یک اتفاق خوب

در وانفسای کنونی ِ رکود ظهور و بروز موسیقی های خوب، گاه اتفاق هایی هرچند کوچک، می تواند دلگرم کننده و فرخنده باشند. یکی از این اتفاق ها، سلسله برنامه هایی کوچک و به نسبت خودمانی بود که در اولین روزهای سال نو در شهر کرمانشاه برگزار شد؛ برنامه ای با عنوان «چهار روز با موسیقی»، در «کافه گالری آذرستان». نوشته ی حاضر، گزارش و توصیفی است مختصر از آنچه در این چهار روز به اجرا درآمد. این برنامه ها به ترتیب در روزهای سوم، چهارم، پنجم و ششم فروردین ارائه شد.

در روز اول، کامیار صلواتی و ادیب تیرانداز به ترتیب در دو اجرای حدوداً بیست تا بیست و پنج دقیقه ای، به اجرای همنوازی سه تار و تنبک با همراهی سامان امیری پرداختند.

در برنامه ی اول، قطعاتی در دستگاه ماهور، با گذر از بیات ترک و اصفهان، نواخته شد و در برنامه ی دوم، ادیب تیرانداز برنامه ای را در شور، دشتی و ابوعطا با تاثیر از استادش، بهداد بابایی، اجرا نمود و تسلط تکنیکی خود را به نمایش گذاشت. روز دوم نیز به همنوازی تار و تنبک اختصاص داشت. پویا خاکپور نوازنده ی تار، در کنار سامان امیری به اجرا پرداختند.

در روز سوم اما، آنچه اجرا شد یک سره با روزهای پیشین متفاوت بود.

گروه موسیقی راک «سراب»، پنج قطعه را اجرا کردند. فارغ از بحث های مختص به این نوع از موسیقی که نیازمند تحلیلی مبتنی بر آگاهی کامل نسبت به این گونه ی موسیقی است، در مورد جنبه های موسیقایی کلی و عمومی برنامه ی اجرا شده می توان گفت که جدای از ناکوکی فاحش ساز سولیست گروه در قطعه ی اول و اندک فالشی خواننده در برخی لحظات، در بقیه ی قطعات صدای هماهنگ و تمیزی از گروه و خواننده شنیده می شد که این مساله در مقایسه با سایر گروه های مشابه یک امتیاز به شمار می آمد.

همچنین در کنار جمله پردازی ها و تغییرات کروماتیک حساب شده و گوشنواز ملودی بعضی از قطعات، پرداخت فرمال اندک قطعات و همچنین یکنواختی نسبی ریتمیک هر قطعه عمده ترین ضعف های این اجرا به نظر می رسید که البته بخشی از آن با مدولاسیون های گاه و بیگاه قطعات پوشش داده شده بود! از سوی دیگر و از لحاظ تلفیق شعر و موسیقی که یکی از نقاط ضعف معمول اجرای این گونه آثار در ایران است (به دلایلی که از حوصله ی این نوشتار خارج است)، نقطه ضعف عمده ای به چشم نمی خورد. با این حال به طور کلی، این اجرا را می توان در مقایسه با سایر گروه های مشابه فعال در شهر و شاید حتی ایران به نسبت موفق دانست.

در آخرین روز، اهورا مرادی، نوازنده ی تنبور، قطعاتی را در مقام های کردی اجرا کرد و البته در بسیاری از لحظات به موسیقی دستگاهی گذر می کرد. در کنار مقام های تنبور، حال و هوای جملات ردیفی در اصفهان (تامپره) و نوا قابل تشخیص بود. در آخرین بخش اجرا با تغییر ربع پرده ای یکی از درجات تنبور، با استفاده از تکنیک های رایج ساز تنبور به اجرای قطعاتی در بیات ترک پرداخته شد.

به طور کلی، این اجرا از یک سو به علت استفاده از تکنیک های به نسبت نو روی تنبور (مانند تکنیکی که از ” touch” گیتار الهام گرفته شده بود) دارای جذابیت بود و از سوی دیگر به علت قطعات ریتمیک متنوع مورد استفاده توسط نوازنده که تسلط وی را بر این قطعات نمایان می کرد. با این حال عمده ترین ضعف این اجرا مشخصاً کیفیت نازل جملات بداهه و آوازی روی موسیقی دستگاهی ایرانی بود که شاید آن را بتوان ناشی از عدم تسلط کافی نوازنده روی این نوع موسیقی دانست.

در دیدگاهی کلی تر نیز می توان عنوان داشت که سیر، توالی و یا ارتباط مشخص و فکر شده ای میان قطعات وجود نداشت که البته نباید از نظر نیز دور داشت که مدت اجرای این روز نسبت به سایر روزها بیشتر بود. همچنین اندک ضعف تکنیکی پنجه ی دست چپ در قطعات آوازی (که باز هم ممکن است به کمبود تسلط و تجربه ی دستگاهی نوازنده مربوط باشد) و گز و غیر شفاف نواخته شدن برخی نت ها در بعضی از لحظات قابل تشخیص بود.

در نهایت، باید به مساله ی مهمی به نام صدا برداری نیز اشاره کرد که در این برنامه ها توجه نسبتاً مناسبی به آن شده بود؛ به خصوص در اجرای روز سوم که صدادهی چهار ساز الکترونیک به اضافه ی خواننده با مشخصات صوتی متفاوت باید مورد دقت قرار می گرفت (البته در روز آخر افکت های مورد استفاده موجب تغییر سونوریته ی ساز و تداخل نامناسب صداها شده بود). این مساله از آنجا اهمیت می یابد که صدابرداری این مکان با کنسرتهای نسبتاً بزرگ برگزار شده در شهرستان ها مقایسه شود؛ کنسرتهایی که معمولاً صدابرداری و آکوستیک سالن در آنها در بازه ای بین بد و افتضاح در نوسان است!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (I)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (I)

۳۰ ویولون کرمونایی که در کارگاه های استرادیواری و گوارنری ساخته شده اند، با توجه به طیف های میانگین طولانی مدت مورد مقایسه قرار گرفتند. طیف های ۳/۱ اکتاو نیز از یک برنامه ضبط شده که در آن قطعه های یکسانی در شرایط یکسان با هرکدام از ویولن ها نواخته می شوند گرفته شدند. در حالت کلی طیف ها با یک باند ۱۰ دسی بلی از ۲۵۰ تا ۴۰۰۰ هرتز منطبقند. یک ویولن استرادیواری معمولی در باند های ۲۰۰ و ۲۵۰ و بالاتر از ۶/۱ هرتزی قوی تر است.
طبقه بندی تکنیک های تنبک (IV)

طبقه بندی تکنیک های تنبک (IV)

همچنین در شکل زیر از چپ به راست می توان طیف صدای تکنیکهای تم، بک میانه (۲)، بک کناره و پلنگ را مشاهده کرد. تکنیک پلنگ دارای غنی ترین مجموعه اصوات فرعی در بخش صدای ضربه خود است. این تغییرات کاملا تابع ویژگیهای صوتی مناطق پوست و شکل بخش اجرایی و همچنین ساختار داخلی و لبه کاسه تنبک است.
چشمه ای جوشیده از اعماق (VI)

چشمه ای جوشیده از اعماق (VI)

فاصله زیرترین و بم ترین نوت این قطعه بیش از پنج اکتاو است؛ اندکی کمتر از گستره صوتی یک پیانو. دست کم این قطعه، نشانه های صریحی از تجربه کودکی پارت در مواجهه با آن پیانوی غول پیکر قدیمی دارد. این مورد در برخی آثار دیگر پارت از جمله Spiegle im Spiegle نیز مشهود است.
سریر: آثار نوری چند ژانر را در بر دارد

سریر: آثار نوری چند ژانر را در بر دارد

جایگاهی که نوری داشته، ثمره شصت سال زندگی هنری او بوده و حتی بهترین شاگردانش هم ادعا نمیکنند که میتوانند امروز پا جای او بگذارند. اگر فرض کنیم این افراد حتی اجرایی کاریکاتور مانند هم از اثر من اجرا کنند، باز نفس کار و ذات آن موسیقی بالاخره جای خود را باز میکند و تاثیرش را میگذارد.
مصطفی کسروی درگذشت

مصطفی کسروی درگذشت

«حیف شد…» عبارتی که در چند ماه گذشته بارها برای از دست دادن هنرمندان موسیقی ایران به زبان ما آمد؛ و اما اینبار، «حیف شد» برای مصطفی کسروی، فاگوت نواز و آهنگساز خوش ذوق ایرانی است. سازنده «اورتور شوشتری»، «سرود درختکاری»، «گفتگو کن، جستجو کن» و …
مروری بر آلبوم «من همان نای‌ام»

مروری بر آلبوم «من همان نای‌ام»

موسیقی در «من همان نای‌ام»، مبتنی بر پتانسیلی‌ست که نخستین بار محمدعلی کیانی‌نژاد در آلبومِ «دف و نی» (۱۳۷۳) نشان داده بود؛ تجربه‌ی موسیقیِ چندصدایی با نوشتنِ چند خط برای نی در کنار ساز کوبه‌ای و آواز. آنچه این اثر با آهنگسازیِ کنش‌گرِ جهانگیری بر آن پتانسیل افزوده، بهره‌گیریِ او از نگاهِ دوری به عنصرِ ریتم، گاه پیوندِ تحریریِ (ملیسماتیکِ) شعر و موسیقی، و چند خط‌شدنِ آواز در آغاز و پایانِ اثر است.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VII)

آشنایی اولیه ایران با سینما، زمان مظفرالدین شاه قاجار به اتفاق میرزا ابراهیم خان عکاسباشی در فرانسه با «سینموفتوگراف» در «لاترن ماژیک» حدود پنج سال بعد از رواج اختراع برادران لومیر در پارِس رخ داده است. (۵) سینما می تواند به راحتی مدرن باشد چرا که در اروپا مدل های «سنتی» ندارد و همه سینماگران ایرانی و اروپایی بدون ترس از امکان از دست دادنِ «سینمای سنتی» با هم در راه نوآوری قدم برمی دارند. هنرمندان ایرانی بدون مشکلات ناشی از مسائل قومی، مذهبی، طبقاتی، سنتی، تاریخی، با دیگر همکاران جهانی شان، چه غربی و چه شرقی (امریکا، اروپا، هند، چین و ژاپن) بدون کپی برداری، همراه و همگام هستند و هنر سینمای ایران هنری مدرن و جهانی است. علت نگفته پیدا است. سینما خود از اول یک هنر مدرن است که همراه با مدرنیته پا به عرصه وجود گذاشته است و نوع سنتی، قومی، مذهبی، تاریخی و طبقاتی ندارد.
نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (III)

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (III)

در صفحۀ ۸۷ کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی، جعفرزاده این مشکل را با مطرح کردن عنوان «مقام‌های ترکیبی» تا اندازه‌ای حل کرده است. او با مثال آوردن نمونه‌های متنوعی از ترکیب مدهای متفاوت در موسیقی محلی، موسیقی ایرانی و حتی موسیقی ترکی و عربی، امکان به‌وجود آمدن مدهای جدید و روش بررسی آن‌ها را به‌اختصار معرفی کرده است.
دیوید اویستراخ (II)

دیوید اویستراخ (II)

هر چند امروز نام اویستراخ یادآور یک ویولنیست بزرگ است، اما نباید ازتوانایی او در رهبری ارکستر غافل بود. او که ابتدا در ارکستر کنسرواتوار به موقعیت رهبری دست یافت، در موقعیت یک رهبر ارکستر، توانست جایگاه شایسته ای را کسب نماید و بسیاری از قطعات معروف آهنگسازان را رهبری نمود.
جعفر صالحی: در ده ساعت میشود نت نویسی را آموخت

جعفر صالحی: در ده ساعت میشود نت نویسی را آموخت

همانطور که شما هم می‌دانید، مدت زمان آموزش بیشتر از این‌که وابسته به مطلب آموزشی باشد، به درک و علاقه هنرجو وابسته است و البته نگاه من در تولید این اثر آموزشی، آموزش به یک کاربر آماتور بوده است.