زنان و موسیقی (II)

گیوم دوفه (Guillaume Dufay)، سرود خوان کلیسایِ کوچکِ پاپ مارتَن پنجم در رُم، سپس کلیسایِ پاپ اوژنِ چهار، نیز به عنوان بزرگ ترین نماینده مکتب فرانسوی – فلامان شناخته شده است. بهتر است که این جا شمارش موسیقی دان های مشهور را متوقف کنیم و یادآور شویم که آواز خوانی زنان در کلیساها ممنوع بود. این ممنوعیت قرن ها به طول انجامید به گونه ای که در سال ۱۸۹۶ میلادی در مجله ی هفته ی مذهبی پاریس (la Semaine religieuse de Paris)، این موضوع دوباره گوشزد می شود. بدین ترتیب زنان نمی توانستند از این دوره های آموزشیِ روشنفکری و موسیقاییِ ممتاز که مدارس مذهبی آواز در سراسر فرانسه پراکنده می کردند، سود بجویند.

قرن هفدهم
با وجود ممنوعیت خواندن آواز برای زنان درکلیسا ها، آن ها اجازه نواختن اُرگ در این مکان ها را داشتند. بدین ترتیب از ابتدای قرن هفدهم میلادی ردپای اولین زنان نوازنده اُرگ پیدا می شود: مارگاریت تیِری (Marguerite Thierry)، متولد حدود ۱۶۵۰ میلادی، نویسنده کتاب اُرگ (Livre d’orgue)؛ ماری راکه (Marie Racquet) متولد حدود ۱۶۳۴، نوازنده اُرگ صومعه سرای پاریسی دختران صلیبب حدود ۱۶۶۰ میلادی و خواهرش شارلوت سِسیل (Charlotte-Cécile)، متولد ۱۶۴۴ میلادی، نوازنده اُرگ دیرِ لونگپِر (l’Abbaye de Longpré)ِ؛ دوشیزه دِروایسو (Desruisseaux) سال ۱۶۹۵ در اِزایِ پرداخت مالیات سرانه، به آُرگ نوازی مشغول شد؛ دوشیزه دودواِ (Dudouet) نوازنده اُرگِ هتل-دیو (l’Hôtel-Dieu) در پاریس در سال ۱۶۹۰… این زنان یا نزد پدرانشان که خود موسیقی دان بودند یا نزد استادِ خصوصی و نه در مدارس مذهبی، تعلیم دیده بودند.

همچنین در همین دوره (قرن هفدهم) نوازنده های کلاوسَن ظهور پیدا کردند. هر چند که در این دوره انجمن نوازندگان اُرگ و کلاوسَن همگی در یک انجمن موسیقی دان ها گرد هم آمده بودند. از میان آن ها، می توان دوشیزه لُتِلیه (Letellier) و رُبور (Rebours)، از اعضای انجمن، خانم لویی (Louis) و اُو (Oves)، هر دو «اُستاد کلاوسَن» که هر دو نیز در سالنامه پرادل (Pradel) سال ۱۶۹۲ از آن ها یاد شده است و مخصوصاً آن شَبَنسو دُ لَ بَر (Anne Chabanceau de la Barre)*، خواننده، نوازنده فلوت، رقاص و نوازنده کلاوسَن، دخترِ نوازنده ی اُرگ، پیِرِ سوم شَبَنسو دُ لَ بَر (Pierre III Chabanceau de la Barre) نام برد.

وی حتی در ژانویه ۱۶۶۱، گواهی نامه موسیقی پادشاه را به عنوان پاداشی برای «برتری صدایش» دریافت کرد. او همچنین در دربار سوئد، هِسِن و همچنین دانمارک صدای خود را به گوش درباریان رساند.

اِلیزابت ژَکه دُ لَ گِر (Elisabeth Jacquet de la Guerre)، حدود ۱۶۶۴ – ۱۷۲۹، آهنگ ساز و نوازنده کلاوسَن همچنین در زمان خودش بسیار مشهور بود. تیتون دو تیه (Titon du Tillet) وقایع نگارِ فرانسوی در اثر خود به نام پارناس فرانسوا (Parnasse françois) که به گرامی داشت شاعران، ادب پیشه گان و موسیقی دان هایِ دربار لویی چهاردهم اختصاص داشت، در مورد او این چنین می نویسد: «هنوز پانزده سالش نشده بود که در دربار ظاهر شد. پادشاه از شنیدن نواختنِ کلاوسنِ او بسیار لذت می برد؛ به گونه ای که تربیت او را به خانم مونتِسپان (Madame de Montespan) سوگلی خود سپرد، او اِلیزابت را سه یا چهار سال نزد خود نگه داشت. همچنین ِالیزابت موفقیت زیادی نزد دیگر اشخاص دربار که با او ملاقات می کردند، کسب کرده بود.»

اِلیزابت پس از مدتی به پاریس رفت و به عنوان نوازنده و اُستاد کلاوسَن شهرت بسیاری به دست آورد و پس از مرگ همسرش، نوازنده اُرگ مَرَن دُ لَ گِر (Marin de la Guerre)، در سال ۱۷۰۴، به صورت منظم کنسرت برگزار می کرد. وی نویسنده ی اُپرایِ کوتاهی به نام «بازی هایی به افتخارِ پیروزی» (Les jeux à l’honneur de la Victoire) است که در سال ۱۶۸۵ در آپارتمان های دوفَن (Dauphin) اجرا شد، همچنین تراژدی موزیکالِ «سِفَل و پروکریس» (Céphale et Procris)، در سال ۱۶۹۴، کانتات هایِ فرانسوی در مورد موضوعاتی برگرفته از نوشتار (Cantates françaises sur des sujets tirés de l’Ecriture) و همچنین قطعاتی از کلاوسَن و سونات هایی برای ویولون و کلاوسَن از آثار او است.

* آن شَبَنسو دُ لَ بَر (۱۶۲۸ – ۱۶۸۸)
** کانتات هایِ فرانسوی (۱۷۰۸ – ۱۷۱۱)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

ارکستر سمفونیک آمریکا

ارکستر سمفونیک آمریکا

وقتی لئوپالد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) ارکستر سمفونیک آمریکا را در سال ۱۹۶۲ یعنی در ۸۰ سالگی خود، پایه گذاری کرد، هدف جدیدی را برای این ارکستر متصور بود: نشان دادن استعداد های موزیسین های آمریکایی با برگزار کردن «کنسرت هایی از آثار برجسته و با قیمتی مناسب به گونه ای که همه بتوانند شرکت کنند». از آن زمان تا کنون، این ارکستر تمام تلاش خود را انجام داده است تا دامنه تعهدات خود را گسترده تر نموده و با نوآوری در زمینه فعالیت خود به مخاطبان موسیقی ارکسترال بیفزاید و از ابقاء فرم های موسیقی کلاسیک اطمینان حاصل کند.
بد فهمی از گفتار وزیری (II)

بد فهمی از گفتار وزیری (II)

وزیری در مدرسه موسیقی اش به تشکیل ارکستری پرداخت که از هنرجویان و مدرسان مدرسه تشکیل شده بود. او در این ارکستر به اجرای پیشنهادهایش برای موسیقی ایرانی می پرداخت. وزیری همچنین در کلوپی که برای دوستداران موسیقی تاسیس کرده بود به ایراد سخنرانی هایی پرداخت که موسیقی عامیانه روز را به باد انتقاد گرفت.
گفتگو با گیل شاهام (I)

گفتگو با گیل شاهام (I)

وقتی بدشانسی به تو رو میکنه، تو یه لحظه شانس در خونتو میزنه! همه ما داستانهای زیادی راجب آدمهای بی سواد که یه شب راه ترقی را طی کردن شنیدیم. این داستانها علاوه بر تئاتر روی صحنه کنسرت هم اتفاق می افته. وقتی ویلونیست مشهور پرلمن (Itzhak Perlman) در سال ۱۹۸۹ به علت عفونت گوش نمی تونه به لندن سفر کنه، گیل شاهام ۱۸ ساله بزرگ ترین شانس زندگیشو بدست میاره و کنسرتو های سیبلیوس و بروخ را با همکاری London Symphony Orchestra اجرا میکنه.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (V)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (V)

در وهله نخست می بینیم که فاصله چهارم هایی که در موسیقی ایرانی مورد استفاده هستند، بیش از چهار و در واقع شش تا هستند و نام گذاری آنها با نام دستگاه ها، نامناسب و گمراه کننده است.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XI)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XI)

گذشته از موارد پیشین، مدت زمان تأکید بر این دانگ در گوشه چندان زیاد نیست و می‌توان از نقش دانگِ مورد بحث تاحد زیادی چشم‌پوشی کرد و آن را جزو پیکربندی اصلی گوشه ندانست. بااین‌حال، برای احتیاط بیشتر بهتر است که به نقش آن، هرچند کوتاه، توجه شود.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (I)

اتنوموزیکولوژیست‌ها برای آشنایی با رفتارهای موسیقایی مردم و انواع موسیقی‌ای که در شرایط مختلف زندگی خود از آن بهره‌مند می‌شوند، به مناطق مورد نظر سفر می‌کند و ضمن استقرار در آن محل به کسب تجربه و ثبت اطلاعات می‌پردازند. سفر به محل زندگی مردم با فرهنگ‌های مختلف و تجربۀ زندگی با آن‌ها و شریک شدن در لحظه‌های آفرینش و اجرای موسیقی توسط آنان و فراگیری نواختن سازهای آنان، از جمله ویژگی‌هایی است که اتنوموزیکولوژی را از سایر رشته‌های موسیقی‌شناسی متمایز می‌کند.
اسماعیلوویچ، منادی صلح (I)

اسماعیلوویچ، منادی صلح (I)

با جستجوی نام “وِدران اِسماعیلوویچ” در صفحات فارسی اینترنت، نمی توان اطلاعات زیادی از این نوازنده ی بوسنیایی ویولنسل، بدست آورد و البته آن چیزی هم که یافت می شود، بیشتر به بعد از انتشار ترجمه کتاب “ویولنسل نواز سارایوو” اثر “استیون گالووی” مربوط است که البته بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت ها باشد، بر اساس تخیلات نویسنده شکل گرفته است. اسماعیلوویچ شاید اثر موسیقایی خاصی خلق نکرده باشد و حتی در زمینه ی اجرا و نوازندگی نیز جزء نامداران این عرصه نباشد، ولی اقدام او در جلب افکار عمومی جهانیان به فجایع جنگ بوسنی و جنایات صربها توانست نام او را در تاریخ موسیقی جهان جاودانه سازد. او ثابت کرد موسیقی تنها عامل لذّت و یا حتی تفکر نیست. موسیقی می تواند منادی صلح و آرامش باشد البته نه در پس ژست های روشنفکر مآبانه و سالنهای مجلل کنسرت، بلکه در خرابه های کتابخانه سارایوو و در زیر آتش گلوله و خمپاره.
٩٠٠٠ ویدئوی آموزشی برای پیانو: پروژه‌ دانشگاه آیوا

٩٠٠٠ ویدئوی آموزشی برای پیانو: پروژه‌ دانشگاه آیوا

هنرجو یا هنرآموز ندارد! اگر اهل اینترنت هستید و در حال آموزش یا یادگیری سازی هستید حتما پیش آمده که به دنبال نسخه شنیداری یک اثر بگردید. این جستجو می‌تواند برای شنیدن اثری باشد که نت آنرا دارید یا مقایسهءآن با نسخه‌ای که از پیش آنرا در اختیار داشته‌اید. از سوی دیگر حتما این تجربه را هم داشته‌اید که زمان زیادی را صرف یافتن اجرای شایسته‌ای از یک اثر کرده باشید. زمانی که برای مثال نام کاری را در یوتیوب تایپ می‌کنید، نتایج، هم می‌توانند کار گوش‌خراش نوآموزان باشند و هم اجرای درخشان یک نوازنده یا ارکستری جهانی.
نمودی از جهان متن اثر (XVIII)

نمودی از جهان متن اثر (XVIII)

اغلب اوقات آنالیز با چنین مسائلی روبرو است و برای حل آن‌ها از ابزارهای زیباشناسی و فلسفه‌ی هنر بهره می‌گیرد. هر چند ممکن است تحلیل‌گران اندکی را بیابیم که مستقیما وارد چنین بحث‌هایی شده باشند اما به‌ هر حال رد استفاده‌ی آن‌ها را می‌توان در لایه‌های زیرین تحلیل‌شان نشان داد.
باس نوازی با بزرگان!

باس نوازی با بزرگان!

تال ویلکنفیلد (Tal Wilkenfeld) سال ۱۹۸۶ در شهر سیدنی استرالیا بدنیا آمده و نوازنده گیتار باسی است که در سبکهای چون راک، جز و جز فانک فعالیت های بسیاری را انجام داده است. وی دبیرستان خود را نیمه تمام رها ساخت و در سال ۲۰۰۲ به امریکا مهاجرت نمود. در ابتدا در شهر لس آنجلس مدتی را سپری نمود اما پس از مدتی کوتاه به نیویورک رفت و در آنجا ساکن شد.