کریستوف پندرسکی

کریستوف پندرسکی
کریستوف پندرسکی
بیوگرافی:
هنگام اشغال لهستان توسط نازی ها و کشتار یهودیان، پندرسکی (۱۹۳۳-) پسرکی خردسال بود. او گرچه خود در معرض تهدید نازی ها نبوده است اما با قربانیان احساس همدردی بسیار می کند و چنین می نویسد: “ بی تردید این جنایت عظیم جنگی از آن زمان در ذهن ناخودآگاهم ماندگار شده، زمانی که به عنوان یک کودک شاهد ویرانی محله یهودیان شهر کوچک زادگاهم، دبیکا بودم.”

کریستوف پندرسکی (Krzysztof Penderecki) پس از تحصیلات مدرسه در “Krakau”، ابتدا دانشجوی دانشکده هنر و فلسفه شد. برای پندرسکی در سن ۲۱ سالگی، موسیقی به شکل شیوه ای برای گذر زمان درآمد و همین امر باعث شد که او سر از کنسرواتوار کراسووی درآورد.

خصیصه های سبک موسیقایی:
• بهره گیری از عناصر موسیقی فولکلوریک لهستان
• تاثیر پذیری از سبک های سده های میانه و سایر سبک های اولیه
• تاثیر پذیری از سبک اکسپرسیونیسم
• تاثیر پذیری از شیوه پولیفونی قدیم
• افزودن بر وسعت صوتی سازهای سنتی موسیقی
• بکارگیری ربع پرده ها و سایر پرده های غیر سنتی
• بهره گیری از خوشه های صوتی و گلیساندو
• ایجاد اصوات سروصدا گونه از راه ضربه زدن بر بدنه ساز و کشیدن آرشه بر دنباله سیم گیر
• بهره گیری از جلوه های سروصدا گونه و کوبشی
• بهره گیری از همهمه ها، خنده ها، فریادها و نجواهای گروه کر
• استفاده از اصوات غیر موسیقایی، (برای نمونه در اثر «Fluorescences» از اره چوب بری و انگشتی های ماشین تحریر بهره می گیرد.)
• تجربه گرایی در زمینه های سورئالیسم، کلوستر و الکترو آکوستیک

برخی از آثار:
• کنسرتو ویولا
• کنسرتو فلوت
• کنسرتو ویولنسل
• ۷ سمفونی
• کاپریچیو برای ویولن و ارکستر
• پارتیتا برای گیتار الکتریکی، گیتار باس، کنترباس و ارکستر

رویدادها:
۱۹۵۹: برنده سه جایزه برتر مسابقه آهنگسازی ورشو
۱۹۶۰: ساخت «مرثیه برای قربانیان هیروشیما» برای ۵۲ ساز زهی
۱۹۶۶: ساخت پاسیون لوقا
۱۹۷۲: رئیس آکادمی کراکوف
۱۹۸۰: ساخت اثر کرال لاکریموزا «اشکریزان» برای نهضت همبستگی

دیگر فعالیت های پندرسکی در زمینه موسیقی علاوه بر آهنگسازی:
• رهبری ارکستر
• تدریس کمپوزیسیون در کنسرواتوار کراسووی
• اختراع یک سیستم نت نویسی جدید با علائمی تازه جهت تامین کردن مدت، زیروبمی و تکنیک های نوازندگی مورد نیاز خود



نگاهی به یکی از آثار پندرسکی به نام: «مرثیه برای قربانیان هیروشیما»:
مرثیه یا آواز سوگوارانه پندرسکی اثری کم و بیش تحمل ناپذیر و خشن است که در آن تجربه دوران کودکی اش در لهستان و همدردی اش نسبت به رنج های بشر را منعکس می سازد. اصوات آن برای خوشایند بودن پرداخته نشده اند.

پنجاه و دو ساز زهی شامل: ۲۴ ویولن، ۱۰ ویولا، ۱۰ ویولنسل و ۸ کنترباس، گستره متنوعی از اصوات سروصدا گونه را پدید می آورند که اغلب به نظر میرسد با روش های الکترونیک ساخته شده اند. بسیاری از این اصوات در قالب خوشه های صوتی پدید می آیند. در آغاز این اثر ۱۰ دقیقه ای، خوشه های فغان آمیز صوتی به وسیله ده گروه از سازها که با زیرترین اصوات (بدون زیر و بم معین) می نوازند، ساخته می شود. در پایان قطعه، خوشه ای عظیم که صدایی همچون غرش موتور جت دارد، به وسیله تمام پنجاه و دو ساز زهی که با فاصله ربع پرده نسبت به یکدیگر می نوازند، به صدا در می آید. پندرسکی اغلب گلیساندو را برای حجیم یا فشرده ساختن خوشه های صوتی به کار می گیرد.

در این اثر هیچ حسی از ضرب وجود ندارد و زمان بندی روال های موسیقایی در آن بر حسب ثانیه در زیر پارتیتور مشخص شده است.

مرثیه شش بخش دارد. ویژگی بارز برخی از این بخش ها، صداهای ممتد و کشیده و ویژگی برخی دیگر، گستره متنوعی از هجوم های سریع کوبشی است. سیطره اصوات سروصدا گونه بر موسیقی چنان است که نمود صداهایی با زیر و بم معین در آغاز بخش دو تاثیری بسیار تکان دهنده دارد. حس انسجام و یکپارچگی در این قطعه به واسطه شباهت کلی بخش های آغازین و پایانی و نیز حالت اوج گیرنده بخش چهار فراهم آمده است.

به راستی که این اثر یکی از فاخرترین آثار موسیقی قرن بیستم است.

audio file بشنوید اجرایی را از قطعه «مرثیه برای قربانیان هیروشیما»

منابع:
درک و دریافت موسیقی
موسیقی هنر شنیدن
موسیقی کلاسیک در سده بیستم
فرهنگ بزرگ موسیقی
راهنمای جامع موسیقی کلاسیک

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

از روزهای گذشته…

پاواروتی از نگاه یک اپراخوان ایرانی

پاواروتی از نگاه یک اپراخوان ایرانی

در روزهای گذشته از محبوبیت پاواروتی و احترام همگان به او،‌ بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند. اما این هنرمند بزرگ ایتالیایی، از لحاظ هنری و آموزشی در میان موسیقی‌دانان و هنرجویان اپرا چه جایگاهی داشت؟ چه چیز، صدا و هنر او را ممتاز و برجسته می‌کرد؟
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

«دستگاه‌های موسیقی ایران موسیقی مرده‌ای است و باید دور انداخت. چون روح ندارد. این موسیقی در کنار منقل و وافور و در کنار بساط عرق خورها زندگی می‌کند. آنها که دودستی این موسیقی مرده را چسبیده‌اند متوجه باشند؛ هر موقع که نعش‌های مومیایی جان بگیرند، این موسیقی هم زنده خواهد شد.» (فرزانه ۱۳۳۵)
دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (III)

دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (III)

دوم، جنبه فیزیکی و جسمی شخص است که طبیعتا به اعضای درگیر با این موضوع منتهی می شود، به طور مشخص عضو تعیین کننده ای که بیشترین حساسیت در مورد آن اعمال می گردد، گوش و سیستم شنوایی است که به عنوان ورودی اطلاعات صوتی، انتقال وتبدیل ایفای نقش می کند و قسمت نهایی، سلسله اعصاب و مغزمی باشد و کیفیت، تحلیل و پاسخ را به عهده دارد.
«لحظه های بی زمان» (V)

«لحظه های بی زمان» (V)

موسیقی آوانگارد، ریشه در تاریخ تراژیک غرب داشت. روندی که از سده های قبل از انقلاب صنعتی شروع شده بود، با دو جنگ جهانی، بحران های اجتماعی و تنش های سیاسی بسیاری عجین بود و بر تمام زمینه های اندیشه و هنر از شعر و ادبیات و فلسفه گرفته تا نقاشی، معماری، موسیقی و حتی زندگی مردم عادی اثر گذاشته بود. اما تجربه های موسیقایی در ایران در مقایسه با فرهنگ غربی، بسیار فقیر تر بود و دستگاه هاضمه فرهنگی ما قابلیت هضم این موسقی غریب را نداشت. نکته ای که نباید فراموش کنیم این است که با وجود همه نقدهایی که بر موسیقی آوانگارد وارد است، اما یک دستاورد بسیار مهم دارد و آن تجربه افق های صوتی جدید است. نفس این تجربه در آهنگسازی، فارغ از بستر اجتماعی و جغرافیای فرهنگی، بسیار ارزشمند است.
چشمه ای جوشیده از اعماق (VII)

چشمه ای جوشیده از اعماق (VII)

میزان نمایی در این قطعه تعیین نشده و نغمه ها در قالب هیچ ریتم مشخص و تعریف شده ای نیستند. با اینحال پارت، نوت سیاه (بدون دم) را برای دیرندهای کوتاه و نوت گرد را برای دیرندهای بلند برگزیده است. هر دو دست از نظر ریتمی، یونیسون می نوازند و بطور کامل و در تمام طول قطعه به موازات هم پیش می روند و تناظر یک به یکی بین دو دست برقرار است: هر نوت دست راست مقابل یک نوت از دست چپ. در چنین قطعه ای که از نظر ریتم آزاد است، میزان بندی و نشانه های دیرندی تعریف دقیقی نمی توانند داشته باشند.
نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (II)

نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (II)

نگاهی به کیفیت اجرایی ارکستر سمفونیک و مسائل حاشیه ای آن نمونه خوبی است برای محک زدن مسئولان جدید موسیقی و تیمی که به تازگی عهده دار این غول موسیقی پایتخت شده اند.
عروض در موسیقی ردیف (II)

عروض در موسیقی ردیف (II)

شاید مهم‌ترین تکه‌ی ردیف، تکه ی «کرشمه» باشد. این واژه در فارسی به زبر کاف، زیر ر، ایست شین و زیر میم درست است؛ گرچه در گفتار معیار فارسی ایرانی به زیر کاف است. ریشه‌ی این واژه در زبان سنسکریت «کرشمت» و «کرشمان» است، به معنی جذاب که صفت ناز است و متناسب به کاربرد فارسی آن.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (I)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (I)

مهم‌ترین بخش کارگان (رپرتوار) موسیقی کلاسیک ایران که همچنان از دوره‌ی پیش از ضبط موسیقی (مکتوب و صوتی) در دسترس قرار دارد ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران است. با توجه به اهمیت یافتن ردیف به عنوان ماده‌ی اصلی آموزشی پس از دهه‌ی ۱۳۴۰ شمسی و همچنین خطر از دست رفتن قسمت اعظم این میراث کلاسیک در آن سال‌ها، وزارت فرهنگ و هنر و رادیو و تلویزیون ملی وقت تلاش‌هایی در زمینه‌ی ضبط و نغمه‌نگاری ردیف از اجرای استادان بزرگ موسیقی ایرانی به عمل آورد.
منتشری: از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم!

منتشری: از طرف پدرم یک رضایت نامه نوشتم!

به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد. اول اجازه بدهید که خدمت همه خوانندگان این مجله درودی عرض‌کنم. من اهل شمال هستم و در سال ۱۳۲۱ در شهرستان لنگرود متولد شدم. موسیقی از ابتدا در خانواده ما وجود داشت چون پدرم از صدای خوشی برخوردار بود. در آن زمان یادم می آید که تازه گرمافونی موسوم به بوقی باب شده بود و روی صفحه ضبط می شد، پدرم صفحات مربوط به صدای مرحوم بدیع زاده و ادیب خوانساری و تاج اصفهانی و طاهرزاده را می خرید و روی گرامافون پخش می کرد. ما از سن ۵-۶ سالگی در فضای موسیقیایی بزرگ شدیم.
جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (I)

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (I)

همه‌ی آنها که دستی در نواختن سازی دارند احتمالاً در دوره‌ای از نوازندگی درگیر فشارهای اضافی ماهیچه‌ای شده‌اند؛ از گردن و شانه گرفته تا انگشت‌ها و مجاری تنفسی هنگام نوازندگی می‌توانند زیر فشار بیش‌از‌حد قرار بگیرند. این فشارها سبب هدر‌رفتن انرژی نوازنده و اغلب اُفت کیفیت نوازندگی می‌شوند. برای برخی این مشکل مقطعی است و سرانجام با تمرین درست و تمرکز برطرف می‌شود، اما عده‌ی قابل توجهی از نوازندگان همواره با این معضل دست‌به‌گریبان می‌مانند و آسیب‌هایی جدی می‌خورند. از آنجا که من نوازنده‌ی گیتار کلاسیک هستم، این نوشته را بر فشارهای اضافی ماهیچه‌ای در نواختن همین ساز محدود می‌کنم.