- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

یک اتفاق خوب

در وانفسای کنونی ِ رکود ظهور و بروز موسیقی های خوب، گاه اتفاق هایی هرچند کوچک، می تواند دلگرم کننده و فرخنده باشند. یکی از این اتفاق ها، سلسله برنامه هایی کوچک و به نسبت خودمانی بود که در اولین روزهای سال نو در شهر کرمانشاه برگزار شد؛ برنامه ای با عنوان «چهار روز با موسیقی»، در «کافه گالری آذرستان». نوشته ی حاضر، گزارش و توصیفی است مختصر از آنچه در این چهار روز به اجرا درآمد. این برنامه ها به ترتیب در روزهای سوم، چهارم، پنجم و ششم فروردین ارائه شد.

در روز اول، کامیار صلواتی و ادیب تیرانداز به ترتیب در دو اجرای حدوداً بیست تا بیست و پنج دقیقه ای، به اجرای همنوازی سه تار و تنبک با همراهی سامان امیری پرداختند.

در برنامه ی اول، قطعاتی در دستگاه ماهور، با گذر از بیات ترک و اصفهان، نواخته شد و در برنامه ی دوم، ادیب تیرانداز برنامه ای را در شور، دشتی و ابوعطا با تاثیر از استادش، بهداد بابایی، اجرا نمود و تسلط تکنیکی خود را به نمایش گذاشت. روز دوم نیز به همنوازی تار و تنبک اختصاص داشت. پویا خاکپور نوازنده ی تار، در کنار سامان امیری به اجرا پرداختند.

در روز سوم اما، آنچه اجرا شد یک سره با روزهای پیشین متفاوت بود.

گروه موسیقی راک «سراب»، پنج قطعه را اجرا کردند. فارغ از بحث های مختص به این نوع از موسیقی که نیازمند تحلیلی مبتنی بر آگاهی کامل نسبت به این گونه ی موسیقی است، در مورد جنبه های موسیقایی کلی و عمومی برنامه ی اجرا شده می توان گفت که جدای از ناکوکی فاحش ساز سولیست گروه در قطعه ی اول و اندک فالشی خواننده در برخی لحظات، در بقیه ی قطعات صدای هماهنگ و تمیزی از گروه و خواننده شنیده می شد که این مساله در مقایسه با سایر گروه های مشابه یک امتیاز به شمار می آمد.

همچنین در کنار جمله پردازی ها و تغییرات کروماتیک حساب شده و گوشنواز ملودی بعضی از قطعات، پرداخت فرمال اندک قطعات و همچنین یکنواختی نسبی ریتمیک هر قطعه عمده ترین ضعف های این اجرا به نظر می رسید که البته بخشی از آن با مدولاسیون های گاه و بیگاه قطعات پوشش داده شده بود! از سوی دیگر و از لحاظ تلفیق شعر و موسیقی که یکی از نقاط ضعف معمول اجرای این گونه آثار در ایران است (به دلایلی که از حوصله ی این نوشتار خارج است)، نقطه ضعف عمده ای به چشم نمی خورد. با این حال به طور کلی، این اجرا را می توان در مقایسه با سایر گروه های مشابه فعال در شهر و شاید حتی ایران به نسبت موفق دانست.

در آخرین روز، اهورا مرادی، نوازنده ی تنبور، قطعاتی را در مقام های کردی اجرا کرد و البته در بسیاری از لحظات به موسیقی دستگاهی گذر می کرد. در کنار مقام های تنبور، حال و هوای جملات ردیفی در اصفهان (تامپره) و نوا قابل تشخیص بود. در آخرین بخش اجرا با تغییر ربع پرده ای یکی از درجات تنبور، با استفاده از تکنیک های رایج ساز تنبور به اجرای قطعاتی در بیات ترک پرداخته شد.

به طور کلی، این اجرا از یک سو به علت استفاده از تکنیک های به نسبت نو روی تنبور (مانند تکنیکی که از ” touch” گیتار الهام گرفته شده بود) دارای جذابیت بود و از سوی دیگر به علت قطعات ریتمیک متنوع مورد استفاده توسط نوازنده که تسلط وی را بر این قطعات نمایان می کرد. با این حال عمده ترین ضعف این اجرا مشخصاً کیفیت نازل جملات بداهه و آوازی روی موسیقی دستگاهی ایرانی بود که شاید آن را بتوان ناشی از عدم تسلط کافی نوازنده روی این نوع موسیقی دانست.

در دیدگاهی کلی تر نیز می توان عنوان داشت که سیر، توالی و یا ارتباط مشخص و فکر شده ای میان قطعات وجود نداشت که البته نباید از نظر نیز دور داشت که مدت اجرای این روز نسبت به سایر روزها بیشتر بود. همچنین اندک ضعف تکنیکی پنجه ی دست چپ در قطعات آوازی (که باز هم ممکن است به کمبود تسلط و تجربه ی دستگاهی نوازنده مربوط باشد) و گز و غیر شفاف نواخته شدن برخی نت ها در بعضی از لحظات قابل تشخیص بود.

در نهایت، باید به مساله ی مهمی به نام صدا برداری نیز اشاره کرد که در این برنامه ها توجه نسبتاً مناسبی به آن شده بود؛ به خصوص در اجرای روز سوم که صدادهی چهار ساز الکترونیک به اضافه ی خواننده با مشخصات صوتی متفاوت باید مورد دقت قرار می گرفت (البته در روز آخر افکت های مورد استفاده موجب تغییر سونوریته ی ساز و تداخل نامناسب صداها شده بود). این مساله از آنجا اهمیت می یابد که صدابرداری این مکان با کنسرتهای نسبتاً بزرگ برگزار شده در شهرستان ها مقایسه شود؛ کنسرتهایی که معمولاً صدابرداری و آکوستیک سالن در آنها در بازه ای بین بد و افتضاح در نوسان است!