گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«شرح»، فن دیگری بود که پس از توصیف معرفی شد. به نظر مدرس کلاس (آروین صداقت کیش): «در زبان فارسی شرح و توصیف ممکن است بسیار نزدیک به هم به شمار آیند (یا چنین به نظر برسند)، اما شرح به معنایی که در اینجا به کار رفته شامل گستراندن و واضح‌تر بیان کردن چیزی است.» به بیان دیگر شرح توصیفی گسترده است که با توانایی فنی ژرف‌تر به وضوح نکاتی می‌انجامد که دیگر هر شنونده‌ای، بی آموزش، نمی‌تواند بدان دست یابد.

به عنوان مثالی از شرح در یک نقد موسیقی، بخش‌هایی از نقد «کامیار صلواتی» بر مجموعه‌ی «جوی نقره‌ای مهتاب» دونوازی سه‌تار و تنبک «بهداد بابایی» و «نوید افقه» خوانده شد:
«مختصات آشنای نوازندگی بابایی بارها و بارها در این اثر شنیده می‌شود. غنای تکنیکی بسیار بالای سه‌تار بابایی در این اثر در اوج به گوش می‌رسد؛ از پنجه‌ی بسیار پرسرعت او و پاساژهای سرعتی و البته واضح -که گاه حتی هضم این که در آنها چه چیزی نواخته می‌شود سخت است- گرفته تا تکیه‌ها و پنجه‌کاری‌ها و کنده‌کاری‌های سریع و در عین حال بسیار شفاف، تا تغییر سونوریته‌ی ساز وی با جابه‌جایی مضراب روی کاسه‌ی ساز، تا ریزهای خاص او ( که با کمی اغراق به صدای [اصل: صداهای] سازهای کششی می‌ماند)، تا گلیساندوهای وی روی دسته‌ی سه تار که گاه با جسارت -بدون آن که گوش آزاری ببیند- روی نت‌های خارج از محدوده‌ی ابوعطا مکث می‌کند. گاهی هم بعضی نت‌ها به صورتی غیر معمول آلتره می‌شوند و فضاهایی فانتزی-غافلگیرکننده را به وجود می‌آورند، مثلا ”لاکرن” یا ”سی بکار” (در تراک‌های سوم و اول) که البته مانند گلیساندوهای ذکر شده حساب شده و گوش‌نوازند نه فالش .

استفاده‌ی متنوع وی از رجیسترهای مختلف صوتی سه‌تار -با تمام محدودیت‌هایش- و کنتراست‌هایی که با ابزار ساده‌ی دینامیسم ایجاد می‌شود خود می‌تواند درسی بزرگ برای نوازندگان سه‌تار باشد. البته ذکر این نکته ضروری ست که سه‌تاری که بابایی با آن در این اثر نواخته، نیم اکتاو از سه‌تارهای دیگر وسعت صوتی بیشتری دارد، در حقیقت اگر سه‌تارهای رایج معمولا تا لا (a1) پرده‌بندی شده اند، در این اثر تا ”دو”ی نیم اکتاو بالاتر (c2) هم شنیده می‌شود که وسعت صوتی ساز را به سه اکتاو می‌رساند (البته با توجه به کوک ابوعطای می کرن -ر کرن دیاپازون- در این آلبوم وسعت مورد استفاده یک پرده کم‌تر است).»

گذشته از بحثی که در کارگاه در مورد عدم صحت بند پایانی این شرح مطرح شد، به خوبی روشن بود که نویسنده‌ی این متن با سطحی ژرف‌تر از اثر مورد بحث –نسبت به نمونه‌ی توصیف ساده- سر و کار داشته است.

«بازخورد احساسی» یا «واکنش عاطفی» نویسنده یا منتقد نیز گاهی می‌تواند به جای توصیف بنشیند. در حقیقت گاهی نویسندگان به جای آن که بازگو کننده‌ی (توصیف‌گر) روی‌دادهای موسیقایی باشند یا آنها را شرح و بسط بدهند بازگو می‌کنند که در زمان شنیدن اثر موسیقایی چه احساسی به آنها دست داده یا در عالم تخیل چه تصویری به ذهنشان رسیده است و به این ترتیب خواننده را همراه جهان ذهنی خودشان می‌کنند. از همین رو در تعریف این فن نوشتن درباره‌ی موسیقی مدرس کلاس بیان داشت که: «[…] در این مورد رابطه‌ی میان آنچه نوشته شده و موسیقی‌ای که می‌شنویم بسیار دلبخواهی از آب در می‌آید و قابلیت تعمیم به دیگر شنوندگان را از دست می‌دهد یا اگر به دلیل اعتبار یک موسیقی‌نویس خاص آن نوع تلقی (یا آن نوع شنیدن) اثر موسیقایی همه‌گیر شود، به نوعی استبداد [خوانش] موسیقایی خواهد انجامید.»

«سیاهه‌ی ویژگی‌ها» (Trait Listing) گونه‌ی دیگر از فنون نوشتن درباره‌ی یک اثر موسیقایی و نزدیک دارای پیوند با مفاهیمی مانند توصیف و شرح است که مطرح شد: «اصطلاحی است که بیشتر درباره‌ی تجزیه و تحلیل موسیقی به کارمی‌رود به معنای پشت سر هم ردیف کردن ویژگی‌های فنی یک قطعه‌ی موسیقی بدون آن که هدفی دیگر در میان باشد. با این تعریف سیاهه‌ی ویژگی‌ها را می‌توان با توصیف (البته از جنبه‌ی فنی و به بیانی واقع‌گرایانه) دارای پیوند دانست.»

به عنوان مثالی بزرگ‌نمایی شده از این فن، بخش‌های نخست «تجزیه و تحلیل کنسرتینو برای سنتور و ارکستر اثر حسین دهلوی» نوشته‌ی «مینو مهدی‌زاده تورزنی» (بخشی از پایان‌نامه‌ی کارشناسی مولف) منتشر شده در ماهنامه‌ی تخصصی «گزارش موسیقی» اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۹ خوانده و به بحث گذاشته شد؛ سرجمع گفت و گو در این باره این بود که سیاهه‌ی ویژگی‌ها که خود در منابع، یکی از نمونه‌های ضعیف تجزیه و تحلیل موسیقایی به شمار می‌رود، به همان نسبت ابزاری کم توان برای یاری رساندن به نقد موسیقی نیز هست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

موزاک، کسل کننده یا آرام بخش؟

موزاک، کسل کننده یا آرام بخش؟

دانیل بارنبویم یک بار دیگر انتقاد علیه موزاک را شروع کرده است! موسیقى ملایمى که اکنون به بخش جدایى ناپذیر زندگى روزانه بسیارى از مردم تبدیل شده است. رهبر ۶۳ ساله ارکستر سمفونیک شیکاگو امسال در مجموعه برنامه تلویزیونى BBC REITH که ۵۹ سال است از آغازش مى گذرد، سخنرانى مى کند.
در باب متافیزیک موسیقی (VIII)

در باب متافیزیک موسیقی (VIII)

دقیقا به همین ترتیب، بازگشت به تونیک باید پس از همان تعداد میزان، به همان نحو در یک بخش صحیح میزان به آن برسد که در نتیجه آن رضایت کامل به وجود می آید. مادام که این تطابق لازم، یعنی برآورده شدن دو عامل به دست نیامده باشد، ممکن است که ریتم، از یک سو، مسیر منظم خود را دنبال کند و نت های مورد نیاز از سوی دیگر، به قدر کفایت به دست آیند؛ اما این ها یکسره فاقد آن تاثیری که ملودی به واسطه آن به وجود می آید خواهند ماند. شاید نمونه بسیار ساده زیر به روشن شدن این مطلب کمک کند:
بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (III)

بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (III)

تکنیک های بادی گای بر موسیقی راک اند رول نیز بی تاثیر نبود ، او معمولا گیتار را با صدای بلند و خشن می نواخت، تکنیک های تحریفی را به کار می گرفت و تک نوازی های طولانی را با ترکیبی از انگیزه و احساس اجرا می کرد. نوازندگان موج نوی دهه ۶۰ انگلستان مشتاقانه دنباله روی سبک گای بودند، همان سبکی که بعدها تبدیل به ویژگی بنیادین موسیقی راک – بلوز و مشتقات آن هارد راک و متال شد.
سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

سلطانی: غالب آثار مدرن در ایران کلاف سردرگم است

من تصور می کنم که جسارت و پیشروی در هنر مدرن حدی دارد. این که اثر هنری که ساختار و شالوده اش شکسته شود، به یک اثر مدرن بدل می گردد، من باور ندارم خیلی از هنرمندان مدرن قرن بیستم بیشتر از آن که قصد داشته باشند تا یک اثر واژگون شده و یا ساختارشکن را به وجود آورند، قصد دارند تا نمای جامعه ای تهی شده از تصاویر انسانی خودشان را بیان کنند.
Ghost Note

Ghost Note

بهترین تعریف برای Ghost Note آن است که نوازنده آنرا بگونه ای اجرا کند که توسط شنونده احساس شود اما شنیده نشود! این نتها معمولآ بسیار آرام و بدون هیچ گونه تاکید خاصی توسط نوازنده اجرا می شوند، این نتها در نوشتار موسیقی همانند نتهای اختیاری در میان دو پرانتز نوشته می شوند. برای آشنایی بیشتر با این نت های موسیقی، بیایید راجع به آن صحبت کنیم.
هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (II)

هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (II)

نگاه کنید به انواع موسیقی که از ترکیبات مختلف تأثیر پذیری از سازها و سبک های میان شرق و غرب تأثیر پذیرفته اند. بی گمان می بینید که از قدرت جذب بیشتری بهره مند شده اند؛ بنابراین باید به موسیقی اتکا به نفس لازم برای ارتباطات و مبادلات هنری را ارائه کرد.
ویژگی های یک سنتور خوب (IV)

ویژگی های یک سنتور خوب (IV)

۱- رنگ ساز: رنگهای تند یا ملایم فرقی نمیکند و بسته به سلیقه ی خریدار است به شرط آنکه ضمن ساخت و پرداخت ساز در رنگ چوب خراب کاری نشده باشد که باعث بد صدا شدن ساز شود. البته هماهنگی رنگ ساز با رنگ خرکها جلوه ی بهتری به ساز می دهد.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (III)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (III)

در موومان دوم با والسی که فرمی همانند روندو دارد (کودا- A′ B A – مقدمه) به شایستگی تضاد کاملی با موومان نخست پدید می آید. فضاسازی لطیف و درخشان در این موومان و بکارگیری دو هارپ به گونه ای که موسیقی تداعی گر بزمی مفرح می شود بسیار قابل توجه است. گفتنی است که این گونه فضاسازی ها مشخصه ی بارز برلیوز است، چنانکه این بخش را می توان با بکارگیری هارپ ها در بخش دوم رومئو و ژولیت، موومان پایانی تدئوم، مارش تروا و همچنین ارکستراسیون برلیوز برای اثری از وبر به نام دعوت به رقص مقایسه کرد.
فرانس لیست که بود

فرانس لیست که بود

بدون شک نوازندگان و علاقمندان به پیانو فرانس لیست و قطعه معروف “رویای عشق” را حتمآ میشناسند و چنانچه چند سالی هم بطور جدی پیانو کلاسیک کار کرده باشند حتمآ این قطعه را در رپرتوآر خود اجرا کرده اند.
شرایط خلق یک ایده (III)

شرایط خلق یک ایده (III)

این موضوع امری است واضح و روشن که تولید و ساخت یک اثر هنری موفق و یا کامل، مستلزم نگاه درست و علمی به پدیده های موجود در این جهان است که از طریق علم، دانش و تجربه و همچنین استمرار آن امکان پذیر می شود.کسب هر گونه مهارتی و یا هر تکنیک مشخصی به کلیدها و علوم در ارتباط با آن معطوف می گردد و برای تولید محصولی با توجه به نوع و یا تکنیک های خلاصه شده در آن، نیاز به اقتضای یافتن و پرداختن به آن علوم بوجود خواهد آمد،زیرا که با دستیابی به چگونگی کارکردو عملکرد سایر علوم مرتبطه است که می توان پدیده ای موفق و مفید را تولید و محیا کرد.