پدیده های دنیای جز (I)

Jazz سبکی از موسیقی است که ریشه در تفکر روحانی، موسیقی بلوز و البته Ragtime دارد. در یک بیان ساده موسیقی جاز، هنر بداهه نوازی مطابق با سبک و روحیات مختص هر نوازنده است. در واقع برخلاف موسیقی کلاسیک، نحوه اجرا و القای خصوصیات روحی نوازنده در ملودی آنقدر تاثیر پذیر است که اگر شنونده ای اجرای نسخه دوک الینگتون (Duke Ellington) از یک موسیقی مشخص را می پسندد، باید حتمآ همان نسخه را گوش کند، چرا که ممکن است نسخه ای از همان موسیقی را که دیگری اجرا کرده است به هیچ وجه نپسندد.

یک نوازنده جاز، در اجرای یک آهنگ همواره تلاش می کند که سبک کارش را نمایان سازد، حتی اگر شنونده را تحت تاثیرقرار ندهد. بنابراین هر نوازنده جاز با نام و سبک منحصر به فرد خود، نقشی را در ساختن طیف گسترده این سبک از موسیقی ایفا می کند. برخی از این افراد آنچنان نوآوری هایی در سبک موسیقی Jazz پدید می آورند که به آنها پدیده های دنیای جاز گفته می شود.

همانطور که بسیاری از شما می دانید، تاریخ پیدایش موسیقی جاز به شهر نیو اورلئان باز می گردد. جو کینگ الیور (Joe King Oliver) سرپرست یک گروه جاز حرفه ای و نوازنده ترومپت در این شهر بود. پس از اینکه به دلیل خشونت ملوانان نیروی دریایی در نیورلئان اجرای موسیقی جاز در آنجا ممنوع شد، تصمیم گرفت تا با گروهش به شیکاگو نقل مکان کند و در آنجا به کار مشغول شود.

گروه او (Dixieland) در شیکاگو به خوبی مورد استقبال قرار گرفت و به سرعت مشهور شد. در واقع موفقیت او به اندازه ای بود که برای آوردن تعداد نوازندگان بیشتر و بزرگ کردن گروه به نیو اورلئان بازگشت؛ یکی از این نوازندگان لوییس آرمسترانگ (Louis Armestrong) جوان بود.

audio.gif Louis Armstrong, Oscar Peterson – Blues In The Night

لوییس آرمسترانگ یکی از خلاق ترین تک نوازان ترومپت تاریخ موسیقی جاز است. موسیقی او نمایانگر انرژی و قدرتی بود که شنوندگان را مجذوب خود می کرد. او برای مدت کوتاهی با کینگ الیورنواخت و پس از مدتی برای خود گروهی پنج نفره به نام The Hot Five تشکیل داد. البته بعد ها با اضافه شدن دو نفر دیگر به گروه، بالاجبار نام گروه به The Hot Seven تغییر یافت.

آرمسترانگ کسی بود که شیوه نواختن به سبک Dixieland، یعنی پرداختن سه ساز به اجرای یکسان ملودی های بالا و پایین رونده و سپس بداهه نوازی تنها توسط یک ساز را کنار گذاشت، با وجود اینکه این ساز تکنواز عمومآ ترمپت خود او بود.

Teddy Wilson, Benny Goodman
Piano : Teddy Wilson, Clarinet : Benny Goodman , Drums : Gene Krupa
لویی آرمسترانگ چهره ای بسیار سرشناس بود که شهرت جهانی اش را بیشتر به دلیل ابداع در نحوه خواندن ملودی با هجاهایی بی معنا که Jazz Scat نامیده می شد، بدست آورد. او این سبک خواندن را از تقلید نحوه نوازندگی ترومپت پایه ریزی کرد.

بنی گودمن (Benny Goodman) از دیگر پدیده های موسیقی Jazz بود. یک نوازنده تمام عیار کلارینت و رهبر ارکستر که توانست لقب سلطان سوئینگ (King of Swing) را به خود اختصاص دهد.

Swing سبک خاصی از موسیقی جاز است که ریتم آن با وجود مقطع بودن به راحتی توانایی ایجاد انگیزه برای حرکت و رقص در شنونده را ایجاد می کند. این خصوصیت به گودمن امکان اجراهای زنده و طولانی تری را در سالن های رقص می داد. هر چند این سبک اجرا با نواختن برای حاضرین در حالت نشسته که تا پیش از این میان گروه های جاز رایج بود کاملا متفاوت بود.

حضور انبوه جمعیت در کنسرت های Goodman و موفقیت بدست آمده باعث شد او با پیانیست بسیار مشهور معاصر تدی ویلسون (Teddy Wilson) یک گروه جاز تشکیل دهد.

audio.gif Benny Goodma – Let’s dance

اثر متقابل کلارینت Goodman و پیانوی Wilson کار جدیدی در موسیقی سبک جاز بود و باعث معروفیت هر دوی آنان شد. این دو نفر اولین گروهی بودند که بعنوان دو حرفه ای موسیقی جاز ترکیبی را در آمریکا پایه ریزی کردند. این سبک جدید موسیقی به حدی مورد استقبال عموم قرار گرفت که دولت آمریکا مسئولیت و هزینه فرستادن آنها به یک تور در سراسر اتحاد جماهیر شوری را تقبل کرد.

تا آن زمان موسیقی جاز عمدتا به صورت بداهه اجرا می شد، به این معنا که از ملودی هایی پایه ای برای بسط و گسترش موسیقی استفاده می کردند و این تنها مهارت نوازندگان بود که در موسیقی اجرا شده اعجاز می آفرید.

در ابتدا نوازندگان مشهور جاز برای اجرا از توانایی های ذاتی خود بهره می جستند. اما با محبوب شدن موسیقی جاز در بین مردم، نوازندگان متوسط برای تقلید از سبک بزرگان ، به نت نیاز داشتند. تا آن زمان بسیاری از نوازندگان جاز بدون نت و از طریق شنیداری می نواختند. در این مرحله بود که آهنگسازان موسیقی جاز به تکاپو افتادند، آنها باید ماهیت موسیقی را درک کرده و آن را به صورت نت پیاده می کردند.
essortment.com , wikipedia.com

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

رولینگ استونز، جان لنون و جیمی هندریکس

رولینگ استونز، جان لنون و جیمی هندریکس

پس از ۸ سال، در پنجم سپتامبر ۲۰۰۵، گروه رولینگ استونز اولین آلبوم استودیویی خود را به نام A Bigger Bang روانه بازار خواهند کرد. بنابر گفته آنها، “نام آلبوم برگرفته از تئوری علمی پیدایش جهان (انفجار بزرگ یا Big Bang) است که همه آنها شیفته اش هستند.” آلبوم قبلی آنها، Bridges to Babylon نام داشت و در سال ۱۹۹۷ منتشر شده بود.
جورج موستکی (II)

جورج موستکی (II)

موستکی که در جریان حوادث ماه می ۶۸ فرانسه خود را هنرمندی متعهد می دانست، ترانه ای رومانتیک که از بیگانه ای اثیری، خیالبافی آرام و بی تعلق، به نام «بیگانه» (Le Métèque) صحبت می کرد، ساخت و سال ۱۹۶۹ اجرا کرد. این ترانه اولین موفقیت بزرگ بین المللی جورج بود که شروع حرفه هنری او را رقم زد و درِ بیش از شصت کشور دنیا را به روی او گشود. موستکی موفق به دریافت جایزه ی بزرگ آکادمی شارل کرو (l’Académie Charles Cros) برای این ترانه شد.
نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (II)

نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (II)

آقاجان دوم:آقاجان فرزند داود شیرازی ، از شاگردان سماع حضور و از منسوبین حسن خان (معروف به سنتورخان استاد معروف سنتور عصر محمدشاه و اوائل سلطنت ناصر الدین شاه) بود. او در فن خود مهارت تمام داشت و در خواندن تصنیف و نواختن تنبک کسی به پای او نمی رسید.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXVI)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXVI)

گفتمان موسیقی در ایران در این نشریه ها هنوز هم بر محور انواع مختلف تجدد طلبی جریان دارد. علاوه بر آن به استناد به سرمقاله های مجله «هنر موسیقی» می بینیم که در جمع مشکلات تجدد طلبی هنوز هم مشکل حقانیت و مشروعیت موسیقی در جامعه اسلامی موجود است و در کنار گفتمان تجدد، این مناظره هم جریان دارد که آیا ترویج موسیقی در برنامه دولتی ضرورتی دارد؟ و آیا دیدن ساز در هنگام شنیدن موسیقی از تلویزیون جایز است یا نیست؟
بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (I)

بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (I)

«موسیقی ما؛ موسیقی دستگاهی ایران برای کودکان» نام یکی از سی‌دی‌های جدیدی است که حوزه‌ی هنری در این دوره‌ی فعالیت اخیر منتشر کرده است. گردآوری این محصول را «ایمان وزیری» انجام داده. موسیقی‌دانی که با این اثر نشان داده گویا می‌خواهد در دیگر گونه‌های موسیقی و رشته‌های هنری هم دستی داشته باشد.
نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (IV)

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (IV)

اصوات الکترونیکی، کوبه ای و گیتار الکتریکی، زمینه را برای ورود تنورها که به ادای واژه های (سی دو لا سی لا سل فا می، سی دو لا لا سی لا سل فا می) میپردازند، آماده میسازند. در این قسمت، سازهای کوبه ای، ویولا و آکوردهای سازهای زهی، به همراهی تنورها میپردازند.
بیژن کامکار: ما بازنشستگی نداریم

بیژن کامکار: ما بازنشستگی نداریم

… در فرهنگ و هنر واحدی بود برای سازسازی که مسئول‌اش آقای قنبری‌مهر بودند. اتفاقاً‌ آقای شجریان هم آنجا فعالیت‌هایی داشتند. در آن مرکز کار خوبی شروع شده بود در احیای سازهای قدیمی از جمله رباب که برای اولین بار آقای دلنوازی همانطور که گفتید در گروه پایور رباب زدند. ولی رباب زدن من خیلی تصادفی بود و بگذارید صادقانه اقرار کنم که از روی عشق و علاقه نبود. در گروه شیدا آقای لطفی به دوستی گفتند تارباس بزند ایشان ناراحت شدند و کلاً قهرکردند و رفتند. من گفتم من تارباس می‌زنم. بعضی‌ها امروز می‌پرسند تو که ساز اصلی‌ات تار است چرا دف‌زن شدی؟ همسر من هم یادش رفته است که من زمانی تارنواز بوده‌ام. از بدشانسی یا از خوش‌شانسی من در آن دوره پهلوان‌هایی مثل حسین علیزاده و محمدرضا لطفی بودند و این باعث شد که من خودم کوتاه آمدم و تارباس زدم. بعدها آقایان مظهری و درخشانی هم تارباس زدند. عود هم که کم و بیش در گروه بود. کم‌کم متوجه شدیم که بین تارباس و عود، جای یک آلتویی آن وسط خالی‌ست که رباب دقیقن همان نقش را داشت. کارهایی که این سازهای بم هر سه حضور داشتند می‌دیدیم که گروه بسیار خوب و کامل صدا می‌دهد. بنابراین مجید که آمد، من دیگر رباب زدم. گفتم که؛ من همیشه آماده به خدمت بودم.
موسیقی و نابینایان (I)

موسیقی و نابینایان (I)

مقاله ی حاضر نوشتاری است در باب بیان تعاریف و ادراک موسیقی در نابینایان با تاکید بر آراء ” آرتور شوپنهاور” در زمینه ی موسیقی. شوپنهاور موسیقی را یک استثنا می داند؛ وی بر این عقیده بود که موسیقی از هنرهای دیگر نافذتر و قویتر است؛ زیرا هنرهای دیگر با سایه اشیاء سروکار دارند و موسیقی با خود آنها.
منصوری: تا امروز اسپانسری نداشتیم

منصوری: تا امروز اسپانسری نداشتیم

قطعا ولی فعلا ما یک سری مشکلات داریم. می دانید که ما اگر بخواهیم یک اپرای کامل را با تمام ابعادش روی صحنه ببریم به خاطر مشکلات دکور، مشکلات لباس، جای تمرین و این قبیل مشکلات که داریم چه پروژه سنگینی است. اگر یک سری مساعدتها بشود، امیدوار هستیم اپراهای زیادی را روی صحنه ببریم. در حقیقت ما به سازمانی نیاز داریم که همه چیز را به صورت مستقل مدیریت کند و ما، درگیری هایی به غیر از درگیری موسیقی نداشته باشیم. مثلا آرا کاراپتیان وقتی بخواهد کار خوانندگی را انجام دهد، فقط درگیری خوانندگی را داشته باشد یا من که کار ارکستر و رهبری اپرا را انجام می دهم، دیگر درگیری خارج از برنامه نداشته باشم که مثلا من امروز جای تمرینم کجاست یا مثلا فردا چه جور تمرین کنیم یا مثلا این هزینه لباس و دکور را چکار کنیم.

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (I)

مقدمه: نوشتاری که امروز مشاهده میکنید، قسمتی از خاطرات نگارنده است که صریح و بی حاشیه به یکی از مهمترین پایگاه های به اصطلاح موسیقی مدرن ایران میپردازد. در این نوشتار نام شخصی برده نمیشود و قصد این نوشته بی تکلف، فقط هوشیار کردن هنردوستان و جوانانی است که فریفته تبلیغات این افراد میشوند و نیز “احتمالا” تاثیر گذاری روی سرشاخه های این گروه ها که بیش از این آبرو و اعتبار اجتماعی خود را زیر سئوال نبرند و هنر مظلوم مدرن را بیش از این تحقیر نکنند.