پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (II)

پرکار در جزییات، سرگردان در کلیات
آنگونه که دست اندرکاران اثر عنوان می دارند، کارگردان اثر –بهروز غریب پور- نویسنده ی لیبرتوی اپرا نیز هست و اشعار انتخاب شده را در اختیار آهنگساز قرار داده است. ابیات انتخاب شده دارای تعدد بالایی هستند و تاثیر این مسئله را می توان در نتیجه نهایی کار دید. موسیقی کمتر فرصتی برای تنفس پیدا می کند و ابیات بی وقفه از پس هم می آیند. باید توجه داشت که در چنین اثری، دو جنبه ی مشخصاً مهم و چالش برانگیز در انتخاب عناصر موسیقایی هر بخش تاثیر گذار است: یکی کمک به بیان دراماتیک داستان و دیالوگ ها و دیگری (که مختص به آثاری چون «اپرای مولوی» می باشد) برگرداندن و توصیف مفاهیم عمیق موجود در اشعار.

می توان اپرای مولوی را در جنبه ی نخست تا حدی موفق دانست؛ دست کم در لایه هایی غیرساختاری تری چون لحن ها و حالات اجرایی، تناسب جنس صدا با کاراکترها، تناسب دستگاه انتخابی با مضمون دیالوگ و…، و احتمالاً دلیل اصلی جذابیت این اثر (در کنار استفاده از ملودی ها و رنگهای صوتی هوشمندانه، متناسب و متنوع) همین جنبه است.

برای مثال، استفاده ی جالب از تکنیک بای تونالیته در بخشی که همسر مولانا در حال شماتت وی است و او همزمان و بی توجه به شماتت همسرش، در حال شرح و وصف دلدادگی خود به شمس است را می توان از جمله ی این موارد دانست. در مثالی دیگر، پس از دیدار اول شمس و مولانا، با شخصیتی متحول شده روبروییم که از شوق و شور سر از پا نمی شناسد و می خواند که «چون دهانم خورد از حلوای او / چشم روشن گشتم و بینای او – پا نهم گستاخ چون خانه روم / پا نلرزانم نه کورانه روم» و بادی چوبی ها با نواختن ریتمی متشکل از موتیفی تکرار شونده که القاگر حالتی سرخوشانه است آواز را همراهی می کنند. مثال دیگر این جنبه را باید در نحوه ی برگردان حالت های گفتاری به موسیقایی جست که در جای جای اثر قابل تشخیص است.

امّا در جنبه ی دوم که در اثری مانند اپرای مولوی، می توان اهمیتی فراوان برای آن قائل شد، اثر به توفیق چندانی دست پیدا نمی کند. هیچ جایی برای تمرکز و پرداخت معانی موجود در اشعار به وسیله ی موسیقی باقی نمی ماند و هر حالت و مفهومی که هست توسط خود آواز در تقلای بیان است. این مسئله خود می تواند در مواجهه با اشعار شاعر بزرگی چون مولانا یک نقطه ضعف اساسی باشد، چه مولانا را شاعرانی می دانند با تصویر سازی ها و مفاهیم بدیع و عمیق در آثارش. موسیقی ِ سازی در بهترین حالت نقش همراهی کننده ای را به خود می گیرد که اندکی به تلقین بیشتر فضای داستانی کمک می کند.

تنوع ملودی ها و شخصیت ها بی آنکه فرصتی برای پرداخت بیشتر بیابند، گاه به ایجاد نوعی سردرگمی و تعریف نشدگی در درک شنونده می انجامند. عکس این مساله در معدود لحظاتی از اپرا مشهود است: گفت و گوی شمس و مولانا و یا بخش «کرانی ندارد بیابان ما».

در بخش هایی که با عنوان دیدار شمس و مولانا معرفی شده اند، وحدت مدال و ایجاد مجال مناسب برای ابراز وجود عمیق تر دو شخصیت، فضایی گوش نواز و لذت بخش پدید می آورند. از سوی دیگر، این سه «دیدار»، از معدود قسمت هایی از اثر هستند که دارای عاملی انسجام بخش هستند: ملودی لطیفی که در اصفهان و توسط کر و ارکستر اجرا می شود و می توان آن را نشان دلدادگی و شیفتگی مولانا و شمس دانست.

در دیدارهای مولانا و شمس، این ملودی به عنوان نوعی نشانه ظاهر می گردد. در «کرانی ندارد…» نیز با این وحدت و تا حدی انسجام روبروییم. برخلاف دیگر بخش ها، کاراکترهای مختلف در یک آواز مشابه، یعنی آواز اصفهان، اشعار خود را اجرا می کنند؛ بیانی غم آلوده و تاثیرگذار از ندامت اطرافیان مولانا پس از مرگ شمس که روی یک وزن شش ضربی با تمپوی نسبتاً سنگین اجرا می شود.

تغییرات اندک الگوی ریتمیک، جمله بندی ها و یکسان ماندن مدی که آواز روی آن اجرا می گردد، تا هنگام ورود شمس ادامه می یابد. با تغییر الگوی ریتمیک و متریک جمله های آوازی و همچنین مدولاسیون از اصفهان به شوشتری و البته حفظ ارتباط با بخش پیشین به وسیله ی فضاسازی های ارکستر، کاراکتر و دیالوگ شمس نقشی متمایز و درخشان پیدا می کند.

با این حال، به استثنای موارد ذکر شده، می توان «عدم انسجام» را عمده ترین ضعف موسیقی اپرای مولوی دانست که بنا به نحوه پیشروی داستان، به نحوی غیر مستقیم از لیبرتوی اپرا نیز متاثر است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (II)

ضربی: این قطعات در موسیقی قدیم ایران اکثرا دوضربی یا سه ضربی بودند و معمولا به همراه ساز تنبک اجرا می شدند. ضربی هم به مانند چهارمضراب در اکثر ردیف های سازی موسیقی دستگاهی ایران به چشم می خورد و در اکثر مواقع به عنوان اثری مستقل در میان گوشه ها یا تکنوازی ها اجرا می شده است. شاید بارز ترین قطعۀ تحت این عنوان، قطعۀ ضربی اصول از ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی خان برومند باشد که قطعه ایست کاملا مستقل که از توالی نغمات متعدد در دستگاه شور تشکیل شده است.

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.

از روزهای گذشته…

دو اصطلاح مهم

دو اصطلاح مهم

اگر خیلی دقیق موسیقی را دنبال کرده باشید حتما” تابحال با اصطلاح Opus برخورد کرده اید. Opus یک اصطلاح لاتین به معنای کار(Work) است که برای مشخص کردن توالی کارهای آهنگسازان بکار میرود.
فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

اولین پیشنهاد را آقای مهندس کاظمی که هنوز معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد را برعهده نداشتند به من دادند. من در آن زمان در فرهنگسرای بهمن بودم و زیاد اعتماد و اعتقاد به کار نداشتم و دلسرد بودم که دوباره ارکستر تشکیل دهیم تا اینکه آقای مهاجرانی و آقای خاتمی آمدند. زمانی بود که آقای مرادخانی رئیس مرکز موسیقی بودند، همه تاکید می‌کردند که من این ارکستر را تشکیل دهم تا یک ارکستر ملی داشته باشیم و چون پیشنهادشان با حسن نیت بود قبول کردم و در آذر ماه ۱۳۷۶ اقدام به راه‌اندازی ارکستر کردم و نفرات را از قبل تعیین کرده بودم و مشکل چندانی نداشتم.
ودیم رپین

ودیم رپین

ودیم رپین (Vadim Repin) ویلنیست مشهور روسی، متولد ۱۹۷۱ نووسیبریسک است. روزنامه دیلی تلگراف، چاپ لندن درباره او نوشته است: “وقار ودیم رپین در هنگام اجرا بر روی سن و تفسیر گرم و متبحرانه ای وی، ویژه این موسیقیدان برجسته معاصر می باشد.” ودیم رپین نواختن ویلن را از ۵ سالگی آغاز کرد و تنها پس از شش ماه اولین اجرای عمومی خود را برگزار نمود! وی در شهر زادگاهش تحت تعلیم زاخار برون (Zakhar Bron) قرار گرفت. در ۷ سالگی برای اولین بار به همراه ارکستری کنسرت داد و در یازده سالگی اولین اجرای رسیتالش را به روی سن برد.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (II)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (II)

سلطانی در ادامه می گوید: “وامداران این دو گروه (نیما و شهریار) نیز هرکدام سمت و سویی یافتند، ادامه دهندگان راه نیما مانند احمد شاملو به زبانی اعتراضی روی آوردند و پیروان شهریار مانند هوشنگ ابتهاج زبانی آهنگین پیدا کردند.” اینکه ادامه دهندگان شعر نو در ابتدا پیرو نیما بودند درست است اما اینکه بگوییم پیروان نیما فقط به شعر اعتراضی روی آوردند جای بحث دارد. در صورت پذیرش این مطلب باید سهراب را نادیده گرفت زیرا در بیان سهراب عاشق پیشگی و عشق به طبیعت و زندگی فوران می کند.
سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل، رهبر فعلی ارکستر فیلارمونیک برلین (I)

سیمون راتل ( (Simon Rattle متولد لیورپول، تحصیلات خود را در Liverpool College آغاز کرد. او پیانو و ویولون را آموخت ولی اولین کار او با نواختن آلات ضربی در ارکستر آغاز شد. در سال ۱۹۷۱ واردRoyal Academy of Music لندن شد. از جمله استادان مشهور او می توان از John Carewe نام برد. در سال ۱۹۷۴ فارغ التحصیل شد و در همان سال برنده جایزه مسابقه رهبری ارکستر John Player شد.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

تا اینجا نمونه‌ی ایرانی و غیر ایرانی هر دو یک نیازمندی اولیه دارند؛ آشنایی با پایه‌های نظریه‌ی موسیقی، اما یک تفاوت عمده کار مولف ما را سخت‌تر کرده است؛ میزان سواد موسیقایی عمومی. وقتی موضوع کارمان موسیقی کلاسیک غربی است از جغرافیایی صحبت می‌کنیم که به احتمال زیاد مردم در مدرسه اندکی موسیقی می‌آموزند و این یعنی دست‌کم با نت خوانی و بعضی اصول اولیه‌ی دیگر آشنا هستند.
آنالیز موومان دوم کوارتت زهی ۳؛ اثر پتریس وسکس (II)

آنالیز موومان دوم کوارتت زهی ۳؛ اثر پتریس وسکس (II)

قطعه در مجموع شامل هفت واریاسیون به علاوه‌ی برگشت عینی از تم اصلی و یک کودا در انتها است. آکسان‌های موتیف اصلی ۱۲۳۴، ۱۲ است که در میزان اول این تم در قسمت‌ها و المان‌های مختلف قطعه مانند فواصل، میزان‌ها، ضرب‌ها و تعداد آکسان‌ها افزایش و کاهش می‌یابد. در میزان‌های بعد آکسان‌ها به ۱۲۳۴، ۱۲ و سپس به ۱۲۳۴، ۱۲، ۱۲ افزایش می‌یابد که همانطور که مشخص است در حقیقت در هر مرحله دو آکسان به موتیف اصلی اضافه می‌شود که شاهد حضور تم بسط یافته و حرکات افزایشی هستیم و این حرکت افزایشی در دینامیک و فواصل نیز دیده می‌شود. (آوانگاری سوم) همچنین روش آکسان گذاری‌ها و حضور ضد ضرب‌ها و سکوت‌ها باعث می‌شود که در ابتدا احساس کنیم که قطعه دارای متر آزاد است اما کل قطعه با مترهای مشخصی نوشته شده و حتی با این مترها بازی می‌شود و در ادامه نیز شاهد بازی با این آکسان‌ها و ضرب‌ها هستیم.
موسیقی اینتریتیو

موسیقی اینتریتیو

به نوعی از موسیقی بداهه یا از پیش ساخته شده گفته می شود که در آن یک سیستم هوشمند – معمولآ نرم افزار – بنا بر ویژگیهای محیطی تصمیم میگیرد که چه قسمتی از موسیقی نواخته شود. نمونه آشکار کاربرد موسیقی Interactive استفاده از آن در صنعت تولید بازیهای کامپیوتری است که روزبروز پیشرفته تر می شود. در برخی از مباحث به موسیقی از پیش نوشته و تنظیم شده موسیقی خطی و به نوع Interactive آن موسیقی غیر خطی یا Nonlinear گفته می شود.
محمد رضا درویشی و کلیدر (IV)

محمد رضا درویشی و کلیدر (IV)

یکی از مشکلات بزرگی که هنوز گریبانگیر موسیقی در ایران است، مشکل عدم وجود منتقد و تحلیل گر جدی و تخصصی در موسیقی است و سالها است که ما در موسیقی شاهد منتقدین و تحلیلگران متخصص در موسیقی نیستیم. به همین خاطر هر از چند گاهی شاهد هستیم چند خبرنگار و روزنامه نگار برای خالی نبودن عریضه دست به قلم می شوند و نقد هایی نه چندان جدی و تخصصی در زمینۀ موسیقی می نویسند.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

«پس از شنیدن قطعه‌ها [اول و دوم]، می‌بایست تغییراتی را که در موسیقی سنتی ایران با تاثیرپذیری یا تقلید از موسیقی اروپایی پدید آمده و شیوه‌های جدید را عرضه کرده، مورد بررسی قرار داد: اولین عنصر یا محوری که در این تغییر یا بهتر گفته شود «تحریف» به نظر می‌رسد، قلب ماهیت صدا یا سونوریتۀ «ساز» ایرانی است.[…] دومین وجه مشخصه دیگر از این تغییرات اساسی، تغییرات در نسبت‌های فواصل است. […] آشناترین مظاهر زیانبار این تحریفات عبارتند از: وفور نغمه‌های سردرگم، تکراری و کاملا بی‌هویتی که تا آخرین حد از رخوتی سنگین، غمهای تصنعی و افسردگی‌هایی، اشباع شده هستند.» (صص ۳۲-۲۸)