیچ موسیقی دیگری را نمی‌توان به طور جدی دارای ویژگی‌های تصادفی دانست.
به دنبال نگاه (IV)

به دنبال نگاه (IV)

نگاه ایدئولوژیک جای گفتمان هویت می‌نشست. جهان دو قطبی شده‌ی انقلاب به «با ما» و «بر ما» تبدیل می‌شد. تقسیم جهان به فقیر و غنی (یا بنا به لفظ آن روز مستضعف و مستکبر) دنیای موسیقی را نیز دو پاره کرد. موسیقی غیر شهری یا کلاسیک در ایران پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به نوعی موسیقی مستضعفین داشت. نگاهی به عناوین جشنواره‌هایی که در این دوره برگزار شد نشان می‌دهد که چگونه موسیقی نواحی کارکردی سیاسی یافته بود.
ویلنسل (VIII)

ویلنسل (VIII)

گلیساندو افکت اجرایی است که بوسیله سراندن انگشت به بالا و پایین گریف، بدون رها کردن سیم اجرا می شود. این حرکت باعث می شود ارتفاع صدا به نرمی و بدون بریدگی و تغییرات پله پله، بالا و پایین برود.
گاه و بیگاه

گاه و بیگاه

۱- (روی اول) دونوازی سنتورو تنبک – در این قطعه ، ترکیب بندی دو ساز ، بسیار خوب صورت پذیرفته است. همچنین ضربات تنبک ، چیزی بیش از همراهی یک ساز دیگر است و شخصیتی کاملا مستقل دارد.
تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (IV)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (IV)

در کلاس بارها پیش می آمد که صحبت یکی از آهنگسازان ایرانی می شد و با تمسخر استاد روبرو میشد حتی وقتی سی دی دو اثر “هزاردستان”و “بیژن و منیژه” تازه به بازار آمده بود و دو نسخه از آنرا برای استاد بردم، او بدون هیچ درنگی (با این تصور که سی دی مانند نوار است) خواست روی سی دی ها اثر خودش را ضبط کنم و برایش بیاورم که این خودخواهی بی اندازه استاد تاثیر منفی ای روی هنرجویان کلاس داشت.
رهبری: ناکسوس «نوحه خوان» را منتشر می کند

رهبری: ناکسوس «نوحه خوان» را منتشر می کند

انتشارات ناکسوس در ماه جولای امسال اثری از علی رهبری با عنوان «نوحه خوان» را منتشر می کند. با وجود اینکه علی رهبری از جوانی آثار موفقی را در ژانر موسیقی کلاسیک و ارکسترال تصنیف کرده است و بیش از ۲۰۰ سی دیِ رهبری ارکستر با انتشارات ناکسوس دارد، تا امروز هیچ اثر آهنگسازی شده از او توسط انتشارات ناکسوس منتشر نشده است. درباره این اتفاق جدید امروز با این آهنگساز و رهبر کهنه کار گفتگو می کنیم:
یک دختر کشاورز

یک دختر کشاورز

در سالهای اخیر پگی لی میگفت : “مردم در تعجبند که چطور میتوان در حرفه نمایش دوام آورد.” او اضافه میکرد : “قدرت من از تربیت کودکی من سرچشمه گرفته است، زمانی که در مزرعه یک نیروی کمکی به حساب می آمدم. من گندمها را باد میدادم، کاه ها را با چنگک جمع میکردم و ارابه آب را برای گروه خرمن کوبها میراندم.”