هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

هوشنگ ظریف
هوشنگ ظریف
چطور به تار علاقه پیدا کردید؟
من ساز آقای لطف الله مجد را بسیار دوست داشتم و وقتی هم به هنرستان رفتم، آقای خالقی پرسیدند، چه سازی دوست داری بزنی؟ گفتم تار! همان موقع من با چوب، یک چهارچوب درست کرده بودم، یک دسته که به آن میخ شده بود داشت و به آن نخ بسته بودم …! به تار علاقه زیادی داشتم.

وقتی کلاس دهم بودم، هر وقت میهمان خارجی هنرستان داشت، آقای خالقی به من می گفتند که برای آنها تار بنوازم. یکبار برای یکی از این میهمانان خارجی یک اجرای کوچک در آواز اصفهان کردم؛ بعدا در سفرهایی که به فرانسه داشتم، دیدم صفحه ای هست که روی آن تصویری از آقای کسائی، بهاری و من است! صفحه را که متعلق به یونسکو بود خریدم و دیدم همان اجرای اصفهان در آن ضبط شده!

سازی که آنجا زدید سبکش به چه کسی نزدیک است؟
ترکیبی از فرم آقای جلیل شهناز و فرهنگ شریف است. آن زمان هر روز صبح، صبگاهی آقای حسن کسایی را با تار آقای فرهنگ شریف رادیو پخش می کرد…

اتفاقا در مراسم فارغ التحصیلان هنرستان در سال ۱۳۳۶، از من خواستند که تار بزنم، آنجا همه استادان مثل آقای وزیری، خالقی حضور داشتند؛ من هم یک بیات ترک سی بمل اجرا کردم؛ سی بمل و فا کوک کردم…

آن زمان هم که بیات ترک سی بمل، شیوه هنرستانی نبوده!
بله، ولی علاقه داشتم. یک همکلاسی هم داشتم به نام وادانی که برادر آقای بهنام وادانی بود، سه تار میزد و صدای خوبی هم داشت که آنجا با آواز او تار زدم.

در هنرستان تنبک ساز اجباری بود و من دو سال پیش آقای حسین تهرانی، این ساز را کار کردم. بعدا گفتند باید یک ساز دوم هم داشته باشیم، من اول فلوت را انتخاب کردم و مدتی زدم، دیدم دوست ندارم و سازم را به کنترباس تغییر دادم. بعدا در ضبط هایی که ارکستر فرهنگ و هنر داشت من کنترباس زدم و ضبط شده است ولی برای جواب آواز تار زدم!

آیا آقای موسی معروفی دقیقا با شیوه و استیل آقای وزیری تدریس می کردند؟
بله، آقای معروفی هم روی استیل تاکید داشتند.

هر ماه آقای خالقی برای هنرجویان کنسرت می گذاشت. مسئولین دولتی را آقای خالقی دعوت می کردند به این برنامه، مثل وزیر آموزش پرورش (که البته نام این وزارت خانه آموزش پرورش نبود در آن زمان) آقای علینقی وزیری هم به این کنسرتها دعوت می شدند. همان زمان یکبار آقای وزیری به روی صحنه آمد و توضیحاتی داد درباره نواختن تار بدون استفاده از مچ، ایشان یک روش مضراب زدن بدون استفاده از مچ و ساعد را نشان دادند و با انگشت مضراب را حرکت می دادند و یک ملودی کوتاه هم نواخت.

وقتی آقای وزیری بازنشسته شده بود، برنامه ای در انجمن ایران و شوروی (که الان سازمان انتقال خون است) آقای خالقی گرفت که معاون ایشان آقای مهدی مفتاح با آواز آقای بنان یک برنامه اجرا کرد و آقای خالقی از من و آقای اسماعیل تهرانی خواستند که قطعه ای از آقای وزیری اجرا کنیم که من بندباز را زدم. بعدا در نودمین سالگرد تولد آقای وزیری یک برنامه در هتل هیلتون برگذار شد که من با همراهی گروه آقای پایور برنامه ای اجرا کردم.

2 دیدگاه

  • سیدحمید حیدری
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۹ ق.ظ

    درود ، آقای پور قناد پیشنهاد می شود شما که در پایتخت حضور دارید و بهره مند اید از نفس با برکت این اساتید ، گزارش های دقیق و عمیق از آنچه که تا بحال به آن پرداخته نشده و شاید خود این اساتید مایل به ارائه آن هستند ( عمدتاً خاطرات و زوایای

    ناشناخته نوازندگی هر استاد مثل ؛ مهر تار ، نوع مضراب ، آثار خصوصی ای که قابلیت انتشار بخشی از آن در سایت وجود دارد و … ) را جمع آوری و ارائه فرمایید.
    دو هفته پیش برای کاری به تهران آمده بودم و قصد مکتب خانه میرزا عبدالله کردم ، دقایقی که با استاد لطفی هم کلام بودم به جز حسرت حضور در کلاسهایش به چیز دیگری فکر نمی کردم . ( چه می شود کرد ؟ )
    قدر بدانیم و هنوز که هستند …

  • ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۹۳ در ۶:۰۲ ب.ظ

    درود بر شما آقای حیدری
    همیشه سعی کردم از وجود اساتید و هنرمندان استفاده کنم و مطالبی را از این عزیزان به اشتراک بگذارم؛ سعی خواهم کرد این رویه را بیش از پیش ادامه دهم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (I)

تاریخ نگاری در مقوله ی هنر، در فرهنگ ایرانی و فارسی بیشتر به شعر و ادبیات اختصاص یافته و تنها در این بخش است که بررسی های تاریخی مفصل، معتبر و متنوع موجود است. بررسی های تاریخی در هنرهای دیگر، از جمله موسیقی، کم یاب اند و آنچه که هست (چنان که در این نوشته بررسی خواهد شد) چندان معتبر و مفصل نیستند.

لیر یا چنگ ارجان (IV)

موسیقی شناسان آلمانی و اتریشی “Curt Sachs” و “Erich von Hornbostel” سیستم رده بندی سازها را در ۱۹۱۴ ارائه دادند. خط کلی این رده بندی برمبنای بررسی اولین صفت مشترک سازها یعنی ویژگی فیزیکی ارتعاش ساز بنا شده است. بر این اساس سازها به پنج دسته تقسیم می شوند:

از روزهای گذشته…

هنر موسیقی و مولانا

هنر موسیقی و مولانا

شعر و موسیقی چنان در هم تنیده اند که هیچ یک بدون دیگری کمال خود را نمی یابد. مولانا مصداقی بارز از این نمونه است. شعرش تجسم پایکوبی، رقص و ریتم است؛ معنایی بس شگرف و عرفانی، تمام مصادیق لازم برای یک پیوند عمیق با موسیقی را فراهم کرده است. در نوشته ای که پیش رو دارید، نوشته ای پیش رو دارید، گرآوری نظریات اندیشمندان علوم انسانی است در اینباره.
نامه تازه کشف شده بتهوون

نامه تازه کشف شده بتهوون

به تازگی نامه ای دست نویس و نایاب از آهنگساز آلمانی، لودویک فون بتهوون به دست آمده است که در آن از بیماری و بی پولی خود گلایه می کند. این میراث که در موسسه ای در شمال آلمان رونمایی شده است، هیجان زیادی را بین دوستداران این نابغه موسیقی برانگیخته است. به گفته موسسه برامس، این نامه شش صفحه ای که امضا و مهر آهنگساز را در بر دارد، در واقع، در تلاش برای فروش اثر معروفش، “مسا سولمنیس” که در سال ۱۸۲۳ ساخته شده بود و خطاب به فرانتز آنتون اشتوکهاوزن، هارپیست و آهنگساز نوشته شده بود. بتهوون از اشتوکهاوزن کمک خواسته تا بتواند خریداران کلانی برای این اثرش بیابد.
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

هم‌دوره‌های ما که الان خیلی پیر هستند امّا از شاگردهای ما آقای کامبیز نوایی و کامبیز حاج‌قاسمی بودند که دوستانِ هم نیز بودند که کتابی هم راجع به معماری ایران نوشتند. هنوز هم با هم هستند و با هم دفتر دارند و فکر می‌کنم هنوز هم درس می‌دهند. آقای [علی‌اکبر] زرگر و آقای هادی ندیمی هم جزو شاگردان من بودند و آقای هادی ندیمی رئیس دانشگاه ملّی شد. من در این سال‌ها می‌آیم و می‌روم؛ امّا بیشتر ارتباط من با اهالی موسیقی است تا معماری. از سال ۱۹۸۴ که از ایران خارج شدم هم برای گذران زندگی کار معماری می‌کردم و هم موسیقی درس می‌دادم. بخشی وابسته به دانشگاه سوربن وجود داشت که مرکز مطالعات موسیقی شرقی نام داشت و من را برای تدریس به آن‌جا دعوت کردند و من برای مدّتی بسیار طولانی در آنجا تدریس می‌کردم.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (III)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (III)

همانطور که برای شناسایی فرم های موسیقایی مختلف در حال شکل گیری در مراکز شهری در اواخر قرن ۱۹ دسته ی موسیقیِ مردم پسند پدید آمد. به نظر می رسید این سبک ها جایی بین موسیقی مردمی و هنری، با سهمی یکسان از هر دو، قرار گیرند: شهری تر از موسیقی مردمی، اما فاقد پیچیدگی های زیبایی شناختی موسیقی هنری. همچنانکه جمعیت شهری رشد می یافت، این سبک ها به تدریج آشکارتر می شد، و با ظهور فن آوری ضبط و رادیو، موسیقی مردم پسند به صنعت موسیقی نزدیک تر شد.
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (I)

مقاله ای که می خوانید، نوشته ای است از سیمون رینولد (Simon Reynolds) نویسنده روزنامه گاردین که در اوایل سال گذشته به چاپ رسید است: واژه «بوگی»، در واقع، از پیانو نوازی به سبک بلوز گرفته شده است که در دهه سی قرن بیستم رایج بود. اما این واژه بیش تر در توصیف موسیقی راک جنوبی و صفحه های اوایل دهه هشتاد به کار می رود. وقتی که جلد “Delta Swamp Rock” را دیدم اولین چیزی که به فکرم رسید این بود که: «آیا نقشی که سیاهپوستان در موسیقی سول جز (Soul Jazz) ایفا می کنند به پایان رسیده است؟» انتشار مجموعه ای از موسیقی راک جنوب در اوایل دهه هفتاد، حرکتی بود که از لیبلی که برای انتشار گلچین های رگیِ “Dynamite!” و مجموعه های دلوکسی مانند “Can You Dig It? The Music and Politics of Black Action Films 1968-75” مشهور بود، انتظار نمی رفت.
نه زن، نه گریه

نه زن، نه گریه

بدون شک یکی از موفق ترین کارهای باب مارلی در طول زندگی هنری اش، ترانه No Woman No Cry است که یاد آور خاطرات باب در زمانی است که در “Trench Town” در همسایگی “Kisgston” پایتخت جامائیکا زندگی می کرده است.
آلفرد اشنیتکه  و سبک پلی استایلیسم(I)

آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم(I)

آلفرد اشنیتکه (Alfred Garyevich Schnittke) متولد ۲۴ نوامبر سال ۱۹۳۴، یک آهنگساز یهود روسی- آلمانی بود. پدرش روسی تباری متولد فرانکفورت و مادرش یک Volga German متولد روسیه بود .(Volga German یکی از نژادهای آلمان است که مردمانش در نزدیکی رودخانه Volga می زیستند و اکثریت آنها در قرن های ۱۹ و ۲۰ به کشورهای آمریکایی، برزیل و دیگر کشورها مهاجرت کردند.)
اولین دکتر موسیقی (II)

اولین دکتر موسیقی (II)

گویا با یک درگیری شــدید لفظی که بین حســین ناصحی و خانم افشار، مدیر صداخانــه وزارت فرهنگ و هنر در گرفت به دستور ایشان این آثار ارزشــمند به جای نامعلومی انتقال می یابد که پس از انقلاب اسلامی و پیگیری خانواده اش برای یافتن حدود یکصد نوار ریل دو لبه و نیز آثار دســت نویس پارتیتور آواها بی اثر می ماند و تا کنون نیز اطلاعاتی از سرنوشــت این گنجینه گرانبها بدست نیامده است.
“ماندگاری کر، ارزش زیادی دارد” (II)

“ماندگاری کر، ارزش زیادی دارد” (II)

چند نفر از مهمترین اعضای کر ما در بخش باس و چند خواننده خوب ما در بخش سوپرانو هنوز هستند و من همچنان امیدوارم که از اعضای قبلی کر، برگردند و مشغول همکاری با ما شوند البته این را هم باید اضافه کنم که مهم نیست که یک نفر تمام عمرش در یک کار بخواند، ممکن است کسی یک سال، دو سال، پنج سال … در کر فعالیت داشته باشد و در واقع این مهم است که تجربیات افراد با سابقه به کسانی که تازه وارد کر شده اند، منتقل شود.
حسین دهلوی، هفت دهه تلاش برای موسیقی

حسین دهلوی، هفت دهه تلاش برای موسیقی

امروز ۷ مهرماه تولد مرد خستگی ناپذیر موسیقی ایران حسین دهلوی است. با اینکه دهلوی به ۷۸ سالگی می رسد و نشانه های پیری و افسردگی بخاطر مشقاتی که بر موسیقی (که همانا بزرگترین هم و غم اوست) گذشته در چهره اش پیداست، همچنان در حال تدریس موسیقی و تصحیح آثارش برای چاپ است.