نی و قابلیت های آن (V)

در ادامۀ معرفی ساز نی و ساز های بادی هم خانوادۀ آن به معرفی دو ساز دیگر از موسیقی محلی ایران می پردازیم.
دوزله (قشمه)
سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی. چنانکه از نامش پیداست، دو استوانه است که به یکدیگر جفت یا متصل کرده اند و به همین سبب آن را جفته هم می نامند.

این ساز متشکل است از دو لوله ی مسی (وگاه نئی- یا از جنس پر “دال” یا استخوان قلم مرغان دیگر) که به صورت موازی به هم وصل شده یا بر هم بسته و محکم شده است.هر یک از لوله ها دارای قمیشی یک زبانه ای و مستقل از دیگری است.در طول هر لوله شش سوراخ تعبیه شده به طوری که سوراخ ها همواره در کنار هم قرار می گیرند.انتهای تحتانی لوله ها-مانند تمام سازهای بادی که تا کنون دیده ایم باز است.دوزله به طول های مختلف ساخته می شود.(کوچک ترین آن-نوع ساخته شده در شهر به طول ۲۲ سانتی متر و قطر حدود ۲ سانتی متر است.

وسعت ساز حدود دو اکتاو است که بسته به بزرگی و کوچکی ساز در میدان صدائی متفاوت قرار می گیرد.

دوزله سازی است محلی و از انواع “بادی های یک زبانه ای”است. در بعضی نقاط ایران این ساز را “جفته” یا “جفتی” می نامند.

همچنین این ساز دارای اسامی مختلف از قبیل دونی، جفتی، جفته و قُمشه است. دونای دارای سابقه بسیار قدیمی است و فارابی این ساز را مزمارالمثنی یا مزدوج می نامد و بعضی از قدما آن را دو آهنگ می گفتند.

دوزله را در بیشتر نقاط ایران می نوازند و دارای دو قسمت است:
۱- زبانه‌ها
۲- لوله های صوتی

تصویر بالا قشمه و تصویر پایین دوزله

زبانه‌ها
زبانه ها که یک جفت هستند و جنسشان از نی است. این زبانه از نی باریکی ساخته می شود که قسمتی از روی آن را برش داده، به طوری که از خود نی جدا نشود و آن را نازک می کنند و موقع نواختن، نوازنده آن را با آب دهان خیس می‌نماید. اندازه این دو زبانه حدوداً سه تا چهار سانتیمتر است. برای هم صدا بودن آن، قسمت نازک یا برشی را که قبلاً ذکر شده، با انگشت از جا بلند می کنند تا وقتی که هم صدا گردند.

لوله های صوتی
لوله های صوتی که محل سوراخ‌هاست و از استخوان یا نی است (یا از جنس پر دال (پرنده ای از جنس و شبیه عقاب” که به وسیله روده یا نخ یا نوارهای پلاستیکی یا زردپی گوسفند «کیسک» به هم متصل می شوند. روی این استوانه ها، پنج، شش، و یا هفت جفت سوراخ می باشد.

audio file بشنوید اجرایی را از قشمه خراسان شمالی با تکنوازی علی آبچوری

طرز سوراخ کردن این ساز و کلاً سازهای بادی چوبی به این طریق است که میله ای به قطر سوراخ‌ها انتخاب می‌کنند و پس از داغ کردن آن به وسیله آتش، آن را در محل‌های دلخواه و انتخاب شده فرو می برند.

audio file بشنوید اجرایی را از دوزله کردستان با تکنوازی علی بهمنی

طول دوزله را دقیقاً نمی توان تعیین نمود. چون در هر منطقه اندازه خاصی دارد و تعداد سوراخها نیز فرق می‌کند ولی حدوداً می توان گفت طول این ساز بین هیجده تا بیست و دو سانتیمتر است.

audio file بشنوید اجرایی دیگر را از قشمه، خراسان شمالی، منطقه شیروان

وسعت صدای این ساز تقریباً یک اکتاو است و در آنهایی که سوراخ بیشتری دارند، یک تا یک و نیم پرده بعدی را هم نوازندگان چیره دست و خبره می توانند اجرا نمایند.

audio file بشنوید اجرایی دیگر را از قشمه خراسان شمالی با تکنوازی علی آبچوری

این ساز جزو سازهای محلی محسوب می گردد و صدای آن شبیه به نی انبان، ولی درخشان تر و واضح‌تر از آن است و در مراسم جشن و سرور از آن استفاده می شود.

نی انبان
نی انبان یا bag pipe یکی از قدیمیترین سازهایی است که در کشورهای زیادی آنرا به عنوان ساز اصیل می‌شناسند ولی شکل ظاهری آن مقداری با هم تفاوت دارد. در زمان‌های قدیم مردمی که از جایی به جای دیگر می‌رفتند، این ساز را نیز با خود جابه جا می‌کردند وبا تغییر دادن شکل ظاهری آن، آن ساز را در منطقه جدید مورد استفاده قرار می‌دادند و پس از مدتی جز سازهای سنتی آن منطقه در می‌آمد.

این ساز کمی بزرگتر از دوزله معمولی (و گاه با هفت سوراخ) است که انتهای قمیش دار آن به کیسه ای به نام «انبان» الصاق و دقیقاً «هواگیری» شده است که از این نقطه الصاق هوا خارج و داخل نشود، در نزدیکی محل الصاق دوزله لوله دیگری به طول نامعین خارج شده (محل خروج این لوله نیز به دقت هواگیری شده) که نوازنده آن را به دهان می گذارد و از این طریق کیسه را پر باد می کند و در نتیجه فشاربازو آرنج بر روی کیسه که هنگام نواختن آن را زیر بغل گرفته است؛ هوا را به داخل لوله دوزله می فرستند و با انگشتان خود سوراخها را باز و بسته می کند.


از راست به چپ: نی انبان بوشهر، نی انبان اسکاتلند، نی انبان فرانسه، نی انبان شمال آفریقا


نی انبان سازی بادی است که در ساده ترین شکل خود از قسمتهای زیر تشکیل شده است:
۱- Blow Pipe یا لوله دمیدنی: که به آن مــمه نیز می‌گویند، قطعه‌ای کوتاه از یک لوله است که سر دوم آن در مشک قرار دارد و توسط یک تکه پلاستیک مهار شده است.

۲- Chanter یا لوله صوتی: از دو نی، دو پیکک (نوعی قمیش)، موم و پنبه تشکیل شده است.

۳- Bag یا انبان یا مشک: خود مشک از پوست بز انتخاب می‌شود که معمولاً پس از زدودن موها از روی پوست و همین‌طور خارج کردن رطوبت اضافه، آن را در حنا می‌گذارند و پس از خشک شدن آن را با روغن کنجد نرم می‌کنند.


نی انبان در قطر

نی انبان بوشهر

نی انبان اسکاتلند

نی انبان در عراق


نی انبان از سازهای ملودیک بوشهری میباشد که در بوشهر نیز ساخته می‌شود انواع مختلف این ساز را انگلیسی‌زبانها به Bag pipe می‌شناسند.

هرچند که قدمت نی جفتی در شهر بوشهر از نی‌انبان بیشتر است، اما به جز مناطق و شهرهای اطراف همچون دشتستان، در گذشته بوشهر نیز سابقه استفاده این ساز نیز وجود داشته است.

audio file بشنوید اجرایی از نی انبان بوشهر را بر اساس ردیف دستگاهی، در گوشه مخالف سه گاه با تکنوازی کریم ادریسپور

از جمله نوازندگان این ساز مرحوم میرغلوم بوده که ساز او نیز ۵ جفت سوراخ بیشتر نداشته با وجود اینکه به جز در تکنیک نوازندگی تفاوتهایی در حالتها، کششها، آریه‌ها و فواصل صوتی نیز وجود داشت رفته رفته نی‌انبان به جای نی جفتی جایگزین شد و فرمهای موسیقییایی نی جفتی نیز توسط نی‌انبان به اجرا درآمد.

audio file بشنوید اجرایی از نی انبان بوشهر را با تکنوازی احمد علی شرفی

هرچند نی‌انبان در حال حاضر تقریباً به‌طور کامل جای نی جفتی را گرفته ولی نی‌انبان در اطراف بوشهر سابقه‌ای دیرینه دارد؛ از جمله مناطقی که از گذشته‌های دور این ساز را می‌نواختند می‌توان به برازجان اشاره داشت مردم این ناحیه که غالباً دامپرور و کشاورزند این ساز را به گونه‌ای دیگر می‌نوازند، مشک را بر دوش خود گذاشته و یکسره در آن می‌دمند (همچون نوازندگی سرنا و یا نی جفتی).

audio file بشنوید اجرایی را از نی انبان یونان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

از روزهای گذشته…

گفتگو با آرش محافظ (IV)

گفتگو با آرش محافظ (IV)

برچیده شدن به این معنی که فراموشش کنیم و دیگر استفاده نکنیم درست نیست. ردیف موسیقی یک دوره‌ای از موسیقی کلاسیک ایرانی است. به عنوان موسیقی آن دوره اتفاقا باید اجرا شود و فراموش هم نشود و کسانی که علاقه و تخصص دارند به آموزش آن ادامه دهند.
گفتگو با گیل شاهام (II)

گفتگو با گیل شاهام (II)

من خیلی خوش شانس بودم که تونستم خودمو آماده کنم؛ انگار همه چیز دست به دست هم داده بود که این اتفاق بیفتد. من یک سال قبل با ارکستر سمفونیک لندن، بر روی کنسرتوD-Major پروکوفیف کار میکردم. وقتی پرلمن برنامشو لغو کرد، من تقریبا مطمئن بودم آنها قبل از من ۵۰۰ ویولونیست دیگر را نیز امتحان کرده بودند. من شانس آوردم که هیچ کدام از آنها نتونست این کار را انجام بده.
زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (I)

«ادوارد گریگ» (Edvard Grieg)، یکی از مشهورترین موسیقی‌دانان نروژی، پانزدهم ژوئن سال ۱۸۴۳ به‌دنیا آمد. پدربزرگ ادوارد اهل اسکاتلند بود که پس از نبرد کالودن (نبردی در سال ۱۷۴۶ بین نیروهای انگلیسی و اسکاتلندی در محلی به همین نام) به اسکاندیناوی مهاجرت کرده بود. ادوارد فراگیری پیانو را نزد مادرش آغاز کرد و در نوجوانی به مهارتی چشمگیر در نوازندگی دست یافت. او در مدرسه از سوی همکلاسی‌هایش اذیت و آزار می‌شد و همین سبب شده بود از مدرسه‌رفتن ناامید شود. دیداری اتفاقی با دوستی خانوادگی به‌نام «اول بول» (Ole Bull)، همان نوازنده‌ی ویرتئوز ویلن، خیلی زود به فرستادن ادوارد پانزده‌ساله به کنسرواتوار لایپزیگ انجامید. ادوارد در پایان تحصیلاتش در کنسرواتوار، معتقد بود که تحصیل در آنجا چیزی به دانشش نیفزوده است: «همان اندازه که پیش از آمدن به اینجا نادان بودم، الان هم هستم.»
تأملی در آرای موسیقی خیام (III)

تأملی در آرای موسیقی خیام (III)

نگارنده، بر مبنای سنجش‏های آزمایشگاهی که روی قدیمی‏ترین آثار مضبوط استادان نوازنده چون: محمدصادق خان سرور الملک (رئیس گروه نوازندگان ناصر الدین شاه)، نایب اسد الله (استاد نی)، میرزا حبیب سماع حضور (استاد سنتور)، میرزا عبدالله و آقا حسینقلی (استادان تار) و دیگر نوازندگان دوره‏ی ناصری – که از استوانه‏های مومی حافظ الاصوات مورد بازیافت صوتی – انجام داده‏ام، ابعاد فواصل اجرایی آنها را نیز استخراج و با دستگاه‏های الکتروآکوستیک برآورد و بر مبنای واحد سنت، آن فواصل را تعیین و با گام‏های طبیعی (زارلن)، فیثاغورس و گام تعدیل شده‏ باخ مورد مقایسه قرار داده‏ام. (-:ساسان سپنتا ۱۳۷۷)
موسیقی، ملی گرایی، نژادپرستی

موسیقی، ملی گرایی، نژادپرستی

با چند سئوال آغاز می کنیم: وطنی که همیشه در هر شرایطی از آن دفاع می کنیم یا گاهی روی آن تعصب داریم در چه نقطه جغرافیایی واقع شده؟ وطن نقطه ای است که در آن متولد شدیم؟ چه محدوده ای از منطقه ای است که در آن زاده شدیم؟ آن بیمارستان آن محله آن شهر؟ یا آن کشور؟ نسبت به چه قانونی این محدوده از جهان متعلق به ماست و کشور ما محسوب می شود؟ بخاطر جنگجویی و قلدری حاکمان قدیم کشورمان یا به فرمان الهی؟! اگر دلیلی جز زورگویی و جنگجویی حاکمان ما ندارد، پس چگونه مقدس تلقی می شود؟ خاک ما به چه منطقه ای محدود می شود؟
فریبا جواهری: ردپای تعلیمات آقای معروفی را در سازم دارم

فریبا جواهری: ردپای تعلیمات آقای معروفی را در سازم دارم

دبستان که می رفتم پدرم مرا برد به هنرستان ملی موسیقی. آقای گلزاری مسئول ثبت نام بود و آقای پورتراب استاد تئوری موسیقی. به کلاس ایشان رفتم، نت ها را که درس می داد یک بار از من پرسید که دو بعلاوه یک چه می شود؟ من گفتم سه. منظور ایشان نت دو بود که بعلاوه نت یک می شود نت “ر” چندبار گفتند من هم گفتم سه. دبستان میرفتم و رابطه ریاضی و نت ها را نمی دانستم به هر حال یادم می آید کلاس آقای پورتراب که تمام می شد می رفتم در کلاس استاد حسین تهرانی و دست پنجه ایشان را می دیدم که چطور تنبک می نوازد. گاهی هم اجازه می گرفتم سرکلاس ایشان می نشستم و تماشا می کردم که او چگونه اینطور استادانه با صدای تنبک خود همه را مجذوب می کرد. بله کلاس تئوری را نزد آقای پورتراب گذراندم….
طراحی سازها (I)

طراحی سازها (I)

مقاله ای که در حال حاضر شاهد آن هستیم مقدمه ای است از فصل Mathematical Background A کتاب با ارزش و گرانبهای Geometry Proportion and the art of Lutherie نوشته Kevin Coates که توسط انتشارات Oxford University press, New York به چاپ رسیده است.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (II)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (II)

از جمله با وزیر فرهنگ و هنر وقت آقای پهلبد، با رئیس سازمان رادیو تلویزیون آقای قطبی و همچنین با رئیس دانشگاه تهران آقای دکتر عالیخانی آشنا شدم که ایشان، عالیخانی، گویا از سوابق دانشگاهی من اطلاعاتی کسب کرده بود و با من راجع به دپارتمان موسیقی که اخیراً در دانشگاه تهران تأسیس‌شده بود صحبت کردند. به گفته او این دپارتمان بی‌سروسامان بود و برنامه خیلی مشخصی نداشت و به‌علاوه کادر آموزشی افرادی بودند که به‌صورت حق‌التدریسی می‌آمدند، درس می‌دادند و می‌رفتند و تماس با دانشجو، به جز سر کلاس، خیلی کم بود. این‌که کار دانشگاهی محسوب نمی‌شود، چراکه کار دانشگاهی فقط درس دادن و رفتن نیست. باید شخصا استاد درصحنه دانشگاه حضورداشته باشد تا به نیاز دانشجویان توجه کند و در برنامه‌های تحقیقاتی که دارند آنها را کمک نماید یعنی فقط رفتن سر کلاس نیست. به‌هرحال، آقای عالیخانی راجع به این‌که این دپارتمانی است که وضع هنوز مشخصی نیافته توضیح دادند بعلاوه کسی که بانی احداثش بود آقای دکتر مهدی برکشلی، یک موسیقیدان حرفه‌ای نبود.
سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

سلطانی: تفکر مینی مالیستی بیشتر در پی مطیع ساختن و فریفتن است تا متقاعد کردن

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است.
نقدی بر هارمونی زوج (IV)

نقدی بر هارمونی زوج (IV)

معمولا وقتی در نوشته ای نام گام دورین می آید و به دوره ای ویژه اشاره نمی شود، منظور “گام دورین سده های میانه” است که هنوز در موسیقی جاز و پاپ نیز مورد استفاده است مانند: آهنگ معروف «بیلی جین» از مایکل جکسون و «الینور ریگبی» از بیتل ها.