زنان و فضای موسیقی در ایران (II)

آن جوامعی که ناتوان از تولید مازادها اند، ناتوان از تولید فرهنگ نیز می باشند و چون در تصورشان فرهنگ به چیزی تکراری تبدیل می شود، به سرعت تحت تاثیر جوامعی قرار می گیرند که دارای توان زایش فرهنگی اند. بنابراین محرومیت گروه های اجتماعی از حضور در قلمرو کار به معنی وابستگی است. نمونه ی این نوع از وابستگی در جامعه ی خودمان آن گاه که فرهنگ زاینده ی غرب در مقابل فرهنگ ایستای ما قرار گرفت، به صورت آن چه که غرب زدگی می گویند تجربه کرده ایم.

جریان محرومیت از حضور در قلمرو کار نه تنها موجب محرومیت از زایش می شود، بلکه نوعی جریان ابتذال هیچ انگارانه پدید می آورد که می توان ابعاد آن را در شاخه های زیستی مختلف کشور ملاحظه کرد. محروم کردن زنان از تحصیل و کار در حقیقت ریشه ی ابتذالی است که پدید آمده است. جالب آنست که همان ها که زنان را از حضور در قلمروهای مذکور نهی می کنند، بیشتر از همه فریادشان از استبداد بلند می شود. آن ها نمی دانند که خود باعث ظهور چنین ابتذالی شده اند.

قلمرو زیستی رابطه ی زن و مرد در متن فرهنگی ایران، اصولا قلمروی خانگی است نه اجتماعی-زیستی در حوزه های کار و فراغت. تنها کافیست اندکی دقت کنید و تصور مرد ایرانی از زن را مورد بررسی قرار دهید. برای مرد ایرانی سه نوع زن وجود دارد: مادر، خواهر و همسر. مادر قلمرو عاطفی، خواهر قلمرو عقلانی زیستی در خانه و سرانجام همسر قلمرو جنسیتی را نشان می دهند.

هر سه شخصیت، شخصیت های خانگی هستند و از زن به مثابه همکار، همراه و هم هدف، اثری دیده نمی شود. به همین دلیل است که روابط مرد ایران با زن یا در حد نگاهی جنسیتی و یا در حد نگاهی عاطفی و به شدت سرکوب گر تنظیم می شود.

برای زن نیز سه مرد حضور دارند. اینان عبارتند از: پدر، برادر و همسر. این روابط مانند روابط قبلی نیست. موضوع اصلی برای زن در این روابط اطاعت است. به ویژه در چهارچوب این روابط، پایگذاری زن به حیطه های کار و فراغت نوعی توهین تلقی می شود. تنها قلمروی که او می تواند در آن کار کند، همان خانه یا کارهای به اصطلاح خانگی است.

در این حالت برای زن هیچ چاره ای باقی نمی ماند که تا حد ممکن مرد را به سرعت از قلمرو کار به خانه بکشاند. به همین دلیل مرد ایرانی به دست خود، خود را از حضور در قلمرو فراغت و درک روابط معنوی همبستگی آفرین محروم کرده است.

بی دلیل نیست که موضوع خلاقیت در جامعه ی ما همواره از مباحث چالش برانگیز بوده است و باز هم بی دلیل نیست که هنر ایجاد شده در فضاهای خانه در طول فرهنگ ما هنری آبستره بوده است و اثری از موضوعات اجتماعی در آن ها دیده نمی شود. نگاه کنید به نقوش فرش که از قلمروهای کار درون خانه برای زنان است. نقوش آن کاملا آبستره و جدا از واقعیت های زیستی است.

یکی دیگر از آثار محرومیت فوق الذکر را می توان در فقدان زبان های بالنده میان زن و مرد از خانه تا کوچه و کار ملاحظه کرد. این زبان، بیشتر زبانی است محصول تحمیل ضرورت ها، نه بالندگی خواسته ها. نوع گفتمانی که شکل می گیرد، بیشتر غریزی است تا متعالی و نسبتی با واقعیت های جامعه ندارد.

زنان موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (I)

شاید تنها یک جمله باشد؛ ولی نه تنها یک جمله نیست. نهان‌های بسیاری از کنار این جمله بر خواهند گذشت:«مشکاتیان دیگر از خواب بر نخواست.» اگر دنیای مردگان تشریفاتی همچون دنیای زندگان داشته باشد، بسیاری به پیشوازش خواهند آمد. تمام رفتگان موسیقی و بسیاری از مشاهیر ادبیات به احترامش از جا بلند می‌شوند و کلاه از سر بر می‌دارند که کارهای او جزو طلایی‌ترین آثار موسیقی ایران بود. از حافظ و آقا علی اکبر خان فراهانی بگیر تا روح الله خالقی و حتی نورعلی برومند…

ریتم و ترادیسی (IX)

با این حال، حتی مفیدتر از فهرست های رویدادها، تجسم داده های MIDI به صورت پیانو-رُل مطابق شکل ۱۲ است. در این نوع ارائه، محور عمودی نشان گر شماره های نت MIDI است (مانند F2=53) و نت های متناظرِ شستی های پیانو به صورت گرافیکی بر هر دو طرف شکل نشان داده شده اند. زمان در طول محور افقی حرکت می کند، و با ضرب ها و میزان ها مشخص شده است. هنگام نمایش سازهای کوبه ای، هر سطرْ متناظر با یک ساز متفاوت (به جای یک نت متفاوت) است. برای مثال، در مشخصات کلی MIDI برای طبل، سطر متناظر با C1 طبل بزرگ با شماره ی نت MIDI برابر ۳۶ است، D1=38 طبل کوچک است و ۴۲=۱♯F و ۴۴=۱♯G و ۴۶=۱♯A انواع مختلف سِنج پایی هستند. این موارد در شکل همراه با شماره ی نت MIDI متناظرْ برچسب گذاری شده اند.

از روزهای گذشته…

خاچاطوریان در مقام رهبر ارکستر

خاچاطوریان در مقام رهبر ارکستر

زمانی که خاچاطوریان به تمرین با ارکسترهای کوچک در تئاترهای مختلف مشغول بود، این آرزو که زمانی خود قادر به اجرای آثار ارکستری اش باشد، در نظرش محال می نمود و در حقیقت در حکم یک رویای دست نیافتنی به شمار می رفت. اما دیری نپایید که این آرزوی دیرینه تحقق یافت و او در سال ۱۹۵۰ رهبری اجرای آثارش را در کشورهای مختلف آغاز نمود.
هنر پدیده ای انضمامی (II)

هنر پدیده ای انضمامی (II)

آثار هنری زمانی که خلق می شود، به عنوان بخشی از نشانه ها در عالم هستی ترجمه می گردد. پس به دور مدلول خود حلقه زده و خود را به آن و مدلول را به خود منحصر می کنند. لذا اگر مدلول امری آشکار و بدیهی ست، پس اثر می تواند به موضوع بدل شود و اگر هم اثر غایی باشد، نتیجتا جستجو برای کشف آن به عنوان ناشناخته ای از هستی ضرورت می یابد.
فراخوان مقالات سیمف ۱۳۹۶

فراخوان مقالات سیمف ۱۳۹۶

انجمن اسیمس و موسسه فرهنگى هنرى شهر آفتاب در آذرماه سمیناری را در شیراز برگزار می‌کنند. علاقه‌مندان می‌توانند مقالات خود را حول محورهای پیشنهادی زیر یا موضوعاتی غیر از آن‌ها در رابطه با موسیقی معاصر ارسال نمایند:
تقلای یافتن راهی نو (II)

تقلای یافتن راهی نو (II)

“چه”، که متشکل است از یک مصوت کوتاه و یک صامت، برخلاف خوانش درست وزنی شعر (با توجه به اینکه “سخنی نیست” از اشعار موزون شاملوست)، بیش از “بِ” (که مشابه هجای اول است) و “گو” (که کشیده‌تر از دو هجای پیشین است) کشیده می‌شود و عملاً تناسبات وزنی شعر به هم می‌ریزد. به عبارت دیگر، اگر فرض کنیم که این شعر، با نگاه ریتمیک علی قمصری، بدون هر گونه ملودی خوانده شود، شعر از روانی و وزن خود به حالتی معوج تغییر می‌کند. این بی‌دقتی‌ها باز هم به چشم می‌خورند: خواننده (هاله سیفی‌زاده)، بی‌جهت بر روی کلمهٔ “دراند” در مصرع “جز ز موشی که دراند کفنی نیست”، تشدیدی می‌گذارد که وزن شعر را به هم می‌ریزد. در قطعاتی چون “آنکه مست…” نیز این مساله در اجرای مصرعی چون “دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت” ا (با کشش غیر عادی “دلِ”) مشاهده می‌شود.
کج بشینیم، راستشو بگیم  (II)

کج بشینیم، راستشو بگیم (II)

زادگاه من (محله‌ی قره‌آغاج شهر تبریز) نیز یکی دو تا مجنون خیلی جالب و با مزه داشت. یکی‌شان «دلی جاواد» یا همان جواد دیوونه بود؛ خیلی بعید است هنوز زنده باشد. این آدم، عجیب دوست داشتنی بود؛ تپل بود و قد بلند. غالبن سنگریزه جمع می‌کرد. عاشق نان سنگک بود و ویژگی منحصربفردش این بود که بیشتر اوقات زار زار گریه می‌کرد. در حدی که جگر شمر کباب می‌شد! یا مورد دیگری که در دوره‌ی دانشجویی از دوستان سبزواری‌ام شنیدم؛ مجنونی موسوم به «هَنتال»، در روستای بِیزَخ سبزوار که سال ۸۷ از دنیا رفت. هنتال را «کِله شِفتله» (کله شفتالو) هم صدا می‌کردند. ریش سفید بلندی داشت و سرش طاس بود. بیشتر اوقات مشغول هیزم جمع کردن بود. می‌گویند روی تشت و این قبیل چیزها ضرب می‌گرفت و یکی از دوستان اهل موسیقی که هم‌روستایی هنتال نیز بود می‌گفت درک ریتم شگفت‌انگیزی داشت. هنتال گاه ساعتها در سکوت به صدای پرندگان گوش می‌داد و اگر کسی در آن حوالی سر و صدایی می‌کرد در ساکت کردن او با جدیت تمام، فرمان «هیس!» می‌داد.
کیونگ- وا چانگ (I)

کیونگ- وا چانگ (I)

خانم کیونگ- وا چانگ (Kyung-wha Chung) متولد ۲۶ مارچ ۱۹۴۸ سئول – کره جنوبی، ویولنیست و پیشرو موسیقی کلاسیک آسیا است. خانم چانگ در سن سه سالگی حرفه موسیقی را آغاز نمود. در سن هفده سالگی شهرتی در رده دیگر ویولنیستهایی همچون پینچاس زوکرمن (Pinchas Zukerman) و ایزاک پرلمن (Itzhak Perlman) به دست آورد. وی به عنوان نوازنده آثار رومانتیک و مدرن شهرت دارد. او همچنان در زمینه شرکت در کنسرتها بسیار فعال است و دامنه نوازندگیش را تا آثار باروک در سالهای اخیر گسترش داده.
بحیرایی: صدا و سیما در معضل خواننده سالاری نقش داشته

بحیرایی: صدا و سیما در معضل خواننده سالاری نقش داشته

این سوال شما برمیگردد به یک معضل بزرگ به نام خواننده سالاری که ما متاسفانه سالهاست، با آن دست به گریبان هستیم. من خودم به عنوان یک خواننده، به هیچ وجه از این قضیه خوشنود نیستم و اصلا دوست ندارم که اثری را که با زحمت شبانه روزی آهنگساز شکل گرفته، به نام خواننده بشناسند و در نتیجه، خواننده دستمزد بیشتری را نسبت به آهنگساز اثر و یا حتی نوازندگان آن اثر دریافت کند. این مسله تنها مربوط به آلبومهای موسیقی نیست و ما متاسفانه شاهد هستیم که خوانندگان عزیز در خیلی از موارد، برای کنسرتها هم دستمزد بسیار بالاتری را از بقیه اعضای گروه دریافت میکنند که این واقعا دور از انصاف است.
چگونه استودیوى خانگى بسازیم

چگونه استودیوى خانگى بسازیم

مطلبى که پیش رو دارید در مجله تخصصى «استرینگز» توسط جان یلا سکوئز درباره این استودیوهای خانگی چاپ شده است: بالاخره تصمیم گرفتید که تدریس خصوصى موسیقى را آغاز کنید. مبارک است. احتمالاً خیالتان از بابت مهارت هاى تدریس راحت است، اما کمتر در مورد نحوه درست کردن یک استودیو مطمئن هستید. براى تأسیس یک استودیوى راحت و کاربردى محلى را پیدا کنید که در آن بتوانید با همسایه ها نیز زندگى مسالمت آمیزى داشته باشید.
نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (I)

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (I)

حمیدرضا دیبازر در فروردین ماه سال ۱۳۵۰ در تهران متولد شد. او در کودکی با راهنمایی پدرش با دنیای موسیقی آشنا گردید. از چهارده سالگی فراگیری پیانو را نزد ماری یوسف شروع کرد و در سال ۱۳۶۶ وارد هنرستان موسیقی شد و در این دوره، آهنگسازی را با ساخت دوئتی برای هورن آغاز نمود. در سال ۱۳۷۰ با ساز تخصصی فرنچ هورن زیر نظر شریف لطفی فارغ التحصیل شد.
درآمدی بر موسیقی درمانی (II)

درآمدی بر موسیقی درمانی (II)

مفاهیم خلاقیت تیز هوشی در روانشناسی با توصیف جداگانه از هم متمایز میگردد. فرد تیز هوش، درهوش عمومی که شامل کلیه جنبه های ذهنی میباشد، در مقایسه با همسالان خود برتر و پیشرفته تر است و از بهره هوشی بالایی بر خوردار است.امّا فرد خلاق الزاماً در تمام شاخه های ذهنی از عملکرد متوسط همسالان خود برتری ندارد، بلکه تنها دریک شاخه و در زمینه هنری و یا علمی دارای افکاری ابتکاری و حالات آفرینندگی است. افراد خلاق الزاماً تیزهوش نیستند.«لاندشیر» روانشناس فرانسوی در توصیف تفکّر خلاق پدیده «واگرایی» را در تفکّر خلاق مطرح میسازد که در مقابل تفکّر «همگرا» قرار دارد. تفکّر واگرا، توانایی تولید اشکال جدید و اتصال عواملی را دارد که طبق عادات مستقل و جدا از هم فرض شده اند (یعنی قدرت وحدت بخشی و ترکیب زیبا و خارق العاده عناصر مجزا را دارد) که این همان مسیر ذوق، تخیّل و آفرینندگی است.