بوسانوا در برزیل

Antonio Carlos Jobim , 1927 - 1994
Antonio Carlos Jobim , 1927 - 1994
موسیقی کشور برزیل از پر انرژی ترین و شادترین موسیقی های دنیا است. این موسیقی ترکیبی است از سبکهای موسیقی آفریقا و اروپای که هنگام ترکیب با فرهنگ و اتمسفر آمریکای لاتین به این درجه از نشاط و شادابی رسیده است. بسیاری از سبکهای موسیقی برزیل سر منشا سنتی یا مذهبی دارند که با گذشت زمان و تکامل به گونه های امروزی تبدیل شده اند.

سامبا و بوسانوا (Samba and Bossa Nov) از مشهورترین سبکهای موسیقی مردمی برزیل هستند که در تمام دنیا شناخته و حتی بومی شده اند.

هنگامی که در اواسط دهه ۵۰ میلادی موسیقیدانان برزیلی، ازجمله آنتونیو کارلوس جوبیم (Antonio Carlos Jobim)، یا نوازنده گیتار جاو گیلبرتو (Joao Gilberto) با موسیقی Cool Jazz ایالات متحده آمریکا آشنا شدند، خیلی زود متوجه شکوه هارمونی و ریتمهای غیر معمول آن شدند و شروع به استفاده از ضد ضربها توسط گیتار روی ریتم های محلی و مذهبی خود نمودند. نتیجه چیزی بود که امروز همه ما آنرا به نام بوسانوا می شناسیم. از آن به بعد بوسانوا پایه ای شد برای موسیقی Jazz در برزیل و بسیاری دیگر از کشورهای آمریکای لاتین.

آنتونیو کارلوس جوبیم خیلی زود بعنوان مشهورترین موسیقیدان و آهنگساز بوسانوا در برزیل مطرح شد. مجموعه توانایی های او در نواختن پیانو، گیتار، آهنگسازی و خوانندگی از جمله عواملی بود که سبک بوسانوا را در میان مردم برزیل و دنیا محبوب کرد، بطوری که کارهای او امروزه در هر آلبوم بوسانوای لاتین، توسط نوازندگان مختلف اجرا می شود.

audio.gif اجرای The Girl From Ipanema از آنتونیو کارلوس جوبیم

پس از او در دهه ۶۰ باید از سرجیو مندس (Sergio Mendes) نام برد که فعالیت هایش تاثیر زیادی در گسترش فرهنگ موسیقی بوسانوا در دنیا داشت. کارهای دهه ۹۰ این هنرمند برزیلی مرزهای بوسانوا را به سوی دنیای مدرن گشود.

آلبوم بسیار مشهور Red Hot + Rio مجموعه ای از این کارها است که هنرمندانی چون استینگ (Sting)، جورج مایکل (George Michael)، دیوید بیرن (David Byrne) و … در آن مجموعه ای از زیباترین کارهای بوسانوای دهه ۶۰ را بصورت مدرن اجرا کرده اند. اما این با وجود هنوز هنرمندانی هستند که در برزیل به سبک بوسانوای اصیل موسیقی اجرا می کنند، که روسا پاسوس (Rosa Passos) خواننده و نوازنده گیتار یکی از آنها است.

audio.gif Antonio Carlos Jobim & Elis Regina – Águas de Março

با گسترش رسانه ها و امکانات ارتباطی، اواخر دهه ۶۰، موسیقی برزیل با سبکهای جدید موسیقی در اروپا مانند راک (Rock) آشنا شد. آهنگسازان جوان شروع به ساختن موسیقی ترکیبی نموند؛ آنها سامبا، بوسانوا، جز و راک با فضای موسیقی مذهبی و ملی ترکیب کردند.

نمونه ریتم و توالی آکورد برای گیتار در بوسانوا

هر چند این نوع موسیقی نتوانست نام خاصی را برای خود داشته باشد اما اصطلاح MPB به معنی موسیقی مردمی برزیل (Musica Popular Brasileira) بر سر زبانها افتاد. هنرمندانی چون چیچو باروک (Chico Buarque)، کاتانو ولوسو (Caetano Veloso) و گیلبرتو ژیل (Gilberto Gil) نمونه ای از مشهورترین موسیقیدانهای سبک MPB هستند.

نگاه دقیقتر به بوسانوا
اهمیت بوسانوا بعنوان اولین نمونه از ظهور مدرنیسم در موسیقی آمریکای لاتین بر هیچ یک از طرفداران موسیقی و منتقدان پوشیده نیست. اواخر دهه ۵۰ اغلب مردم قشر کارگر و فقیر در جشن ها و مراسم شادی خود از سامبا استفاده می کردند. اما قشر متوسط به بالای جامعه به نوع خاصی بالاد که به samba-canção معروف بود علاقه نشان می داد. با تولد بوسانوا قشر فقیر جامعه تقریبآ سایر سبکهای موسیقی برزیلی را فراموش کردند و اوقات خود را تنها با این موسیقی می گذراندند. در حالی که اقشار متوسط به بالا در کنار بوسانوا به سبکهای سنتی تر مانند سامبا یا بالادهای مذهبی را نیز کماکان می پرداختند.

بوسانوا فاکتورهای بسیاری را در سبکهای قدیمی تر خود دچار تحول کرد، دینامیک موسیقی، ریتم و هارمونی از یک طرف و تاکید بر خوانند بعنوان مرکز توجه موسیقی. بعنوان مثال بجای ریتم سنتی سامبا که بصورت دو ضربی نواخته می شد، بوسانوا با استفاده از درام ست های مدرن ضد ضربها را وارد ریتم کرد. سازبندی ریتمیک موسیقی بر پایه درامز و باس شکل گرفت و گیتار کلاسیک بعنوان عامل اصلی نواختن ضد ضربها انتهاب شد.

این سبک جدید موسیقی همچنین هارمونی و توالی آکوردهای جدیدی را وارد موسیقی برزیل کرد. استفاده از آکوردهای Altred و پیچیده بعنوان عنصری جدایی ناپذیر از این سبک موسیقی مورد قبول موسیقیدانان قرار گرفت.

کاربرد ملودیهای کروماتیک با فاصله های دیسونانس در ابتدای معرفی این سبک موسیقی برای مردم قابل تحمل نبود اما خیلی زود طرفداران این سبک موسیقی شاد توانستند گوش خود را به درک این فاصله ها عادت دهند.

به ملودیهای پیانو و نحوه همراهی گیتار در این قطعه توجه کنید :

audio.gif Blue Bossa

نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن (III)

در تکمیل آنچه که پیشتر مورد بررسی قرار گرفت، علاوه بر ساختار هندسی و مهندسی نحوۀ توزیع نیروها در سازه (راستا و شدت بردارهای نیرو در مقاطع مختلف)، تیرهای افقی نیز می تواند در کنترل نیروهای خمشی و برشی اعمالی بر سازه مؤثر باشد.

مروری بر آلبوم «خجسته»

از میان تمام نظرگاه‌هایی که –به رد یا دفاع- می‌توان به موسیقی‌ای که فعالان‌اش آن را نئوکلاسیک‌ ایرانی می‌خوانند نگریست، موسیقیِ بی‌کلامِ «خجسته» نیز در کنار دیگر آثار منتشر شده بر اساسِ این رویکرد، رخ دادنِ یک حرکت را یادآور می‌شود. اگرچه می‌توان راستایِ حرکت در «خجسته» را به اعتبار آنچه می‌شنویم و همچنین مبتنی بودن‌اش بر یک نظامِ ریاضی‌وارِ آهنگسازانه، به سمت هرچه بیشتر «از پیش اندیشیده‌بودنِ موسیقی» و هرچه دور شدن از «اتفاق و بداهه» دانست اما بی نگاهِ ارزش‌گذارانه به این ایده‌ها و بی آنکه به بالا یا پیش‌رفتن بیاندیشیم، آنچه به طور کلی و فراتر از «خجسته» در ارتباط با این رویکرد مهم‌تر به نظر می‌رسد، نه جهتِ حرکت و ایده‌ی پیشرفت، بلکه خودِ حرکت است.

از روزهای گذشته…

گفتگویی با آگوستا رید توماس (II)

گفتگویی با آگوستا رید توماس (II)

شاید خود موسیقی زنده ترین و فکر بر انگیزترین تأثیر را داشت باشد. البته منظورم موسیقی دوره های مختلف و آهنگسازان متفاوت است که از کودکی مایه شگفتی من شده و ذهن من را پرورش داده اند. من عمیقا عاشق ساخته های باخ هستم به خاطر دقیق بودن، نوآوری شگفت انگیز، شکوه، اصالت و عظمت گستره احساسیش.
خنیاگر پیانو؟ (I)

خنیاگر پیانو؟ (I)

هفت روز دریا با کارهای گذشته‌ی «هوشیار خیام» از جنبه‌هایی متفاوت است. این تفاوت نه به رسم برتر شمردن که به حساب برشمردن ویژگی‌های آثار گذشته‌ی اوست. اگر سه ویژگی اصلی قطعات پیانویی او را بهره‌گیری از امکانات پیانوی از پیش مهیا شده یا تغییریافته، کاربست بعضی تکنیک‌های مینی‌مالیستی (که این هر دو را می‌توان به پای رابطه‌ی او با مکتب نیویورک نوشت) و راه دادن اکنون موسیقی ایرانی (به پهنای سه دهه تجربیات موسیقایی) به ساختار نوازندگی پیانوی ایرانی بدانیم (۲)، آنگاه ناچاریم اذعان کنیم که اولی به کلی در این آلبوم غایب است و بر دومی هم تاکیدی نمی‌یابیم -هر چند به شکل گذرا در دل قطعات هنوز حضور دارد- و سومی هم دست‌کم به اندازه‌ی آلبومی مانند «تاتاری» ظاهر نیست. از همین روست که «هفت روز» دریا را میان آثار پیانویی هوشیار خیام متفاوت می‌بینیم.
پنج ترانه اول سال نو میلادی

پنج ترانه اول سال نو میلادی

در این هفته با توجه به شروع سال جدید میلادی و عید کریسمس، بازار ترانه های مناسب با این حال و هوا داغ است و تقریبا تمام خوانندگان مطرح جدید و قدیمی به اجرای سرودها یا ترانه هایی با موضوع کریسمس دست زده اند.
بنیادهای موسیقی (III)

بنیادهای موسیقی (III)

حال در این قسمت به دومین عامل یعنی قوه شنوایی می پردازیم، همانطور که می دانیم عملکرد ویژه این سیستم باتوجه به موقعیت فعلی آن قابل اهمیت است. همه میدانیم که با گوش ها می شنویم اما آموختن این که چگونه این اندام کار می کند نیازمند مطالعات وسیعتری است. گوش انسان با توجه به تمام جزئیات و بخشهای مختلف به ۳ قسمت اصلی تقسیم می شود، گوش بیرونی، گوش میانی و گوش درونی
مروری بر آلبوم «من همان نای‌ام»

مروری بر آلبوم «من همان نای‌ام»

موسیقی در «من همان نای‌ام»، مبتنی بر پتانسیلی‌ست که نخستین بار محمدعلی کیانی‌نژاد در آلبومِ «دف و نی» (۱۳۷۳) نشان داده بود؛ تجربه‌ی موسیقیِ چندصدایی با نوشتنِ چند خط برای نی در کنار ساز کوبه‌ای و آواز. آنچه این اثر با آهنگسازیِ کنش‌گرِ جهانگیری بر آن پتانسیل افزوده، بهره‌گیریِ او از نگاهِ دوری به عنصرِ ریتم، گاه پیوندِ تحریریِ (ملیسماتیکِ) شعر و موسیقی، و چند خط‌شدنِ آواز در آغاز و پایانِ اثر است.
نوشتن همراهی برای یک ملودی (I)

نوشتن همراهی برای یک ملودی (I)

به هیچ وجه قصد نداریم در اینجا خیلی پیشرفته و تخصصی راجع به انواع و اقسام روشهای همراهی صحبت کنیم. بلکه خیال داریم در جواب دوستانی که بارها و بارها براشون این سئوال مطرح شده که حالا روی این ملودی چه آکورد هایی بگذاریم؟ و یا اصلا” مدل همراهی چگونه باشد یک پاسخ ساده ارائه کنیم.
نگاهی به اپرای مولوی (X)

نگاهی به اپرای مولوی (X)

در ادامه این پرده، همانطور که نظاره گر خلسه و سماع مولانا هستیم، ناگهان با تصویری عجیب روبرو می شویم، مولانا در همان حالت سماع ولی در میان کوچه آن هم در میان خنده و تمسخر مردمان! آری، کارگردان و نویسنده این اثر، باز با زیرکی به ما می گوید که تمام این تصاویر دل انگیز در ذهن مولوی روی داده و در این لحظه او را از منظری خارج از ذهن او می نگریم… کودکان با تمسخر او در کنار او می دوند و مریدان سابقش به نصیحت او می پردازند… در این صحنه بهروز غریب پور حتی صحنه را هم تغییر نمی دهد و فقط نورپردازی تغییر می کند!
زنان و موسیقی (V)

زنان و موسیقی (V)

در قرن هجدهم نقش زنان در موسیقی پر رنگ تر شد و حتی زنان به آهنگ سازی نیز پرداختند. اما موفقیت آن ها بیشتر در نوازندگی بود تا آهنگ سازی. از بین آهنگ سازان زن این دوره می توان به نام های زیر اشاره کرد:
تدسکو آهنگساز یهودی گیتار

تدسکو آهنگساز یهودی گیتار

مایرو تدسکو (Mario Castelnuovo-Tedesco) آهنگسار شهیر ایتالیایی در آوریل سال ۱۸۹۵ در شهر فلورانس ایتالیا چشم به جهان گشود. در خانواده ای ثروتمند که بانکداران بزرگی در کشورشان بودند. اولین کسی که وی را با پیانو آشنا نمود مادرش بود و اولین قطعه اش را در سن نه سالگی ساخت. بعد از کامل کردن مهارتهایش در نوازندگی در زمینه پیانو در سال ۱۹۱۴ وی شروع به فراگیری اصول آهنگسازی زیر نظر آهنگساز و پیانیست ایتالیایی Ildebrando Pizzetti نمود و توانست دیپلم آهنگسازی را در سال ۱۹۱۸ دریافت نماید.
هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

هوشنگ ظریف: در ضبطها کنترباس زده ام!

من ساز آقای لطف الله مجد را بسیار دوست داشتم و وقتی هم به هنرستان رفتم، آقای خالقی پرسیدند، چه سازی دوست داری بزنی؟ گفتم تار! همان موقع من با چوب، یک چهارچوب درست کرده بودم، یک دسته که به آن میخ شده بود داشت و به آن نخ بسته بودم …! به تار علاقه زیادی داشتم.