گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

مصاحبه با کیت جرت (III)

به عنوان مثال، کل موسیقی “The Survivor’s Suite” [ضبط شده در لودویگزبرگ آلمان، آوریل ۱۹۷۶ و منتشر شده توسط ای سی ام] مخصوصا برای سالن اوری فیشر در نیویورک نوشته شد چون می دانستم که قرار است آنجا اجرا کنیم (و شاید این موضوع را کمتر کسی بداند). فکر می کنم که این اثر، به عنوان بخشی از جشنواره، دقیقا نقطه مقابل “Monk” بود. تجربه اجراهای زیاد در اوری فیشر هال نشان داده بود صدا بر صحنه این سالن آنقدر واضح نبود که بتوان با تمپوی بالا نواخت – در واقع، صدا مبهم می شد – پس من هم تصمیم گرفتم که برای آن شب موسیقی را بسازم. فکر کردم که آن شب، شب مهمی در موسیقی بود و نخستین اجرای ما از این اثر هم قرار بود در آن سالن صورت بگیرد و در واقع برای اجرا در آن سالن هم نوشته شده بود.

به عنوان مثال، کل موسیقی “The Survivor’s Suite” [ضبط شده در لودویگزبرگ آلمان، آوریل ۱۹۷۶ و منتشر شده توسط ای سی ام] مخصوصا برای سالن اوری فیشر در نیویورک نوشته شد چون می دانستم که قرار است آنجا اجرا کنیم (و شاید این موضوع را کمتر کسی بداند). فکر می کنم که این اثر، به عنوان بخشی از جشنواره، دقیقا نقطه مقابل “Monk” بود. تجربه اجراهای زیاد در اوری فیشر هال نشان داده بود صدا بر صحنه این سالن آنقدر واضح نبود که بتوان با تمپوی بالا نواخت – در واقع، صدا مبهم می شد – پس من هم تصمیم گرفتم که برای آن شب موسیقی را بسازم. فکر کردم که آن شب، شب مهمی در موسیقی بود و نخستین اجرای ما از این اثر هم قرار بود در آن سالن صورت بگیرد و در واقع برای اجرا در آن سالن هم نوشته شده بود.

البته ما سپس این اثر را در مکان های دیگر نیز اجرا کردیم. در نتیجه منطقی برای این کار وجود داشت. به هر حال فکر می کنم که برای افراد کمی این پرسش مطرح شود که «آقای جرت آیا شما به آهنگ سازی برای اجرا در سالنی خاص فکر کرده اید؟» به احتمال زیاد پاسخ منفی خواهد بود.

اما پاسخ در این نکته مخفی است که من می دانستم که سالن برای اجرای برخی موارد بسیار ضعیف است. اگر هم به “The Survivor’s Suite” گوش کنید متوجه می شوید که هیچ تمپو بالایی در آن به کار نرفته است.

جالب است. البته موسیقی مذهبی همیشه با در نظر گرفتن فضای آکوستیک ساخته میشود.


دقیقا. در آن اثر، داستان از این قرار بود که سرعت «آزاد» بود و بر اساس تمپو نبود. فکر میکنم که این موضوع کم و بیش نشان دهنده نحوه عملکرد ما در این زمینه است.

شما گفتید که قبلا چهار کنسرت «آزاد» از ” Yesterdays” اجرا کردید اما سال ۲۰۰۱ واقعا دوره پرباری برای تریو بود.


بله. من نخستین کسی بودم که به این موضوع دقت می کردم زیرا فهرستی از آثاری که «باید منتشر شوند» تهیه کرده بودم. «این نوار باید منتشر شود، این یکی لازم نیست». در نتیجه من آثار ضبط شده ای از اجراهای مختلف و در زمان های مختلف داشتم. سپس فهرستی را در چند نسخه مختلف تهیه کردم که اگر هواپیمایم سقوط کرد یا حادثه ای این چنینی پیش آمد کسی به آن فهرست دسترسی پیدا کند و بداند که برنامه بعدی من چه بوده است. این کار جالبی بود. فهمیدم که هرچند از اجراهای چندین سال متفاوت گلچین می کردم اما نهایتا از اجراهای پیش از ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ انتخاب کردم و هیچ توضیحی هم برای آن نداشتم.

راستش می خواستم بپرسم که آیا مرد درون شما [با این کار] پشت سر گذاشتن آن بیماری مزخرف [سندروم خستگی مزمن که جرت از پاییز ۱۹۹۶ و به مدت دو سال دچار آن بود] را جشن گرفته است؟


بله، این هم می تواند باشد که اگر درست باشد رخدادهای دیگری هم در حال اتفاق است. در واقع در سال ۲۰۰۸ و در کارنگی هال با تریو آغاز شد و همه چیز یک هو بالا گرفت!

گفتگوی هارمونیک

۱ نظر

بیشتر بحث شده است