گفتگوی هارمونیک نه ساله شد

با همدلی و همراهی شما به نهمین سال فعالیت «گفتگوی هارمونیک» رسیدیم و توانستیم، روزانه مطالبی متنوع را به نظر شما برسانیم که تعداد این مطالب امروز ۳۳۱۵ نوشته بوده است. در جشنی که به مناسبت تولد سایت برپا شد، نویسندگان و مترجمین سایت حضور داشتند و طرح جدید سایت مورد ارزیابی قرار گرفت.

طراحی فعلی سایت توسط شاهین محمدی انجام شده بود و طرح جدید نیز توسط علیرضا مهیجی بر اساس طرح فعلی شکل گرفته است. گفتگوی هارمونیک قرار است، امسال دو زبانه شده و مقالاتی به زبان انگلیسی را هم منتشر کند.

در نسخه انگلیسی سایت، قرار است در ماه یک مطلب منتشر شود و هر چند ممکن است، این برنامه در سالهای آینده تغییر می کند و میزان مطالب انتشار یافته در این بخش افزایش می یابد.

در طراحی جدید سایت طرحی در نظر گرفته شده که هر روز دو مطلب از مطالب قدیمی سایت به نمایش در آید تا نوشته های قدیمی تر مورد غفلت واقع نشوند.

در جشن تولد نه سالگی «گفتگوی هارمونیک»،‌ نویسندگان این سایت: محسن قانع بصیری، پیمان سلطانی، شاهین مهاجری، آروین صداقت کیش، علی نوربخش، سجاد پورقناد و مترجم انگلیسی سایت، محبوبه خلوتی حضور داشتند، همینطور منیره خلوتی از میهمانان این جشن بود که قرار است به صورت مترجم ثابت، در زمینه ترجمه از زبان فرانسه به فارسی با سایت همکاری داشته باشد.

امسال کامیار صلواتی که مطالبی را از او روی سایت خوانده اید نیز به نویسندگان وب سایت گفتگوی هارمونیک پیوست.

سال گذشته شاخه جز و بلوز به ۲۳۹، راک به ۱۴۹، فیزیک و مهندسی موسیقی ۱۰۶، موسیقی فیلم ۶۳، موسیقی ملل ۱۰۲، موسیقی معاصر ۲۳۵، موسیقی کلاسیک ۹۶۷، موسیقی کلاسیک ایران ۱۲۱۸، مبانی نظری موسیقی کلاسیک ۷۷، مصاحبه و گفتگو ۱۲۱، مطالب عمومی ۴۶۶، تئوری و مبانی نظری موسیقی جز ۷۷، اخبار موسیقی ۲۳۸، نقد و بررسی ۴۱۵، دانستنی های موسیقی ۲۸۴، ساز و نوازندگی ۴۲۵ شماره مطلب رسید.

در نهمین سال تولد سایت، هنوز فروم سایت در حالت تعطیل است و هنوز کسی برای مدیریت این صفحه اعلام آمادگی نکرده است.

امیدواریم همچون گذشته هر روز به تولید مطالب موسیقایی پرداخته و رضایت مخاطبان سایت را همراه داشته باشیم.

14 دیدگاه

  • مرضیه
    ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۹۲ در ۸:۲۵ ق.ظ

    به نظرم گفتگوی هارمونیک یک سایت موسیقی «بوده» و چند سالی می شود که رو به محوی رفته و در این اواخر نیز کاملا محو شده است.
    از تمام مطالبی که پارسال روی سایت قرار گرفت، حتی نمی توان به یک مطلب مفید و شایسته سایت گفتگوی هارمونیک سابق اشاره داشت.
    امیدوارم طرح جدید بتواند این بی کیفیتی را جبران کند.
    با تشکر

  • ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۰ ق.ظ

    دوست گرامی منظور شما چگونه مطالبی است که دیگر روی سایت حتی یک مورد هم وجود ندارد؟

  • مرضیه
    ارسال شده در فروردین ۱۹, ۱۳۹۲ در ۸:۵۷ ب.ظ

    هرآنچه که قبلا بود و امروز نیست، مطالبی مثل:
    معرفی و آنالیز عمومی قطعات برجسته موسیقی غربی
    گزارش ها و نوشته های بخصوص درباره موسیقیدانان برجسته ایرانی، همچون آقای خادم میثاق
    مصاحبه های ترتیب داده شده اختصاصی با افراد فعال در موسیقی ایران
    پرداختن به اتفاقات مهم در موسیقی ایران و تجزیه و تحلیل فضای موسیقی ایران
    معرفی دانشگاه ها، کنسرواتوارها و گروه های موسیقی
    مباحث تئوری موسیقی
    نکات و مباحث مربوط به نوازندگی و اصول نواختن ساز (به غیر از نی و تنبک)
    و…

    گفتگوی هارمونیک سابقا بسیار فعال تر از امروز بود، و بخش عمده مطالب این یکی دو سال اخیر را مطالب ترجمه شده که احتمالا بخش قابل توجهی از بازدیدکنندگان علاقه ای به مطالعه آنها ندارند و همینطور مطالب کپی شده از سایت زنان موسیقی را شامل می شود.

    با نگاه به مطالب پرطرفدار و البته مطالب برگزیده سایت، متوجه می شویم که درصد زیادی از مطالب پرطرفدار و برگزیده مربوط به سالهای پیش بوده اند..

  • ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۹۲ در ۱۲:۵۸ ق.ظ

    دوست گرامی بدون اینکه بخواهیم در مورد مطالب منتشر شده در سال گذشته ارزش داوری کنیم توجه شما را به مقایسه آمار امثال با سال گذشته جلب می کنم، ما در سال گذشته به جز در معرفی دانشگاه ها (که البته مطالب قبلی ما هم در این زمینه پرتعداد نبوده) و آنالیز موسیقی غربی و البته انتشار مطلب در شاخه موسیقی راک، در بقیه قسمتها آپ دیت داشته ایم. مطالب سایت زنان موسیقی (که آنها هم پر تعداد نیستند) از نویسندگان سایت ما بوده و طبق قانون سایت، باید هر نوشته ای که در جای دیگر منتشر می کنند، در ستون شخصیشان در گفتگوی هارمونیک تجدید چاپ شود.
    سعی ما این است که تنوع مطالب منتشر شده بیشتر باشد ولی گاه نویسندگان سایت در حد نیاز نمی توانند فعال باشند و همین امر باعث کم شدن تنوع مقالات می شود.
    با تشکر از دقت و توجه شما

  • نادری -علی رضا
    ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۹۲ در ۶:۴۶ ب.ظ

    بعنوان یک خواننده علاقه مند از زحمات انجام شده شما در این سایت ممنونم. من نمی دونم این چه فرهنگی است که ما داریم که همواره ارث پدری مان را از دیگران طلب می کنیم. فردی که حتی زحمت نوشتن نام خود را به خودش نمی دهد به راحتی تمامی تلاش ها رو به زیر سوال می برد و در جهت تخریب دیدگاه ها قدم بر می دارد. خانم مرضیه حتی اگر تمامی مقالات این سایت هم ترجمه بود باید دقت می کردید که برای این ترجمه ها نیاز به مترجم و صرف هزینه و وقت نیاز هست و حتی انتخاب این مطالب هم زمان و تخصص می خواهد و این مطالب هم برای بسیاری چون من که زبانم قوی نیست مفید است. از طرف دیگر نویسندگان هم بدهی به بنده وشما نداشته و ندارند واین از لطف آنان است که دانش خود را در راه آموزش به دیگران گذاشته اند. متاسفانه مشکلات فرهنگی همواره گریبان گیر ماست. ممنونم

  • مرضیه
    ارسال شده در فروردین ۲۱, ۱۳۹۲ در ۱:۱۳ ب.ظ

    آقای نادری، من فکر می کنم یک انتقاد کاملا مثبت داشتم، بنده با هدف تخریب انتقاد نکردم و تنها به اتفاقات منفی اشاره نداشتم.

    البته که گفتگوی هارمونیک پس از چندین سال فعالیت به جامعه موسیقی مسئول است و البته که مخاطبان این سایت نسبت به آنچه که می خوانند مسئولیت دارند.

    ما در ایران فقط یاد گرفته ایم که بیاییم و برویم، و هرکس دست زد، ما هم سریعا دست بزنیم، هیچ احساس مسئولیتی هم نسبت به هیچ مسئله ای نداشته باشیم، هیچ چیز به ما ربط نداشته باشد و فقط برای مادر و خواهر بخار داشته باشیم.

    قضیه همان ارکستر سمفونی تهران است. می گویند بیایید می خواهیم دوباره شروع کنیم، همه با سر وارد می شوند، و بعد می گویند بودجه نداریم تعطیل است، و همه همانطور با سر خارج می شوند تا زودتر ارکستر دیگری پیدا کنند…
    بله، به ما چه، به نوازنده ها چه که ارکستر می خواهد باشد یا نباشد! مگر مسئولین ارکستر، به بنده و شما بدهی دارند؟

    گفتگوی هارمونیک هم همینطور، از نظر شما، مخاطبان و مسئولین و نویسندگان این سایت، هیچ مسئولیتی نسبت به هم ندارند! اگر سایت تعطیل شد هم به ما ربطی ندارد، برایش نامه می نویسیم و می گوییم: «خیلی ممنون که تا امروز بودی»، سپس می رویم یک سایت جدید پیدا می کنیم!

    براستی که «مشکلات فرهنگی همواره گریبان گیر ماست.»

    با تشکر

  • نادری
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۹۲ در ۲:۱۱ ب.ظ

    وظیفه نویسندگان از نظر من انتقال مطالب و دانش صحیح است به دیگران و گرنه من وظیفه دیگری رو برای نویسندگان و نیز,سایت برای این عزیزان فرض نمی کنم و اول هم عرض کردم این سایت و مسولینش بدهی به من و شما ندارند و همانطور که گفتم وقتی خودمان هیچ کمکی در انجام کاری نداریم و کوچکترین همراهی نمی کنیم از دیگران طلب ارث پدری نداشته باشیم و مثال ارکستر سمفونیک هم هیچ ارتباطی به موضوع نداشته و لطفا اون رو قاطی این موضوع نکنید چراکه این ارکستر مشکلات بسیاری داشته و دارد که نقد های بسیاری هم در بابش گفته شد . شما فرمودین سایت ترجمه زیاد داره من گفتم حتی ترجمه هم تخصص در اتخاب و صرف وقت و پول میخواد و نیز درباره نویسندگان گفتین که عرض شد کسی وامدار بنده و جنابعالی نیست و دیگران لطف کردن که اطلاعات میدن و من مورد بدهکار نبودن دیگران رو گفتم که هیچ ربطی به مثالی که زدین نداشت شما هم اگر خودتون رو مسول میدونین میتونین در ادامه راه به دیگران کمک کنین نه اینکه کنتور مطلب باشین و باعث دلسردی بشین .

  • نادری
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۹۲ در ۲:۱۷ ب.ظ

    این مواردی هم که فرمودین که در ایران فقط یاد گرفته این که هر کس دست زد ما هم فورا دست بزنیم رو هم شاید شما یاد گرفته اید چون ما که یاد نگرفته ایم و لطفا به سایرین عودت ندهید! اصولا فراگیر نشون دادن یک مطلب از دقتش می کاهد. ضمننا اگر هم دست بزنیم بهنر هست تا چفت پا جلوی حرکت دیگران بگیریم و خرده گیر باشیم. در رابطه با بخار داشتن هم همونطر که خودتون گفتین شما هم به میان امده و از خود بخارات بسیار متصاعد فرمایید چرا فقط دیگران را مسول خدمت گذاری به خود می دانید?

  • مرضیه
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۲ در ۱:۱۵ ب.ظ

    بنده از شما درباره وظیفه نویسندگان سوالی نپرسیدم. اکثر نویسندگان (نویسنده در سایت، و مجله)، گرچه وظیفه ی رسمی و قانونی ندارند، اما نسبت به آنچه می نویسند و همکاری انجام شده، احساس مسئولیت می کنند.

    به همین دلیل است که هر مطلب دارای امکان ارائه نظر است و یک پست الکترونیکی برای ارتباط با نویسندگان وجود دارد. اگر غرض این بود که همه فقط به تمجید بپردازند، دکمه ی لایک می گذاشتند. گرچه خوبی آن این بود که در این صورت دیگر مزاحم شما هم نمی شدیم.

    از آنجا که دوستان نویسنده که سابقا در گفتگوی هارمونیک فعالیت بسیاری بیشتری داشتند، و بارها به من و حتی دیگر بازدیدکنندگان اشاره کرده بودند که از دید خودمان به کم و کاستی ها اشاره کنیم، این را وظیفه خود دانستم که به آنچه باید اشاره کنم. هیچکس راضی به این نیست که شما به جای ایشان ناگواری ببینید.

    درباره ترجمه…
    من هرگز با ترجمه مشکلی ندارم، ذکر کردم: «مطالب ترجمه شده ای که احتمالا بخش قابل توجهی از افراد علاقه چندانی به مطالعه آنها ندارند!» حال شما شامل این بخش از افراد نیستید و علاقمند به مطالعه آنها هستید. پس می توانید بروید زیر آن مطالب نظر مثبت خود را نسبت به آنچه خوانده اید ارائه دهید. لازم نیست به نظر دیگر کاربران جواب دهید. زیرا دوستان اگر ناراضی باشند، خودشان می توانند بنویسند و انتقاد کنند.

    شما درحالی از نظرات من انتقاد می کنید، که خودتان مورد انتقادتان را در موضوعی دیگر تکرار می کنید.

    ضمن اینکه ما هرکاری که از دستمان برمی آید همواره برای این سایت انجام داده ایم و خواهیم داد.
    با تشکر

  • نادری -علی رضا
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۹۲ در ۵:۴۹ ب.ظ

    این مطالب که رد و بدل میشه از اونجا خوبه که خیلی از مسایل رو روشن میکنه.اول آنکه وظیفه با مسئولیت تفاوتی نداشته و صرفا شما با لغات بازی می کنید.دوم:در رابطه با وظیقه یا مسئولیت هم من توضیح دادم که از دیدمن وظیفه یک نویسنده انتقال صحیح مطالب است بنابراین توضیح شما هم تایید حرف من است و نه چیز جدیدی.سوم:در رابطه با بخش ترجمه هم شما یک احتمال غیر مستند و غیر دقیق داده اید چون دسترسی به هیچ آماری در این زمینه ندارید پس لطف کنید روی هوا جو سازی نفرمایید من تا به امروز از بسیاری از مطالب ترجمه شده استفاده نموده و لذت برده ام. عبارت بخش قابل توجهی از خوانندگان تنها زمانی صحیح است که استناد به آماری دقیق داشته باشد که شما ندارید!. چهارم:در رابطه با اینکه فرموده اید لازم نیست به نظر دیگر کاربران جواب دهید!شما در هیات یک کاربر نظراتی دادید که به نظر من ناحق بوده و هست و نیز غیر مستند و غیر سازنده. من نیز بعنوان کاربر دیگر نظر خود را نسبت به ناروا گویی شما اعلام کرده ام و از زحمات مسئولین تشکر کرده ام و از شما نیز دعوت به پاسخوگویی نکرده ام. در نهایت هم شما این پاسخگویی رو در راستای مسئولیت شناسی همگانی و امر به معروفی بود که از اول سنگ آنرا به سینه می زدید!!!! قلمداد کنید.واقعا جای تعجب دارد.مگر شما نبودید که فرمودید از نظر من “””مخاطبان”””، نویسندگان و مسئولین سایت هیچ وظیفه ای نسبت به هم ندارند. حالا مخاطبی نسبت به صحبت های شما احساس مسئولیت نموده. لطف کنید این احساس مسئولیت رو درک بفرمایید…چرا ناراحت میشین و به خود اجازه فرمان دادن به دیگران رو میدین؟. در پایان هم لطف بفرمایید نمونه ای از بخاراتی که از اول متصاعد فرموده اید در باب عنایت به این سایت و همواره بر آن تاکید دارین، برای دوستان روشن کنید. من نیز متشکرم.

  • مرضیه
    ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۹۲ در ۳:۳۳ ب.ظ

    البته که این نظر تنها نظر من نیست و بارها در میان هنرجویان و اساتید در هنرستان به این مورد اشاره شده است. همچنین ارائه یا عدم ارائه و یا محتوای نظرات کاربران است که این آمارها را شکل می دهد.

    این بحث بیش از حد ادامه دار شده است، از حوصله خارج است و فکر نمی کنم لزومی به ادامه باشد. نظرم را ارائه دادم و با وجود آنکه اخیرا به هر دلیلی کاربران بسیار کمتری برای مطالب سایت نظر ارائه می دهند، تا حدودی آنچه عقیده خود و دوستانم است را بیان کردم.
    با آرزوی بهترین ها

  • نادری -علی رضا
    ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۹۲ در ۹:۳۹ ب.ظ

    ارائه یا عدم ارائه یا محتوای نظرات کاربران ارتباطی به آمار ندارد و تعریف امار در علم ریاضی ربطی به تعریف ارائه شده از طرف شما ندارد. این مورد می تواند تنها یک نشانه باشد آنهم نه اشاره دقیق. زیرا برای مثال من بارها شاهد بوده ام که وقتی یک مطلب انتقادی در باب یک خواننده گذاشته میشود دهها کامنت رد وبدل میشود ولی وقتی یک متن علمی دشوار ویا فنی گذاشته میشود یک کامنت هم ندارد!!! پس غیر اتعریف علم ریاضیات از شاخه آمار از این جهت نیز مدعای شما مشکل دارد. در پایان بایستی اشاره کنم شما در نهایت هم نشانه ای از زحماتی که تاکنون برای سایت کشیده اید و بارها به آن اشاره داشتید ارائه نکردید و در باب مسئولیت پذیری مخاطبان نسبت به یکدیگر هم پاسخی ندادید.

  • سیدحمید حیدری
    ارسال شده در فروردین ۲۵, ۱۳۹۲ در ۶:۰۴ ب.ظ

    مطرب درآمد
    با چکاوکِ سرزنده‌یی بر دسته‌ی سازش.
    مهمانانِ سرخوشی
    به پایکوبی برخاستند.
    از چشمِ ینگه‌ی مغموم
    آنگاه
    یادِ سوزانِ عشقی ممنوع را
    قطره‌یی
    به زیر غلتید.

    عروس را
    بازوی آز با خود برد.
    سرخوشانِ خسته پراکندند.
    مطرب بازگشت
    با ساز و
    آخرین زخمه‌ها در سرش
    شاباشِ کلان در کلاهش.
    تالارِ آشوب تهی ماند
    با سفره‌ی چیل و
    کرسی‌ باژگون و
    سکّوبِ خاموشِ نوازندگان
    و چکاوکی مُرده
    بر فرشِ سردِ آجُرش. (( احمد شاملو ))
    گمان می برم فضای گفتگو نه تنها در بین مخاطبان این سایت که در تمام فضای مجازی این خاک ، پهلو به گفتگوی غیر هارمونیک و به اصطلاح ” داد و بیداد ” می زند .
    در اوضاع کنونی که کشتی به گل نشانده شده ! ی موسیقی را ( یا به عبارتی فرهنگ را ) هیچ طوفانی از جا بر نمی کند ، وزش گاه به گاه نسیمی می تواند اهالی آن را یادآور شود که هنوز در کشتی ای ساکن اند که نیمش در دریاست.
    کاری که به نظر این حقیر ” گفتگوی هارمونیک ” با افت و خیز هایی ( که دوستان مفصل درباره اش تقریر فرموده اند ) توانسته از عهده اش برآید.
    دوستان ؛ شک ندارم که هر دوی شما دغدغه موسیقی دارید .
    چه آنها که در مقام تمجیدند و چه آنها که انتقاد می کنند ( صرف نظر از اینکه از این بیشه چه برداشت کرده اند ) باید و باید هر آنچه را که در بهتر و بهتر شدن زیست این سایت می دانند در قالب راهکار ارائه نمایند.
    ۱- پرداخت بیشتر موسیقی دستگاهی ایران از جنبه های عملی
    ۲- ارائه راهکارهای عملی برای نزدیک کردن مردم با موسیقی جدی
    ۳- دعوت از اساتید بزرگ موسیقی برای ارائه مطالب و معرفی شدنشان از این دریچه
    ۴- بردن تدریجی فعالیت ها ی سایت به بیرون ( مانند گارگاهی که جناب صداقت کیش گذاشتند و برگزاری کنسرتها و دوره های مختلف تئوری و عملی )
    ۵- چاپ کتاب از مقالات مفید ارائه شده در این چند سال
    ۶- حمایت از مقالاتی که شاید بتوان از طریق ” گفتگوی هارمونیک ” ارائه کرد و …
    و در نهایت ضمن آرزوی بهکامی و سرخوشی برای کارشناسان گفتگوی هارمونیک ، می گویم ؛ ” شاید آن چکاوک هنوز نمرده باشد “.

  • Mas
    ارسال شده در تیر ۷, ۱۳۹۲ در ۱۰:۰۹ ب.ظ

    فقط یک چیز میتونم بگم
    خدا عمرتون بده و روز به روز پیشرفت کنید و سلامت و شاد باشید
    MAS

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

از روزهای گذشته…

گفتگو با قدسیه مسعودیه (I)

گفتگو با قدسیه مسعودیه (I)

شاگردان مستقیم و غیرمسقیم محمدتقی مسعودیه قوم‌موسیقی‌شناس، آهنگساز و پژوهشگر برجسته‌ و تأثیرگذار موسیقی ایران، به دو شکل از او یاد گرفتند و بهره‌مند شدند. نخست، از دانش و علم او در کلاس‌ها و کتاب‌هایش و دوم از منش و سلوک او با عمل به توصیه‌ی مشهور لقمان حکیم. «انزوای محترمانه‌ی […] محمدتقی مسعودیه […] به ما آموخت که شیوه‌ی بنیادی‌تر و تندروانه‌تری در پیش بگیریم. روش متین و گام ‌به‌ گام پیشکسوتان ما نتیجه‌ی اندکی داده بود. […] ما از شیوه‌ی متین پیشینیان‌مان فاصله گرفتیم و در دفاع از شیوه‌ی کار خود فریاد زدیم و حتا پرخاش کردیم، چرا که دیگر برای حرکت گام‌ به‌گام دیر شده بود.» (فصلنامه‌ی ماهور، ش ۴۰، ص ۱۱) بله! منش متین مسعودیه همین بود.
مغالطات ایرانی – فرم اپرا (II)

مغالطات ایرانی – فرم اپرا (II)

در این مطالب دو شبهه مهم به آثار اخیر اپرایی ایرانی وارد می شود که این شبهات به زعم نویسندگانشان (و البته بعضی از همفکرانشان) قابل چشم پوشی نیست و بی درنگ سه اثر اخیر را فاقد شرایط لازم برای گرفتن عنوان اپرا معرفی می کند. این دو مورد، اجرا نشدن این آثار به صورت زنده است و دومی غیر آکوستیک بودن آنهاست.
چشمه ای جوشیده از اعماق (V)

چشمه ای جوشیده از اعماق (V)

بنابراین شش حالت در رابطه T و M متصور خواهد بود که در تمامی این شش حالت، T می تواند در اکتاو نیز ظاهر شود. از نظر گردش نغمه ها نیز در روند یک اثر تینتینابلی، خط ملودیک (M)، عموماً حول مرکز ثقلی می گردد که هرچند در بیشتر موارد تونیک است اما لزوماً همیشه تونیک نبوده و می تواند دو نوت دیگر تریاد نیز باشد. نکته دیگر اینکه بخش ملودی می تواند بیش از یک خط باشد.
تریوی زهی، اثرِ یِفیم گالیشُف (II)

تریوی زهی، اثرِ یِفیم گالیشُف (II)

تریوِ فوق در سالِ ۱۹۱۴ یعنی هفت سال پیش از آغازِ نخستینِ اثرِ دودِکافُنیکِ شوِنبرگ انتشار می‌یابد. این تریو گرداگردِ الگوهای متقارن میان حرکت‌های ریتم نظم داده‌شده‌است و آهنگ‌ساز گاهی اجازه می‌دهد تا «تکرارهای ایستای یک نُت»، «گذرِ یک نُت از یک ساز به سازِ دیگر»، و «دوبله‌کردنِ در اکتاو» در این الگوها نمود بیابند. پِیس می‌گوید: “دسته‌های دوازده-‌تُنی با شمارگان یک تا دوازده در دست‌خطِ خودِ آهنگ‌ساز نیز موجود است.” در هر بخش کلِ هر دوازده نُت استفاده می‌شوند، اما نه در نظمی ثابت و ازپیش‌تعیین‌شده. هر موومان براساسِ علامت‌های دینامیکی (= شدت‌وری) نام‌گذاری شده‌است: (۱٫ مِتزو- فورته، ۲٫ فورتیسّیمو، ۳٫ پیانو، ۴٫ پیانیسّیمو، ۵٫ آداجّو [انتخابِ شدت‌وری در این موومانِ پنجم بر عهده‌ی نوازندگان است])، که به نظرِ من، او با این کار الگوها را به دینامیک نیز تعمیم می‌دهد.
Radio K.A.O.S – I I

Radio K.A.O.S – I I

شخصیت اصلی این آلبوم، بیلی (Billy) جوانی است که از نقص عضو رنج می برد و در خیالش خود را گیاه می پندارد. تقریبا در شرایطی که هیچ امیدی به بهبودی و پیشرفت او نیست، اما او با پشتکار و اصرار مادرش با استفاده از چوب مخصوص رهبری ارکستر که به پیشانی اش بسته است، قادر به تایپ کردن می گردد و بدین روش اشعار مختلف و متونی که در ذهن دارد را بر روی کاغذ می آورد.
مردان حرفه ای آواز (VI)

مردان حرفه ای آواز (VI)

بازخوانی همه جانبه ی فرهنگ، در رودرروییِ با اوضاعِ پیچیده ی فرهنگِ جهانی، اگر قرار باشد به از دست رفتنِ هویت بیانجامد، ما باید از نو تمامیِ پندار، گفتار و رفتارمان را به صورتِ انتقادی بازخوانی کرده و به آن شکلی نهادی بدهیم. چرا که با درک همین محدودیت ها و مقدورات می توان از عارضه های بازدارنده فاصله گرفت. این که چگونه یک آوازخوانِ امروزی می تواند به بازخوانیِ فرهنگِ گذشته و دوره ی خود بپردازد، تنها با عریان شدن، فاصله گرفتن از خود و مستقر شدن در ذاتِ فرهنگی و تاریخی خویش و سرزمینش خواهد بود.
مراسم تجلیل از اسکار پیترسون

مراسم تجلیل از اسکار پیترسون

حدود یک ماه پیش طی مراسمی در شهر تورنتو کانادا از Oscar Peterson نوازنده توانای پیانو و موسیقیدان Jazz تجلیل به عمل آمد. در این مراسم آقای Daivid Miller شهردار تورنتو رسما” اعلام کرد که از این به بعد ۲۲ ماه June روز Oscar Peterson نام خواهد گرفت.
فضای ارتباطی، نیروی بنیادین توسعه گردشگری

فضای ارتباطی، نیروی بنیادین توسعه گردشگری

هر چه درباره گردشگری بنویسید و هر راه­ حلی که ارائه دهید فایده ای در توسعه گردشگری نخواهد داشت مگر آن­که به موضوع مهم فضای ارتباطی توجه کنید. غرض از فضای ارتباطی آن حوزه از زمان و مکانی است که آدمیان قادر اند اوقات فراغت خود را در ارتباط با یکدیگر طی کنند. فضایی است مالامال از تبادل خواسته­ ها و داشته­ ها. میدانی است که بسته به نوع فضای خود شرایط لازم را برای هر فرد علاقه­ مند به فعالیت در آن میدان فراهم می­ آورد. در چنین فضایی هر فرد می­ تواند با حضور خود، داشته­ ها و ساخته­ ذهنی و دستی خود را عرضه کرده و در عین حال از شرایط مناسب برای خلق راه جدید و عرضه استعداد خود بهره جوید.
نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

بعد از ظهر طاقت فرساء توام با افسردگی همراه با دردها و رنجش هایی که انگار برای موسیقیدان شدن الزامی است و باید آن دردها را تجربه کنی… به آن دترمینیسمی که مرتضی حنانه درباره خود و آثارش گفته بود فکر می کردم؛ درست بود، انگار این تقدیر جبری هنوز جایی در اطراف مرا زیر نظر داشت و آزار می داد.
چکناوریان از عروج تا افول (II)

چکناوریان از عروج تا افول (II)

یکی دیگر از آثاری که در آن سالها توسط چکناوریان خلق شد، باله «سیمرغ» بود که با همکاری گروه فرامرز پایور به اجرا رسید. موسیقی این باله با اینکه مانند موسیقی دستگاهی ایرانی نیست ولی فضایی اسطوره ای و افسانه ای دارد، چکناوریان در این اثر به خوبی توانسته با سازهای ایرانی به خلق این فضا بپردازد.