گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در این مرحله، قطعات «بغض» و «تا مهتاب» از مجموعه‌ی جوی نقره‌ای مهتاب باز هم بدون اعلام مشخصات و بدون اشاره به این که نقدی در مورد این قطعات دقایقی پیش در کارگاه خوانده شده است، پخش و از حاضران خواسته شد که برای آنچه می‌شنوند توصیف یا شرح بنویسند. نتیجه این بود که بدون استثنا (حتا آنها که آموزش موسیقی کلاسیک اروپایی دیده بودند) –نسبت به نمونه‌ی مادریگال‌های ایتالیایی- حضار نکات بیشتری برای گفتن داشتند (اغلب این نکات درباره‌ی تشخیص محتوای مدال و پرده‌گردی قطعه بود). تا آنجا که حتا یکی از اعضای کارگاه (عباس خدایاری) توصیفی از این اثر به دست داد، مبتنی بر مقایسه‌ای که او با گونه‌های قدیمی‌تر (به زعم وی اصیل‌تر) سه‌تارنوازی در ذهن صورت داده بود.

این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که بعضی از شنوندگان در کارگاه به درستی نام و مشخصات این اثر را حدس زده بودند که البته به گفته‌ی مدرس (آروین صداقت‌کیش) تاثیری در اهداف طرح این نمونه نداشت.

«تفسیر» و «تاویل» فن‌های بعدی بودند که از جهت دامنه‌ی دور شدن از عینیت فیزیکی قطعه، سرشتی متفاوت از چهار فن پیشین داشتند:
«[تفسیر] (Interpretation) دارای دو معنی است که یکی [گاه] در اجرای موسیقی رخ می‌دهد و به معنای مجموعه‌ای از تصمیم‌ها برای آفریدن یک مصداق از شی‌ای است که اثر موسیقایی نامیده می‌شود [نقش بسته بر پارتیتور یک اثر] و دیگری فرآیندی تقریبا مشابه که نوشته شده یا به گفتار در می‌آید. تفسیر نقدگرانه‌ی اثر موسیقایی به معنای «شرحی آسان کننده‌ی دشواری متن» [چنان که مثلا تفسیر یک کتاب هست] نیست، بلکه بیشتر به معنای یافتن راه‌های متعدد «بودن» آن است.» البته گونه‌ی دیگری از تفسیر نیز در موسیقی وجود دارد که می‌توان همان «حکم شرح بر متن» را برای آن صادر کرد؛ نوشتن به زبان معمولی برای همراه کردن خواننده مانند برخی مثال‌ها در «تجزیه و تحلیل موسیقی برای جوانان» نوشته‌ی «لئونارد برنشتاین».

تفسیر نقدگرانه یا تفسیر در نوشتار می‌تواند بازگوی فرآیندی باشد که اجرا کننده از سر گذارنده، تشریح همین فرآیند توسط منتقدی یا کاملا آفریده‌ی ذهن یک نقدگر-موسیقی‌شناس باشد. به عنوان مثال تفسیر موسیقایی بخش‌هایی از «مصائب اجرای دوباره» نوشتاری در تفسیر اجرای «نی نوا» اثر «حسین علیزاده»، نوشته‌ی «آروین صداقت‌ کیش» منتشر شده در ماهنامه‌ی تخصصی فرهنگ و آهنگ شماره ۲۳ و ۲۴ خوانده و نشان داده شد که چگونه نویسنده به نکاتی فنی در ساختار این قطعه‌ی موسیقی اشاره کرده است که به نظر وی در اجرای آن تاثیرگذارند و پرداخت هنرمندانه‌ی آنها اجرایی دگرگونه را رقم می‌زند.

اما «تاویل [موسیقی]» را با وجود نزدیکی معنایش به تفسیر چنین تعریف می‌کنند: «the rendering of a musical composition, according to one’s conception of the author’s idea» «تعبیر یک اثر موسیقایی، بر طبق پنداشت یک فرد [نقدگر] از مقصود آهنگساز.» نکاتی که در این تعریف اهمیت دارند به گفته‌ی مدرس، نخست مفهوم «بازگشت به مقصود اولیه»ی آهنگساز که کاربرد اصطلاح «تاویل» را ممکن و مجاز می‌سازد و سپس تاکید بر این که؛ تاویل برآمد «درک» یک سوم شخص است از آنچه «می‌پندارد» «اراده، نیت یا قصد» آهنگساز بوده است.

درست همین عدم قطعیتی که در تعریفِ تاویل، برای کشف مقصود اولیه‌ی آهنگساز، یا به بیان دیگر تبدیل شدن قطعی نقدگر به پیامبر بی‌اختیار آهنگساز، وجود دارد موجب آزادی نسبی تاویل و امکان رخ دادن تاویل«‌ها» می‌شود.

بحث بر سر این موضوع تفاوت‌های این دو اصطلاح را در پرتو منشا اصلی این واژه‌ها در زبان فارسی امروزین (دو کنش فکری مرتبط با متن قرآن) روشن‌تر ساخت و نشان داد که در نقد موسیقی ممکن است تاویل را حالتی خاص از تفسیر که عامل «مقصود آهنگساز» نیز در آن دخالت می‌کند، به حساب آورد.

همچنین در ادامه‌ی گفت و گو بر سر تاویل، بحثی چالش‌ برانگیز در مورد امکان دست یافتن به خواسته‌ی اصلی آهنگساز-آفریننده‌، یا حتا وجود موضوعی تحت عنوان «مقصود اصلی» موسیقی در گرفت. برخی در کارگاه معتقد بودند که نام‌گذاری قطعه‌ی اثر یا هر اطلاعات اضافی (تاریخچه‌ی خلق، گفته‌‌های خود آهنگساز و …) می‌تواند تاثیری محدود کننده بر کنش تفسیری نقدگر بگذارد و این یعنی از نظر آنها با استفاده از چنین اطلاعاتی نزدیک شدن به مقصود آهنگساز غیر ممکن نیست. افزون بر این پیشنهاد می‌شد که آشنایی با روان‌شناسی آهنگساز و اطلاعات سبک‌شناختی می‌تواند قطعیتی برای رسیدن به مقصود آهنگساز در اختیار قرار دهد. بالاخره پس از بحثی نسبتا طولانی روشن شد که:
– نکات مورد اشاره در هر حال می‌تواند در بعضی گونه‌های موسیقی نقش محدود کننده‌ی آزادی تفسیر/تاویل را بیابد اما الزامی قطعی برای نقدگر ایجاد نمی‌کند.
– معمولا ترکیبی از راه‌های پیشنهاد شده در فعالیت‌های تاویلی به کار گرفته می‌شوند تا پایه‌های یک تاویل را با شواهدی عینی محکم گردانند.
– استفاده از راه‌های یاد شده دشواری فلسفی این که آیا رابطه‌ای میان آنها و «مقصود اصلی» آهنگساز می‌تواند وجود داشته باشد یا نه، را حل نخواهد کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

هیات داوران ششمین جشنواره موسیقی «نوای خرم» معرفی شدند

به گزارش روابط عمومی ششمین جایزه و جشنواره همایون خرم (نوای خرم )، ستاد برگزاری ششمین جشنواره موسیقی نوای خرم اسامی هیات داوران مرحله رقابتی این دوره در بخش های مختلف را منتشر کرد.

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، آخرین مقاله زنده یاد خسرو جعفرزاده موزیکولوگ، معمار و از نویسندگان ثابت ژورنال گفتگوی هارمونیک است. این نوشته یکی از مهمترین مقالات این نویسنده فقید محسوب می شود که در آن به گسترش نظریه خود (که در کتاب «موسیقی ایرانی شناسی» از انتشارات «هنر موسیقی» منتشر شده است) بر اساس اصلوب تئوری علینقی وزیری می پردازد. (سردبیر)

از روزهای گذشته…

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

در سال ۱۹۴۵ میلادی در شهر آشکاله (Aşkale) از توابع استان ارضروم (muruzrE) که در میان کوه ها واقع شده، به دنیا آمد. از حدود ۳-۴ سالگی که با پدرآسیابانش به آسیاب می رفت، با صداهای موزون آشنا شد. خود عارف ساق (ARIF SAĞ) در این باره چنین می گوید : ” صدای آب، آبی که به پره های آسیاب برخورد می کرد، صدای گردش پره ها و ساییده شدن دو سنگ آسیاب و مخلوطی از این صداها به گوش می رسید و این صدای موزون را یک عنصر دیگر بر هم می زد؛ آن هم چوب کار کرده ای بود که نعل روی آن کوبیده بودند و صدای شق شق می داد. به این ترتیب صداهای موزون با یک ریتم منظم به گوش می رسید. شنیدن مدام این اصوات، انسان را به خیال و رؤیا می برد. درک موسیقی و ریتم از همان سالها شروع شد و من از آنجا سرم را به موسیقی مشغول کردم.”
به قلم یک بانوی رهبر (IX)

به قلم یک بانوی رهبر (IX)

قبلا آرام تر حرف می زدم اما با صدایی بلند تر. گاهی آهنگ حرف زدنم به جای این که پایین رونده باشد بالا رونده بود. اما فهیمدم که این کار هیچ اتوریته ای برای من به ارمغان نمی آورد. در عوض صدایم را قوی کردم و زیر و بمی آن از بین رفته است.
مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (IV)

مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (IV)

شاگردان محمود و دیگرانی که موسیقی کلاسیک را جدی دنبال می کردند، تا سالها از موسیقی ایرانی فاصله گرفتند و بعضی تا پایان عمر خود این کینه را به دل داشتند و وقتی قرار بود از مصالح موسیقی ایران بهره ببرند، به موسیقی محلی روی می آوردند نه موسیقی دستگاهی.
ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

به طور کلی تا امروز، اینکه بین سازهای بسیار خوب کدام سازها واقعا درجه یک هستند قضاوت بسیار مشکل است تا وقتی که رشته ی “ساز سازی” و “ساز شناسی” به عنوان یک رشته حرفه ای نگریسته و کار نشود و اجماع نظرها اتفاق نیفتد و کیفیت سازها با سطوح مختلف استاندارد نشود ماجرا همین خواهد بود. بنابراین سازی که مثلا استادی قیمت یک میلیون تومان را برای آن تعیین می کند، استاد دیگر بعید نیست آن ساز را یک ساز متوسط تلقی کند و بیش از چهارصد هزار تومان بر روی آن قیمت نگذارد و این بازار آشفته تا به سرو سامان برسد سلیقه افراد همیشه به عنوان موثرترین چاشنی عمل خواهد کرد، به طوری که نتیجه آن کماکان دورتر شدن از مبحث استاندارد خواهد بود چرا که بازه ی سلیقه ی افراد بسیار گسترده و تابع عوامل گوناگون است.
موسیقی امیری مازندران (II)

موسیقی امیری مازندران (II)

مقام تبری با اشعار منسوب به امیر پازواری هم در بخش سازی و هم در بخش آوازی به امیری شهرت یافت. این موسیقی گرچه در سراسر مازندران ولی بیشتر از غرب نوشهر تا غرب تنکابن خوانده و نواخته می شود( موسیقی مازندران – جهانگیر نصر اشرفی)
بوگی ووگی (II)

بوگی ووگی (II)

عبارت بوگی ووگی، بنا به نظر بسیاری از مورخین و زبان شناسان، تکرار کلمه بوگی است. بوگی در حدود سال ۱۹۱۳ به مهمانیهایی گفته میشد که در آن یک گروه نوازنده دعوت میشدند و حاضران دستمزد آنها را با همدیگر پرداخت میکردند. ووگی، تکرار بوگی با کمی تغییر است و این تکرار کلمه با تغییر دادن حرف اول آن، حالتی است که در بیشتر زبانها وجود دارد و ما نمونه های بسیاری از آن را در فارسی میشناسیم.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (VI)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (VI)

در کنار بحث های معنا شناختی در حوزه ی صوت باید توجه داشت که آهنگ سازان موسیقی کنکرت (Concrete) صدا را به عنوان یک شیء صوتی به حساب نمی آورند. این گروه فرایند صوت را در هر منبعی جستجو می کنند و برای دستیابی صدا به صداهای موجود پیشین بسنده نکرده و در عین حال موسیقی را نیز صرفاً بر اساس منابع صوتی تعریف نمی کنند، چرا که غالباً اعتقاد دارند که شیء صوتی وجود ندارد، مگر آن که بر اثر ساکن شدن بر روی یک حامل به وجود آمده باشد. شاید این بحث شیء صوتی فقط یک جدال بی سرانجام باشد میان موسیقی دانان کنکرت فرانسوی و الکترونیک آلمانی، که آن هم بر اثر مشخص شدن واقعیت صوتی و تقدمش به ساکن شدن صوت بوده است.
مروری بر تحولات موسیقی پاپ ایرانی

مروری بر تحولات موسیقی پاپ ایرانی

هفده سال پیش با سرازیرشدن کیبرد‌های خانگی (Home Keyboard) و اسباب بازی کاسیو (Casio) و یاماها (Yamaha) به بازار ایران وضعیت موسیقی پس از گذراندن چندسال وقفه، تکان شدیدی خورد. تا قبل از این اتفاق عملا آموزشگاه و مدرسی به‌جز دانشگاه‌ها و هنرستان‌های موسیقی وجود نداشت و موسیقی جایگاه خانوادگی خود را کاملا از دست داده و به رشته‌ای تحصیلی برای علاقه‌مندان تبدیل شده بود.
کارایان و سمفونی های موتسارت (I)

کارایان و سمفونی های موتسارت (I)

اولین کار ضبط شده هربرت فون کارایان متعلق به موتسارت بود: اورتور فلوت سحرآمیز که با شرکت اشتاتسکاپل برلین (Staatskapelle Berlin) در سال ۱۹۳۸ ضبط شد (و اخیرا نیز دویچه گرامافون دوباره آن را منتشر نموده است). کارایان سپس سمفونی های سل مینور هافنر و ژوپیتر را در سال ۱۹۴۲ با ارکستر رادیویی تورین ضبط کرد. یکی از اولین اثر های ضبط شده او پس از جنگ جهانی اول یکی دیگر از سمفونی های موتسارت یعنی سمفونی شماره ۳۳ k 319 در سی بمل بود که با ارکستر فیلارمونیک وین و در سال ۱۹۴۶ ضبط شد.
گفتگو با ویولونیست هلندی، جانین جانسون (III)

گفتگو با ویولونیست هلندی، جانین جانسون (III)

بله همیشه، حتی اگر یک قطعه ای را بارها اجرا کنید اما حس و لحظه حضور، هیچ گاه مثل هم نخواهد بود، به عقیده من موسیقی باید خود جوش باشد. احساسات شما در لحظه اجرا از پیش تعیین شده نخواهد بود و این متفاوت بودن نکته ای فوق العاده در عالم موسیقی است. برای مثال “چهار فصل” ویوالدی را بارها اجرا کرده ام و همه این سوال برایشان پیش می آید که چرا؟ زیرا هر شخصی متفاوت است! بنابراین هر بار برداشت و اجراهای متفاوتی از یک قطعه ارائه خواهد شد.