- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

میزان اهمیت آثار تولید شده

در این گفتار کوتاه، سعی برآن دارم که هستی و میزان اهمیت یک اثر که در قالب آلبوم در بازار موجود هست را مورد بررسی و سوال قرار دهم: شاید کمی بیشتر و یا کمتر از دو دهه است که به لطف حضور شرکت های انتشاراتی در ایران، موسیقی تا اندازه ای دارایِ بازار شده است. از حیث این مهم، موزیسین های جوان در یک بستر نسبتا وسیعی امکان ارائه کارهای خود را ابتدا تنها به صورت کاست و حال به صورت سی دی یافته اند. در واقع اوج این اتفاق از دهه ۸۰ با افزایش شرکت ها انتشاراتی و امکانات تولید و پخش، امکان پذیر شده است.

حال آنکه می دانیم پیش از این زمان، این امکان به راحتی فراهم نبوده است.

اما از نگاهی دیگر تنها تعداد اندکی از آثار عرضه شده، هستی منحصر به فردی را دارند. در اکثر مواقع با ایجاد این امکان، تنها شاهد مناسبات تولید بوده ایم.

اکثر آلبومهای موسیقی موجود، هستی شان، وابسته به یک اثر دیگر است. برای مثال تعداد بیشتری از تار نوازی های منتشر شده، بیشتر نمونه دومی از نواخته ها و شیوه نوازندگی محمدرضا لطفی و حسین علیزاده هستند. یا خیلی دور از ادب نیست که بگویم بونجول دیگر آثار هستند! با نگاهی دقیق سوالی مطرح می شود که با پاسخ به آنها، هستی این آثار را بررسی میکنیم: اهمیت این گونه آثار در چیست؟ اهمیت تولیدشان در چیست؟ از سوی دیگر مهمترین سوال به وجود آمده برایم این است که آیا بود و نبودشان فرقی به حال موسیقی می کند؟ در سیر تاریخی اهمیتی خواهند داشت؟ یا تنها از جهت مناسبات تولید دارای اهمیت هستند؟

می توان پذیرفت که از حیث مناسبات تولید دارای اهمیت اند یعنی تنها اهمیتشان در تولیدشان است. زیرا به زعم من بسیاری از آنها عقب گرد قابل ملاحظه ای چه به لحاظ معنا و چه به لحاظ کیفت و ارزش در خود دارند. همچنین بسیاری از آنها معنای پاپیولار یافته اند و این همان نزول معنایی در یک موسیقی ای است و تحقق ارزش های مادی برای شرکت های تولیدی.

چراکه با همه فهم کردن یک فرهنگ، آن را دچار نزول معنایی خواهند کرد تا از سویی، توان توجیه خود و سرمایه خود را داشته باشند، چنانکه عموما و معمولا و حتما، موسیقی در صورتی بازار موفقی خواهد داشت که به لحاظ معنایی به فهم اقشار مختلف نزول یابد.

این خود فرآیندی در بستر تاریخی به وجود می آورد که نزول معنا در موسیقی را به همراه دارد، چون از سویی هنرمند هم از بابت برطرف کردن نیازهای اولیه زندگی اش می بایستی در این نزول معنا شرکت داشته باشد.

در این میان می توانم آلبومهای را به سبب اهمیتشان در سیر تاریخی و اهمیت تولیدشان و اهمیت وجودشان مثال بزنم، اما آلبومهای دیگری که تنها به سبب تولید دارای اهممیت هستند، شاید امکان مثال زدنش در این مقاله نباشد زیرا نیاز به بررسی کلی تری دارند.

در گروه آثار ارزشمند منتشر شده بی شک نی نوا اثر حسین علیزاده را نمی توان از یاد برد. این اثر به نقلی کلی که در حوصله ی این بحث است، نخستین اهمیتش، به فراخور وضیعت موسیقی چه در دوران انتشارش و چه در عصر حاضر، این است که به ما نشان می دهد که چگونه می توان از نظام موسیقی دستگاهی، اثری به غایت هم معنا با واژه آهنگسازی خلق کرد.

همچنین می آموزد، چگونه می توان از میراث سنت در قالب های دیگر استفاده کرد. این اولین دستاورد نی نوا به زعم من است که البته تنها از این حیث مورد اهمیت نیست و بررسی ویژگی های مثبت آن بحثی دقیق تر را می طلبد. با گریزی به چند سطر بالاتر برای توجیه تارنوازی های منتشر شده که به زعم من تنها وابسته به مناسبات تولید نیستند، هنرمندانی نظیر علی قمصری و ارژنگ سیفی زاده را می توان مثال زد که به گمان من این دو به خلاف بسیاری دیگر نمونه دوم استادی نیستند بلکه این دو تن را می توان ارجاع داد به ادامه راه افرادی چون علیزاده و لطفی.

با دیدی دیگر، آنها که در مناسبات تولید قرار می گیرند و آنهایی که نمونه دست دوم استادان گذشته هستند، در چنین عصری، حق حیات دارند. حال چه تولیدشان از نظر ما موجه باشد و چه موجه نباشد!