فلسفۀ سازهای ابداعی (I) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

فلسفۀ سازهای ابداعی (I)

این روز ها در آشفته بازار موسیقی ایران خبر های گوناگون و متعددی می شنویم. خبر هایی داغ از گروه های “بزرگ”، کنسرت های “بزرگ”، ابداع، اکتشاف، انواع تلفیق، نوآوری و… یکی از ملال آورترین خبر های تکراری این روز ها، خبر ابداع ساز های جدید است. ساز هایی با اشکال گوناگون و در ظاهر متفاوت از لحاظ ساختار و صدا. تنور این آشفته بازار بی صاحب آنقدر داغ است که از هر صنفی در آن می توان یافت. از خواننده و آوازه خوان گرفته تا نجار و بقال و سیرابی فروش…

این روز ها همگی ادعای اختراع و نوآوری و ساخت سازی جدید و متفاوت دارند. یکی کاسه اش گنده تر است و دیگری دسته اش دراز تر، یکی سرش بیشتر خم شده و دیگری ۲ تا سوراخ بیشتر دارد. یکی زرد و دیگری مشکی و…

شاید ساختن ساز با طرح و شکل جدید به عنوان یک کار تحقیقاتی و آزمایشی ایرادی نداشته باشد، ولی ادعا ها و گنده گویی های واهی برخی دست اند کاران این ماجرا باعث شده این مبحث به بیراهه کشیده شده و در بسیاری موارد جنبه طنز و فکاهی پیدا کند.

رندی در افاضاتشان فرموده بودند، سال های سال صدای ساز های ایرانی گوش مرا می آزرد برای همین دیگر این اصوات تکراری نیاز های بیکران مرا پاسخ نمی دادند، برای همین در پی اصوات جدید بودم که خوشبختانه با ابداع این ساز ها مشکل گوشخراشی ساز های ایرانی حل شد.

در توضیح این خنیاگر بزرگ موسیقی باید گفت، منظور این بزرگوار احتمالا صدای ساز استادان شهناز، کسایی، عبادی، شریف، بهاری، پایور، مشکاتیان، لطفی، نریمان و… نبوده و احتمالا این اصوات گوشخراش و ناهنجارکه موجبات آزار گوش حضرت مبارک را فراهم نموده اند، از نوازندگان دیگری ساتع می شده است.

چندی قبل هم همایشی در خانۀ موسیقی برگزار شده بود با حضور بسیاری از خلاقان نوآور که حاصل این همه ذوق و خلاقیت و هنر نهفتۀ خویش را به علاقمندان دوربین و موبایل به دست، نشان دهند؛ البته این همایش هم مانند بسیاری دیگر از جلسات مشابه محفلی بود برای خودنمایی همیشگی برخی، به همراه ژست های روشنفکر مابانه و گرفتن امضا و عکس یادگاری… فردای آن هم دک و پز جمعی بیکار و علاف در صفحات فیس بوک و توییتر و گوگل پلاس و…

این شده حاصل کار پژوهش در عرصۀ هنری و فرهنگی مملکت ما بالاخص هنر موسیقی که این روز ها به دست شیاد ترین و شارلاتان ترین آنها می گردد.

حاصل همین حقه بازی ها و شارلاتانیسم، این خبر های به ظاهر داغ و دست اول است.

یک زمانی درست کردن گروه های تلفیقی و ملغمه های اینچنینی باب بود، امروز اختراع و ابداع ساز های جدید و از آن مهمتر آهنگسازی و تشکیل گروه و ارکستر های بزرگ با ساز های ابداعی. ولی از حق نگذریم این آخری از عهدۀ هر کسی بر نیاید! چرا که لازمۀ این همه ذوق و خلاقیت، ابتدا گذراندن دوره های فوق تخصص سنج نوازی است. مسلما هر کسی را یارای گذر از این دورۀ سخت و طاقت فرسا نیست، چرا که علاوه بر داشتن فوق تخصص در زمینۀ سنج نوازی می بایست دوره های فوق تخصصی “در حاشیه بودن” را نیز تجربه کنید، تا افتخار باز سازی آثار قدما با ارکستر جدید ساز های ابداعی نصیبتان شود!

باید ببینیم چه بر ما گذشته که این روز ها هر روضه خوان و تشت نواز و ساز بدستی ادعای ابداع ساز جدید دارد. اصولا باید دید مشکل از کجاست و موسیقی ما چه کمبود ها و اشکالاتی دارد که این نوابغ را اینگونه به تکاپوی رقابت گونه انداخته است.

اصولا این دوستان دائما خبر ساز چقدر با موسیقی و ساختار آن آشنایی دارند که تا این حد به ضرورت ابداع ساز های جدید [جهت رفع نقایص ساز های پر ایراد گذشته (البته به ادعای خودشان)] پی برده اند؟

و اصولا بسیاری از این ها آیا قادرند آلات دست ساختۀ خویش را بنوازند؟ یا مثل همیشه فقط ادعا و گنده گویی…
در آینده به این مبحث بیشتر می پردازیم.

37 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۳ ق.ظ

    مجموعه اى از کلى گویى با ادبیاتى سخیف و چاله میدانى!
    این متن شما هیچ شباهتى با یک نقد کارشناسى ندارد، جناب جواهرى.

  • مهدی عابدینی
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱:۰۳ ب.ظ

    ما مشکل کمبود نوازنده حرفه ای داریم، آقایان ساز ابداع می کنند.
    ما مشکل کمبود آهنگساز داریم، باز هم آقایان ساز ابداع می کنند.
    ما مشکل ادعای بیش از حد داریم، که آقایان بازهم ساز ابداع میکنند.

  • پوریا
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۹۱ در ۱:۳۰ ب.ظ

    جانا سخن از زبان ما می گویی…

  • علیرضا
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۹۱ در ۳:۳۴ ب.ظ

    بی ارزش و خاله زنکی و چیپ! البته از آقای جواهری انتظار بیشتری نمیرود…
    نمی‌دانم افرادی از قیبل جناب جواهری چه گلی بر سر موسیقی ما زده‌اند که بخود اجازه می‌دهند این‌چنین به بزرگان موسیقی بتازند؟‍!
    در مورد سازهای ابداعی استاد آواز، مقاله و نقد زیاد نوشته شده، اما -اکثرا- علمی و مودبانه! این مدلی‌اش را ندیده بودیم…
    آقای پورقناد از شما بعید بود انتشار چنین مطلب سخیفی!

  • نیما
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۹۱ در ۵:۲۱ ب.ظ

    به نظرمن زمانی این نقد کامل خواهد شد که در شمارگان بعدی هر یم از سازها مورد بررسی و موشکافی دقیق قرار گیرد و معایب انها معرفی گردد و گرنه این متن هم مانند ان سازها یک کلی گویی غیرفنی و تنها با ظاهری شبیه تسویه حساب های شخصی در ظاهر نقد فنی خواهد بود.

  • امین ج
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۹۱ در ۵:۵۱ ب.ظ

    این سازها رو اصلا نباید جدی گرفت، چون حتی همین نوازنده ها ی ارکسترهای ابداعی هم خارج از همین گروه های ابداعی این سازها رو نمی نوازند. اگر چیزی برای کفتن داشتندف حتما این نوازنده ها ازشون استفاده می کردند.!!!! مطمینا عمر این سازها بش از یکی دو کنسرت نیست!
    مشکل تنظیم وآهنگسازی (که اصلا نیست) ناموزون و ضعف نوازندگی در این ارکسترهای آقای شجریان هستش! که اصلا توجهی به اون نمیشه!

  • ایرج
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۹۱ در ۹:۲۱ ب.ظ

    البته که مقوله سازهای ابداعی که فقط ظاهرشان ابداعی ست و حتی نمی شود درست کوک کرد و نواخت ناراحت کننده و درد آور است. خصوصا اینکه بعضی اساتید این اسباب بازی های بی خاصیت را به قیمت های گزاف می فروشند! اما اینطور نوشتن و نقد کردن هم خوب نیست! آن هم برای سایتی با سابقه مثل گفت و گوی هارمونیک . کمی ادب و متانت و میانه روی هم بد نیست. اینجا جای رای صادر کردن و طومار پیچیدن نیست. کمی خودتان را کنترل کنید بد نیست!! شخصیت آدم ها را نشانه نروید سازهای ابداعی را نقد کنید کافی ست..

  • ایرج
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۹۱ در ۹:۲۸ ب.ظ

    کور و با عصبیت نقد می نویسید این از سازهای ابداعی بچه گانه تر است! تصویر استاد شجریان و استاد ژاله را می گذارید و بی اشاره مستقیم انواع توهین را می کنید. اگر آقای شجریان گره از کار موسیقی کشور باز نکردند شما حسابی کردید! آش همان و کاسه همان! متاسفم…

  • ارسال شده در بهمن ۲۱, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    در سرزمین ما سخن راست همواره بسی تلخ است و سخن دروغ معمولاً شیرین. پس اگر شیرین طلبی به دروغ روی آر که جماعت را کیفی است دگر و اگر سرت هوس دشنام کرده است، همچنان راست بنگار تا نیک ببینی چه بر سرت خواهد آمد. شاد زی

  • معتمدیان
    ارسال شده در بهمن ۲۱, ۱۳۹۱ در ۲:۲۴ ب.ظ

    دو نکته باید عرض کنم. اول اینکه نقد کننده باید نگرشی عمیق تر از جامعه داشته باشد و جلوتر از آن باشد. بیش از چهار سال از طرح این مسائل گذشته و دیگر موضوع نخ نما شده . باید در ماه های اول به آن می پرداختید که وقت و انرژی جامعه موسیقی چندین سال تلف نمی شد و آدمهای بسیاری سر کار نمی رفتند و به جای ساخت اسباب بازی های صدا دار , به مسائل اصلی تری می پرداختند.
    دوم اینکه در سال ۸۸ سمیناری از طرف خانه موسیقی و کانون سازندگان ساز برگزار شد . در این برنامه ذوالفنون ,علیزاده, طلایی , سماواتی , کلهر و چند استاد ساز سازی به انتقاد از کاردستی های آقا پرداختند که پس از دو ماه هم دبیر برنامه و برنامه ریزان به جرم جلو نگرفتن از انتقادات , مورد توبیخ خانه موسیقی قرار گرفتند و رئیس کانون سازسازان را مجبور به استعفا کردند. حتی این کش و قوس هنوز ادامه دارد و کانون سازسازان را تعلیق کرده اند.
    اما در مورد دوستانی که اعتراض به نحوه برخورد اقای جواهری کرده اند بگویم طرز برخورد آقایان بقدری از بالا به پایین است و در مورد خصوصا سازسازان با انواع توهین ها باعث دلخوری آنان شده اند که باید انتظار چنین مقالاتی را هم داشته باشد و سزاوار آن برخورد همین است.

  • ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱۲:۰۳ ق.ظ

    دوستان بهتره جایِ متهم کردنِ نویسنده، در باره‌یِ خودِ کار صحبت کنند. مطمئناً توهینی که با این سازها به شعورِ ما شده خیلی بزرگ‌تر از انتقادِ آقایِ جواهری ست.
    جایِ این که هنرمند به خودش بیاد که مشکلاتِ موسیقیِ ما ابتدا از دست و دهنِ دوستان‌اش شروع شد، چاره رو در برپاییِ سیرک می‌بینه. بعضی سازهایِ ما با قدمتِ چندصد ساله باز هم مشکلاتِ فراوان دارن. حالا معلوم نیست این سازهایِ ابداعی قراره چه گرهی وا کنه. به جایِ اصلاحِ ساز، اختراع می‌کنن.

  • پارسا
    ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۲ ق.ظ

    اقای جواهری بهتر نیست اول خودتان را نقد کنید بعد بروید سراغ سازهای ابداعی؟؟
    من از این سایت توقع بیشتری داشتم.

  • ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۶ ق.ظ

    وقتی دو تا ادم مغرض بنویسند این جور هست دیگه.بهتر است با این نوشته های احمقانه وقت مردم را نگیرید.تاریخ خود قضاوت می کند.اگر شما زمان مشتاق یا درویش خان بودبد قطعا سه تار و تار سیمی بهشان اضافه نمی شدو…. .لطفا اینقدر بچهگانه نیاندیشید.

  • ایرج
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۲۱ ق.ظ

    خطاب به آقای سامانی:
    عادت ما شده که ضعف ها را پشت کلمات زیبا و شعارهای غلط انداز پنهان کنیم! حالا آقای جواهری که اینطور سخیف و بی ادبانه نقد می نویسند شدند منصور حلاج که سرشان رفته بالای دار لحن گزنده ی ما چون راست می گفتند! عجب…
    آقای جواهری گویا از قلم این سایت صرفا برای اعلام موضع شخصی استفاده می کنند! هر چیز را بهانه می کنند برای تکرار و اصرار به مواضعشان. حتی مراسم سوگواری استاد پایور! حالا اینکه این مواضع درست هست یا نه بحث دیگریست اما اینجا برایشان شده منبر بیایند پرخاش کنند لیچار بگویند از تکرار تعصباتشان صفایی کنند و تمام!

  • ایرج
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۱ ق.ظ

    از آقای پورقناد خواهش می کنم که اینجا جوابی داشته باشند برای انتقادات مطرح شده. واقعا چطور در مقام سردبیر اجازه انتشار چنین مطلبی را می دهید؟ این متن نه نقد است نه تحلیلی می کند نه آسیب شناسی می کند نه پیشنهادی می دهد صرفا حب و بقض است و غرض شخصی. اینجا شده محلی برای تسویه حساب های اساتید!
    “روضه خوان و تشت نواز! سیرابی فروش! شارلاتان شیاد” واقعا لوستر و سطحی تر از این می شد حرف زد؟
    من نه تعصبی روی آقای شجریان دارم نه آقای ژاله. اما این همه سطحی نگری و بی ادبی دردآور است.
    ممنون می شوم جوابی بدهید…

  • ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۹۱ در ۸:۰۳ ق.ظ

    آقای ایرج عزیز!
    گمان می کنم شخصی با سابقه و نام آقای جواهری در حدی از اعتبار قرار دارند که اگر هم تا حدی لحن تندی در نوشته شان وجود داشته باشد قابل انتشار باشد. در واقع مرجعیت و اعتبار یک فرد می تواند این مجله یا هر مجله دیگری (نه همه البته) را وادار به انتشار مطالبی با لحنی تند مانند این نوشته کند.
    اگر سئوال شما و دیگر دوستان از بنده این است که: آیا اگر این نوشته از کس دیگری غیر از آقای جواهری بود باز هم منتشر می شد؟ می توانم بگویم آری! البته اگر در این حد از اعتبار بود…
    شما دقت کنید به نقدی که زنده یاد مشکاتیان به آقای لطفی مطرح کرد، البته اینقدر لحن تندی نداشت چون صراحتا شخصی مشخص را مورد نظر داشت ولی آیا اگر کسی مثل من و شما آن نوشته را می نوشت، باز خبرگزاری ها آن را منتشر می کردند؟! قطعا خیر.
    حالا اینجا دو مسئله می ماند اول اینکه اصولا با انتشار چنین نوشته هایی با هر کس و هر درجه از اعتبار موافق هستید یا مخالف و دوم اینکه با معتبر بودن نام علیرضا جواهری موافق هستید یا مخالف.
    قطعا در دو مورد اخیر بنده نظر مثبتی داشته ام، هرچند خودم از این لحن استفاده نمی کنم و ترجیح می دهم مطالب را روشنتر توضیح بدهم ولی از انتشار مطالبی تند، تا این مرز هم جلوگیری نمی کنم.

  • امیدوار
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۹۱ در ۱۱:۰۷ ق.ظ

    اهان یعنی اگر فردی در بعضی از زمینه ها صاحب تجربه یا دانشی باشه میتونه بی محابا و بدون در نظر گرفتن اصول اخلاقی هرچی از دهنش در میاد رو نصار همنوعان کنه. واقعا چه استدلال شاهکاری جناب پورقناد. ایشون میتونستن نظرات کارشناسی خود رو در باب اشکالات این سازها بطور دقیق بیان کنن نه اینکه با این شیوه برخورد کنن علم بی اخلاق ذره ای ارزش نداره مخصوصا اگر صاحبش. خود را هنرمند فرض کنه….همه ما باید متوجه موقعیت و جایگاه و تریبونی که از اون نظراتمون رو میگذاریم باشیم و بی اخلاقی رو ترویج نکنیم. چه مشکاتیان باشیم چه تازه شاگرد

  • ارسال شده در بهمن ۲۴, ۱۳۹۱ در ۸:۳۲ ب.ظ

    دوستان، قبلا هم زیر یکی از مطالبم چیزی نوشته بودم که باز لازم هست اینجا تکرار شود؛ بعضی از موضوعات و مباحث به قدری همه گیر و تکراری است که وقتی نویسندگان به آن می پردازند دیگر خود را ملزم به مطرح کردم مسائل اولیه آن نمی دانند. مثلا در مورد ممنوعیت نشان دادن ساز از تلویزیون کشوری بارها مطالبی نوشته شده، ولی تقریبا هیچ نوشته ای به تشریح دقیق این مسئله نمی پردازد چون به اندازه کافی برای همه آشناست، فقط مطالبی که در مورد این مشکل نوشته می شود در مورد حاشیه این موضوع است، موضوعاتی مثل تاثیرات اجتماعی، هنری و … این مشکل.
    در این مطلب هم به زعم نویسنده آن، این مشکل شناخته شده است و این نوشته درد دلی در حاشیه این اتفاق است که کمتر موزیسین با اطلاعی از آن دل خوشی دارد.
    اگر گمان می کنید مواضع آقای جواهری را قبول ندارید می شود از این نویسنده یا هر کس دیگری که مخالف این روند ساز سازی است بخواهیم اشکالات این رویه را دقیق توضیح بدهد.

  • ایرج
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۹۱ در ۷:۴۵ ب.ظ

    ممنون از جواب آقای پور قناد

    عجب! پس گویا اعتبار نوازندگی آقای جواهری شد جواز انتشار چنین مطلبی؟ اگر اساتید فردا خواستند از همسایه یا نانوایی سر کوچه شان هم گله کنند و بر سرش بکوبند مجاز است!
    پس چرا بیاییم گفت و گوی هارمونیک؟ شما برای مخاطب موسیقی مطلب می نویسید دیگر! مخاطب تحلیل و نقد و مطلب مفید می خواهد یا لیچار و خاله زنک بازی؟
    مسئله فقط لحن تند نیست. مسئله این است که این مطلب و مطالب اینچنینی اصلا محتوا ندارند که حالا لحنش هم تند باشد یا خیر. مثلا مطالب شما در مورد نامجو و راز موفقیتش یا نگاهی به کارنامه شهرام ناظری یا اثار اقای مشایخی گرچه تند بود و دلخوری عده ای را برانگیخت، اما مطلب داشت محتوا داشت مصداق داشت. عذر می خواهم اما عمه ی محترم بنده هم می تواند عکس جناب شجریان را بگذارد و مشتی مطلب بی سر و ته و خاله زنکی بنویسد. این مثال نقد استاد مشکاتیان به استاد لطفی هم که دیگر قیاس مع الفارق است. اگر مطلبی محتوا داشت و به جایی بند بود ما حاظر بودیم لحن تند و گزنده اش را هم تحمل کنیم. خیالی نبود!در مورد اعتبار آقای جواهری در نوازندگی بحثی ندارم. اما اصولا مخاطب به اثر توجه می کند خیر سرش!

  • ایرج
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۹۱ در ۸:۴۵ ب.ظ

    ین را درک می کنم که اول لخواهید از استادی که در مجله تان قلم می راند دفاع کنید، بعد جواب منطقی به ما بدهید! خب البته که سر ما کلاه نمی رود!!

  • ارسال شده در بهمن ۲۴, ۱۳۹۱ در ۸:۳۵ ب.ظ

    آقای ایرج عزیز!
    نه قصد دارم سر شما کلاه بگذارم نه از کسی دفاع کنم. آقای جواهری خودشان با آثاری که دارند و فعالیت هایی که می کنند از خودشان دفاع می کنند.

  • سینا حسینی
    ارسال شده در بهمن ۲۴, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۵ ق.ظ

    سلام
    از “فریدون تنکابنی” می خواندم:
    یزدان شادی را آفرید، و اهریمن اندوه را.
    یزدان زیبایی را آفرید، و اهریمن زشتی را.
    یزدان هنرمند را آفرید، و اهریمن منتقد را!!

    جداً که موضوع رویارویی (!) هنرمند و منتقد در فرهنگ ما ، موضوع جالبیه. اگر با کمی بدبینی بیشتری به موضوع نگاه کنیم، نه هنرمند منتقد را می فهمد نه منتقد هنرمند را.

    در این موضوع خاص (سازهای ابداعی یا به قول من اکتشافی!!) در این چند روز و در همین سایت دو مطلب منتشر شد. یکی همین مطلب که صرفاً سازهای ابداعی را مورد نقد (به تعبیر دیگر غرض ورزی) قرار داد، و یکی مطلب “به کجای این شب تیره…” که دید کلی تری داشت.

    این مطلب با لحنی تند (به تعبیر دیگر بی ادبانه) و دیگری با لحنی میانه رو نوشته شده بود. اما در زیر هر دو مطلب نظر یا نظراتی قرارگرفته که نویسنده را به فحش دادن متهم می کند.

    بنده کلاً نسبت به سازهای ابداعی(!) دید منفی دارم. چه اینکه اولاً صدادهی این سازها به واقع چیزی به موسیقی ما اضافه نکرده. صداها همان صداهای بم تار، قیچک باس و … هستند (حتی با کیفیت پایین تر) از لحاظ شکل و شمایل و ابعاد و اندازه هم شاید زیبا باشند اما هیچ استدلالی از زبان سازنده ها عنوان نشده. حتی در بعضی موارد باعث مشکلاتی (از قبیل آرتروز و خستگی) در نوازنده خواهد شد. (مثلا به ساز سمت چپ دومین عکس این مطلب نگاه کنید)

    و همین بیهودگی و باری به هرجهت بودن در این سازها ، در نقدهای ما، در واکنش به نقدهای ما و در خود من و شما هست.

    با تشکر

  • ایرج
    ارسال شده در بهمن ۲۴, ۱۳۹۱ در ۹:۱۹ ب.ظ

    آقای پورقناد، به نظرم دچار نوعی تناقض شده اید، از طرفی به اعتبار و آگاهی نگارنده این متن تاکید می کنید و از طرف دیگر اعتقاد دارید این متن لزوما نقد و تحلیل حرفه ای نیست! بیشتر درد دلی در حاشیه ست!
    البته به نظرم حتی درد دل هم نیست. بیشتر نوعی غرض ورزی و اصرار بیش از حد به مواضع شخصی است با ژست نقد یا درد دل! و البته با بدترین نوع ادبیات که من از عام ترین مردم هم انتظار ندارم چه رسد به استاد جواهری.
    آثار و فعالیت های ایشان هیچ ارتباطی به این مطلب ندارد. شاید بتواند از اعتبار ایشان در نوازندگی دفاع کند ولی از روحیه این متن سخیف خیر!
    اگر واقعا گفت و گوی هارمونیک اینقدر به انحطاط کشیده شده است، به بنده هم اکسس بدهید که درد و دل زیاد دارم!!
    اصولا این همه اعتبار و سواد اقای جواهری که شما روی آن تاکید دارید باید خودش را اینجا در نگاشتن نقد و مطلب و درد دل! نشان دهد. من نمی توانم اعتبار استادی را مفروض بدارم و هرچیزی را توجیه شده ببینم!
    شما با توسل به این توجیه که: این متن نقد حرفه ای نیست و درل دل! است و حاشیه! از مورد نقد قرار گرفتن می گریزید!
    اگر خود را ملزم به مطرح کردن مسائل اولیه نمی دانید بهتر است چیز جدیدی بگویید، اگر حرف تازه ایی، تحلیلی ، دیدگاه یا پیشنهادی ندارید اصلا چنین مطلبی منتشر نکنید سنگین ترید.
    مثلا پاراگراف : ” یک زمانی درست کردن گروه های تلفیقی……نصیبتان شود” از این لوس تر و سطحی تر دیگر نمی شود نوشت!
    فکر می کنم سیرابی فروشها و روضه خوانان و تشت نوازان هم اینقدر ادبیاتشان چرند نباشد!! حالا اگر واقعا شخص آقای شجریان روضه خوان و شارلاتان و شیادند که … قربان این همه ادب!

  • ارسال شده در بهمن ۲۵, ۱۳۹۱ در ۲:۰۵ ب.ظ

    دوست عزیز آقای ایرج
    اعتبار استادی آنجاست که استاد می تواند در مورد یک مسئله نظر کلی هم بدهد و مخاطب او قبول می کند (یا البته نمی کند) ولی این اتفاق هر روز در هر کلاسی می افتد (من به ادبیات استفاده شده کاری ندارم، جان کلام را می گویم) برای استادی سازی میبرید، به محض نواختن می گوید این ساز افتضاح است یا حتی در ادامه اش می گوید ایشان نردبان ساز بوده احتمالا (یکی از استادانم به سازنده سه تار من این را گفت!) اگر شما هم این حد از اعتبار را داشته باشید می شود نظر شما را هم منتشر کرد.
    در مورد ادبیات این نوشته بهتر است خود آقای جواهری پاسخ بدهند ولی اگر نظر من را می خواهید باید بگویم که تا این مرز همینطور که دیدید، مطلب منتشر می کنیم ولی نه پایین تر.

  • ایرج
    ارسال شده در بهمن ۲۵, ۱۳۹۱ در ۶:۱۵ ب.ظ

    عجب!
    نمی خواهم بحث را بیش از این کش بدهم.
    اگر استاد گرامیتان چنین نظری داده اند ( البته بنده هم در خلوت با خیلی اساتید خیلی حرفها شنیده ام از اینها بدتر! ) در موقعیت خاص خود بوده و اساسا با انتشار یک مطلب در جامعه عمومی اینترنت آنهم در مجله ایی شناخته شده فرق دارد و این توجیه ابدا قابل قبول نیست. آنهم توهین به استاد بزرگی (خیلی بزرگ!) مثل آقای شجریان بدون اینکه نگارنده از این همه توهین و افترا طرفی ببند و بجایی برسد.
    اگر قرار باشد اعتبار و توانایی نوازندگی بشود جواز شیاد و شارلاتان خواندن بزرگان، ما ترجیح می دهیم تشت نواز باشیم و بی اعتبار!
    جمله آخرتان هم: ” ولی نه پایین تر” دیگر واقعا شاهکار است! پس بالاخره سقف مجاز توهین و بی حرمتی به اساتید در گفت و گوی هارمونیک را فهمیدیم! پس آخرش تا اینجاست. فعلا رکورد دست جناب جواهری ست!
    اگر فردا اساتید هوس کردند توهین هایی از این رکیک تر بکنند، لابد این اندازه اعتبار هم دیگر کافی نیست! باید رزومه کاری پر و پیمان تری ارائه کنند مثلا مدرک دکترا یا جایزه گرمی! تا جواز توهین های ناجورتر! هم داشته باشند!

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۱ در ۵:۴۳ ب.ظ

    آقای ایرج عزیز! از نوشته شما و لحن طنز آمیز و زیرکانه شما بسیار مشعوف شدیم. عرض کردم “مرز داریم” پس اگر مدرک دکترا هم تهیه کنند با دیپلم (!) تفاوتی ندارد!

  • ایرج
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۱ در ۶:۱۹ ب.ظ

    آقای پورقناد عزیز! حوصله زیرکی ندارم این روزها. شاید فرصتی بهتر بتوانم بیشتر از این ها مشعوفتان کنم!!
    در شکوایه و انتقاد مخاطب، بجای اینکه با وقاحت تمام دنبال تناقض یا نکته ایی بگردید برای طعنه، بهتر است حرف حساب بزنید یا اصلا می توانید جوابی ندهید بگذارید جناب جواهری تشوریف بیاورند تا ما هم مشعوف شویم!
    اتفاقا آن طنز! بنده هم به همین منظور بود، دقیقااینکه شما مرزهایتان را به نسبت اعتبار و افتخار یا حتی شاید رودربایستی! با اساتید هارمونی تاک، تعریف می کنید!

  • ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۱ در ۸:۱۷ ب.ظ

    آقای ایرج! اگر می خواهید پاسخ های جدی بشنوید لطفا حرف های خنک هم نزنید. اگر آقای جواهری را هم خطاب قرار می دهید مستقیما با ایشان صحبت کنید و پای کسی دیگر را وسط نکشید. این هم آخرین بار خواهد بود که به شما اجازه حتاکی داده شد.

  • ایرج
    ارسال شده در بهمن ۲۶, ۱۳۹۱ در ۹:۵۶ ب.ظ

    آقای پورقناد محترم

    اول اینکه به اندازه کافی حرف های جدی زدیم! حالا حسابمان فقط شد آن دو حرف خنک؟!
    بنده از شما محترمانه خواهش کردم تشریف بیاورید جوابی بدهید. این تعبیر که پای شما را وسط کشیده باشم درست نیست! شما در مقام سردبیر مجله “مسئول” هستید پس پایتان بخواهید نخواهید وسط هست!
    ای کاش مقام یا مرجعی بود که شما را هم تهدید می کرد به دیده نشدن و شنیده نشدن، زمانی که حتاکی می کردید. شما که اینطور در مجله تان به استاید حتاکی می کنید که هیچ، به شعور مخاطبتان هم هیچ احترامی نمی گذارید، پس ظرفیت حرف های خنک و آنچنانی را هم داشته باشید.
    فکر می کنم این مقام مرجع، از لحاظ معنوی باید همان شعور و آگاهی جامعه موسیقی باشد و مخاطبین مجله که متاسفانه با این فاصله ایی که ایجاد کرده اید، هرگز ارتباط درستی برقرار نخواهد شد. عزیز من! از اول بحث با من فقط دارید بهانه می آورید و توجیه می کنید. صبرتان که سر می رسد تهدید می کنید! می گویید استادتان در خلوت یا در کلاس فلان گفته، این چه ربطی دارد به انتشار عمومی یک مطلب؟!

  • مسعود
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۲ ق.ظ

    شاید بتوان فقط به ساز های استاد شجریان به عنوان کارهای اولیه ی تحقیقاتی نگاه کرد مسلما این ساز ها باید مورد تایید و نظر کارشناسان ساز سازی و کسانی که اکوستیک می شناسند قرار بگیرد

    و در تولید انبوه این ساز ها شاید امتحان خود را پس دهند بنا بر این تا زمانی که در حد ۱-۲ ساز ساخته شده اند خیلی بازتاب و جایگاهی ندارند که نویسنده مقاله ایقدر نگران تولید این ساز ها هستند

    آقای ایرج شما هم زیادی شلوغش کرده اید

    من با توهین به اساتید موافق نیستم ولی شما هم زیادی شلوغش کرده اید

  • مسعود
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۹۱ در ۱۲:۵۳ ق.ظ

    خود مقاله حرف خاصی برای گفتن نداره و یک سری کلی گویی های بی استناد هست با بیانی هجو

    ولی سطح نظرات هم خیلی پایین تر از این مقاله ی سطحی هست

  • ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۹۱ در ۱:۳۹ ق.ظ

    آقای محترم! بنده از همان اول عرض کردم که کسانی که مرجعیت دارند (به زعم من) می توانند چنین نظراتی بدهند، چنانکه یک دکتر هم وقتی برای کسی چیزی تجویز می کند، دلایل علمی تجویز خود را نمی گوید (البته می تواند بگوید) ولی در صورتی که طرف مقابل مخالف باشد.
    شما اگر مخالفید، بگویید مخالفم به این دلیل، اگر موافقید که هیچ. اگر موافقید ولی با ادبیات این نوشته مشکل دارید، بحث دیگری است؛ ممکن است من و شما و خیلی های دیگر نیز از چنین ادبیاتی برای نوشته هایمان استفاده نکنیم ولی به گمانم تا این حد قابل پذیرش و انتشار باشد چنانکه سخنان بزرگانی مثل شاملو، شجریان، لطفی، پورتراب، فرجپوری و … در حالی که گاهی ادبیات مناسبی نداشته در مجله ها و روزنامه های درجه یک به چاپ رسیده، چون حتی حرفهای عجیب و غریب این افراد هم سند است ولی حرف بنده و شما (شمای نوعی، چون فامیلی شما را نمی دانم و نمی شناسمتان) نیست و در نتیجه همپای آنها به انتشار نمی رسد.
    اگر می گویید اینها بهانه است، باید رجوع کنید به گفته های عجیب و غریب همین افراد که گاه همراه با نام بردن شخص خاصی تحقیر و توهین هم چاشنی نوشته قرار گرفته است.
    البته شاید جایگاه آقای جواهری در نظر شما در حد افراد نام برده نباشد ولی از نظر من، وی به خیلی از این افراد از نظر توانایی موسیقایی برتری نیز دارد.
    فرستادن نظر

  • ایرج
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۹۱ در ۳:۴۵ ب.ظ

    آقای مسعود عزیز! حق می دهم! شاید کمی زیاده روی کرده باشم، اما در اصل مطلب تفاوتی نمی کند. ضمنا باید عرض کنم که وقتی سطح مقاله ایی به قول خودتان تا این حد پایین و نا امید کننده است، دیگر نظرات و انتقادات سطح بالا نمی طلبد! اصولا به انتقاداتِ ازاین گونه مطالب، نمی توان سطح بالا یا پایین اطلاق کرد! کار از این حرفها گذشته است!!

    آقای پورقناد عزیز. در مقام منتقد جسور و باهوش ( و البته آگاه ) همواره قبولتان داشته و دوستتان داشته ام ( و دارم! ) اما در مقام سردبیر و مسئول، ناامیدمان کرده اید. امیدوارم مرزهایتان را کمی تغییر دهید و این چنین توهین هایی روا ندارید به استاید.
    روده درازی دیگر نمی کنم! اما در مورد مثال تجویز دکتر که فرمودید، باید عرض کنم که اگر دکتر دارویی برای شفا تجویز کند ما حاظریم تلخی اش را هم تحمل کنیم! اما این مطلب اصلا محتوای درستی ندارد و زاویه دیدش سست است، اصلا دوا نیست که حالا طعمش هم تلخ باشد یا نه!
    موفق باشید..

  • ارسال شده در اسفند ۵, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۵ ب.ظ

    من به شخصه نه تنها از صدای این سازها راضی نیستم، بلکه دو بار هم که شجریان با گروه شهناز به استکهلم آمد، به کنسرت نرفتم چون معتقدم موعد بازنشستگی استاد شجریان فرا رسیده. اما این همه بی‌ادبی، عقده گشایی، کینه‌ورزی با این ادبیات سخیف که کمترین ارزش علمی هم ندارد از این وب‌سایت بعید است (نمی‌گویم از علیرضا جواهری بعید است، چون او همیشه همین بوده و مشکلش هم ساز ابداعی نیست. هر چیزی را که بتواند بهانه قرار دهد برای کوبیدن شجریان، دریغ نمی‌کند)

  • ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۹۱ در ۶:۵۱ ق.ظ

    از خواندن نظرات برخی دوستان کاملا متعجب شدم ، چرا فکر می کنید بیان حقایق تلخ موسیقی معاصر ایران عقده گشایی است؟

    کمی به کیفیت آثار تولیدی این چند سال اخیر در حیطه ی موسیقی ایرانی توجه کنید .

    اینکه اکثر هنرمندان ما تنزل کرده اند عقده گشاییست؟

    اینکه هنرمندان طراز اول ما به حقه بازی و عوام فریبی روی آورده اند عقده گشاییست؟

    در ثانی در قبال بیان چالش های اینچنینی موسیقی معاصر ایران انتظار چه نوع ادبیاتی را دارید؟

    وقتی هیچ چیز در سر جایش نیست انتظار دارید از ادبیاتی به جز طنز و هجو استفاده شود؟

    اینکه هنرمندی با جایگاه و مقام هنری استاد شجریان اینگونه مخاطبانش را به سخره بگیرد و آنها را احمق تصور کند برایتان جالب است ؟

    انتظار دارید در قبال این نوع تحمیق علاقمندان موسیقی بنده از ادبیات غیر سخیف استفاده کنم؟

    ای کاش استادی مثل محمد رضا شجریان با این جایگاه والای هنری قدری برای خود و اندیشه ی خود ارزش قائل می شدند و اینطور به بیراهه و کج راهه های بی سر انجام نمی زدند .

    وگر نه چه کسی در آواز معاصر ایران جایگاه و مقام هنری ایشان را در آواز ایرانی دارد؟

    ای کاش هر یک از هنرمندان تاثیر گذار ما جایگاه خود را می دانستند و در حیطه ی توانایی های خود فعالیت می کردند اگر این مهم اتفاق می افتاد کماکان می توانستیم شاهد همکاری های بزرگانی چون شجریان ، مشکاتیان ، لطفی، علیزاده و .. . در کنار هم باشیم.
    اتفاقی که هم به نفع مردم بود و هم تداوم حرکت های بزرگ در موسیقی معاصر ایران.

    وگرنه همکاری بی حاصل با چند سنج نواز و دستمال به دست چه دردی از معضلات فرهنگی موسیقی معاصر ما دوا می کند؟

    ولی حیف که عقده ها و خود شیفتگی های برخی از این بزرگان آغاز گر کدورت ها و گره های کوری شد که حاصل این اختلافات شخصی و سلیقه ای ، جدایی این بزرگان از یکدیگر و افت فاحش تک تک این بزرگان بود.

    پس بیایید نظر ها و عقاید سطحی خود را کنار بگذاریم و به این چالش های بزرگ موسیقی معاصر ایران با دیدگاهی عمیق تر بنگریم.

    شاید این طرز تبادل نظرات باعث تحولاتی در آینده ی موسیقی هنری ایران باشد تا کمتر شاهد این معضلات فرهنگی و هنری باشیم.

    معضلاتی که از کدورت های بسیار ساده و پیش پا افتاده آغاز می شوند و به گره های کور و باز نشدنی منجر می شوند .

    مگر ما در طول تاریخ چند مشکاتیان ، علیزاده ، لطفی یا کیانی نژاد داریم که بخواهیم به خاطر اختلافاتی بسیار کوچک و سطحی شاهد از دست رفتن و انزوای این بزرگان باشیم؟

    بازنده ی اصلی این خود خواهی ها و اختلافات مردم و فرهنگ ماست که رو به زوال و نابودیست.

    با خود شیفتگی های استادانی چون شجریان راه برای آدم کوچولو ها و خردک ها هموار شده و عرصه بر آنها باز تر و مهیا تر.

    پس قبل از اینکه از روی تعصب و با چشمانی بسته نظری بنویسیم ، حتما کمی بیندیشیم و بعد دست به قلم شویم.

    مطمئنا در سایت وزینی چون هارمونی تاک قصد از نوشتار تخریب یا تحقیر هنرمندان بزرگ و طراز اول نیست و حتما دلیل و منطقی بوده که در برخی مقالات از ادبیات طنز یا هجو استفاده می شود.

    یادمان نرود که موسیقی هنری ایران به واسطه ی این خود خواهی ها و خود شیفتگی ها رو به زوال است و می بایست فکری به حال این فجایع فرهنگی و هنری بکنیم.

    درود بر تمامی دوستانی که صادقانه و از روی خلوص نیت نظراتشان را بیان فرمودند.

    ارادتمند همه ی دوستان بزرگوار

    علیرضا جواهری

  • بی صدا
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۹۲ در ۲:۴۰ ب.ظ

    من که ابداعی ندیدم فقط اندکی تغییر در ظاهر برخی ساز ها شده همین
    بیشتر شبیه تار و سه تار و قیچک هستند لفظ ابداع اشاره به چیز جدید دارد.من که چیز جدیدی نمی بینم

  • بی صدا
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۹۲ در ۲:۴۹ ب.ظ

    من کاملا با آقای جواهری موافقم.
    برادر موسیقی ما در حال جان دادن است به برکت وجود عده ای به ظاهر خواص.لابی ها و روش های غلط استعداد های جوان را به حاشیه کشیده.کودکان ما دیگر از شنیدن تصنیف ها و موسیقی اصیل در حوضه موسیقی ایرانی و موسیقی متعالی و ساخت یافته غربی لذت نمی برند مردم موسیقی را نمی شناسند ما در جا می زنیم کار جدید و صدای جدیدی به گوش نمی رسد همه شجریان شده اند.
    حال که آقای جواهری مطلبی کاملا صحیح را می فرمایند.لفظشان تند است آری تند است.موسیقی این مملکت .ذهن کودکان ما ،اصالت ما سالهاست که بی راهه می رود ملاحظه بفرمایید هم اکنون در کوچه های شهر کودکان به چه اصواتی نخراشیده ای روی آورده اند. ( از استفاده لفظ موسیقی نسبت به این کار ها خود داری می کنم ).
    اکنون می خواهید با چاکرم و عزیزم و شفتالو و آلبالو از عزیزان نقد کنیم آقا استاد یعنی آنکه خود را فنا در راه هدفی متعالی کرده نه اینکه شهرت طلبی و شنیدن چاپلوسی ملیجک ها کورش کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

تکمیل الحان منسوب به باربد (II)

تکمیل الحان منسوب به باربد (II)

آنهائی که خواسته‌اند نام سی لحن موسیقی را از منظومهء سابق الذکر استخراج کنند، از گزینش‌ تعدادی نامها چون نسبت به عدد سی اسامی استخراج شده کسر آمده است، برای جبران کمبود مذکور برخی کلمات را به عنوان الحان مورد نظر تصور کرده و به خیال خود سی نام به عنوان سی لحن باربد ردیف‌ کرده‌اند.
آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (I)

آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (I)

نام امیل تلمانی برای ویولونیست های امروزی نام آشنایی نیست، هرچند تلمانی در دوره فعالیت هنریش موضوع بحث بسیاری از جوامع هنری، بخصوص نوازندگان و سازندگان ویولون بوده است. حرکت انقلابی تلمانی در استفاده از آرشه ای خاص با وجود اینکه در آن روزها موج بزرگی از موافقان این طرح را بوجود آورد ولی به مرور این موج فروکش کرد؛ شاید امروز آنالیز این مسئله برای ما بیشتر از روی منطق باشد تا نوازندگانی که آن دوره با اختراع این آرشه مواجه شدند و گاه نظرات احساسی در مورد این آرشه می دادند. همچنین نگاهی دوباره به آثار اجرا شده و داستان ساخت این آرشه تلمانی میتواند ایده هایی جدید را برای صدا گیری سازهای آرشه ای برای نوازندگان این سازها بوجود آورد.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و نهم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و نهم)

به همین ترتیب کارهایی که ما می‌گفتیم با کودکش انجام می‌داد تا اینکه هیتومی ‌متقاعد شد که این یک بازی جمعی است. بله، این بهترین روش تعلیم و تربیت است و این یک نتیجه گیری است: کودک باید قابلیت و توانایی و مهارت فن کسب کند. اگر از ابتدا با کودک برخوردی جدی و سخت بشود از همان ابتدا به راهی غلط برده می‌شود. ابتدا باید ذهن و روحیه را پرورش داد و بعد از آن رشد توانایی و مهارت را در آنها جایگزین کرد. این یک روش درست و طبیعی است، به این گونه هیتومی‌ کازویا پیشرفت عظیمی‌کرد و در سال ۱۹۶۴ که فقط پنج سال داشت، ما را در آمریکا مشایعت کرد.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (IV)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (IV)

همانند شوئنبرگ، آیوز نیز برای مصالح موسیقایی بیش از روش اهمیت قائل بود، یا اگر به زبان شوئنبرگی گفته شود: ایده و سبک؛ ولی آیوز بر آن بود که محدودیت های سنت کلاسیکی را بیشتر از شوئنبرگ درنوردد و برای مصالح موسیقایی خویش بیانی مناسب بیابد. گاهی نیز اصلا به محدوده عملکرد نوازندگان یا سازها توجهی نمی کند. او می نویسد: «چرا موسیقی نتواند همانطور که به درون آدمی رسوخ می کند از درون او به بیرون هم ساطع شود؟ چرا موسیقی باید از این همه مانع و حصار حنجره، دیافراگم، روده، سیم، چوب و مس راه خود را به بیرون باز کند؟… مگر آهنگساز گناه کرده است که بشر فقط ده انگشت دارد؟»
گزارش مراسم رونمایی کتاب  «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VII)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VII)

در ادامه، بابک خضرایی به‌عنوان آخرین سخنران دربارۀ این اثر گفت: این جلسه جلسۀ نقد و بررسی نیست و صرفاً برای آشنایی مخاطبان با کتاب است. از‌این‌رو، من فقط چند نکتۀ‌ کوتاه را عرض خواهم کرد: عنوان کتاب شامل چند کلمه است: «ساختار»، «تصنیف»، «عارف قزوینی».
پیترو ماسکانی (IV)

پیترو ماسکانی (IV)

ماسکاگنی درباره حقوق دو کفش کوچک چوبی (Il due zocco letti) لوئیس دو لارمه مشاجره ای داشت که الهام بخش او و پوچینی بود. ماسکاگنی این موضوع را برای Lodoletta نگه داشت که این اپرا در ۳۰ آوریل ۱۹۱۷ برای نخستین بار در رم اجرا شد. اجرای این اپرا در لیورنو در ۲۸ جولای بود که بینیامینو گیگلی نقش فلامن را به عهده داشت.
مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (I)

مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (I)

در سلسله مقالاتی که با تیتر «مغالطات ایرانی» در ژورنال گفتگوی هارمونیک می خوانیم، در هر شماره یکی از مغالطات رایج در جامعه موسیقی ایران مطرح شده و نقد می شود. بسیاری از این مغالطات به قدری رواج پیدا کرده که شاید خود ما هم جزو مبلغان آن باشیم. اولین شماره این نوشتار به عقاید رایج در میان موسیقیدانان ایران نسبت به رشته «موسیقی شناسی قومی» یا «اتنوموزیکولوژی» می پردازد.
چگونه با مترونوم تمرین کنیم؟

چگونه با مترونوم تمرین کنیم؟

تصورِ عمومی بر این است که مترونوم صرفاً با هدفِ حفظِ ریتم و مطابق وزنِ ثابتِ یک قطعه یا درس نواختن، می‌تواند به کار رود در حالی‌که علاوه بر این هدف -که البته در آموزش و ضبط، مهم و تعیین‌کننده است- تمرین با مترونوم برای یک هنرآموز می‌تواند کارکردهایی بیش از این داشته باشد. کارکردهایی از قبیل طولانی و در عین حال با برنامه و منظم پیش رفتنِ طولِ زمانِ تمرین، کمک به رسیدنِ تدریجی به سرعتِ استاندارد قطعه یا سرعتی که آهنگساز تعیین کرده، و در نهایت کمک به ارتقای بیشتر کیفیت اجرایی قطعه در خصوص مسائل مختلف اجرا (علاوه بر موضوع سرعت).
همراه با موسیقی تا آخرین لحظه

همراه با موسیقی تا آخرین لحظه

فریدون ناصری رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران جمعه هفدهم تیر ماه در بیمارستان مدائن تهران درگذشت. وی در سال ۱۳۶۹ در مراسمی که به مناسبت بزرگداشت مرتضی حنانه رهبر و دوست دیرینه او، برگزار شده بود، برای اولین بار هدایت ارکستر سمفونیک تهران را به دست گرفت.
پن فلوت (II)

پن فلوت (II)

شواهد وجود پن فلوت در اشعار اوید Ovid، شاعر یونان باستان و در میان تصاویر روی ظروف و مجسمه های سراسر اروپا دیده میشود. برای مثال در یک کولونی رومیان، سازی متشکل از ۷ نی که به شیوه دیاتونیک (وابسته به مقیاس کلید هشت آهنگى در هر اکتاو) کوک شده بود و همچنین شواهد مکتوبی از این ساز در چند کتابچه راهنما یافته شده است.