اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (IX)

ادیث پیاف (۱۹۱۵- ۱۹۶۳)
ادیث پیاف (۱۹۱۵- ۱۹۶۳)
یازده اکتبر سال ۲۰۰۳، به مناسبت چهلمین سالگرد درگذشت ادیت پیاف، شهردار پاریس، برتران دُلَنوئه (Bertrand Delanoë)، از مجسمه ی پیاف که به صورت ویژه طراحی و در میدان ادیت پیاف، واقع در چند متری بیمارستان تنون (Tenon) محل تولد ادیت، نصب شده بود، رونمایی کرد. این مجسمه توسط لیسبِت دِلیل (Lisbeth Delisle) مجسمه سازِ فرانسوی ساخته شده است.

پیاف در تمام دنیا همچنان مشهور و زبان زد است. علاوه بر نمایش ها و کمدی موزیکال های زیادی که در مورد ترانه ها، زندگی و شخصیت پیاف به اجرا در آمده است، کارگردانِ فرانسوی اُلیویه دَها (Olivier Dahan) فیلمی درباره ی زندگی پیاف به نام «گنجشکک» (la Môme) ساخت که در فوریه سال ۲۰۰۷ اِکران شد. این فیلم بخش های مختلفی از زندگی پیاف از جمله: کودکی، دوره شکوفایی، شادی ها، دردها، موفقیت ها و اتفاقات ناگوار و مرگِ او را ترسیم می کند. هنرپیشه ی جوانِ فرانسوی ماریون کوتیار (Marion Cotillard) در این فیلم نقش ادیت پیاف را بازی کرد.

این فیلم در فرانسه و همچنین در دیگر کشورهای دنیا از جمله ایالات متحده موفقیت چشمگیری داشت. ژانویه سال ۲۰۰۸ جایزه بهترین بازیگر گولدن گلوب (Golden Globe) برای اجرای نقش در کمدی موزیکال به ماریون کوتیار اهدا شد.

فوریه همان سال همچنین نشانِ آکادمی بریتانیایی هنرهای تلویزیون و فیلم (BAFTA) به خاطر ایفای این نقش به ماریون تعلق گرفت. بازی در نقشِ پیاف جایزه ی اسکار بهترین هنرپیشه زن را برای او به ارمغان آورد. بدین ترتیب او سومین هنرپیشه زنِ فرانسوی است که موفق به دریافت این جایزه گردیده است.

هم زمان با اِکران این فیلم، کتابی با عنوان «پیاف، دوستِ من» (Piaf, mon amie) که توسط ژینو ریشه (Ginou Richer) نوشته شده بود، چاپ و منتشر شد. شارل اَزنَوور (Charles Aznavour) در نگارشِ این کتاب با ژینو همکاری کرد و همچنین مقدمه ای بر این کتاب نوشت.

زمانی که ژینو شانزده ساله بود برای اولین بار از طریقِ گی بورگینیو (Guy Bourguignon) که عاشقِ ژینو و یکی از اعضایِ گروهِ “Les Compagnons de la Chanson” بود، با پیاف ملاقات کرد. داستانِ آشنایی ژینو با گی و ادیت جالب است؛ ژینو خود این چنین تعریف می کند: «در خیابانِ شانزه لیزه در حال گردش بودم که مردِ جوانی به من نزدیک شد و به حالتِ گستاخانه ای در حالی که به من می گفت که چشمانِ فوق العاده ای دارم، سعی داشت من را مجذوب خود کند.

من او را به عقب راندم، او از من معذرت خواهی کرد و به من گفت: «خودم را معرفی می کنم، من گی بورگینیو (Guy Bourguignon) یکی از اعضایِ گروهِ “Les Compagnons de la Chanson” هستم.» آن زمان این گروه بسیار شناخته بود چون همان دوره ی موفقیتِ «سه ناقوس» (Les Trois Cloches) بود و من هم یکی از طرفدارانِ پروپا قرصِ پیاف بودم.

برای این که بتوانم ادیت را ملاقات کنم به او اجازه دادم که همدیگر را ببینیم. به این ترتیب ما مرتب همدیگر را می دیدیم؛ گی عاشقِ من شد و حتی صاحبِ فرزندانی شدیم. اما من بلافاصله پس از آشناییم با گی، ادیت را ملاقات نکردم.

در یکی از سفرهای گروه برای انجام کنسرت مخفیانه با گروه همراه شدم؛ چون پیاف دنبالِ دردسر نمی گشت و دوست نداشت که هیچ زنی با گروه باشد. بنابراین من مجبور بودم تمام طول روز خودم را در اتاق گی حبس کنم و در حدِ مرگ حوصله ام سر می رفت. بالاخره یک روز پیاف به این ماجرا پی بُرد. او با عصبانیت مستقیم خود را به اتاق گی در هتل رساند.

اما هنگامی که من را دید و متوجه شد که من بسیار جوان هستم بلافاصله خونسردی خود را به دست آورد. من داشتم از خوشحالی منفجر می شدم: فکر کنید! پیاف دقیقاَ جلویِ من! عشقِ من پیاف!

یک دفعه او کنارِ من نشست و از من پرسید که چه کار می کنم و اهلِ کجا هستم و این گونه سرِ صحبت را باز کرد. او از من پرسید که آیا آرایش کردن بلد هستم. من گفتم بله.

به این ترتیب من هر شب به لُژِ پیاف می رفتم و به او کمک می کردم که برای رویِ صحنه رفتن آماده شود و در پوشیدنِ لباس نیز به او کمک می کردم. آشناییِ ما تبدیل به دوستی واقعی ای شد که بیش از پانزده سال دوام آورد.

چقدر با هم شوخی می کردیم و چقدر با هم می خندیدیم؛ در حالی که فاصله ی سنی ما زیاد بود! اما گاهی اوقات ادیت خودش را به سن من پایین می آورد و گاهی نیز من خودم را در حدِ سنِ او بالا می کشیدم.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (II)

به این ترتیب نظام آموزشی دو جزیی با نظام سه جزیی یک اختلاف بنیادین پیدا می کند و آن حضور فرد با توان خودآموزشی است. البته برخی از افراد جامعه خود به خود دارای این استعداد هستند اما در بیشتر موارد این استعداد انسانی باید تحریک شود و استاد نظام سه جزیی چنین می کند. بنابراین روابط او با شاگردانش دیگر نمی تواند نشان روابط استاد در نظامی دو جزیی باشد. در جدول زیر چند تمایز مهم را آورده ایم.

از روزهای گذشته…

چکناوریان از عروج تا افول (III)

چکناوریان از عروج تا افول (III)

این کنسرتها روزها تکرار شد و گاهی که چکناوریان میخواست تنوعی به این کارها ببخشد، بخاطر حجم بالای کنسرت ها و کارهای متفرقه، به نتیجه جالبی نمیرسید و کارها کم کیفیت و عجولانه به انجام میرسید. نمونه این برنامه ها کنسرت شهرام ناظری با ارکستر چکناوریان بود که با تنظیمی نه چندان کافی، چند قطعه کردی و قطعاتی از خود شهرام ناظری (با تنظیم یک به موسیقیدان ارمنی) به اجرا رسید؛ نمونه دیگر آن هم همان کنسرت ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره فجر بود.
نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (VI)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (VI)

تصویری که از موسیقی رپ در ایران ترویج می‌شد گاهی آن را مرتبط با جریان‌هایی نظیر شیطان‌پرستی قرار می‌داد. در ۲۵ مهرماه ۱۳۸۷ برنامه‌ای از یکی از شبکه‌های تلویزیونی ایران پخش شد که به گفته سازندهٔ آن، به بینندگان نشان می‌داد که شیطان‌پرستی رابطه‌ای با رپ ندارد. با این حال، به نظر برخی منتقدان این برنامه در عمل تاثیر عکس روی بینندگانش می‌گذاشت.
خداوندگار سنتور (II)

خداوندگار سنتور (II)

استاد فرامرز پایور در جهت حفظ میراث موسیقی ایرانی، «رنگ شهر آشوب» که یکی از آثار قدیمی موسیقی ایرانی است را در خرداد ماه ۱۳۶۳، به نت درآورد و بعد آن را به طور کامل اجرا و ضبط کرد
سرگذشت پیانو در ایران (II)

سرگذشت پیانو در ایران (II)

از اولین نوازندگانی که با استفاده از امکانات کامل پیانو اقدام به نواختن موسیقی ایرانی کرد می توان به مرتضی محجوبی اشاره کرد (هر چند او از تکنیکهای نوازندگی پیانو کلاسیک چندان بهره ای نمی برد) وی از آهنگسازان و نوازندگان اصلی رادیو و برنامه گلها بود و با بزرگانی چون بنان و قوامی همکاری می کرد.
MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت اول

MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت اول

همانطور که در نوشته قبل اشاره کردیم، MIDI استانداردی است که برای تبادل اطلاعات میان سازهای دیجیتال با یکدیگر و کامپیوتر تدوین شده است و شاید اغراق نباشد اگر بگوییم بدون استفاده از این پروتکل امکان استفاده بهینه از سازهای دیجیتال وجود ندارد. در این نوشته سعی می کنیم برخی از اصطلاحات و موضوعات مرتبط با این استاندارد صنعتی را برای شما تشریح کنیم.
گفتگو با جیمز دپریست (I)

گفتگو با جیمز دپریست (I)

جیمز دپریست مدیر ارکستر مدرسه جولیارد (The Juilliard) و مدیر اُرگون سمفونی (Oregon Symphony)و از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ رهبر دائم ارکستر سمفونیک متروپولیشن توکیو بوده است. به عنوان رهبر میهمان در تمام ارکسترهای بزرگ آمریکای شمالی حضور داشته و کارهای بین المللی او رهبری در آمستردام، برلین، پراگ، روم، رتردام، سئول، استوکهلم، بوداپست، کپنهاگ، هلسینکی، منچستر، ملبرن، مونیخ، اشتوتگارت، سیدنی، تلاویو، توکیو و وین می باشد. کنسرت لندن او به همراه ارکستر سمفونیک لندن در باربیکن در آپریل ۲۰۰۵ بود.
موسیقی در ایران باستان (II)

موسیقی در ایران باستان (II)

پس از سقوط دولت ماد توسط کورش، سلسله ی هخامنشی تاسیس گردید. دوران هخامنشی را آغاز تاریخ شاهنشاهی ایران می دانند. طبق گفته ی مورخان در دوره ی هخامنشیان موسیقی محترم شمرده می شد و سه غالب موسیقی بزمی یا درباری، موسیقی مذهبی و مردمی، موسیقی رزمی یا نظامی رواج داشت.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VI)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VI)

نوازنده کیست؟‌‌ «آن که سازی را بنوازد؛ کسی که با آلتی از آلات موسیقی آهنگی را بنوازد. نوازندگی اقدام به اجرای نواهای موسیقی است. شغل و حرفه کسی که به نواختن موسیقی و اجرای آن به وسیله آلات موزیکی بپردازد‌‌» (حدادی/۱۳۷۶، ۶۱۶). اصول تربیت نوازنده در موسیقی کنونی ایران با اصول و اهداف آموزش و پرورش یک نوازنده در سایر جوامع و فرهنگ ها متفاوت است؛ اگرچه در جزئیات با فرهنگ های همجوار مشابهت هایی وجود دارد.
“ذوق ما را خشکانده اند ” (I)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (I)

بله. من از پنج سالگی نوازندگی تار را با یک تار کوچک و با پدرم که معلم تار بود و ویولن به سبک ایرانی، شروع کردم اما بعداً به ویولن گرایش پیدا کردم و ردیف راست کوک ویولن را با پدر کار کردم و وقتی پیش استاد صبا رفتم او از من خواست ردیف را بزنم و با اینکه خود ردیف مخصوص ویولن داشت، ردیف راست کوک را از من قبول کرده و از ردیف چپ کوک شروع کرد. این حسن اخلاق استاد صبا برای هنرآموزان امروز باید سرمشق قرار گیرد.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

در سه نوشتار دیگر هم تلاش نویسندگان برای توصیف فنی قطعه (دو مورد دونوازی تار و یک مورد کوارتت و کلارینت) با این هشدار مدرس مواجه شد که برای مطمئن بودن از نتیجه‌ی چنین توصیف‌هایی بهتر است پارتیتور قطعات مطالعه شود (یا دیکته‌ی بی عیب و نقصی از قطعه فراهم شود). در ضمن منطبق کردن قطعاتی که ادعای بیرون رفتن از دایره‌ی یک زیباشناسی جا افتاده را دارند بر شناخت نظری برآمده از همان زیباشناسی (رخ داده در مورد سوم) اگر غیر ممکن نباشد لااقل دشوار است، پس بهتر است با احتیاط و دقت بیشتری صورت پذیرد.