صبا از زبان سپنتا (II)

ابوالحسن صبا (1281-1336)
ابوالحسن صبا (1281-1336)
در سال ۱۳۳۳ رهبری ارکستر ملی را در هنرهای زیبای کشور به عهده گرفت و چندی بعد رهبر ارکستر شماره یک آنجا گشت که از ادامه کار آن سخن خواهیم گفت. صبا در سال‌های آخر عمر، در بعضی برنامه‌های گل‌های رادیو، به عنوان رهبر یا نوازنده شرکت داشت.

قبل از صبا نوازندگان ویلن ایرانی، برای‌ نواختن ویلن از روش اجرایی کمانچه استفاده و تقلید می‌کردند و از این نظر گسترهء انگشت‌گذاری‌ آنان به‌ندرت از پوزیسیون اول تجاوز می‌کرد و طبیعتا احراز تن مطلوب و استفاده صحیح از آرشه‌ برای آنان میسر نبود.

صبا از مهارت خود در این‌ ساز برای اجرای قطعات موسیقی ایرانی استفاده‌ کرد. او تکیه‌ها و تحریرها را رده‌بندی نمود و با استفاده صحیح از تکنیک ویلن مکتب استواری را برای این ساز بنیان نهاد.

در اینجا چند نمونه از موارد آموزشی که از تعلیمات استاد صبا به‌طور حضوری در کلاس‌ ایشان استفاده کرده‌ام، یا از تحلیل آثار ایشان در آن‌ زمان و بعد استنباط کرده‌ام برای استفاده‌ علاقه‌مندان به اختصار ذکر می‌کنم:استاد صبا، در اجرای آوازهای ایرانی به کاربرد زیاد ویبراتو (Vibrato) اعتقادی نداشت و به کاربردن بی‌رویه آن را مخل‌ رسایی و بلاغت می‌دانست. در اجرای جملات‌ موسیقی به رعایت‌ آرتیکولاسیون (Articulation) یا «واضح‌ اجرا کردن نت‌ها» توصیه می‌کردند و هنرجو را از اجراهای مالشی یا به اصطلاح «نیم جویده» جمله‌های موسیقی برحذر می‌داشتند.

استاد صبا اجرای زیاد گلیساندو (Gllisando) را روی هر نتی جایز نمی‌دانستند و می‌گفتند که استعمال‌ بی‌رویه آن از صراحت اجرا می‌کاهد. در رنگ‌های‌ ایرانی مانند «شهر آشوب» لازم می‌دانستند اجراکنند از آرشه‌های پرشی با راست و چپ‌های‌ مخصوصی که وضع کرده بودند و علامت‌های آن‌ را روی نت‌ها می‌نوشتند تبعیت کند. در نواختن‌ جمله‌های موسیقی به رعایت «تعبیر» یا اینترپرتشن (Interpretation) در اجرا توصیه خاص داشتند.

استاد صبا برای هر دستگاه یا آواز کوک‌های‌ خاصی با نت پدال مطلوب در چهار مضراب به کار می‌بردند. ایشان مهارت‌های اجرایی و عرضه‌ تکنیک را تا حدی جایز می‌دانستند که ارزش‌ هنری و زیبایی قطعه فدای نمایشگری تکنیک‌ نشود. استاد در تلفیق هجاهای کوتاه و بلند شعر و تکیه یا آکسان‌های کلام، با موسیقی از شیوهء انگشت‌گذاری و آرشه‌کشی خاص ابتکاری خود استفاده می‌کردند و برای هر آواز در گوشه‌های‌ دستگاه‌ها اشعاری با اوزان مناسب یافته بودند.

تکنیک استاد صبا در ویلن تا سال‌های پیرامون‌ ۱۳۱۰ بر اثر تمرین مداوم رو به کمال می‌رفت‌ ولی از آن به بعد ایشان بیش‌تر وقت خود را صرف‌ تهیهء کتاب‌های نت و تربیت شاگردان مستعد کردند. به هنگام فراگیری ویلن نزد ایشان، در پرسشی که برای معرفی یکی از آثار ضبط شده‌ ممتازشان از استاد کردم، ایشان صفحه‌ای را ذکر کردند که در سال ۱۳۱۲ از اجرای تک‌نوازی ویلن‌ ایشان ضبط شده بود.

نگارنده پس از مدتی‌ جست‌وجو صفحهء مذکور را یافته و ان را خریدم. حدود پانزده سال بعد از درگذشت ایشان، با نگاهی به گذشته، به هنگام پژوهش در ویژگی‌های‌ هنری ایشان، صدای صفحه مذکور را با رعایت‌ همان سرعتی که مهندس کارخانه «کلمبیا» در سال‌ ۱۹۳۳ میلادی از اجرای ویلن استاد صبا ضبط کرده بود، در آزمایشگاه هر دستگاه‌ اسپکتروگراف (Spectrograph) منتقل کردم و پس از تهیهء «طیف نگاشته» و تحلیل‌ و تفسیر الگوهای نقش بسته بر آن، مختصاتی از آن‌ اثر هنری استاد صبا استنباط کردم که در اجرای‌ موسیقی ایرانی با ویلن بی‌نظیر بوده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (IX)

در اینجا هشترودی به موضوع تمایز میان هنر غرب و شرق پرداخته و به درستی این تمایز را در نوع پیام اثر هنری جست‌وجو می کند، این موضوع نیز از مباحث مهم جهان معاصر بوده و نقش هنر شرق را در آینده جهان نیز روشن می کند. بد نیست که عین جملاتش را بیاوریم. وی در بحثی که با یک دانشمند باستان شناس داشته می گوید؛ «او مدعی بود که هنر شرق در برابر هنر یونانیان قدیم بی ارزش بوده و فی المثل مانند آثار طفلی که تازه با کاغذ و قلم آشنا شده باشد مجسمه های هندی و چینی در برابر زیبایی مجسمه های یونانی مانند هیاکلی ناموزون و نفرت انگیز جلوه گر می شود.

درباره قطعه سمفونیک خلیج فارس اثر شهرداد روحانی

این اولین بار نیست که موسیقی ای به اصطلاح نادقیق «مناسبتی» (یا به اصطلاح غلط تر: سفارشی) برای مایملک ملی این مرز و بوم ساخته می شود. گفته قدما- یعنی الفضل للمتقدم- لااقل برای حیطه هنرها و به خصوص موسیقی، مصداق چندانی ندارد. به بیانی رسانه ای تر: اینجا امتیاز آوردن بر حسب شایسته سالاری است و نه پیش افتادن های غالبا تصادفی و رابطه ای در جریانی که اصلا معلوم نیست «مسابقه» باشد.

از روزهای گذشته…

مصاحبه با ایگور ایستراخ (I)

مصاحبه با ایگور ایستراخ (I)

یک بالکن سرسبز مشرف به هاید پارک مکان مناسبی برای مصاحبه با یکی از ویولونیست های برجسته روسیه است. ایگور اویستراخ دیگر زیر سایه پدرش، دیوید، زندگی نمی کند. هرچند که هنوز خاطره های برنامه های سالن رویال آلبرت مثل کنسرتو دوبل باخ یا اجرای ر مینور چایکوفسکی (Tchaikovsky) یا مندلسون به رهبری دیوید که که در آن ایگور ناگهان به ارکستر می پیوندد زنده است.
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VI)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VI)

روش‌های حفظ و نگهداری و استفادۀ صحیح از وسایل صوتی» [۳] «مجموعه حاضر گزارشی است درباره شیوه‌ها و تمهیدات و ضبط و پخش صدا که در آن سیر تکاملی ضبط موسیقی در ایران به تدریج از زمان ساخت فوندگراف آغاز می‌شود، سپس با اولین ضبط آثار تاریخ موسیقی ایران، سیر تحول صفحه گرامافون و صداگذاری فیلم ناطق ادامه می‌یابد. مباحث دیگر کتاب درباره ضبط موسیقی، مربوط به اختراع رادیو و تلویزیون، صفحه ریز شیار، ضبط استریو، نوار کاست و سرانجام آخرین ابتکار در کار ضبط صدا و ساخته شدن دیسک فشرده (CD) است. در این اثر همچنین شرح حال بعضی از چهره‌های برجسته موسیقی ایران و نحوه حفظ نگهداری از وسایل صوتی به تفصیل بیان شده است.» از مقایسه‌ی این دو نوشته کاملا مشخص است که [۳] بیانی عمومی‌تر، نزدیک‌تر به روایت و کم دقت (به واژه‌ی فوندگراف که به جای فونوگراف آمده توجه کنید) دارد و [۵] بیشتر برای استفاده‌ی اهل پژوهش فراهم شده است.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی<br /> در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (I)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (I)

بررسی سه شیوه، در حقیقت ادامه دهنده و تکمیل کننده کتاب هفت دستگاه موسیقی ایرانی است که آقای مجید کیانی آن را در سال ۱۳۶۸ نوشته و انتشار داده اند. ایشان در آن کتاب موسیقی ایرانی را به سه نوع تقسیم بندی کرده و دو نوع آن را – یکی به عنوان «غرب زده و تحریف شده» و دیگری را به عنوان «شیرین نوازی» – مردود دانسته و نوع سوم را – «ردیف نوازی یا خوش نوازی» تنها نوع قابل قبول در موسیقی ایرانی معرفی کرده بودند.
صداسازی در آواز (VII)

صداسازی در آواز (VII)

تمام تلاش صورت گرفته در صداسازی برای رسیدن به این قوس به عنوان نقطه اوج کار می باشد و در واقع قوس درخشش صدا، مانند پلی دو خط صدا و خط ویبره را به هم پیوند میزند و دربرگیرنده تمامی خصوصیات مربوط به هر دو خط فوق می باشد؛ ایجاد این پل باعث استحکام، شفافیت و شیشه ای شدن صدا و همین طور توزیع مناسب نیروی بازدم بر روی تمام قوس می شود.
ساز به ساز (I)

ساز به ساز (I)

احتمالاً پیش آمده که بشنوید یک قطعه­‌ی موسیقی کلاسیک غربی را با یکی از سازهای ایرانی بنوازند؛ مثلاً اجراهای «کیوان ساکت» از برخی آثار مشهور یا بخشی از اجرای «اردوان کامکار» در فیلم «سنتوری». اگر به ماهیت بحث­های درگرفته (به خصوص پس از مورد اول) توجه کرده باشید ته رنگی از شک یا بدبینی را نسبت به این اجراها (دست کم دربرخی از آنها) در­می­ یابید. نکته‌ی اصلی همه‌ی این گفتگوها این پرسش است که آنچه از چنین اجرایی به دست می‌آید تا چه پایه ارزشمند است؟ همه­‌ی بحث­هایی هم که در مورد «درست بودن»، «به جا بودن» یا امثال آن، طرح می‌­شود در نهایت از آن رو است که بتوان از نتیجه­‌ی آنها به عنوان ابزار ارزش‌گذاری بهره برد.
خودسوزی یک موسیقیدان

خودسوزی یک موسیقیدان

استاد حسین دهلوی، بامداد امروز در سن ۹۲ سالگی درگذشت. او تنها بازمانده نسل طلایی دهه اول این قرن و به واقع بزرگترین موسیقیدان زنده هم عصر ما بود که در آهنگسازی، تدریس و استانداردسازی در موسیقی ایران آثاری ماندگار داشته است. نوشته ای که پیش رو دارید قرار بود سال گذشته در یادنامه استاد دهلوی به انتشار برسد؛ این یادنامه قرار است به زودی منتشر شود.
دومین تور اروپایی کر فلوت تهران برگزار شد

دومین تور اروپایی کر فلوت تهران برگزار شد

کر فلوت تهران از تاریخ ۹ الی ۱۷ مرداد ۱۳۹۸ در شهر های وین و زیفلد به اجرای سه کنسرت پرداخت و قطعات متنوعی را با رهبری سعید تقدسی اجرا کرد. کرفلوت تهران به دعوت فستیوال موسیقی “Seefeld” در شهر المپیک اتریش، کر فلوت تهران با سه اجرا در شهرهای مختلف اتریش به روی صحنه رفت.
هاشمی: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

هاشمی: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.
آوای ذهنهای آشفته (II)

آوای ذهنهای آشفته (II)

درواقع گرشوین تا سن ۹ یا ۱۰ سالگی با موسیقی به معنای خاص آن آشنا نشده بود. زمانی که ۹-۸ سال داشت نمونه کلاسیک یک بچه شرور و اخراج شده از مدرسه بود، اطرافیانش میگفتند که او در حال گذراندن دوره شرارت است و به یک مجرم تبدیل خواهد شد. اگر او در اواخر قرن بیستم متولد شده بود، توسط روانپزشک کودکان معاینه میشد و مشکلش کاستی توجه عنوان میشد نه شرارت.
موسیقی راک چیست؟

موسیقی راک چیست؟

موسیقی راک چیست؟ پاسخ دادن به این پرسش دشوارتر از آن است که در ابتدا به نظر می رسد. نویسندگان زیادی به طور کلی به این پرسش پاسخ داده اند و آن را همچنان در هاله ای از ابهام رها کرده اند. در اینجا نیز قصد پاسخگویی دقیق به این سوال را نداریم اما تلاش می کنیم تا چند مورد را درباره این نوع موسیقی بیان کنیم. در ابتدا به خاطر بسپارید که گوش کردن به یک قطعه و طبقه بندی آن بسیار راحت تر از توصیف کردن آن است.