گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

به عنوان مثالی از گفتاورد در زمان تعریف، نوشتارهایی از «محسن حجاریان» و «فرهاد فخرالدینی» معرفی شد اما با توجه به این که محتوای فنی این نقدها و ضد نقدها مبتنی بر رسالات عبدالقادر مراغی و … است، در جلسه‌ی این هفته گفتاوردی از لحاظ تکنیکی آسان‌تر (و البته مشهورتر) خوانده شد. این گفتاورد گزیده‌ای است از مقاله‌ی «لغزش از کجا شروع شد؟» نوشته‌ی «محمدرضا لطفی» در کتاب سال شیدا شماره‌ی اول و «نقدی بر مقاله لغزش از کجا شروع شد؟» نوشته‌ی «کیوان ساکت» در ماهنامه‌ی هنر موسیقی شماره‌های ۲۲، ۲۳ و ۲۴ که به ترتیب در زیر آمده است:

۱- «وزیری به خاطر عدم آشنایی کافی به رموز ظریف موسیقی سنتی ایران و حال و هوای آن، آوازخوانان را مسخره می‌کند و به افرادی همچون طاهرزاده و تمام آوازخوانان اصفهان که برای تلفیق اکسان‌های ردیف (ماند بقیه‌ی موسیقی‌های شرق) از کلمات امان، حبیب، دل و … استفاده می‌کردند توهین روا می‌دارد. وزیری دقت نمی‌کند که زیرخوانی خوانندگان به علت عدم درک آنها از موسیقی نیست، بلکه نظام اجرایی ردیف موسیقی ایرانی حکم می‌کند که از بم به زیر بروند و بیشتر گوشه‌های دستگاه‌ها، در محدوده‌ی صداهای خود نشان می‌دهند. در ثانی آیا طاهرزاده و قمر بیش از یک خواننده‌ی تنور و سوپرانوی غربی فریاد می‌زنند که ما در اپراها می‌شنویم؟! اگر حنجره‌ی خواننده‌ای در ایران به خاطر وضع خاص آب و هوا پر طنین است باید او را مسخره گرفت و با متد غربی توی سرش زد؟!

«… تصور می‌کنند خواندن مرد فقط همان درجه‌ی آخر است که عموما زیر بخوانند و به همین جهت صدای طبیعی خود را از دست می‌دهند و می‌شود آوازمان، امان، دله دله، هوار و فریاد و فغان هم اضافه می‌شود، گاهی شعر جویده‌ی توی دماغی تیکه پاره شده در بین آنها خوانده می‌شود که گاهی خود خواننده هم معنی آن را درک نمی‌کند.»

همان گونه که در خطابه‌ها آمده است، وزیری به تکنیک آواز ایرانی و مکاتبش آشنا نیست چرا که از تو دماغی خواندن بعضی خوانندگان ایراد می‌گیرد. یکی از تکنیک‌های آواز، «غنه» است که خواننده صدایش را در بعضی حالت‌ها از راه بینی بیرون می‌آورد. جویده شدن شعر اگر در مورد بعضی خوانندگان درست باشد اما در مورد مکتب اصفهان که به بیان و درک شعر آن قدر بها می‌دهند.» (ص ۱۱۷-۱۱۸)

۲- «اگر به صدای بعضی از خوانندگان که در نوارهای «گنج سوخته» ضبط شده و به تازگی در اختیار مردم قرار گرفته است گوش فرا دهیم مشاهده خواهیم کرد که هنر آوازخوانی در آن دوره چقدر نازل و دور از مفاهیم هنری و زیباشناسی بوده است. آن وقت هنرمند گرامی آقای لطفی این طور نتیجه‌گیری می‌کند که وزیری به تکنیک آواز ایرانی و مکاتبش آشنا نیست. زیرا از تو دماغی خواندن بعضی خوانندگان ایراد می‌گیرد. زیرا یکی از حالت‌های آواز تکنیک «غنه» است که خواننده صدایش را در بعضی از حالات از راه بینی بیرون می‌آورد. در حالی که منظور وزیری این نیست بلکه منظور استاد وزیری از «شعر جویده‌ تو دماغی تیکه پاره شده» هنگامی است که خواننده به حنجره‌ی خود فشار وارد می‌کند و در این موقع صوت و کلام، حالت خود را ازدست می‌دهد و من نمی‌دانم چرا آقای لطفی این طور اشتباه نتیجه گرفته‌اند.

در ص ۷۹ اشاره می‌کند: «وزیری حتا پیشنهاد می‌کند که دانش‌آموزان آثار فرنگی خود را مانند کنسرتو، اپرت و بخش‌هایی از ملودی‌های اروپایی را با تار بنوازند.» می‌دانیم که نواختن تار آثار کلاسیک اروپایی نه تنها ما را با زیبایی‌های آن موسیقی آشنا می‌سازد بلکه موجب پیشرفت تکنیکی نوازندگان نیز می‌گردد و نیز معروف است که درویش خان به قطعاتی از این دست علاقه‌مند بود و والس‌های زیبایی می‌نواخت و حتا خود قطعاتی به وزن مارش و پولکا ساخته که در کتاب وی (جمع آوری آقای ارشد طهماسبی) موجود است.» (ص ۲۵)

جدلی که در این گزیده از نقد درگرفته است ابتدا میان محمدرضا لطفی و اندیشه‌های وزیری و سپس میان کیوان ساکت و محمدرضا لطفی بوده است و عموما با این تکنیک پیش رفته است که نشان دهند بخشی از ادعاهای طرف مقابل نادرست و بنابراین نتایجی هم که گرفته، نادرست است. اغلب گفته‌های نقل شده از وزیری از میان سخنرانی‌های انتقادی او انتخاب شده و بر آن اساس راهکار نوسازی هنری مورد نظر وی (استفاده از بستری غربی) مورد نقد جدلی قرار گرفته است. اگر چه به نظر مدرس کارگاه، نظریات وزیری نقدی بر زیباشناسی یک موسیقی بود به منظور نوسازی آن و جدل درگرفته (دست‌کم در این گزیده) بیشتر حول محور این بود که او مبانی این زیباشناسی را درست نمی‌شناخته است (یا می‌شناخته است).

2 دیدگاه

  • عالم
    ارسال شده در تیر ۳۰, ۱۳۹۲ در ۶:۳۳ ب.ظ

    با سلام و تشکر از سایت مفیدتان
    سوالی از حضورتان داشتم
    این کارگاه ها کجا تشکیل می شود و شرایط شرکت در آنها چیست؟
    با سپاس احمدی

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در تیر ۳۱, ۱۳۹۲ در ۱۲:۴۸ ق.ظ

    خانم یا آقای احمدی عزیز،
    کارگاه آشنایی با نقد موسیقی یک دوره ی ۱۶ جلسه ای بود که از ۲۷ دیماه ۱۳۹۱ تا ۱ خردادماه ۱۳۹۲ هر هفته در ساختمان شماره ۱ خانه ی موسیقی برگزار می شد. اگر چه این دوره بیشتر به دانشجویان رشته ی موسیقی و روزنامه نگارانی که به نحوی در حوزه ی موسیقی فعالیت دارند توصیه شده بود، اما شرکت در آن تنها نیازمند علاقه و کمی آشنایی با موسیقی است.
    فعلا برنامه ای برای برگزاری دوره ی جدید در دست نیست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

از روزهای گذشته…

ردیف منتظم الحکما به انتشار رسید

ردیف منتظم الحکما به انتشار رسید

ردیف موسیقی ایرانی به روایت منتظم الحکما، نت نویسی مهدیقلی هدایت و تصحیح و بازنگری امیر اسلامی منتشر شد. قدیمی ترین ردیف مکتوب منتشر نشده موسیقی ایرانی به روایت منتظم الحکما و نت نویسی مهدیقلی هدایت توسط نشر دانشگاه هنر منتشر شد.
درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (I)

خوب اگر گوش بخوابانیم، یا نه، حتا بدون تیز کردن گوش‌ها نیز، می‌شنویم چیزی در موسیقی ما دارد تغییر می‌کند. نکته‌ای خزنده و پنهان رو که حسین علیزاده با سخنانش، محمد موسوی با یادداشتش و حتا ساسان فاطمی به بهانه‌ی نقد کنسرتی دیگر پیدایی و چیرگی آن را بر سپهر موسیقی ایران هشدار داده‌اند. موسیقی کلاسیک ایرانی یا چنان که قبلا شهرت داشت، سنتی، یا بهتر بگوییم، برخی مجریان اش دارند گام به وادی‌های تازه‌ای می‌گذارند. این وادی‌های تازه، تازگی‌شان را لزوما از موسیقی‌ای که اجرا می‌شود، نمی‌آورند که اگر چنین بود نامش را به سادگی «نوآوری» موسیقایی می گذاشتیم و می‌گذشتیم یا نمی‌گذشتیم. اما اینجا چیزکی در رابطه‌ی موسیقی‌دان و شنونده دارد دگرگون می‌شود.
سریالیسم «همه‌ جانبه»

سریالیسم «همه‌ جانبه»

جریان موسیقی مدرن به مفهوم سبک شناختی و به مثابه روند آفرینش هنری در تاریخ موسیقی قرن بیستم مطرح است. شاید بتوان مهمترین بخش این جریان موسیقایی را مرتبط با مکتب دوم آهنگسازی وین دانست. معروف‌ترین آهنگساز این مکتب آرنولد شوئنبرگ برای رهایی از قواعد دست و پاگیر هارمونی تونال، در ادامه راهی که از سالهای پایانی قرن ۱۹ در آثار واگنر و … آغاز شد به سمت استفاده پی‌در‌پی گروه‌هایی از تن‌ها رفت.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه ششم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه ششم

مبحث «موسیقی و زندگی اجتماعی» از سه منظر قابل مطالعه است. هریک از این سه منظر نیز جنبه‌های بسیاری از نسبت موسیقی و جامعه را مورد توجه قرار می‌دهد. این سه منظر اصلی عبارت‌اند از:
نمایش مستند «هزارداستان امیرجاهد» و نقد «پیمان عشق» در خانه هنرمندان

نمایش مستند «هزارداستان امیرجاهد» و نقد «پیمان عشق» در خانه هنرمندان

فردا (پنجشنبه ۲۶ شهریور ماه) در خانه هنرمندان ساعت ۱۵ تا ۱۷، مستند «هزارداستان امیرجاهد» ساخته منوچهر مشیری به نمایش در می آید و نیز آلبوم موسیقی «پیمان عشق» کاری از سجاد پورقناد با صدای رامین بحیرایی با حضور محمود توسلیان، پیمان سلطانی، سعید یعقوبیان و کامیار صلواتی رونمایی و نقد می‌شود.
شرمِ آوایِ دوست

شرمِ آوایِ دوست

آیا ما در ارتباط با رؤیتِ مولد هایِ صوتی و تمامی سازهایی که در ایجاد صداها ما را یاری کرده اند از منظر اجتماعی محدود شده ایم؟ آیا نوازندگان ما در به صدا آوردن گونه های مختلف سازی مرتکب اشتباهی شده اند؟ یا ارجاعات بر آمده از تولید صداهای آلات موسیقی، در ذهن عده ای مصداقِ نامتعارفی یافته است؟!

میرهادی: پیشرفت گیتار نوازی فوق العاده بوده

این جشنواره تغییراتی پیدا کرده است؛ پیشوند کلاسیک و کشوری آن را برداشتیم و شد «مسابقه گیتار تهران». مگتان هم مخفف همین نام است.
یوسفی: جای خالی تفکر را در موزیسین ها میبینم

یوسفی: جای خالی تفکر را در موزیسین ها میبینم

چهار سال پیش خبری مبنی بر چاپ سالشمار موسیقی زنان توسط نیکو یوسفی در خبرگزاری ها قرار گرفت ولی به دلایل مختلفی این اتفاق به تاخیر افتاد تا اینکه قرار شد، اطلاعاتی مربوط به موسیقی زنان در سایتی خصوصی به مدیریت نیکو یوسفی به انتشار برسد. با او به گفتگو نشسته ایم درباره شکل جدید این پروژه و فعالیتش.
نگاهی به کتابِ «عجملر»؛ آرشِ محافظ

نگاهی به کتابِ «عجملر»؛ آرشِ محافظ

«عجملر»، دنباله ی تفکر و جریانی ست که شکل گیری اش را مدیونِ سوال ِ بزرگِ دو دهه ی اخیرِ حوزه ی موسیقیِ کلاسیک ایرانی می داند: اگر پی گیری و اصرار بر موسیقی دستگاهی، به مثابه نمادِ سنّت، راه به جمود و پِرتِ محتوایِ هنری می برد، و از سوی دیگر، «نگاه به غرب»، ناچار به پذیرشِ فرضِ برتری و کاراییِ موسیقی کلاسیکِ غربی ست و نهایتاً به سانتی مالیسمِ گلهایی و فاصله گیریِ آن با مولفه-های موسیقیِ هنری منتهی شده ، چاره کجاست؟
گذر از مرز ستایشِ محض (III)

گذر از مرز ستایشِ محض (III)

در ۲۶ آوریل ۱۹۶۴ تعدادی از فعالان چپ‌گرای آمریکایی (تصویر پایین صفحه) که خود را «جنبش علیه امپریالیسم فرهنگی» می‌نامیدند، در نیویورک در مقابل مکانی که قرار بود آثاری از آهنگسازان آوانگار و از جمله اشتوکهاوزن اجرا شود تجمع کردند تا مانع ورود مردم به محل کنسرت شوند (در تصویر آنها را با شعارهای «با نژادپرستی موسیقایی بجنگ!» می‌بینیم)، این افراد که مهم‌ترین آن‌ها «هنری فلینت» از «حزب جهانی کارگران» (۷) به شمار می‌رود، نماینده‌ی دومین جریان انتقادی به کارهای اشتوکهاوزن هستند، جریانی که در دهه‌ی ۱۹۶۰ و از نظرگاه اجتماعی از مهم‌ترین نقدها به حساب می‌آمد.