اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XI)

ادیث پیاف (۱۹۱۵- ۱۹۶۳)
ادیث پیاف (۱۹۱۵- ۱۹۶۳)
به لطفِ سخاوتِ دَنیل بونِل (Danielle Bonel)، منشی ادیت پیاف، مجموعه ای از اسناد و مدارک در مورد ادیت پیاف به کتابخانه ی ملی فرانسه اِهدا شد. این اسناد بیشتر مربوط به سال های آخر زندگی پیاف است و شامل دست نوشته های متنِ ترانه ها، برنامه ها، پوسترِ نمایش ها، عکس های مختلف در شهر و بر روی صحنه، مجموعه ای از نامه هایِ دوستدارانِ پیاف و همچنین تعدادی وسیله ی شخصیِ ادیت است.

همچنین یک سندِ صوتیِ متأثر کننده از آخرین مصاحبه ی مارسل سِردان (Marcel Cerdan) که دقیقاً قبل از سوار شدن او به هواپیمایِ پروازی که مرگش را رقم زد، ضبط شده است، در این مجموعه وجود دارد.

در بین این اسناد، دو نمونه از لباس های مشکی رنگِ کوتاه که پیاف همیشه بر روی صحنه به تن می کرد نیز دیده می شود. تصویرِ ادیت پیاف با این لباس گره خورده و جدایی ناپذیر است و البته این موضوع تصادفی نیست. در واقع، این خواننده ی بزرگ، به دلیل بی پیرایگی و سادگی، این لباس را برای صحنه انتخاب کرده بود و نمی خواست که ظاهرش، حواس بینندگان را پَرت کند.

ادیت پیاف همچنان به عنوان پرطرفدارترین و مردمی ترین خواننده ی زنِ فرانسوی محسوب می شود. در سال ۲۰۱۳، مراسم پنجاهمین سالگرد درگذشت ادیت پیاف برگزار می شود؛ این مراسم فرصتی است برای هنرمندانِ موسیقی تا به او اَدایِ احترام کنند. میرِی مَتیو (Mireille Mathieu) که در ابتدایِ حرفه ی خوانندگی اش «ادیت پیافِ جدید» نام گرفته بود و پاتریسیا کاس (Patricia Kaas) از جمله هنرمندانی هستند که برای گرامی داشت یادِ پیاف، ترانه های او از جمله «زندگیِ زیبا» (La Vie en rose)، «مرثیه ی عشق» (Hymne à l’amour)، «خدایِ من» (Mon Dieu)، «میلور» (Milord) و همچنین «ژِزِبِل» (Jezebel) را بازخوانی می کنند.

ادیت پیاف، خواننده ی مردمی
بین عشق، عذاب، شکنجه و بیماری، ادیت پیاف همیشه خود را وقف صحنه، دنیایِ دیگرِ موردِ علاقه اش، می کرد. صدای پیاف هیچ وقت به اندازه ی زمانی که روی صحنه بود، رسا و طنین انداز نبود. دخترِ خیابان و خواننده ی خیابان، او بسیار زود و در سن جوانی با قضاوتِ سخت گیرانه ی رهگذران مواجه شد؛ او در طول زمان به نیرویِ متقاعد کننده ای دست یافت که حتی می توانست سرسخت ترین رهگذران را نیز مجذوب خود کند.

از کاباره های عامیانه تا صحنه های اسطوره ای بین المللی، پیاف از ارتباط برقرار کردن با طرفدارانِ خود دست نمی کشید. او از طریق صدایِ جادویی خود همه ی هیجان، احساسات، خشم یا نااُمیدی که هنگام خواندنِ یک ترانه در درونش حس می کرد را به حُضار و مخاطبانش منتقل می کرد.

نزدیک به پنجاه سال از درگذشت ادیت پیاف می گذرد، با این وجود برای اینکه معجزه ای اتفاق بیافتد، کافی است اجازه دهیم این صدا، این صدایِ تقلید ناپذیر، عمیق و پُرطنین، فضا را پُر کند و ما را در دنیایی پر از خاطره فرو برد؛ دنیایی که با پاره هایِ زندگیِ مردمیِ پاریسیِ نیمه ی قرن تنیده شده است.

ژان کوکتو کلماتِ بجایی را برای توصیف تواناییِ این صدا به کار برده است: «صدایی که از دل بلند می شود، صدایی که از سر تا پایِ انسان را می پوشاند، صدایی که موجِ بلندی از مخمل مشکی را به رُخ می کشد. (…) صدایی که سرشار می شود… که اوج می گیرد و کم کم جایگزینِ خودش می شود و در حالی که مانند سایه ای بر روی دیوار بزرگ می شود، شکوهمندانه جایگزینِ این دخترِ کوچکِ خجالتی می شود.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

“موسیقی همه زندگی من است” (VII)

“موسیقی همه زندگی من است” (VII)

در بولونا هنگامی که سارا آغاز به خواندن کرد تعداد کمی از تماشاچیان شروع به تشویق کردند اما دیگر حضار با صدای “ششش” سعی در برقراری سکوت داشتند. پس از آن سکوتی بسیار سنگین تا پایان آخرین آهنگ در فضا مستولی شد و پس از آن بود که تشویق آنان که تا آن لحظه نگهداشته شده بود مثل بمبی صدا کرد، بسیار فوق العاده بود.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (IX)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (IX)

بخشی از قطعۀ طلوع بر اساس ساختار همین پایه به حرکت خود ادامه می دهد و همین پایه در فواصل مختلف دستگاه نوا (سل) حرکت می کند البته لازم به توضیح است که پایۀ اصلی و آغازین قطعه روی درجۀ اصلی دستگاه شور (با شاهدِ ر) بوده و جملات در گوشه های مختلف دستگاه نوا اجرا می شوند. به قسمتی از جملات ساخته شده بر اساس پایۀ اصلی اثر توجه کنید.

پیانوی شیمل (VOGEL V115 Modern-2013)

این پیانو به صورت کوک شده و آکبند توسط شرکت «آوا هنر حنانه» عرضه می شود و خرید این پیانو همراه با ۵ سال گارانتی و خدمات پس از فروش است. برای اطلاعات بیشتر با این شماره تماس بگیرید: ۰۹۱۲۷۳۰۵۲۰۹ مشخصات Proffesional upright VOGEL V115 Modern-2013 ۵years guaranty Hannaneh arts Co. Made By Schimmel Germany…
ادامهٔ مطلب »
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VIII)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (VIII)

وی در بغداد مورد توجه بود، زیرا هم صاحب جمال بود و هم واجد کمال. هم شاعره بود، هم موسیقی دان. اسحق او را بی‌همتا دانسته است. پس از مرگ امین، مأمون عرب را به یکصد هزار دینار خرید و چون مورد توجه خاص خلیفه بود وی را «مأمونیه» لقب دادند.
اصول نوازندگی ویولن (VI)

اصول نوازندگی ویولن (VI)

چگونگی وارد آوردن نیرو: نیروی وارده برای انگشت گذاری، تنها بایستی از طریق سر انگشت بر روی گریف وارد گردد و نبایستی سایر قسمت های دست (به خصوص ناحیه مچ)، درگیر این مسئله شود. برای تمرین می توان بدون بکارگیری آرشه، ویلون را نگاه داشت و با پرتاب انگشتان از فاصله یک الی دو سانتی بر روی گریف و اعمال نیرو تنها از طریق سر انگشت، به تمرین انگشت گذاری پرداخت. در این تمرین لازم است تا نکات زیر رعایت گردد:
نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت اول

نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت اول

موسیقی Jazz در آذربایجان شوروی، توسط ارکستر ملی State Popular Orchestra که به نام جز ملی (State Jazz) نیز شهرت دارد پایه گذاری شد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (X)

درباره‌ی نقد نماهنگ (X)

گونه‌شناسی و تحلیل زیباشناختی امکانات تفسیری نماهنگ را چنان که تاکنون از سر گذشت به روی نقد می‌گشاید. با در دست داشتن این آغازگاه‌ها لایه‌های بنیادی تفسیر درون-سو میسر می‌شود و شالوده‌ای فراهم می‌گردد حتا برای آن‌گونه از تفسیرها که یکسره به مسایل انسانی-اخلاقی فراتر از خود نماهنگ می‌پردازند. با وجود این همه آغازگاه‌های تفسیری، هنوز یک ساحت از نقد ناگشوده می‌ماند و آن ارزیابی است. با آنچه تاکنون به‌دست داده شد (به‌ویژه به آن روش تحلیل نسبتا خنثا) نمی‌توان نوری بر ارزیابی تاباند مگر آن‌که به ترتیبی برای گونه‌های بازشناخته مراتب ارزش ذاتی در نظر بگیریم. برای مثال با پیچیده‌تر شدن گونه‌ها از لحاظ ربط نوعی شاءن و اعتبار به مصداق‌هایشان داده شود، که یعنی پیچیدگی عامل برتری است (و می‌دانیم که به سختی می‌توان دفاعی موثر از این ادعا کرد). اما این چاره‌ی کار نیست. مساله‌ی ارزش نماهنگ‌ها تنها با تعیین یک معیار فروگشایی نمی‌شود بلکه معضلات بس پیچیده‌تری را پیش روی می‌گذارد.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (I)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (I)

اینکه امروز آن نخ تسبیح را نمی‌بینیم من چنین تصوری ندارم! ولی چیزی که برای من مهم است و فکر می‌کنم واقعیت هم دارد این است که هرمس طی این سالها به همراه شنونده‌هایش تربیت شده و رشد کرده‌است. کمااینکه الان شاید خیلی از کارهایی که ۱۰ سال پیش منتشر می‌کردم را منتشر نکنم و از این بابت خوشحالم و فکر می‌کنم این سیر درحال طی شدن است. خوب یا بد اما به هر حال هرمس سکون ندارد.
پروانه های موسیقی ایران (II)

پروانه های موسیقی ایران (II)

پروانه نمازی جعفری (معروف به پروانه نمازی) متولد ۱۳۱۰ در یکی از روستاهای آذربایجان بدنیا آمد و پس از مهاجرت به تبریز از سال ۱۳۲۴ به خوانندگی روی آورد ابتدا به اجرای ترانه های آذری پرداخت و شهرت بدست آورد سپس مورد توجه سرهنگ محمد شب پره قرار گرفت و آهنگهای آذری او را به فارسی برگرداند و از او خواست که فارسی بخواند با ترانه آن بام بلند که می بینی بام من است آغاز کرد و در سال ۱۳۳۲ با ترانه شبهای تهران ساخته مجید وفادار شهرتی بدست آورد و در سال ۱۳۳۵ آهنگ معروف مرا ببوس را برای اولین بار در فیلم اتهام ساخته رشید یاسمی که در خرداد ماه آن سال به نمایش درآمده بود اجرا کرد وی اولین کسی است که این ترانه را خوانده و بعدها حسن گل نراقی، ویگن و دیگران آنرا بازخوانی کرده اند.
گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

شما دقت بفرمایید موسیقی ما پر است از این گونه موارد. برای مثال عرض می کنم گستره ی صوتی صدای استاد بنان در حد – مثلا – آقای گلپایگانی و ایرج نبود، منتهی طوری از کلام استفاده می کرد که مخاطب را پای کار می نشاند. یا – خدا رحمتشان کند – استاد محمودی خوانساری با این که شعر را که می خواند هجابندی های خوبی – آنچنان که در نظر بنده و شما هست و استاندارد است – نداشت اما آنقدر شعر را خوب انتخاب می کرد و مضمون شعری که می خواند خوب بود که من دیده ام مخاطب عام صدای او را می شنود – مخاطبی که به موسیقی ایرانی دلبستگی ای ندارد – و پای صدای او می نشیند.