فیلیپ گلس (III)

Philip Glass
Philip Glass
گلس ، به خصوص از اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ با ساختن اپرا و موسیقی برای تئاتر به طور فزاینده ای به نوشتن موسیقی برای ترکیبهای اجرایی قابل دسترس مانند کوارتت زهی و ارکستر سمفونیک پرداخت و در واقع به سمت ریشه های ادبی دوران تحصیل خود بازگشت.

با این جهت گیری، آثار مجلسی و ارکسترال او نیز بیشتر و بیشتر به سمت سبکهای سنتی و تغزلی متمایل میشد. گاهی او در آثارش از عناصر موسیقی قدیمی چون باروک و رومانتیک یا از فرمهایی چون شاکون(Chaconne قطعه موسیقی رقص در ضرب سه چهارم با مجموعه ای از واریاسیونهایی که بر روی زمینه باس یکنواخت اجرا میشوند) نیز بهره میبرد. اما میتوان گفت که در همه این آثار سبک بسیار خاص خود را حفظ میکرد.

مجموعه ای از آثار ارکسترال گلس که اصلا برای اجرا در کنسرت هال تنظیم شده بود با یک کنسرتو ویولون نئو- باروک در سه موومان آغاز میشود. در ۱۹۹۲، این کنسرتو توسط گیدون کریمر (Gidon Kremer ویولونیست و رهبر ارکستر لاتویایی متولد ۱۹۴۷) و ارکستر فیلارمونیک وین اجرا شد.

این تمایل به موسیقی ارکسترال با سه گانه سمفونی سیبلین (Sibelian 1987-1989) به سفارش اپرای مترو پولیتن و دو سمفونی در سه موومان به نامهای Low در ۱۹۹۲ و سمفونی شماره دو در ۱۹۹۴، ادامه یافت.

audio.gif Rising the sail

گلس سمفونی شماره دو را تمرینی در پولی تونال میداند و موسیقی هونه گر (Honegger)، میلو (Milhaud) و ویلا لوبوس (Villa-Lobos) را به عنوان الگوی احتمالی کار خود معرفی میکند، اما آوای غم افزا و نا موزون این قطعه حتا از سمفونیهای شوستاکوویچ (Shostakovich 1975 -1906 آهنگساز روس) نیز بسیار مهیج تر است.

در همین زمان، دو قطعه آخر از مجموعه پنج کوارتت زهی که در طی سالهای ۱۹۸۹ تا ۹۱ برای کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) نوشته بود و همچنین قطعه Music از The Screens، وجه دیگری از تواناییهای گلس را به نمایش میگذارند.

موسیقی The Screens موسیقی تئاتری است که حاصل همکاری با موسیقیدان گامبیایی فودای موسا ساسو (Foday Musa Saso) و به کارگردانی جوآن آکالایتیس (Joanne Akalaitis همسر اول گلس) است.

گذشته ار تاثیرات ساسو، بافت موسیقایی این قطعه به طور مبهمی یادآور موسیقی مجلسی دوران کلاسیک است که میتوان در آن نشانه هایی از باخ ، دبوسی و راول را مشاهده نمود.

audio.gif Living Waters

با سمفونی شماره ۳ در سال ۱۹۹۵، که توسط ارکستر مجلسی اشتوتگارت Stuttgart Chamber Orchestra سفارش داده شده بود، سبکی شفافتر و پالوده تر در موسیقی مجلسی به وجود آمد. در چهار موومان این سمفونی، گلس با مجموعه ای از ۱۹ ساز زهی، مانند یک مجموعه کامل ارکستر مجلسی رفتار میکند و به نظر میرسد که نظر فراوانی به موسیقی کلاسیک اولیه و همچنین نئو کلاسیسم داشته است.

به خصوص موومان دوم بسیار آزادتر از هر اثر دیگر گلس از ۱۹۶۶ به بعد است، گلس در موومان سوم مجددا قالب شاکون را به عنوان ابزار اصلی خود مورد استفاده قرار داده و با سازهای زهی، بافت گیرایی ایجاد کرده است. قطعه همراه با این سمفونی یک کنسرتوی دیگر است که توسط کوارتت ساکسوفون راشر (Raschér) سفارش داده شده بود و احتمالا با الهام از گروه شش نفره( Les Six 1920) و موتزارت ساخته شده بود.

philipglass.com , wikipedia.org, themodernword.com

11 دیدگاه

  • Babak
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۴ در ۳:۱۹ ق.ظ

    good, enough with the philip glass…lotfan yek meghdar ham dar morede composer haye dorost o hesabi tare gharne bistom ham benevisid

  • کیوان
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۴ در ۸:۲۰ ق.ظ

    مرسی عالی بود، لطفآ قطعات بیشتری از گلس و همچنین نت موسیقی بگذارید.

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۴ در ۱۱:۵۲ ق.ظ

    akhe ina chi ye ke to site mizarid ?
    ۲ta matlab be dard bekhor benevisid darbare ye in agha majale ye honare music be andaze kafi neveshte chera irani jamaatintori ye?!

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۴ در ۳:۰۲ ب.ظ

    دوستان گرامی، موسیقی ابعاد گسترده و متفاوتی دارد، سعی ما در این است که تا حد ممکن در زمینه های مختلف در سایت مطلب قرار دهیم و این کاملآ طبیعی است که از یک نوشته تمام افراد به یک اندازه استفاده نکنند. اگر لطف کنید تعریفی از یک مطلب بدرد بخور ارائه کنید، خوشحال می شویم و یقین داشته باشید که مد نظر قرار خواهیم داد.

  • Babak
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۴ در ۷:۱۱ ب.ظ

    bayad be har chizi be andazeye khodesh baha dad… nemishe ke masalan 8 safhe
    raje be leonard cohen nevesht, va 2 khat ham raje be Bach! man nemigam
    aslan biography tarjome nakonid, vali masalan age raje be glass minevisid, dar yek
    matlab va jam o joor (DAR HADDE KHODESH, NA BISHTAR). haminghadr baraye moarrefi
    kafiye. donyaye music kheili bozorg tar az in harfast ke bekhaym be chonin chizi enghadr
    gir dad.

  • ارسال شده در فروردین ۱, ۱۳۸۵ در ۱۲:۰۸ ب.ظ

    با سلامو تبریک سال نو
    با تشکراززحمات شما امید است که پیروژ باشید
    خدمت شما عرض کنم که ما در حدود چند ماهی است که بدنبال موسیقی یا اسم اهنگساژ کارتونهای قدیمی اژ قبیل کارتون ” باخانمان ” ، ” بچه های مدرسه والژ”، و پسر کوهستان هستیم اما متاسفانه انها را بدست نیا ورده ایم لطفا” اگر امکان دارد این زحمت را برای ما بکشید و نتیجه را به همین ادرس بفرستید.

    با کمال تشکر

  • anahita
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۵ در ۵:۱۲ ق.ظ

    dorood, merc az inke darbareye Glass ke yek ahangsaze fgh oladde hast tozih dadid, montazere matalebe jaleb va por bare badi hastim ,ba
    tashakkor

  • جابر قربان علی نجاد
    ارسال شده در آذر ۲۰, ۱۳۸۵ در ۱:۱۷ ب.ظ

    من خیلی به این فیلم علاقه مندم چرا که یاداور روز های جوانی با بلمندو است

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۵ ق.ظ

    dar edame bad nist yadi ham beshe az moosighie zibaye cartoon hana dokhtari dar mazrae va hamchenin serial oshin

  • مجید پوستی
    ارسال شده در آبان ۲, ۱۳۸۶ در ۵:۳۱ ق.ظ

    دوست عزیز ممنون از اینکه در مورد گلس نوشتین .هرچند هنوز شاید کسانی هستند که احساس می کنند ، دانا یی چیزی شبیه عبور سطحی از روی بیوگرافی ها ست. اما اشنایی با موسیقی مینیمال و گلس، به عنوان برجسته ترین در این حوزه، شاید راه گشا باشد برای عبور از این رخوتی که بر تن مجریان و مخاطبان موسیقی در ایران نشسته است . از این دوست عزیز که هنوز نمی داند در یک وبلاگ فارسی مودبانه تر این است که فارسی مرقوم کند باید سوال شود،فقط چهار مطلب در مورد موسیقی مینیمال برای ظرفیت دانایی ایشان کافی است ؟ اگر این طور هست، روی نت وبلاگ های سرگرمی زیاد است !

  • مهرداد
    ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۰ ق.ظ

    با عرض سلام و خسته نباشید به دست اندرکاران این سایت پربار به عرض میرسانم که شما تنها سایتی هستید که در مورد آهنگساز بزرگ و برجسته فیلیپ گلس مینویسید و در جای دیگر بنده نتوانستم مطلبی جامع پیدا نمایم لطفامرحمت نموده باب گفتگو در مورد ایشان و کارهایشان را با دوستداران ایشان باز نموده و هم راهنمایی کنید کارهای گلس را از کجا میتوانیم تهیه کنیم در بسیاری مراکز موسیقی مراجعه نموده ام ولی موفق به خرید بعضی کارهای گلس نشده ام چنانکه مکانی را میشناسید معرفی نمائید.
    و هم از خوانندگان عزیز و محترم هم استدعا دارم که از کارهای گلس که در اختیار دارند با شرط پرداخت هزینه آن توسط حقیر و یا تبادل آلبوم ها به مبادله مبادرت نماییم و هم باب گفتگو و استفاده از عزیزان آگاه و مطلع فراهم شود.
    گلس یکی از امتیازات برجسته و مهمش آن است که همانند بسیاری از نام آوران اثر گذار بشریت همچون گاندی ،اینشتن ،اوشو ، گوته و …اهل مراقبه و تمرکز یا مدیتیشن میباشد و عزیزان این را می دانند کار هنری که از ذهنی سازمان یافته و وسیع و در خود فرو رفته برون تراود و ظهور کند بدلیل عمق و غنای آن در گوش و یا چشم هر بیننده و شنونده بااحساسی اثر میگذارد.
    سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند
    و موسیقی را خود زبانی دیگراست فراتر از قومیت و نژاد و زبان همه با هر نوع فرهنگی و سلیقه ای آن را حس میکنند.و با دقت نظر میتوان دریافت معمولا آدمهای مشوش و از درون تهی نمیتوانند با این گونه آثار کنار آیند و بیشتر به دنبال کاری روان و دوان میشوند که از روح و قلبی مشوش و پر استرس نسئت گرفته باشد از این رو روانشناسی موسیقی میتواند نوع شخصیت مخاطبان را تعریف و بیان کند.
    در فرهنگ اصیل ایران زمین میبینید که چگونه عداه ای که به فرهنگ و تاریخ و ادبیات کهن ما دلداده هستند چگونه با موسیقی اصیل ایرانی رابطه دارند و از آن لذت می برند و متاسفانه عده ای که از شعر و ادب و فرهنگ ما کوچکترین اطلاعاتی ندارند چه کارهای سبک و بدون ارزشی بیرون می دهند که معمولا دولت مستعجل و کوتاهی دارند اما نام و موسیقی و هنر با روح و احساس پس از گذشت چندین دهه همچنان برای ما مردم ایران عزیز و دست داشتنی هستند.
    حق نگهدار.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

رونمایی از آلبوم سالهای رنگی برگزار می شود

رونمایی از آلبوم سالهای رنگی برگزار می شود

آلبوم موسیقی «سالهای رنگی» دومین اثر از حمیدرضا آفریده آهنگساز و نوازنده کمانچه، با حضور اهالی موسیقی، روز جمعه ۴ دی ۱۳۹۴ به همت مرکز نشر و پخش جوان در فروشگاه “فرهنگ” رونمایی می‌شود.
پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.
«لحظه های بی زمان» (II)

«لحظه های بی زمان» (II)

بله، چون ایده های اصلی کاملا در ذهنم واضح و روشن بود. از طرفی بیش از یک ماه به کنسرت نمانده بود و قصد داشتم که این کار حتما در رپرتوار کنسرت باشد. بنابر این سه روز، به طور فشرده برای نوشتن این دو قطعه وقت صرف کردم.
سومین جشنواره هنرمندان خود آموخته

سومین جشنواره هنرمندان خود آموخته

بی گمان به اعتبار همه دستاوردهای فرهنگی و هنری که زمینه های بی شماری را جهت تبلور ارزش های به هنجار فراهم می سازد، به شهود تازه ای از ثبت لحظه های تاریخمند دست می یابیم که به یمن حضور مفاخر هنری که پشتوانه های ملی ماست ، حاصل شده است.
«هزار و یک شب مِهرِ هنر»

«هزار و یک شب مِهرِ هنر»

اجرای پژوهشی اساتید موسیقی شمال خراسان با همکاری موسسه موسیقی پارسین و دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران بر اساس طرح و ایده ای از مژگان چاهیان که از فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد آهنگسازی از دانشگاه هنر تهران است، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ ساعت ۱۲ در سالن آمفی تئاتر دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران واقع در کرج برگزار می شود.
شاخصه های ممتاز موسیقی استراوینسکی

شاخصه های ممتاز موسیقی استراوینسکی

در واقع آثار استراوینسکی با نقاط شاخص خود مانند جلوه های ارکسترال پرنده آتش، همنواییهای خلاقانه bitonal در پتروشکا و سنکوپها و ریتمهای نامتعارف در هردو باله، زمینه را برای ظهور فاصله های ناهماهنگ (dissonance) ، پلی تونال (polytonal) و تکنیکهای کوبه ای شدید باله پرستش بهار مسیر را آماده کردند.
اپرای متروپلیتن (IV)

اپرای متروپلیتن (IV)

تکنولوژی “عنوان متروپلیتن” داری سیستم خاموش روشن شدن، عوض کردن زبان (در حال حاضر به آلمانی و اسپانیایی نیز می باشد)، فیلتری که نور صفحه، حضار پشتی یا کناری را اذیت نکند. به دلیل ارتفاع صحنه نمایش سالن متروپلیتن، گذاشتن متن ترجمه در بالای سن مناسب نبود، در حالی که در بیشتر اپراها از این روش استفاده می شد. استفاده از آن به شدت توسط کارگردان موسیقی جیمز لوین منع شد و سیستم “عنوان متروپلیتن” به عنوان بهترین راه حل نمایش ترجمه، مورد قبول هنرمندان اپرا و حضار بوده.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (I)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (I)

در پایان آوریل سال ۱۸۸۵ بر روی هر تکه کاغذی که دم دستش بود چیزهائی می نوشت و مشخص بود که اثر تازه ای در ذهن او جوانه می زند و آن اثر چیزی به جز سمفونی “مانفرد” نبود که مدتها پیش به “بالاکیرف” وعده ساختنش را داده بود که در این سالها شوق ساختنش را نداشت اما ناگهان این میل در او بیدار شده بود و کم کم به جدیت بدان مشغول شد و پس از مدت زمانی کوتاه چنان مجذوب آن شد که به “نادژدا فون مک” نوشت، در حال حاضر قصد تصنیف اپرای “زن افسونگر” را نخواهد داشت و به جز مانفرد هیچ چیز دیگری در ذهنش نمی گنجد.
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VII)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VII)

«این شیوه آموزشی را به ویژه باید به هنرجویان موسیقی ایرانی توصیه کرد که با وجود این همه مُد و مقام و مایه و گام و گوشه و دستگاه و شعبه و آواز نمی دانند این همه شاهد و ایست و متغیر و بُن مایه و تُنیک را چگونه مهار کنند. راه حل بسیار ساده است. فقط کافی است در هر مُد و مقامی که هستیم الگوی جاذبه دو ماژور را به آن تزریق کنیم. همه مشکلات بطور تمپورال و مترونومی ک و بدون کاربرد هرگونه آگوگیک در زمانی کمتر از یک دولا چنگ ترکیبی حل خواهند شد. ربع پرده ها و ردیف آلتره های تمامی هم که مشکلی ندارند. همانطور که آلتره های غربی نیم پرده بالا – پایین می شوند، آلتره های ما فقط ربع پرده تغییر می کنند و در نتیجه خواندن آنها هم بسیار ساده تر است.» (بیضایی ۱۳۸۴، ۲۰۴)
گفتگو با تیبو (VII)

گفتگو با تیبو (VII)

کرایسلر که استعداد زیادی در پیاده کردن نت ها داشت تنظیم های شگفت انگیزی را انجام داده است. همچنین تیوادار ناچز (Tivadar Nachèz) و آرتور هارتمن آثار خوبی را تنظیم کرده اند. این آثار همراه با کارهای کوتاه تر ویوتام و وینیاوسکی، مثل Ballade et Polonaise از ویوتام، آثار خوبی برای اجرا هستند؛ هرچند پیوریست های موسیقی (musical purists) ممکن است این اثر را تأیید نکنند. به نظر من Polonaise در سطح آثار شوپن است یا مثلا از نظر ویرتوز بودن Gypsy Airs از سارازات را در در نظر بگیرید که با هر کدام از راپسودی های لیست برابرند.