سه سبک آهنگسازی فرامرز پایور

اگر بخواهیم آهنگسازی استاد فرامرز پایور را به دوره های مختلف تقسیم بندی کنیم، دو گروه اصلی را باید مدنظر قرار بدهیم، آثار ساخته شده برای سنتور و آثار ساخته شده برای ارکستر سازهای ایرانی. ابتدا به آثاری که وی برای ساز سنتور ساخته می پردازیم: این دسته از آثار استاد پایور بیشتر جنبه آموزشی و افزایش توانایی و مهارت در نوازندگی دارند، هر چند در این رابطه نمی توان ارزش ملودیک این دسته قطعات را که بیشتر شامل پیش درآمدها، رنگها و چهارمضراب ها می شوند را نادیده گرفت. آثاری مانند پیش درآمد اصفهان (راست کوک) ، رنگ سه گاه (راست کوک) وچهارمضراب دشتی (چپ کوک) که چه از لحاظ تکنیک نوازندگی و چه از لحاظ محتوی و ارزش ملودیک در سطح بالایی قرار دارند و در شمار مهمترین قطعات در موسیقی ایرانی به شناخته میشنود.

فرامرز پایور، بخش بزرگی از فعالیت هنری خود را صرف آموزش و تدوین قطعات آموزشی برای ساز تخصصی خود، سنتور نمود و به جرأت می توان گفت که مکتب آموزشی پایور در حال حاضر کاملترین و مدون ترین روش آموزشی سازی در بین مکاتب آموزشی موسیقی ایرانی در بین همه سازها می باشد.

دسته دوم مجموعه قطعاتی است که استاد پایور برای ارکستر ایرانی و به عبارت دیگر برای بیش از یک ساز تصنیف و اغلب اجرا و ضبط نموده است. با بررسی این دو دسته مهم از قطعات استاد پایور به سه سبک آهنگسازی میرسیم:
اول سبک شاخص آهنگسازی پایور، روش های نوین آهنگسازی و چند صدایی موسیقی ایرانی است که اولین تجربیات خود را پشت سر میگذاشت؛ قطعاتی مانند “گفتگو” که به قول خود استاد به یاد زمانی که نزد مرحوم صبا به یادگیری ساز سنتور مشغول بوده ساخته و به نوعی تداعی گفتگوی شاگرد و استاد در کلاس درس می باشد.

دومین سبک از آثار این هنرمند که در آن، پایور همزمان با شروع فعالیتش در وزارت فرهنگ و هنر و تاسیس و راه اندازی ارکستر نوازندگان سازهای ملی فرهنگ وهنر می باشد، بسیاری از آثار قدما همچون درویش خان، عارف، امیرجاهد، رکن الدین مختاری را برای ارکستر ایرانی تنظیم و اجرا نمود. این دوره را می توان پربارترین دوران هنری پایور از نظر اجرای صحنه ای، ضبط، تنظیم و آهنگسازی نامید. وی با امکانی که به واسطه حضور نوازندگان پرقدرت و دوره دیده نظام آموزشی نوین موسیقی آن زمان از جمله هوشنگ ظریف، رحمت الهق بدیعی، محمد اسماعیلی فراهم شده بود، توانست آثار بدیع و بی مانندی خلق نماید و روش منحصر به فردی را در اجرای ارکسترال با سازهای ایرانی با تاثیر از موسیقی غربی تا جایی که به فضای موسیقی ایرانی لطمه وارد نکند، ابداع نماید.

مجموعه آثار درویش خان و رکن الدین مختاری و اجرای آثار مختلف خودش به همراه ارکستر نوازندگان سازهای ملی فرهنگ و هنر در برنامه های رادیو و تلویزیون و جشن هنر شیراز، آلبوم قطعاتی در دستگاه شور و ماهور و بسیاری قطعات دیگری که با ارکستری که به نام خود وی نیز نامیده میشد، محصول این دوران می باشد؛ به نحوی که می توان گفت، عمده وجه تمایز پایور با بسیاری از نوازندگان و آهنگسازان موسیقی ایرانی و هم دوره های خود، فعالیت های وی در این دوران می باشد.

دسته سوم، قطعاتی که به سبک قدما تصنیف شده اند. این مجموعه قطعات ادامه سنت ملودی سازی قدما را پیگیری میکند و فضای این قطعات علی رغم سادگی در جمله بندی، دارای غنای ملودیک بوده و تحت تاثیر قدما و البته با پیروی از اسلوب سبک شخصیش ساخته شده است. بیشتر قطعاتی که فرامرز پایور با حضور گروه اساتید موسیقی ایرانی به اجرا ضبط رسانده، با همین نگاه ساخته و پرداخته شده اند.

همکاری استاد پایور با نوازندگانی چون حسین تهرانی، علی اصغر بهاری، جلیل شهناز و در ادامه محمد اسماعیلی و محمد موسوی درقالب گروه اساتید هم زمان با فعالیت ارکستر سازهای ملی فرهنگ و هنر بود که بعدا به ارکستر پایور تغییر نام داد. این دو گروه همزمان به اجرای کنسرت می پرداختند اما فرم کاری آنها اختلافاتی داشت، تفاوت عمده را باید فرم و ساختار قطعاتی که پایور با این گروه اجرا می نموده، دانست.

گروه اساتید به دلیل اینکه نوازندگان آن دارای توانایی بسیار زیادی در تکنوازی بودند، می بایست قطعاتی را اجرا مینمودند که قابلیت تکنوازی نوازندگان گروه بیش از بخش نوازندگی در ارکستر، نمود پیدا کند. از این رو پایور قطعاتی را برای این گروه تصنیف و به اجرا در آورد که در راستای نشان دادن این قابلیت باشد.

آلبوم های “رازدل” با آواز محمدرضا شجریان، “کنسرت گروه اساتید” با آواز شهرام ناظری، “چهارباغ” با آواز علی رستمیان و اجرای کنسرتهای مختلف در داخل وخارج ایران در طی حدود چهل سال با گروه اساتید، خود دلیل اهتمام فرامرز پایور به تداوم این نوع آثار در طول فعالیت هنری وی می باشد.

روزنامه آرمان

یک دیدگاه

  • ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۹۲ در ۲:۱۸ ب.ظ

    محمد سلیمی
    [email protected]
    هروقت زندگی و آثار استاد رو مطالعه میکنم با خود فکر می کنم که باید گفت او به اندازه چند نفر موسیقیدان پر کار فعالیت کرده؟؟؟ بی شک وبدون اغراق بیش از ۵ نفر واین اصلا شوخی بردار نیست. او یک اسطوره بود وخواهد بود. یادش گرامی.
    —————————————-
    کرم یافتی

    عالی بود
    ——————————
    میرحسینی
    [email protected]
    استاد پایور دائره المعارف موسیقی ایرانی بود.چراغی که او در دست داشت با گذر زمان پر نورتر می شود .یادش گرامی ….
    —————————–

    mohammad
    [email protected]
    خدایش بیامرزددیگه فکر نکنم کسی مانند استاد پای به عرصه هنر ایرانی در نوازندگی سنتور بگذارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (I)

باربد، موسیقیدان و هنرمند بزرگ ایرانی، مربوط به دوره طلایی ساسانی. کسی که پایه های موسیقی ایرانی و شعر عروضی عرب را بنیان نهاد. شخصیتی جادویی که برای هر روز ماه و سال، جنگ ها، پادشاهان و غیرت و عظمت ایرانی آهنگ و شعر ساخت و سروده های زرتشت را در قلب ایرانیان حک کرد. نوازنده چیره دست بربط و شاه رامشگران ایران. در این مقاله هر چند کوتاه، به دوران زندگی پر افتخار این مرد بزرگ می پردازیم. سفر او از شهری کوچک در خراسان تا تیسفون پایتخت امپراطوری ساسانی و شروع دوران رشد و شوفایی او و هنر ایران. سپس اولین شکست خسرو پرویز از اعراب و شروع دوران افول فرهنگ و عظمت و هنر ایران. در هر مجالی که فرصت داد اشعاری که بزرگان در باب وی سرودند را آوردیم و در سروده های فردوسی که به مدح و ستایش باربد پرداخته به جستجو و بررسی پرداختیم. با وجود بیش از پانصد کتاب در زمینه باربد یا مرتبط با ایشان سعی بر آن نمودیم که با استفاده از منابع دقیقتر و جامع، اصل و چکیده زندگی این اسطوره ایرانی را به تصویر و نگارش بکشیم. باشد که مورد توجه علاقمندان به فرهنگ و هنر ایرانی مخصوصا موسیقی ایرانی قرار گیرد.

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

از روزهای گذشته…

دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (II)

دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (II)

دوره ای که اثل در زندان سپری کرد، تجربه ای بسیار عالی درباره ی اراده ی جمعی و از خودگذشتی زنان در هر سن و از هر طبقه ی خانوادگی به او می آموخت. یک روز که زندانی ها در حال هواخوری بودند، اثل پشت پنجره ای که به حیاط زندان مشرف بود رفت و با استفاده از مسواکش سرود مبارزه برای حق رأی که توسط آنها خوانده می شد را رهبری کرد. در همین حال، سر توماس بیچام که به ملاقات اثل آمده بود، وارد زندان شد و او را در حال رهبری مارش زنان دید.
نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

او حتا به سراغ سرزمین ممنوعه هم رفت. در آمیختن موسیقی ایرانی و ارکستر غربی، چیزی که سنت‌گرایان متعصب نه تنها بدان دست نمی‌یازیدند که نسل پیش از خود را هم به کیفر آن تکفیر می‌کردند. شگفتا که نتیجه بسیار بر دل شنوندگان نشست و از «ایرانی»ترین قطعات نوشته شده برای ارکستر زهی و سازی ایرانی شد. تجربه‌ای که شاید بتوان آن را از منظری دیگر، آخرین مرحله از چیرگی زیباشناسی بازگشت بر دنیای موسیقایی آن روز دانست.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VII)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VII)

مساله به‌غایت سوبژکیتو بود. ما هویت موسیقایی مستقل داشتیم. اما مشکل این بود که در برخورد با «دیگری» از خود آگاه شده بودیم (۲۶) و می‌خواستیم در میان «خود»های موسیقایی مستقل جهان جای خود را بیابیم. از این بابت وضع ما بیش از آن که همسان اروپای شرقی، مرکزی و شمالی باشد به روسیه نزدیک است. با این تفاوت که در زمان آغاز حرکت ملی‌گرایی موسیقاییِ روس‌ها یک سنت موسیقی روسی نخبه‌گرا در روسیه وجود نداشت.
دورین

دورین

در مقاله پیشین به بررسی مد لیدین پرداختیم و نمونه های صوتی آن را با هم مرور کردیم. در این قسمت به مد «دورین» می پردازیم. ابتدا یک مد دورین می سازیم؛ با نیم پرده بالا بردن درجه ششم گام مینور به دورین دست پیدا می کنیم:
هنر شنیدن (I)

هنر شنیدن (I)

هر حسی آنګاه که مستقل به کار ګرفته شود، دریچه ای است برای دست یابی به عرصه خیال و میدانی برای تجربه خلاق ذهنی. هرچه بر تعداد حس ها در قلمرو و ارتباط با اثر افزوده می شود از دامنه پرسش آفرینی نسبت به پدیدار بویژه در عرصه ارتباط به اثر هنری کاسته می شود. نمونه های زیادی می توان عرضه کرد.
لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها <br>تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (II)

لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها
تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (II)

در آثار پیانو کمتر اثری را میتوان یافت که فضایی نزدیک به موسیقی معاصر داشته باشد ، تنها استثناها ” ۲ مارچ ۲۰۰۲ ” و ” ۶ آوریل ۲۰۰۲ ” هستند که فضایی متفاوت با بقیه قطعات دارند . این موضوع با توجه به سابقه‌ای که از دیگر آثار او در دست است کمی عجیب به نظر میرسد .
کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

کارایان و سمفونی های موتسارت (II)

اینکه موتسارت تمام این سه سمفونی آخر را در تابستان ۱۷۸۸ یعنی زمانی که فقط ۳۲ ساله بود ساخت واقعا تأثیر گذار است. اریک بلوم (Eric Blom) درباره آن ها می نویسد که «نمی دانی از بی نقصی این سه شاهکار شگفت زده شوی یا از تفاوت آشکار آن ها؛ هر کدام از آن ها آنقدر از لحاظ فرایند و حال و هوا با دیگری فرق دارد که نمی توان تصور کرد که یک نفر آن ها را خلق کرده است. مثل این می ماند که یک نفر شب دوازدهم شکسپیر، فدرِ راسین و ایفیژنیِ گوته را در مدت زمانی که برای اجرای هر سه نمایشنامه لازم است نوشته باشد!» قطعا سمفونی سل مینور پرسش های فراوانی را برانگیخت: این سمفونی ویژگی عالی نسبت و توازن که به هنر کلاسیک نسبت داده اند را با سطح احساسی والای رمانتیسیم در هم می آمیزد.
نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

برخی از آنها نام مستعار برگزیدند، نام هایی مانند «خانم هارمونیکا»؛ بسیاری از آنها نیز به فراموشی سپرده شدند تا زمانی که رشته ی مطالعات جنسیت (gender studies) به جانبخشی به تاریخ فراموش شده ی زنان پرداخت. آرون کوهن (Aaron Cohen) در دانشنامه ی بین المللی زنان آهنگساز (International Encyclopedia of Women Composers) که در سال ۱۹۸۷ چاپ شد، از ۶۰۰۰ آهنگساز زن نام می برد.
میشا مایسکی

میشا مایسکی

میشا مایسکی (Mischa Maisky) متولد ۱۹۴۸ در Riga، Latvia است؛ موسیقی را برای اولین بار وقتی به Children’s Music School و هنرستان هنرهای زیبا رفت آغاز کرد. در سال ۱۹۶۲ وارد هنرستان Leningrad شد. در سال ۱۹۶۵ نام مستعار Rostropovich of the Future برای خود انتخاب کرد و همکاری با Leningrad Philharmonic را شروع کرد. یک سال بعد او برنده جایزه مسابقه بین المللی چایکوفسکی در مسکو شد و تحصیلات خود را تحت نظر Rostropovich در هنرستان هنرهای زیبای مسکو شروع کرد.
دومینانت های دوم

دومینانت های دوم

همانگونه که شاید از اسم این موضوع مشخص باشد بنا به تعریف در موسیقی آکورده های درجه پنجم از درجه پنجم یک گام را دومینانت دوم یا Secondary Dominant می گوییم. بنابراین اگر در گام دو ماژور باشیم دومینانت اول G7 می شود و دومین دومینانت، دومینانت همین آکورد (G7)، یعنی آکورد D7 خواهد بود.