موسیقی مناسب تماشاگر را میخکوب میکند (I)

تلویزیون در اصل رسانه ای متکی به تصویر است، اما نباید تاثیر صدا و به خصوص موسیقی را در آن از یاد ببریم. جوئل بکرمن (Joel Beckerman)، کسی است که کار خود را بر مبنای تحقیق و دریافت تاثیر موسیقی بر احساسات و اینکه چگونه این موسیقی میتواند تماشاگران تلویزیون را به دام بیاندازد، بنا کرده است.

شرکت او به نام Man Made Music به معنای “موسیقی دست ساز” در نیویورک واقع شده است و کارش ساختن تبلیغات و قطعات کوتاه موسیقی برای بزرگترین برنامه های تلویزیونی است. او در تولید تم اصلی اخبار NBC همکاری داشته و با هنرمندانی چون Fatboy Slim و Sting برای اجراهای تلویزیونیشان در برنامه هایی مانند Showtime و CBS کار کرده است.

به گفته بکرمن، از زمانی که شبکه های تلویزیونی برای حفظ و افزایش بینندگان رو به کاهش برنامه های خود دست به کوششی همه جانبه زده اند، نقش موسیقی بیش از قبل تعیین کننده شده است. از طرف دیگر، خوانندگان و موسیقی دانان تازه وارد، برای موفقیت نیازمند به پخش تلویزیونی برنامه هایشان هستند.

“این روزها دیگر کسی نمیتواند گروه خود را به راحتی وارد کانال MTV کنند، حالا وارد شدن به رادیو هم برای گروهها به سادگی گذشته نیست. تلویزیون تنها جایی است که میتوان گروههای تازه کار و محصولات جدید موسیقی را در آن معرفی کرد …”

در این باره، مجله نیوزویک با جوئل بکرمن مصاحبه ای انجام داده که آنرا در اینجا میخوانید:

نقش موسیقی در بازاریابی تا چه حد اهمیت دارد؟
• این یک حقیقت است که دیگر نشان دادن مارکهای مختلف به مردم برای تبلیغ آن کافی نیست و در این باره مطالب بسیاری هم منتشر شده است. حالا زمان ن است که با مردم ارتباط احساسی برقرار کنیم و به نوعی با زندگی آنها مرتبط شویم.

همه ما میدانیم که سرعت “کانال عوض کردن” روز به روز بیشتر میشود و مردم در یک دهم ثانیه تصمیم میگیرند که روی این کانال [تلویزیونی] بمانند و به آنچه نشان میدهند کمی فرصت بدهند یا به کانال دیگری بروند. این انتخاب به مقدار فراوانی متکی به موسیقی است زیرا قبل از اینکه تصویر بخواهد چیزی به بیننده بگوید، او میتواند تنها با شنیدن صدای آن متوجه شود که برنامه چیست و آیا برایش جالب است یا خیر.

پس به نظر شما موسیقی به خصوص برای تلویزیون بسیار مهم است.
• کسب و کار تلویزیون برای جذب تماشاگران مورد نظرشان، نیازمند موسیقی عالی از حرفه ایهای کار موسیقی است. این یکی از کارهایی است که شبکه ها برای جلوگیری از کاهش بینندگان خود آزموده اند.

آیا در حال حاضر صنعت موسیقی به تولید برای تلویزیون بیشتر علاقمند شده است؟
• کمپانیهای تولید موسیقی در اصل به دو چیز علاقمند هستند: اول اینکه بتوانند راه هایی برای دست یابی به سود بیشتر بیابند و تلویزیون یک واسطه نو با اهمیتی روزافزون برای ناشران و کمپانیهای بزرگ تولید موسیقی به شمار می آید.

مورد دوم تبلیغ و گسترش آثار و افراد تازه در این زمینه است. قبلا یک محل عرضه چشمگیر و عظیم برای شناساندن تازه کارها وجود داشت و MTV یک ویترین عالی برای چنین منظوری به شمار میرفت. اما دیگر نمیشود به این سادگی گروه جدیدی را وارد MTV کرد. حتا وارد کردن یک گروه تازه کار به برنامه رادیو هم به سادگی گذشته نیست… حالایکی از راههای معرفی گروه یا اثری تازه، شبکه های عادی تلویزیون هستند.

چگونه انواع مختلف موسیقی جذب بازارهای مختلفی- مانند بزرگسال یا جوان- میشوند؟
• در رابطه با سن این قضیه بیشتر جنبه سرشماری دارد اما در حقیقت جذب بازار به یک آمارگیری مبتنی بر روانشناسی هم نیاز دارد. طرفداران موسیقی heavy-metal طیفی وسیع از ۱۲ سال گرفته تا ۴۰ ساله را دربر میگیرند و شما میتوانید همین مثال را به انواع دیگر سبکهای موسیقی تعمیم دهید. سن یک عامل است، اما عوامل موثر بسیاری در اینجا وجود دارند.

سریال پلیسی “CSI” (یکی از موفق ترین سریالهای جنایی کانال تلویزیونی CBS که بیشتر بر اساس ماجراهای واقعی است که یک گروه از ماموران پلیس به دنبال کشف آن هستند) را در نظر بگیرید. این برنامه طیف سنی وسیعی را در بر میگیرد که طبعا سلیقه موسیقی متفاوتی هم دارند. اما باید ببینیم این بینندگان چه وجوه مشترکی دارند.

همه آنها به داستانی میخکوب کننده علاقه دارند. پس باید به دنبال موسیقیی باشیم که چنین خاصیتی داشته باشد، برای یافتن این موسیقی میتوان به سراغ هر سبکب رفت، اما در کل این موسیقی باید بیشتر به موسیقی متن شبیه باشد و جنبه سینمایی داشته باشد…کار این موسیقی این است که وارد ذهن بینندگان این برنامه شود و هدفش این باشد که علاقه آنها را به آنچه میبینند افزایش دهد.

Newsweek

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XV)

در واقع، هم او است که شایع کرد «دستگاه ماهور» همان «گام ماژور» غربی است. در دستور تار اولین تعریف از موسیقی ایرانی در مورد آواز ماهور است:

از روزهای گذشته…

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

گویند گنج هایی را امپراطور روم از ترس خسرو پرویز سوار بر کشتی کرد و به آب انداخت تا به دست خسرو پرویز نیفتد اما طوفان و باد آنها را به ساحل مصر برد از قضا آنجا جایگاه سربازان خسرو بود که آن سواحل را فتح کرده بودند به این ترتیب این گنجها ازآن ایرانیان شد و این چنین بود که باربد آهنگی را به نام «گنج باد آورده» ساخت چنان که اشاره شد هر یک از الحان باربد بر اساس داستانی شکل گرفته است.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (IV)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (IV)

صداقت‌کیش در ادامه با اشاره به عنوان نشست «جایگاه واکاوی در نقد موسیقی در ایران»، گفت: برخلاف همیشه می‌خواهم اندکی در مورد خود لغت «واکاوی» صحبت کنم. «واکاوی» را در زبان فارسی اخیرا بیشتر استفاده و دو دسته از معانی را به آن نسبت می‌دهند؛ اولا این کلمه در گویش گنابادی کاربرد محاوره دارد و به معنی کندن جایی است، مانند دوباره کندن یک قبر یا زمین و دوما کاربرد امروزی و مدرن آن به معنی تحلیل و بررسی است و به خصوص در عناوین مقالات علمی در ۱۰، ۱۵ سال اخیر فوق‌العاده مورد علاقه است و اگر شما نگاه کنید ببینید منظورشان چیست طیفی از مطالعه، بررسی، تفسیر، بررسی دوباره، آنالیز و… دستتان را خواهد گرفت. بنابراین ما با لغتی مواجه‌ایم که فارسی سره است و در شمال شرق ایران سابقه‌ای دارد و آن سابقه اتفاقا با مفهومی که امروز در موردش صحبت می‌کنیم ربطی مستقیم دارد.
سرزمین پدری

سرزمین پدری

از زیباترین کارهای اسمتانا موسیقیدان اهل چک میتوان به قطعه سرزمین پدری اشاره کرد که یکی از تم های بسیار زیبای این قطعه برای بسیاری مردم آشنا و گوش نواز است.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (V)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (V)

آریستوگزنوس همچنین قاعده‌ی «تحدید موضوع» (۱۱) را به کار می‌برد تا موضوع دانشی را که در حال شکل دادن به آن است تعریف کند و نشان دهد که چه چیزی موضوع مورد بررسی آن است و چه چیزی نیست. و درست از همین نقطه است که او از معلم‌اش ارسطویی‌تر می‌شود (Anderson 1980: 81) (12)، چرا که ارسطو تقریبا نظر فیثاغورثیان را پذیرفته و نغمه‌شناسی را بخشی از ریاضیات فرض کرده بود. اما آریستوگزنوس با استفاده از قواعدی که نام‌شان بردیم موفق می‌شود دانش نغمه‌شناسی را کاملا خودمختار نگهدارد و ضوابط و معیارهای آن را تا آنجا که ممکن است به حوزه‌ی همین دانش محدود کند (۱۳).
دیواری به نام شورای شعر (I)

دیواری به نام شورای شعر (I)

اخیراً دفتر شورای شعر وزارت ارشاد، قانونی را به اجرا گذاشته که طی آن آهنگساز «حق ندارد» شخصاً جهت اخذ مجوز شعرهایی که روی آنها آهنگسازی کرده، به این اداره محترم مراجعه کند. بلکه باید یک شرکت خصوصی یا دولتی که مجوز نشر آثار صوتی و تصویری دارد، به این امر خیلی (خیلی!) خطیر مبادرت ورزد. همین امر باعث می شود که شما به عنوان یک آهنگساز با کلی مانع در پیش پایتان و البته کلی سوال در ذهنتان مواجه شوید.
هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

من ساز آقای لطف الله مجد را بسیار دوست داشتم و وقتی هم به هنرستان رفتم، آقای خالقی پرسیدند، چه سازی دوست داری بزنی؟ گفتم تار! همان موقع من با چوب، یک چهارچوب درست کرده بودم، یک دسته که به آن میخ شده بود داشت و به آن نخ بسته بودم …! به تار علاقه زیادی داشتم.
منبری: صدیف مطالب زیادی دارد

منبری: صدیف مطالب زیادی دارد

بنده در سه مقطع از کلاسهای آقای شجریان استفاده کردم. دو سال قبل از انقلاب ۵۷، دوره انقلاب و کلاسهای جواب آواز ایشان بعد از انقلاب. نگاه ایشان به مقوله آواز چند وجهی بود. ردیف محض نبود مثل کلاسهای استاد کریمی برای مثال.
شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین (۱۸۶۷-۱۹۵۰) در یک خانواده مرفه در پاریس تولد یافت و فعالیت های خود را در نظام آغاز کرد. پس از یک دوره بیماری، از سال ۱۸۸۹ به موسیقی پرداخت و چندی بعد در کنسرواتوار پاریس نزد گابریت فوره (Gabriel Fauré) ژول ماسن (Jules Massenet) و آندره گدالگ (André Gédalge) به تحصیل پرداخت. کوشلین در ۱۹۰۹ انجمن موسیقی مستقل Societe Musicale Independante را تشکیل داد. از آثار او می توان به پنج سمفونی، چهار پوئم سمفونیک، سه آواز برای ارکستر و سه کوارتت زهی اشاره کرد. وی کتابی نیز در زمینه ارکستراسیون نگاشته است.
موسیقی کریسمس (II)

موسیقی کریسمس (II)

همچنین از قرن هفدهم این رسم انگلیسی که بیشتر زنان را شامل میشد اجرا می شد که طی آن زنان ‘wassail bowl’ را بین همسایه ها می چرخاندند و درخواست هدیه می کردند که البته این کار با کارل (carol) هم همراه بود. علیرغم این تاریخچه طولانی کارل های کریسمسی که به جا مانده اند همگی متعلقه به قرن نوزدهم به بعد هستند البته به جز چند آهنگ فولک سنتی مانند:
نوازندگی نی (III)

نوازندگی نی (III)

در خصوص محل قرار گرفتن زبان نیز باید گفت که بین نوازندگان اختلاف نظر وجود دارد؛ عده ای نوک زبان را روی تیغه سر نی و عده ای نیز روی دندان های پیشین تحتانی یا پشت آن می گذارند که البته این امر را میتوان نوعی عادت نوازندگی دانست ولی این نکته را نیز نباید فراموش کرد که زبان به دلیل نقش مهمی که در تولید و تغییر صدای نی ایفا می نماید،‌ می بایست دارای جایگاه ایستا و ثابتی باشد تا بتوان تغییر حالت های زبان در ایجاد صداهای مختلف را به شکل بهتری کنترل کرد.