همگون و ناهمگون (VII)

آن دسته از افراد که هنوز در خانه‌های خود مشغول به کار هستند نیز به دلیل بیماری، قالی‌ای را که در طول دو ماه به پایان می‌رساندند، اکنون یک ساله می‌بافند. در چندین کارگاه قالیبافی نقش‌خوانانی را دیدم که توانایی قالیبافی نداشتند و فقط نقش‌خوانی می‌کردند و همچنین نقش‌خوانانی هستند که در کارگاهها فقط به خاطر نقش‌خوانی خود حقوق می‌گیرند. (۱۸)

از طرفی چون مبانی نقش‌‌خوانی و شیوه نقش‌کشی (نقشه کشی فرش) (۱۹) در کل کشور ثابت است، نقش‌خوانان در هر شهر و روستایی می‌توانند به کار خود ادامه دهند.

تنها اشکال در این باره، تغییر زبان، لهجه، گویش، نقشهای جدید و رنگهایی هستند که نام ناآشنا دارند. نقش‌خوانان معتقدند در این باره نگرانی وجود ندارد و معتقدند نقش‌گویی که بتواند به تمام نقشها، رنگها، نقش‌گوییها و نقش‌بینیها احاطه کامل داشته باشد، وجود خارجی ندارد.

البته پذیرش این ذهنیت غریب به نظر نمی‌رسد، زیرا تاکنون هیچ سندی درباره نقش‌خوانی در ایران منتشر نشده است (و البته این کاملاً به‌عهده مراکز فرهنگی ـ هنری و دولت است) (۲۰)

بسیاری از استادان قالیباف و نقش‌خوان، کار خود را حدوداً از پنج‌سالگی آغاز کرده‌اند و برای کمک خرجی خانواده این کار را با اجبار پدر و مادر خود انجام داده‌اند. بعضی از این افراد حس زیبایی به قالی ندارند، اما درباره نقش‌خوانی با آرامش بیشتری صحبت می‌کنند؛ معتقدند برخلاف قالیبافی، نقش‌خوانی را خود انتخاب کرده‌اند.

آنها نقش‌خوانی را در طول مدت دو تا پنج سال فرا‌گرفته‌اند که قسمتی از آموزش را مستقیم و قسمتی دیگر را غیرمستقیم آموخته‌اند (بر اساس نقشها و از طریق گوش). استادان تمام سعی خود را برای نگرفتن آنها به کار می‌گرفته و شاگردان با تمام وجود می‌آموخته‌اند. در این کشاکش، اغلب، شاگردان پیروز بوده‌اند.اما تا زمان یادگیری کامل، کتکهای مفصلی را نوش جان کرده‌اند.

کارگر قالی تا زمانی که نقش‌گویی و نقش‌چینی را نمی‌آموخت، باید زور و خشونت استاد کار را تحمل می‌کرد. صاحبان کارگاههای قالی نیز برای نگهداری بیش از حد شاگردان انرژی زیادی به خرج می‌داده‌اند تا آنها نقش‌خوانی را نیاموزند.

پی نوشت
۱۸- در کارگاههای قالی، کارگری را که نتواند نقش بگوید قالیباف نمی‌دانند. چنین کارگری از حقوق و مزایای بسیار پایینی برخوردار است. اگر شخصی در کارگاه قالی، هم نقش بخواند و هم قالی ببافد، حقوق بیشتری دریافت نمی‌کند. فرایند کار در قالیبافی چنین است که ابتدا یک شغل دارند، یعنی قالیباف هستند، و بعد از فراگیری نقش‌چینی و نقش‌خوانی دو شغله می‌شوند و در سنین بالا به علت ناتوانی بافندگی را کنار می‌گذارند و دوباره یک‌شغله خواهند شد (نقش‌خوان).

اما در هر حال یک دست‌مزد خواهند داشت و افزایش حقوق بر اساس تورم اقتصادی جامعه و کسوتشان خواهد بود. در این میان گروهی قالیبافی را بیشتر دوست دارند و معتقدند تا قالی نباشد، نقش‌خوانی اهمیت ندارد و گروهی نقش‌خوانی را انتخاب می‌کنند و بر این باورند که نقش‌خوان از اعتبار و منزلت و محبوبیت بیشتری برخوردار است، کار جسمی کمتری دارد، کسوت را به اثبات می‌رساند و آزادی بیشتری دارد.

در این میان هستند افرادی که هیچ علاقه‌ای به نقش‌‌خوانی ندارند اما به دلیل کهولت سن و ناتوانی و نیازهای مالی به این کار روی می‌آورند.

۱۹- برخی از نقش‌خوانان خود نیز نقش قالی را ترسیم می‌کنند. برخی نقشهای معروف قالی عبارتند از: (شاه عباسی)، (سنسل‌دار سروری)، (کبکی)، (گلدانی)، (حسن‌خانی)، (درختی) و … شیوه نقش‌خوانی بزرگ و کوچک هیچ تفاوتی ندارد. ۲۰- نقش‌خوانها یکی دیگر از تفاوتهای نقش‌خوانی امروز با گذشته کوتاه و مقطع‌شدن نقش‌خوانی می‌دانند. می‌گویند که در گذشته طول و عرض قالی زیاد بوده و اندازه‌ها تا ۳۰×۵۰ فوت می‌رسید ( هر سه فوت را یک‌متر می‌دانند).

بنابراین نقش‌خوانها آن قدر می‌خواندند تا کارگر عرض قالی را تا انتها پیش برود (روند بافت قالی حرکت از یک سمت به سمت دیگر در عرض قالی است)، به همین دلیل بلند و پیوسته می‌خواندند. اما امروز قالیهای کوچک بازار بیشتری دارد و نقش‌خوان نهایتاً می‌بایست برای قالی‌ای با عرض ۵/۱ متر بخواند و برای آغاز بافت رج جدید نفسش را مجدداً گرم کند. در پاسخ به این پرسش که «اگر نقش جدیدی وارد بازار قالی شود، آیا نقش‌خوان می‌تواند آن را بخواند؟» می‌گویند «اگر علم نقش‌کشی نقاشی فرش تغییر نکرده باشد، به‌راحتی می‌توان آن را خواند».

بنابراین نقش‌خوان توانایی خواندن هر نقش قالی‌ای را که با همان شیوه همیشگی نقش شده باشد، ‌دارد. در نتیجه خواندن نقش قالی شهرهای دیگر هم عملی است. نقش‌خوانها تفاوت اصلی نقشها را در سنگینی و سبکی آن می‌دانند. آنها معتقدند که برخی نقشها پرکارتر و برخی کم‌کارترند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

دیمیتری شوستاگویچ (V)

دیمیتری شوستاگویچ (V)

درباره آثار او دو عقیده وجود دارد، اینکه آیا موسیقی او “به حقیقت اصیل و ناب بوده (آنطور که بسیاری عقیده داشته اند) یا آنکه خالی، به درد نخورد و دست دوم بوده!” ویلیام والتون (William Walton) آهنگساز انگلیسی معاصر او، شوستاگویچ را بزرگترین آهنگساز قرن بیستم معرفی کرده.” دیوید فانینگ (David Fanning) موسیقی شناس نیز گفته است: “با وجود درگیری هایی که اقتضای شرایط اجتماعی او بود، رنج فراوان هموطنانش و عقاید شخصی و بشردوستانه اش، توانست زبان موسیقی قوی و استواری بیابد.”
قرار دوباره برگزاری کنسرت ارکستر کامه راتا

قرار دوباره برگزاری کنسرت ارکستر کامه راتا

در خبرها آمده بود که کنسرت ۳۱ خرداد و اول تیر ارکستر “کامه راتا” به رهبری کیوان میرهادی، به دلیل بالا رفتن تعرفه اجاره سالن ها، مخصوصا سالن رودکی که بارها صحنه اجرای کنسرتهای ارکستر کامه راتا بوده است، لغو میشود چراکه ارکستر قادر به تامین هزینه سالن نیست!
در باب متافیزیک موسیقی (IV)

در باب متافیزیک موسیقی (IV)

از سوی دیگر، اگر این رابطه رابطه ای غیر منطقی یا رابطه ای باشد که تنها با اعداد بزرگ قابل بیان است، هیچگونه تطابق عقلانی در ارتعاشات رخ نمی دهد، بلکه “این ها دائما بر سر هم فریاد می زنند” و به این ترتیب در برابر اینکه همراه با هم وارد درک ما شوند مقاومت می کنند و از این رو دیسونانس به حساب می آیند. در نتیجه این نظریه، موسیقی وسیله عقلانی ساختن نسبت های گویا (یا منطقی) و اصم (یا غیر منطقی) عددی است، البته نه به شیوه ریاضی و با کمک مفهوم، بلکه با در آوردن آنها به هیئت شناختی که کاملا مستقیم است و همزمان حواس را تحت تاثیر قرار می دهد.
موسیقی هند و مقایسه آن با موسیقی ایران (II)

موسیقی هند و مقایسه آن با موسیقی ایران (II)

همانطور که دستگاه های موسیقی ما بر روی گام ها و مقامات مختلف بنا شده راگا هم دارای گامها و مقامات جداگانه ای است چنانکه آنها نیز دارای ده راگای اصلی هستند و از همین جا می توان به وسعت و اهمیت موسیقی هند پی برد. همچنانکه در موسیقی ما فواصل بین پرده و نیم پرده وجود دارد در موسیقی هند هم از این نوع فاصله ها بسیار است. شباهت دیگر در روش دستگاه خوانی ماست که آنها درنواختن راگا عمل می کنند با این تفاوت که در شروع مطلب، اول گام را نشان می دهند که همیشه تغییر ناپذیر است سپس نوازنده یا خواننده در حدود همان گام خوانندگی می کند و مخصوصا موضوع بداهه سرایی و بداهه نوازی هنر بزرگی برای خواننده و نوازنده بشمار می آید و این عمل که می توان آنرا اختراع آنی نغمات نامید تقریبا به همان کیفیتی است که در موسیقی ایران هم به کارمی رود.
گزارشى از اجراى اپراى فاوست در سالن متروپولیتن

گزارشى از اجراى اپراى فاوست در سالن متروپولیتن

اپراى (فاوست) اثر چارلز گونو، اثرى غنى از ملودى هاى زیبا اما با عمق احساسى بسیار کم است. یک اجراى جدید از این اثر در سالن اپراى مترو پولیتن به روى صحنه رفته است. تمام چشم ها به ساخته آندرى شربان دوخته شده بود. ممکن است هدف او کم اهمیت جلوه دادن سبک کار گونو باشد، که البته این کار جداً سخت است.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و ششم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و ششم)

با تمرین می‌توانی توانایی را نگهداری و بهتر و بهتر حفظ کنی؛ تمرین باعث کسب قابلیت و توانایی و شایستگی می‌شود و با گذشت زمان آن را در ذهن جا می‌دهد. مهارت و فن و صنعت کسب شده در ذهن نقش می‌بندد و بالاخره انسان به آن مهارتی می‌رسد که می‌تواند چیزی را با سرعت در حافظه خود جای بدهد و چیزی را که یک بار یاد گرفته می‌شود آن را دیگر انسان فراموش نمی‌کند، فن و مهارت کسب شده را حافظه ضبط می‌کند. هر کس می‌تواند اگر به اندازه کافی برای آن زحمت بکشد، آنرا کسب کند.
نصرت فاتح علی خان

نصرت فاتح علی خان

“صدای او، تار زرین گلیم خوش آب و رنگ این موسیقی مرموز – یعنی قوالی – است.” جمله ای که در تاریخ ۱۹ مه ۲۰۰۱ در مجله بیلبورد منتشر شد.
انتخاب ساز- قسمت اول

انتخاب ساز- قسمت اول

فراگرفتن هنر نوازندگی با انتخاب نوع ساز آغاز می گردد و اگر این انتخاب در دوران کودکی اتفاق افتد، ساز از اولین خاطرات نوازنده می گردد و در پایان نیز، یاد گار بجای مانده از نوازنده، ساز و اجراهای های اوست.
آکاردئون

آکاردئون

آکاردئون (accordion) یکی از سازهای بادی کلید دار است که مکانیزمی شبیه به سازدهنی دارد ولی با این تفاوت که نیازی به استفاده از دهان برای دمیدن در آن نیست و با وجود بهره گیری از امکاناتی که در پائین خواهید خواند، این ساز توانایی اجرای چندین صدا بصورت همزمان را دارا می باشد و از این جهت توانایی های بیشتری نسبت به ساز دهنی دارد؛ البته ساز دهنی بخاطر ارتباط مستقیم با دم و بازدم انسان، انعطاف خاصی در اجرای ملودی ها دارد و این عامل باعث شده که هنوز به حیات خود ادامه دهد. آکاردئون شباهت زیادی نیز به ارگ های بادی کلیسا دارد ولی بخاطر داشتن کانال های صوتی ای که عینا در ساز دهنی وجود دارد صدای آن مانند سازدهنی است.
رمضان: هر سبکی سونوریته ای می طلبد

رمضان: هر سبکی سونوریته ای می طلبد

چراکه در حقیقت ما نت های مختلف داریم که می مانند و بر روی آن نت ها موتیف های دیگری می آیند و در حقیقت تعادلی که بین این قسمت های مختلف صوتی باید رعایت شود مشکل است و این کار نوازنده را مشکل می کند، به خصوص که بسیاری از این نت ها را باید با پدال سوستنوتو که پدالی است در وسط پیانو رویال، پیانوهای گراند، این پدال که پدال خاصی است که در قرن بیستم روی پیانو اضافه شده، برای این تکنیک موسیقی خاص.