بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (II)

این مفاهیم در سایر هنرها از جمله نقاشی معماری، مشترک است. در نگاره های ایرانی مصادق این تفکرات موجود است. تفکر دایره وار و حضور مرکزیت مطلق در آن از ویژگی های یک تفکر سنتی است. در خط نستعلیق انتهای اکثر حروف به طرف بالا است که تداعی کننده یِ وصال است. اینها همگی خود نماد پردازی محسوب می شوند و هم جنبه بصری آن و هم مفاهیم آن قدسی است.

به این سادگی ها نمی تواند حسین علیزاده رو در این تعاریف سنت گنجاند.

نگاه فرمالیستی او به ردیف، وی را در این تعریف از “امر سنتی” قرار نمی دهد؛ او را به جهتی، “مدرن” به معنای لغوی کلمه می توان دانست اما در بستر تاریخی علیزاده یک نئوکلاسیک است. در واقع می توان تا حدودی به این نتیجه رسید که موزیسین های حاضر از نسل اساتید، در واقع اساتید امروز به واژه و مفهوم نئوکلاسیک نزدیک هستند تا تماما سنتی.

برای مثال برای من منطقی تر این است که بگویم موسیقی استاد محمدرضا لطفی دارای اصالت است نه صرفا سنتی. با رسیدن به این نقطه شاید به این نتیجه برسیم که ما به معنای مفهومی کلمه موسیقی مدرن نداشته ایم. برای مثال موسیقی مان از گذشته تا امروز تکامل تدریجی و کندی در بخش ریتم و… داشته. صرفا چیزی جدا از مفهوم گذشته به وجود نیامده بلکه نگاهی نو به همان مفاهیم بوده است. مگر تجربه های نادری از جمله موسیقی حمیدرضا اردلان و علیرضا مشایخی.

سنت تغییر ناپذیر است؛ حال که بحث این نسل از موسیقی مطرح شد باید عنوان شود که چیزی که به ما نگاه ویژه ای نسبت به موسیقی و جایگاه اجتماعی موسیقی اساتید مورد نظر خواهد داد، نگاه تاریخی به دوره زمانی آن است. موسیقی لطفی و علیزاده را با پسوند ده یِ مربوطه آن بهتر میتوان درک کرد.

تمام این تعاریف برای گفتن این سخن بود که بایستی میان سنت و اصالت تمایز قائل شویم. حال آنکه ما می خواهیم تمام مفاهیمی موسیقی را در یک کلیتی قرار دهیم، بی خبر از آن که سنت را بی ارزش خواهیم کرد. با نگاه دقیق تر به موضوع خواهیم دید که آثار موسیقای امروز ما (تولیدات امروز) نمی توانند سنت باشند. پیش از هر دلیلی، تضاد میان زندگی اجتماعی، طرح مفاهیم جدید تر و کارکرد آن…، در نظر بگیرید خارج از فضای یک عصر نشسته باشیم و عصر گذشته را با شرایط جدید توصیف کنیم؟! جالب تر آنکه سنت، مفهومی جدید است زیرا هیچ زمان دیگری به اندازه امروز مورد استفاده نبوده، احتمالا از برای جدید بودنش خیلی مورد مکاشفه قرار نگرفته است.

یا فراموش کرده ایم یا که اصلا نمی دانیم که سنت و مدرنیته در درون یکدیگر معنا بخش است برای ما. کلمه “سنت” که طرح می شود، باید یک “امر معاصر” در مقابلش وجود داشته باشد و گرنه سنت در قبال چی؟ موضوع سنت در جامعه موسیقی ما اولین معنایش و محورش ردیف میرزاعبدالله است. ردیف مذکور متد مدرسی است، حتی بیان گر کل سنت نیست. بخش کوچکی از سنت است که موجود است و همانطور که احتمالا می دانید بیشتر جنبه آموزشی دارد، احتمالا اساتید ما تنها، حافظان آن بوده اند نه تکامل بخش آن. رسم برآن است تا جوانی تجربه ای جدید را انجام می دهد، نگاه متخصی در میان نیست. تجربه اش از نظر اساتید (که قشر خاصی از اساتید مدنظر است) مردود است.

باید به اساتید گرامی در کمال احترام عرض کرد که نوآوری اصلا چیز خاصی نیست و در حوزه ی خودش بی شک امری واجب است. از روی دیگر چند صدایی برای ما مصادق نامعلومی دارد. هنوز موضوع بر سر نگاه عمودی و افقی است. افرادی هم این میانه از فواصل چهارم سخن می گویند! مصادق کوچک اش همچون تکنیک پرسپکتیو در نقاشی است. جدا از نزاع بین عمودی ها و افقی ها در واقع نتیجتا کاری صورت نگرفته و نمی گیرد گویا! برای اثبات هرکدام از این نوع تفکرات در بحث چند صدایی نیاز به انجام کار تجربی است. تکنیک چند صدایی دستاورد چند قرن پیش غرب است؟ امروز ما به نقطه ای از آن رسیده ایم؟ بی شک نرسیده ایم. اگر بهانه ما باشد که خاصیت شرق چنین است، باید بگوییم امروز این حرفها ناکارآمد تر از آن است که فکر میکنیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خسرو جعفرزاده درگذشت!

متاسفانه با خبر شدیم، خسرو جعفرزاده، موسیقی شناس و معمار و از نویسندگان ثابت سایت گفتگوی هارمونیک، بدورد حیات گفت و جامعه نویسندگان موسیقی ایران را در اندوه و درد باقی گذاشت. ژورنال گفتگوی هارمونیک، این واقعه دردناک را به همسر هنرمند او پروفسور فروغ کریمی و علاقمندان نوشته های او تسلیت گفته و امیدوار است به زودی انتشار آثار منتشر نشده او را از سر بگیرد. در ادامه نوشته ای از علیرضا میرعلی نقی نویسنده نام آشنای عرصه موسیقی و محقق تاریخ معاصر موسیقی ایران را در این باره می خوانید:

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

از روزهای گذشته…

زندگی موسیقایی علی حاتمی و فیلمهایش

زندگی موسیقایی علی حاتمی و فیلمهایش

سوته دلان، فیلمی متفاوت از تمام فیلمهای علی حاتمی و به عقیده نویسنده زیباترین و برازنده ترین فیلم اوست. داستان در فضای تهران جنگ جهانی دوم و بعد از آن میگذرد. توانایی حاتمی در بازسازی فضاهای تهران آن روزگار، بی بدیل است و شاید آنرا بتوان با “سرب” (به کارگردانی مسعود کیمیایی و طراحی ایرج رامین فر-۱۳۶۷) مقایسه کرد.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (III)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (III)

ضبط (صوتی) ردیف فقط برای حفظ و نگهداری (و نه در قالب یک اجرای هنری) کمی زودتر از نغمه‌نگاری آغاز گشت، اما بسیار دیرتر به عنوان وسیله‌ای برای انتقال دقیق (با مقاصد آموزشی) مورد قبول واقع شد. دلیل این موضوع شاید اعتماد بیشتر به نوتاسیون برای نگهداری و انتقال صحیح مطالب (به عقیده‌ی مرسوم آن زمان) باشد، از سوی دیگر کیفیت پایین دستگاه‌های ضبط صدا و در اختیار نبودن‌شان (۱۰) و همچنین مدت زمان محدود ضبط صدا روی صفحه (که بیشتر با اندازه‌ی یک یا چند گوشه متناسب بود تا یک دستگاه) نیز ممکن است باعث این موضوع شده باشد.
شریفیان: کیج ضد ساختار است حتی آوانگارد!

شریفیان: کیج ضد ساختار است حتی آوانگارد!

در جامعه جوان هنرآموزان آکادمیک موسیقی کلاسیک، سئوالی وجود دارد که آیا نوع آموزشی که ما در ایران می بینیم، مانند شیوه آموزشی روز دنیاست و آیا در مراکز آکادمیک غرب، آهنگسازان و استادان موسیقی، تنها موسیقی آوانگارد را به عنوان موسیقی هنری روز می شناسند و دیگر انواع و سبکهای آهنگسازی را مربوط به تاریخ موسیقی می دانند؟
کنسرت ارکستر مجلسی تهران سینفونیا

کنسرت ارکستر مجلسی تهران سینفونیا

ارکستر مجلسی تهران سینفونیا به شکل ارکستری زهی به رهبری مهدی قاسمی در روزهای ۳۰ و ۳۱ تیرماه ۱۳۹۰ در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه میرود. مهدی قاسمی که بیشتر به عنوان رهبر گروه کر به اجرای برنامه میپرداخته، در این کنسرت بعد از سالها اجرا به همراه کر، با رهبری ارکستر زهی بدون کر به روی سن میرود. پیش از این قاسمی در اوایل ده هشتاد با اجرای چهارفصل ویوالدی با ارکستر زهی در فرهنگسرای ارسباران به اجرا پرداخته بود.
میکسولیدین

میکسولیدین

با نیم پرده پایین آوردن درجه هفتم گام ماژور، مد میکسولیدین ساخته می‌شود. ابتدا نگاهی بیندازیم به audio fileقطعه آموزشی این بخش (میکسولیدین). در میزان‌های ۶ تا ۹ این قطعه با تاکید جداگانه روی تمام نت‌های این مد، آکوردهای مربوط برای هارمونیزه کردن آن را مشاهده می‌کنیم. با کمی دقت متوجه می‌شویم که تنها چهار آکورد مورد استفاده قرار گرفته‌اند. این آکوردها در طول قطعه هم تکرار می‌شوند. با کمی اغماض می‌توان گفت که برای یک صدادهی مدال و منطقی میکسولیدین همین چهار آکورد کفایت می‌کند. تاکید اصلی روی آکورد درجه هفتم ماژور و درجه پنجم مینور است؛ یعنی آکوردهایی که نت تغییر یافته (هفتم بمل شده) در آنها بروز پیدا می‌کند. با در نظر گرفتن این چهار آکورد می‌توان توالی‌ آکوردهای زیر را (به عنوان نمونه) ساخت:
آوای موسیقی از یک پل

آوای موسیقی از یک پل

روز سه شنبه ۱۸ جولای، یک آهنگساز اهل بیکن Beacon با استفاده از یک کامپیوتر دستی و پل واقع بر رود هادسن Hudson River نیویورک به ضبط صداهای حاصل از ضربه چکش بر بدنه پل پرداخت. یک متخصص صدابرداری و گروهی چهارنفره از مسئولان حفظ و نگهداری پل نیویورک به این آهنگساز که جوزف برتولوتزی Joseph Bertolozzi نام دارد کمک کردند تا بتواند ادعای خود را مبنی بر تبدیل کردن پل به یک ساز کوبه ای عظیم و استفاده از آن در جشن سال ۲۰۰۹ رود هادسن، عملی کند.
آهنگ های محبوب جو ساتریانی (II)

آهنگ های محبوب جو ساتریانی (II)

“با شنیدن این سولو از Allan Holdsworth بود که من فهمیدم یک نوازنده گیتار راک با بهره بردن از دانش موسیقی در حد بزرگانی چون John Coltrane و Miles Davis چه کارهایی می تواند انجام دهد. او به جای این که بخواهد تکنیک باورنکردنیش را به رخ بکشد، آن را برای چنگ انداختن در احساسات شنونده به کار می بندد. با این که از مجموعه نسبتا پیچیده ای از mode های مختلف استفاده می کند، اما اصل آهنگ یک riff ساده و مشابه آهنگ “The Immigrant Song” (از گروه Led Zeppelin ) است که با عناصری از سبک Fusion ترکیب شده است.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IV)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IV)

ممکن است که خواننده‌ی کتاب و نقد حاضر بیاندیشد که این یکی از معدود مثال‌های موجود است و به گناه یک مثال تا این اندازه ریز شدن بر یک متن را بی‌رحمی و دوری از عدالت در مورد یک کتاب مفید تلقی کند اما شوربختانه این گونه نیست و مثال‌هایی مانند این دست‌کم در جاهایی که دو متن درایه‌های کاملا یکسان دارند، فراوان می‌یابیم. به این مثال دیگر از مدخل «روشن‌گری/Enlightenment» توجه کنید:
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت دوم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت دوم)

البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که بحث فرهنگ پذیری و تعامل فرهنگی ملت ها در دوره های متفاوت تاریخی، امری انکار ناپدیر و حتی ضروری و مبارک است. صحبت ما بر سر این «چگونگی» این فرهنگ پذیری است. چه بسا، آن چنان که پیداست به عنوان نمونه، موسیقی غرب نیز هیچ گاه از تأثیر فرهنگ موسیقایی سایر ملل بی نصیب نمانده است و در ادوار مختلف نیز به کرّات این اثر گذاری فرهنگی بر موسیقی غرب، مورد استقبال عالمان و فرهنگ دوستان آن قرار گرفته است.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (III)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (III)

هولست و نیز ون ویلیامز در جریان فعالیت خود در جهت ناسیونالیسمی بسیار اصیل تر از ناسیونالیسم الگار و دلیوس، از دستاوردهای دو موسیقیدان فاضل و معاصر خود، سیسیل شارپ (۱۹۲۴-۱۸۵۹) و آرنولد دولمتش (۱۹۴۰-۱۸۵۸) به خوبی کمک گرفته اند. شارپ نخستین جمع آوری کننده بزرگ فولکلورهای انگلیسی، موسس انجمن رقص عامیانه و شخصی است که روح ملی آهنگسازان انگلیسی را بازسازی کرده است. شارپ غنی ترین گنجینه مصالح مورد نیاز خود را در روستایی در ارتفاعات کوه های آپالاش در ایالات متحده یافته بود. دولمتش در سالهای ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ از این روستا دیدن کرده بود.