بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (III)

حال در میان اساتید مخالف این موضوع، مخالفت خود را این طور اذعان می کنند که موسیقی ما از ایرانی بودن خارج می شود و اصالتش از بین می رود، سئوال اینجاست که مگر ما ایرانی بودن را تعریف کرده ایم؟ حال در نظر بگیرید که تاثیر پذیری از فرهنگ دیگری باشد. مگر غیر از این بوده است که در طول تاریخ فرهنگ ها از دیگری تاثیر خواهند گرفت و یا آیا سعی کرده ایم معیار ایرانی آن را طرح بریزیم؟

رسالت ما این است که به موسیقی چیزی بیفزایم. این چنین است دارای تاریخ می شویم و مفاهیم معاصر و گذشته معنا پیدا می کند.

این دلیل نیست که غرب موسیقی چند صدایی دارد، پس اگر ما هم از این تکنیک در موسیقی خودمان استفاده کنیم، موسیقی ما هم غربی می شود! در واقع با منطق جور در نمی آید. مگر قاشق و چنگال اختراع ما است؟ پس چرا امروز از آن استفاده می کنیم؟ اگر قرار است به صورت محض از فرهنگ خود پیروی کنیم الان می بایست با دست غذا می خوردیم. در واقع استفاده از قاشق و چنگال ما را به فرهنگ انسانی نزدیک کرد.

مگر دبوسی (آهنگساز فرانسوی) که از گام پنتاتونیک در موسیقی خود استفاده کرد، موسیقی اش شرقی شد؟ موسیقی او امپرسیون باقی ماند، به همین صورت راول که از گام عربی استفاده کرد.

اگر قرار به تاثیر نگرفتن است، پس می بایست از کلمه ی ناسیونالیسم (ملی گرایی) استفاده نکنیم، زیرا جوامع شرقی بر پایه قومیت بوده است نه ملیت. اگر بگویم که هنر بیان تفکرات ماست، این سوال مطرح می شود که آیا ما همانند میرزاعبدالله آنچنان قدسی فکر می کنیم که همانطور هم موسیقی بسازیم؟!

ما مبتلا به فرهنگ ایستا شده ایم، اینکه می فرمایند: موسیقی ایران باید در این راستا حرکت کند، اینطور از این گفته استنباط می شود که موسیقی ما تنها برای توریستها می باشد نه برای انسانهای معاصر خودمان!

موسیقی حاکم که همانطور که ذکر شد، حفظ آن نیمی از کار است، دیگر زبان تغییرات نیست. البته منظورم تغییراتی که از مفاهیم سطحی براید نیست زیرا آن مفاهیم سطحی موسیقی خودش را داراست. منظورم دغدغه های عمیق تری است که امروز وجود دارد.

آثار موسیقی ایرانی که امروز بازار را فرا گرفته است تفاوت چندانی با موسیقی پاپ ندارد و تکرار افراطی مفاهیم قبلی خسته کننده شده است. توجه داشته باشید که تمام مکاتب هنری به واسطه ی افراط در مکتب پیش از خود به وجود آمدند. گویا بیانگر نوعی اعتراض به آن است.

بیان نظریه نیچه در اینجا الزامیست : “هر اندیشه ابتدا به صورت یک ادعای سنت شکن بروز می کند،اندیشه های سنتی فضیلت می شوند و آنگاه که اندیشه تازه ای بروز می کند، فضیلت های سنتی به چالش کشیده می شوند و اندیشه های نو شرارت محسوب می شوند. اما این شرارتها وقتی در دل تاریخ جا باز کردند، خود فضیلت می شوند و به عنوان سنتی جدید جای سنت پیشین را می گیرند. تاریخ زنجیره ی است از چنین جریانی. شرارت های امروز، فضیلتهای فردآیند و فضیلت های امروز شرارتهای دیروز”. پس اگر نوآوری نبود، همین سنت که در دست است به وجود نمی آمد.

یک دیدگاه

  • جاوید جعفری
    ارسال شده در اسفند ۲۰, ۱۳۹۱ در ۸:۰۸ ب.ظ

    سلام.جای این گونه بحث ها بسیار خالی است.و جالب است که حتی بسیاری از موسیقیدانان برجسته هم متأسفانه هیچ گونه اطلاعی درباره ی این زمینه ها و بحث ها ندارند.کل مطلب را تا به اینجا خواندم.نکات بسیاری مد نظرم هست که به بخشی از آنها اشاره می کنم:انتقاد از سنت و همینطور انتقاد از خود مدرنیته هر دو برآمده از درون خود تفکر مدرن هستند.واضح است که سنت با انتقاد مخالف است چرا که سنت ایستا و محدود است و انتقاد راهی است برای پیشرفت.تفکر انتقادی از دستاوردهای مدرنیته است و سنت نمی تواند هیچ گونه ادعایی درباره ی آن داشته باشد.مدرنیته مسلماً در مقابل سنت ایستا قرار دارد ولی مخالفتی با پدیده هایی که در زمان خودشان جدید و متفاوت محسوب می شدند ندارد.به عنوان مثال آثار حافظ و خیام برای همیشه ارزشمند هستند(که البته به دلیل تفکر آزادی است که در آنها وجود دارد)ولی تقلید از حافظ و خیام و به شیوه آنها ادامه دادن در حال حاضر نه تنها ارزشی ندارد بلکه نمونه ی انحطاط است.سنت مرکز محور است و مدرنیته مرکز گریز.مثلاً نمونه اش را در ردیف میرزا عبدالله دیده ایم.و البته چگونه استفاده کردن از ردیف نیز خود بحثی است.و البته تدوین به این شکل ردیف به وسیله ی میرزا عبدالله خودش حرکتی رو به جلو بوده.بحث این است که سنت گرایان(در موسیقی ایرانی مثلاً آقایان کیانی،لطفی،طلایی،ناصح پور و…که البته این ها افراط گرایانشان هستند وگرنه بخش زیادی از دیگران هم،سنتی و سنت گرا هستند)با انتقاد از مفاهیم بنیادی سنت کاملاً مخالف هستند.چرا که همانطور که شما هم اشاره کردید به دنبال امر قدسی و امر مطلق هستند و اصلاً نوآوری وآزادی از قید امر قدسی، برایشان مطرح نیست.بسیاری از موسیقیدانان ایرانی خود را سنت گرا معرفی نمی کنند ولی به شدت سنتی هستند.چند سال قبل با یکی از موسیقیدانان برجسته در تاریخ موسیقی ایرانی صحبت می کردم(که تازه فردی متعصب هم نیستند) و در این موارد از ایشان سوأل کردم،ایشان هیچ اطلاعی از این گونه بحث ها بطور جدی نداشتند و در نهایت هم گفتند:هرگونه نوآوری ای که بخواهد انجام بگیرد باید در همین چهارچوب باشد!سنت همیشه به دنبال رجعت به نقطه ای مطلق است.آقای محمدرضا لطفی(که من او را کاملاً سنتی می دانم)به گمان خودشان منتقد مدرنیته در موسیقی ایرانی(و به طور کلی پدیده ی مدرنیته) هستند.ایشان یک فرد کاملاً متناقض است.سالها در آمریکا و اروپا زندگی کرده،از امکانات ایجاد شده توسط پدیده ی مدرنیته نهایت استفاده را برده و حتی ارائه ی موسیقی سنتی خودش در جهان را نیز مدیون امکاناتی است که مدرنیته ایجاد کرده.با این حال(به گمان خودش) از تهدید فرهنگ های بومی توسط فرهنگ مدرن غرب حرف می زند و اصلاً متوجه این موضوع نیست که حتی مبحث وسیع موزیکولوژِی که ایشان و همکارانشان آقایان طلایی و کیانی از آن دم می زنند،دستاورد تفکر مدرن غرب است و در غرب ایجاد شده.البته ایشان همچنان تأکید دارند که سنت ایستا نیست و خودایشان هم سنتی نیستند!این موضوع نه تنها یک تناقض آشکار و شدید است بلکه مرزهای وقاحت را نیز در نوردیده است.آقای لطفی حتی با نوازندگان آزادی چون جلیل شهناز و فرهنگ شریف نیز مخالف است و با اصطلاحاتی من در آوردی از قبیل شیرین نواز و.. ارزش تارنوازی برجسته ی این دو نوازنده ی بزرگ را زیر سوأل می برد.آقای علیزاده از نوآوران برجسته ی موسیقی ایرانی است ولی این در حالی است که ایشان یک پایش همچنان در سنت گیر کرده و این موضوع را هم از صحبت هایش و هم از آثارش می توان فهمید.سنت به دنبال یک سویه کردن همه چیز است و این موضوع را با حرفهایی چون به دنبال امر قدسی رفتن بیان می کند.اهالی موسیقی ایران به طرز عجیبی از فلسفه و ادبیات و روشنفکری بی خبر هستند و هیچ تلاشی هم در جهت رفع این مشکل نمی کنند.مدرن بودن در موسیقی ایرانی از سوی بسیاری فقط به معنی استفاده از چند صدایی بودن تعریف شده که بسیار ساده انگارانه است.نوآوری با ساختار شکنی همراه است.و باید به اصل مقوله ی نوآوری نظر مثبت داشت تا بتوان درباره ی آن صحبت کرد که بسیاری از موسیقیدانان ایرانی متأسفانه مخالف نوآوری هستند و مرتب از سنت و اصالت و امر قدسی و…صحبت می کنند.و نوآوری را مساوی شلختگی و بی سوادی و بی هویت بودن می دانند که البته کاملاً برعکس است!مدرنیته بطور کلی هنوز هم در جامعه ی ما وجود ندارد.چرا که شناخت درست از آن بسیار کم است.بدون رو دربایستی و تعارف (که بسیار در این مملکت رایج است)،واقعاً مثلاً آقای کیانی و لطفی و طلایی چه چیزی را می خواهند ثابت کنند؟آقای کیانی می آیند روی صحنه و عین ردیف را اجرا می کنند و با مضراب بدون نمد ساز می زنند و مدعی هستند که با این کارها دارند فرهنگ را حفظ می کنند و موسیقی سنتی را معرفی می کنند و جالب است که مدام خودشان را به بزرگانی چون حافظ وصل می کنند و از این بزرگمرد برای روش منحط خودشان مثال می آورند.اظهارات آقای کیانی در گفتگو با آقای شهرنازدار را بخوانید،ایشان نوآوری را از هم گسیختگی می دانند چرا که سنت را نهایت و بستری برای کسب امر قدسی می پندارند.ضرری که آقای کیانی با این روش و افکار به پیشرفت موسیقی ایرانی می زند بسیار زیاد است.البته مسلم است که این طرز نگرش از کجا است.این روشی است که آقای نورعلی برومند بر آن تعصب ورزیده و آقایان کیانی و لطفی و طلایی هم دنباله رو این روش هستند.جالب است که آقای کیانی و طلایی در فرانسه تحصیل کرده اند وآقای لطفی سالها در واشنگتن زندگی می کردند و از مدرنیته انتقاد می کردند!…..هنر یعنی نوآوری و نه چیز دیگری و بسیاری اصلاً این موضوع را متوجه نیستند..امیدوارم این بحث ها ادامه پیدا کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

«موسیقی رایانه ای» موسیقی است که بالطبع ابزاری به نام رایانه و نرم افزارهای رایانه ای ساخته می شود. با مراجعه به تاریخچه شکل گیری این موسیقی متوجه می شویم که این ابزارها سالهاست به اجرایی شدن بسیاری از ایده های آهنگسازان کمک قابل توجهی کرده و توانسته اند در تولید اصوات مورد نظر آهنگساز و همچنین اجرای ایده ها و ترکیبات صوتی و همچنین فواصلی که در عمل قابل اجرا نیستند و در خلق آثاری زیبا و قابل دفاع سهیم شوند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IV)

این نگاه جزءنگر به درون گوشه‌ها پیش از طلایی هم وجود داشته است اما تا پیش از او جایی در متن‌های آموزشی نمود نمی‌یافت. نمود اصلی‌اش در عمل موسیقایی نوازندگان استاد، به صورت جمله‌بندی زیبا و پرانرژی بود یا در مقالات و کتاب‌های موسیقی شناسی. آوردن آنها در یک متن آموزشی رسمی چیزی را که احتمالا از کمی پیش از آن در میان مدرسان سایه‌هایش موجود بود، به سطح آورد (۱۲).

از روزهای گذشته…

شرایط خلق یک ایده (III)

شرایط خلق یک ایده (III)

این موضوع امری است واضح و روشن که تولید و ساخت یک اثر هنری موفق و یا کامل، مستلزم نگاه درست و علمی به پدیده های موجود در این جهان است که از طریق علم، دانش و تجربه و همچنین استمرار آن امکان پذیر می شود.کسب هر گونه مهارتی و یا هر تکنیک مشخصی به کلیدها و علوم در ارتباط با آن معطوف می گردد و برای تولید محصولی با توجه به نوع و یا تکنیک های خلاصه شده در آن، نیاز به اقتضای یافتن و پرداختن به آن علوم بوجود خواهد آمد،زیرا که با دستیابی به چگونگی کارکردو عملکرد سایر علوم مرتبطه است که می توان پدیده ای موفق و مفید را تولید و محیا کرد.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

مدرس در ابتدا یادآوری کرد، برخلاف دوجلسه‌ی گذشته که با اخطار در مورد سهل‌انگاری در انجام نقدهای میان‌رشته‌‌ای آغاز شد خوشبختانه در مورد جامعه‌شناسی خطر منابع عمومی دست دوم کمتر وجود دارد. در این حوزه آثار معتبری به زبان فارسی برگردانده شده و در دسترس است.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (I)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (I)

گسترش دین مبین اسلام و تسخیر کشورهای وسیع متمدنی، مانند ایران و روم و مصر و تشکیل یک حکومت بزرگ به نام دولت اسلامی، سبب شده که گنجینه‌های هنری و علمی کشورهای گشوده شده از آن جمله ایران، دستخوش بهم خوردگی و دگرگونی و احیاناً نابودی‌ها گردد. اما گاهی بر قسمتهایی که آثار پیشینش از بین رفته، اغلب از تمدن اسلامی یعنی تمدنی که از کشورهای متمدن پیش از خود بوجود آمده می‌توان پی برد. زیرا تازیان که دارای فرهنگ و تمدن چشمگیر و پر اهمیتی نبودند، در اثر تسلط بر اقوام متمدن، تحت تأثیر آن فرهنگ‌ها قرار گرفتند و پایه تمدن عظیم اسلامی گذارده شد.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (I)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (I)

ال سیستما که توسط خوزه آنتونیو آبرئو (Jose-Antonio Abreu)، در سال ۱۹۷۵، پایه گزاری شده است با استفاده از آموزش ارکستر به تربیت هزاران کودک و نوجوان می پردازد. این کودکان که بیشتر از خانواده های محروم کشور هستند با این نوع آموزش هم درس موسیقی و هم درس زندگی می آموزند. هدف این برنامه بکارگیری موسیقی جهت آموزش، سازگاری و پیشگیری از رفتارهای بزهکارانه است. این پروژه با نجات جوانان مواجه با فقر شدید، از انحرافات قابل پیش بینی و از گرایش به سمت سوء مصرف مواد مخدر و بزهکاری، شناخته شده است.
مادری با تار (I)

مادری با تار (I)

تصاویر باقی مانده از دوره ی قاجار، آینه ی تمام نمای وضعیت اجتماعی آن روزگار است. بخشی از این تصاویر که مربوط به اولین عکس برداری های تاریخ ایران می باشد، شامل عکاسی های شخص ناصرالدین شاه قاجار است که سخت دلبسته ی این هنر شده بود؛ طبعا به خاطر محدود بودن حضور اجتماعی پادشاه آن روزگار ایران، سوژه های تصاویر اولیه ی تاریخ عکاسی ایران هم محدود به تصاویری از دربار و درباریان و گاهی مناظری از ییلاق ها و برنامه های شکار شاه و تیراندازهای او شده است.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (IV)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (IV)

هسته موسیقی هایدن ساختاری از موتیفهای ساده و کوتاه بود که از استانداردهای موسیقی آن زمان استخراج می شد. سونات، فرمی است در موسیقی کلاسیک که از موسیقی هایدن به شکل استاندارد امروزی در آمده است. آثار او از شیوه معاصران جوانش، موتسارت و بتهوون متمایز بود. هایدن همچنین فوگ و فرم روندو (که سنت آن روزگار به انتهای فوگ می پیوندد) را به شیوه کلاسیک افزود. او نماینده فرم دابل واریاسیون (double variation) است که شامل دو ملودی اصلی هر کدام با دو غالب گوناگون می باشد، ملودی اول با ملودی دوم ادامه می یابد و ملودی دوم با گونه دیگر و متفاوت ملودی اول ادامه میابد… به همین منوال اغلب شامل مدهای ماژور و مینور پس از یکدیگر هستند. شاید موسیقی هایدن بیش از هر آهنگساز دیگری مملو از شوخ طبعی است.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (VII)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (VII)

واژه ترکیبی «رپرتوار موسیقی کلاسیک ایرانی» هم با وجود ظاهر علمیش نشان از عامیانه گویی دارد. در زیر نویس آمده است که «رپرتوار به معنی مجموعه است.» اگر واقعاً چنین باشد، چه لزومی دارد که در یک متن فارسی، به جای «مجموعه» از یک واژه فرنگی استفاده کنیم و بعد ترجمه فارسیش را در زیر نویس به اطلاع خواننده برسانیم؟ اما «رپرتوار» به معنی مجموعه نیست. داریوش آشوری در «فرهنگ علوم انسانی» به «انبان برنامه» و «کارستان» ترجمه کرده است. واژه ترکیبی«رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی» هم بی معنی است.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (II)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (II)

«دکتر داریوش صفوت» در ارتباط با کیفیت نوازندگی مختاری، در کتاب‌ «پژوهش دربارهء استادان موسیقی ایران و الحان موسیقی ایرانی» می‌نویسد: «وی در اجرای ردیف روی ویولن بی‌نظیر بود و تمام مضراب‌های تار و سه تار را با آرشه ویولن اجرا می‌کرد.»
نکات مهمی که یک نوازنده باید رعایت نماید (I)

نکات مهمی که یک نوازنده باید رعایت نماید (I)

قبل از تمرین سازتان سعی کنید تا دستهایتان را گرم کنید. به هیچ عنوان در هنگام شروع تمرین قطعه ای سخت و یا تکنیکال را اجرا ننمایید در بسیاری از موارد عدم توجه به این نکته باعث میشود تا فشار زیادی بر عضلات شما وارد شود و حتی کشیدگی هایی در عضله ایجاد نماید؛ یکی از روش های بسیار خوب اجرای گام و آرپژ با سرعت بسیار پایین میباشد و سپس اجرای قطعه ای ساده برای شروع تمرین.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (V)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (V)

بنده به عنوان کسی که از ده سالگی ویلن می نوازم، عرض می کنم قرار دادن یک پارچه ی بزرگ بین صفحه بالایی و زیرچانه ای ویلن و استفاده همزمان از سیم پیراسترو سبز و سیم گیر چوبی با تاندورهای بزرگ، راحت ترین راه برای زدن ویلن به سبک یاحقی و دیگران است (دلیل علمی آنرا خودتان فرمودید)… و این کاری است که همه بلا استثنا انجام میدهند…