گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گفت و گو در مورد قیاس با طرح یک ایراد معمول علیه آن گسترده شد. معمول است که گفته می‌شود «این دو چیز را نمی‌توان با یکدیگر مقایسه کرد زیرا از یک جنس نیستند» این ایرادی است که خیلی وقت‌ها به قیاس انجام شده می‌گیرند. اما در مورد موسیقی بهتر است پیش از این که تسلیم این ایراد شویم بررسی کنیم که قیاس از کدام جنبه انجام شده است. برای مثال مقایسه‌ی «شب دگرگون» اثر آرنولد شونبرگ و «مقام شاختایی» از کارگان خراسانی به طور عمومی ممکن است امکان‌پذیر نبوده و شایسته‌ی عنوان «قیاس مع الفارق» گردد اما مقایسه‌ی همین دو قطعه از نظر میزان جمعیتی که به آنها توجه نشان می‌دهند (آمار عددی میزان مردم‌پسندی) قیاسی -از لحاظ منطقی- درست است.

این گفتاوردها ضمن این که به درک بهتر شرایط مختلف قیاس کمک کرد کارگاه را از طریق یادآوری این نکته که قیاس «ابزار کارآمدی برای ارزیابی نیز هست» وارد مهم‌ترین بخش از تکنیک‌های این جلسه (داوری/ارزیابی/ارزش‌گذاری) کرد.

به طور معمول در زبان فارسی سه مفهوم یاد شده بسیار نزدیک به هم هستند و از لحاظ منطقی نیز با پیوند دارند و دست‌کم یکی ممکن مستلزم به کار بستن آن دو دیگر باشد. اما آنچنان که در کلاس مطرح شد این اصطلاح‌ها برای جدا کردن و شفاف‌سازی روند‌هایی به کار گرفته شده‌اند که از لحاظ معنایی با یکدیگر کاملا یکسان نیستند (و در زبان‌های دیگر مانند انگلیسی نیز واژگانی با تفکیک معنایی برای آنها به کار گرفته می‌شود).

بر این اساس داوری (Judgment) چنین تعریف می‌شود: «داوری یا قضاوت به معنی بسیار عام فرآیند تصمیم‌گیری درباره‌ی صحت یک گزاره یا میان چند گزاره مطرح است. به این معنی در نقد موسیقی فرآیندی است که به طور پایا حضور دارد هر چند که حضورش به طور آشکار اعلام نشود و برای مثال در فرآیند شکل‌گیری متن یا تشخیص ویژگی‌ها نمود بیابد.

این واژه را گاهی به همراه نقد به کار می‌گیرند به این معنی که خوب و بد (یا دوگانی متضاد دیگری درباره‌ی اثر موسیقایی) یک اثر موسیقایی را به طور روشن بیان کند. در حقیقت این اعلام رای نقدگر از میان دو حالت متضاد موجود است.»

همان طور که در تعریف پیداست داوری به معنی یک روال مرکزی تصمیم‌گیری یا گزینش به طور عام در بسیاری فرآیندهای نقدگرانه وجود دارد اما آنچه بیشتر مقصود این بخش از درس است معنای خاص‌تر آن (یاد شده در بخش دوم تعریف) است.

به عنوان مثالی از یک داوری بسیار آشکار و احساسی بخشی از یک نوشته اینترنتی درباره‌ی آلبوم «پرچم سفید» «محسن چاووشی» با عنوان «لعنت به این آواز» (نام نویسنده مشخص نبود) خوانده شد:
«اما برویم سراغ تنظیم، شروع کار بخوبی سرعت میگیرد و شنونده را مجذوب این آهنگ میکند آرامش چاوشی در ادای کلمات و دوری از تنش وهیجان کاذب همیشه مرا شیفته خود کرده بخوبی از پس اورتورهای هاوس[؟] بر می‌آید/ ضرباهنگ کار به شکل سینوسی جلو میرود و این باعث میشود کار در ژانر خودش شنیدنی باشد.

تنظیم نمره قبولی می‌گیرد، ترانه نیز متفاوت هست همین! تجربه خوبی در این سبک بود که اغلب ترانه های سبک الکترونیک از فقدان نو آوری زجر میبرند.»

در تکمیل این مثال نمونه‌ی پوشیده‌تری مورد بحث قرار گرفت که همان نقد محمدجمال سماواتی بود. بخشی از این نقد که به عنوان مثال قیاس خوانده شد به خودی خود حاوی هیچ داوری‌ای (به مفهوم خاص) نیست اما اگر آن را در پرتو عنوان مقاله و این فراز دیگر (که چندین بند پیش از آن آمده): «[…] موسیقی اصیل ایرانی، یا لااقل شاخه‌ای از درخت تناور آن، جایگاهی را که فراچنگ آورده بود با بازگشتی به گذشته‌اش یعنی سالهای قبل از ۵۷، اندک اندک از دست می‌دهد.»

از اینجاست که می‌توان تشخیص داد بنا بر نظر منتقد، این بازگشت ارزشی مثبت نداشته و به قرینه آن، مقایسه‌ میان نماینده‌ی گروه‌نوازی آن روز با پیش از سال ۵۷ نیز داوری‌ای مثبت را برنمی‌انگیزد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

از روزهای گذشته…

زنان در موسیقی قاجار (I)

زنان در موسیقی قاجار (I)

وقتی که در هنگامه ی کم مانند عصر حاضر،هر گفت و شنفتی در حوزه موسیقی نیازمند رعایت احتیاط از سوی اهالی موسیقی است (آن هم در هزاره سوم !) و هنوز تصمیم متفق القولی از سوی متوالیان فرهنگی در مورد حرمت یا حلت این هنر بیچاره اتخاذ نشده است، از” حافظ” که در بیدادگاه قرن هشتم می زیسته چشمداشتی به غیر از آنچه در ابتدا آمد، نمی توان داشت. این فجایع فرهنگی یعنی پنهان نوشی، پنهان نوازی، پنهان نگاری و… و از سوی دیگر حضور مستمر مورخان سر سپرده، سبب شده است که متاسفانه صفحات تاریخ مان را به ناگزیر در میان پنهان سرائی های ادبیات مان جستجو کنیم. و این واقعیت آنگاه نمود بیشتری پیدا می کند که بخواهیم در مورد تاریخ موسیقی ایران آن هم از نوع زنانه اش پژوهش کنیم و مجبور شویم از درگاه ادبیات هم با دستی تقریبا خالی باز گشته و سفرنامه های فرنگیان ساکن ایران را ورق بزنیم.
جادوگر پیانو

جادوگر پیانو

ری اسپنسر (Ray Spencer) در زندگینامه اش اشاره کرده که آرت تاتوم به طور غریزی با موسیقی خود را تهذیب میکرده و قطعاتی به یاد ماندنی از خود به جای گذاشته که نیازی به قضاوت در مورد آنها نیست.
خواهران رهبری

خواهران رهبری

در ادامه مقاله هایی که در مورد علی (الکساندر) رهبری موسیقیدان برجسته ایرانی در گفتگوی هارمونیک نوشته شد، در این مقاله به خواهران رهبری که ایشان هم از موسیقیدانان برجسته ایرانی در اروپا هستند می پردازیم. نوشته زیر در قسمت اول به فرشته رهبری نوازنده فلوت می پردازد که توسط پژمان اکبرزاده نوشته شده و از کتاب «موسیقی دانان ایرانی» (جلد چهارم) که نوشته همین نویسنده و اکنون زیر چاپ است برداشت شده. قسمت دوم به زهره رهبری نوازنده کلارینت و ساکسیفون می پردازد که از سایت انتشارات (Naxos) ناکسوس برگردان پارسی شده. توجه شما را به این مطلب جلب می کنیم:
اپرای سان فرانسیسکو (I)

اپرای سان فرانسیسکو (I)

اپرای سان فرانسیسکو(SFO) دومین شرکت اپرا از جهت بزرگی در آمریکای شمالی است. آن در سال ۱۹۲۳ توسط Gaetano Merola 1953-1881 تاسیس شد. شب باشکوه افتتاح اپرای سان فرانسیسکو یکی از خاطره انگیزترین اتفاقات سال برای مشتریان اپرا بود.
افسانه ۱۹۰۰

افسانه ۱۹۰۰

فیلم داستان زندگی مردی است که هیچگاه پا روی خشکی نگذاشته و همواره در یک کشتی تا هنگام مرگ زندگی می کند و پیانو می نوازد.
موسیقی منبع الهام نابغه بزرگ  فیزیک

موسیقی منبع الهام نابغه بزرگ فیزیک

در سال ۲۰۰۵ مقارن با صدمین سالگرد قانون E=mc2، نشست ها و کنسرت های بسیاری در این زمینه برگزار شد و مقالات بسیاری در ارتباط با آلبرت انیشتین ارائه گردید. همچنین در ژانویه سال ۲۰۰۶ مراسم مشابهی به منظور بزرگداشت ولفگانگ آمادئوس موتزارت، یکی دیگر از نوابغ جهان، برگزار شد.
نشست تخصصی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

نشست تخصصی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

امرزه دغدغه تمام کسانی که در عصر حاضر زندگی میکنند یعنی دوره ای که ما آن را با نام دنیای ارتباطات و فناوری اطلاعات میشناسیم کسب خبر از اتفاقات رخ داده در سراسر جهان و آشنا شدن با خواستگاها و اندیشه مردمان دیگر سرزمین میباشد.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (III)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (III)

در قسمتی از این مقاله چنین می خوانیم: «آموزگار هیچگاه نباید به هنرجو اجازه دهد که اشتباهی را (چه لغزش انگشت، نت اشتباه، یا ریتم، آهنگ و کشش اشتباه) با نواختن شکل صحیح آن بلافاصله پس از شکل اشتباه آن، تصحیح کند. بایستی توجه نمود که چنین تصحیحاتی در هنگام نواختن را می توان در حقیقت بدآموزی یا تمرین غلط نامید، زیرا این کار باعث گسستن پیوندهای صحیح موسیقی در ذهن می گردد.» (متی/۱۳۸۴)
وضعیت حاکم برسازندگان ساز

وضعیت حاکم برسازندگان ساز

براستی امروز در کجای تاریخ سازگری ایران در مقایسه با روند معمول نظام آموزشی متدوال در دنیا و یا در حداقل رعایت اصول استاندارد های جهانی به لحاظ علمی و تجربی به سر می بریم؟ گذشته سازگری ما وابسته به کدام پشتوانه مکتوب و قابل تدریس وهمچنین قابل نقد و بررسی می باشد؟ آیا به جز وجود سازهای متعدد که بوسیله سازندگان معروف در دهه های گذشته تولید شده اند، چه آثار دیگری به جهت منبع وماخذ برای استفاده و بهره وری موجود می باشد؟
دیبازر: اولین بودن برای من ارزش نیست

دیبازر: اولین بودن برای من ارزش نیست

عموما که معرفی کردن توسط خودم انجام شده، به آن صورت که خودم دوست داشتم معرفی کردم ولی شاید این بار به صورت دیگری معرفی کنم. حمید رضا دیبازر، ۴۲ ساله، متاهل، بدون فرزند، آشپزی و مکانیکی بلد نیستم، کار خانه را گاهی اوقات دوست دارم و گاهی دوست ندارم انجام دهم، دوست دارم سریع رانندگی کنم، دوست دارم گاهی در ماشین موسیقی گوش ندهم، دوست دارم رستورانهایی برم که در آنها موسیقی اجرا نمی شود. در استودیو شخص دقیقی هستم و تقریبا از کارم خسته نمی شوم، در ارتباط با کارم با انرژی و با انگیزه هستم. نسبت به کارم فرد امیدواری هستم، کارم به من انرژی می دهد و من هم با تمام انرژی کار می کنم.