نگاهی به اپرای مولوی (XI)

ارکستر با پیتزیکاتو های ظریف زهی ها و همراهی هورن،‌ در تقابل با تامبورین یک قطعه کوتاه دوضربی را به اجرا می گذارند، شمس می خواند: « مخزن انا فتحنا برگشا، سر جان مصطفی را بازگو، مستجاب آمد دعای عاشقان، ای دعاگو آن دعا را بازگو» در پاسخ مولانا با همراهی دف، رقص کنان از عاشقی می گوید: «چون دهانم خورد از حلوای او، چشم روشن گشتم و بینای او. پا نهم گستاخ چون خانه روم، پا نلرزانم نه کورانه روم» پس از این گفته مولوی از هوش می رود…

ناگهان صدای آشنای آکورد ویبرافون (که در آثار مختلف بهزاد عبدی تکرار شده و به صورت یک امضا درآمده) شنیده می شود و در ادامه ملودی گوش نوازی توسط فلوت با حمایت پیتزیکاتو های بخش زهی، تامبرین و مثلث شنیده می شود.

این ملودی با هارمونی ملیحی توسط ویولون ها و ویولونسل اجرا می شود که از میان این آکوردها که ملودی بر بستر آنها اجرا می شود، سه توالی آکورد سه صدایی می یابیم که توسط شش آکورد دو صدایی (که همگی یا تشکیل فاصله چهارم می دهند یا پنجم)* به هم وصل می شوند.

دو توالی هارمونی چنین اند: دو آکورد در فونکسیون یک «ر» مینور (i) که با تغییر چیدمان همراه است و به یک آکورد معکوس دوم فونکسیون پنجم (V b) متصل می شود، ولی آکورد بعدی به سنت هارمونی کلاسیک یک آکورد سه صدایی نیست و یک دوبل نت است. توالی آکورد بعدی، دومیزان بعد دیده می شود که اتصال فونکسیون های پنج (V) به یک (i) و چهار به صورت معکوس دوم (iv c) است، (باز معکوس دوم به صورت کلاسیک حل نشده و) این توالی نیز به یک دوبل نت با فاصله پنجم متصل می شود. آکورد بعدی اتصال فونکسیون پنج (V) است و بعد از آن پنج دوبل نت به طور متوالی اجرا می شوند. به اعتقاد نگارنده استفاده از دوبل نتها به جای آکوردهای متداول سه و چهار صدایی در این بخش به دلیل نزدیک شدن فضای این قسمت به موسیقی غربی است (البته با وجود استفاده از این ترفند، باز فاصله زیادی با موسیقی غربی در آن احساس نمی شود که اگر هم نزدیکی احساس بشود از نظر موسیقایی به هیچ وجه ناپسند نیست ولی می تواند مارا از اتمسفر کلی اثر دور کند)

تکنیک ارکستراسیون این بخش نیز نکته قابل توجهی دارد که استفاده از این تکنیک باعث شده، صدای نهایی ارکستر، چنین با صلابت و زیبا به گوش برسد.

در قسمتی که در تصویر می بینید، ویولونسل ها نه تنها به صورت اونیسون با ویولون دوم ها می نوازند، بلکه دقیقا یک فرکانس را اجرا می کنند. این روش باعث تولد صدایی پرحجم و قوی از بخش زهی می شود که البته استفاده از این روش، عمومیت زیادی ندارد.

در ادامه گروه کر وارد می شود که آنها نیز به صورت چهار صدایی نمی خوانند و در واقع با روشی خاص که در دیگر آثار عبدی دیده می شود، دو صدایی نوشته شده است.

در این روش دو بخش سوپرانو با تنور و بخش آلتو با باس، اونیسون نوشته می شوند.

در بخش عروسکی، مولانا این آواز را که بدون کلام با تکنیک «سوتو وچه» نوشته شده است را فرشتگانی می خوانند که در حالت خلسه در نظر مولانا می آیند.

بسیاری از آهنگسازان سمفونیک ایران با وجود رعایت موازین هارمونی انتظار تولید صدایی از ارکستر دارند که گاهی، نمی توانند به رنگ صوتی مورد نظر خود دست یابند. ارکستر سمفونیک و گروه کر، توانایی های رنگ آمیزی زیادی دارد که گاهی آهنگسازان بدون رعایت قوانین رایج هارمونی و کنترپوان با شناخت توانایی های ارکستر، می توانند دست به خلق آثار بدیعی بزنند که رنگ آمیزی و بافت منحصر به فرد و زیبایی را بوجود بیاورد؛ از این دست ابداعات در آثار بزرگان موسیقی کلاسیک جهان بسیار دیده می شود.

بهزاد عبدی نیز در جایجای آثارش از این روش های شخصی استفاده می کند و نهایتا فضای مورد نظر خود را به دست می آورد.

(*) در تحلیل هارمونی تیرس، بررسی سیر هارمونی بدون مشخص شدن ماهیت اصلی آکوردها امکان پذیر نیست، پس از تحلیل آکورد های دو صدایی با فاصله پنجم و چهارم به دلیل عدم وجود فاصله سوم صرف نظر می کنیم.

یک دیدگاه

  • فاریا
    ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۹۲ در ۱۰:۴۴ ب.ظ

    با سلام چه نوع موسیقی امواج آلفا را بالا برده و ذهن را آرام میسازد؟ باتشکر

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ

دهه شصت را می توان سال های اوج تمرکز آهنگسازان ایرانی بر روی اشعار مولوی دانست؛ گویا فضای خاص کشور تحت تاثیر جنگ، موجبات گرایش جامعه به سمت مفاهیم عرفانی اشعار مولوی را دوچندان کرده بود و تصانیفی که برای ارکستر سازهای ایرانی و حتی ارکستر سمفونیک در آن برهه ساخته می شد، از اشعار مولانا بهره زیادی می بردند.

از روزهای گذشته…

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (III)

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (III)

جاز آفریقایی-کوبایی بر اساس ریتمهای کوبایی است. دیزی گیلیسپی در سال ۱۹۴۷ توسط ماریو بائوزا (Mario Bauza) به چانو پوزو (Chano Pozo) ترومپت نواز جاز آمریکای لاتین معرفی شد. پوزو درامر کانگای گروه گیلیسپی شد. گیلیسپی همچنین به همراه بائوزا در کلوپهای جاز خیابان ۵۲ نیویورک و چندین کلوپ رقص در تئاتر آپولو و پالادئوم نوازندگی کرد. آنان در گروه چیک وب و کب کالاووی نواختند جایی که گیلیسپی و بائوزا دوستان همیشگی شدند.
گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

«تریپ ما» با توجه به کمبودهای آشکار فنی و تجربی که در تنظیم آن شنیده می‌شود، اما بی‌تردید یکی از معدود آهنگ‌های رپ فارسی با بیان واقع‌گرایانه از زندگی خشن و شرایط غیر انسانی جوانان مقیم تهران است که از زبان «سروش لشگری» معروف به «هیچکس» به همراهی «مهرک» معروف به «Reveal» و تنظیم و آهنگسازی «شاهین پژوم» ابراز می‌شود.» (از متن نقدی با عنوان «تریپ «هیچکس» تریپ مردمی رپ فارس»)
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

به عنوان مثالی از گفتاورد در زمان تعریف، نوشتارهایی از «محسن حجاریان» و «فرهاد فخرالدینی» معرفی شد اما با توجه به این که محتوای فنی این نقدها و ضد نقدها مبتنی بر رسالات عبدالقادر مراغی و … است، در جلسه‌ی این هفته گفتاوردی از لحاظ تکنیکی آسان‌تر (و البته مشهورتر) خوانده شد. این گفتاورد گزیده‌ای است از مقاله‌ی «لغزش از کجا شروع شد؟» نوشته‌ی «محمدرضا لطفی» در کتاب سال شیدا شماره‌ی اول و «نقدی بر مقاله لغزش از کجا شروع شد؟» نوشته‌ی «کیوان ساکت» در ماهنامه‌ی هنر موسیقی شماره‌های ۲۲، ۲۳ و ۲۴ که به ترتیب در زیر آمده است:
نقدی بر تاریخ موسیقایی محض

نقدی بر تاریخ موسیقایی محض

تاریخ نه لزوماً تکرار می‌شود نه می‌توان همواره از آن درس گرفت. تاریخ ممکن است یکسره با حال بیگانه باشد و خواندنش دست‌کم مستقیماً هیچ کارکردی برای جامعه‌ی کنونی دربرنداشته باشد. این مسأله وقتی پای به دنیای تاریخ‌نگاری هنر می‌گذارد، آزاردهنده‌تر می‌شود: دانستن اینکه فلان موسیقی‌‌دان در فلان قطعه‌اش چه مضرابی به‌کار برده را چه به آنی که در قرن بیست‌و‌یکم آهنگسازی می‌کند؟
درباره کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی (II)

درباره کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی (II)

وزنه اصلی در این بررسی، استوار کردن ساختار موسیقی ایرانی از «مجموعه گوشه ها و ردیف آنها» به «مجموعه مقام ها و جنسیت هایشان» است. به عبارت دیگر شناسایی علمی و سیستماتیک موسیقی از راه شناسایی سیستم های صدا ها، به جای شناسایی عامیانه با کمک آهنگ ها (گوشه ها). بنا بر این در این کتاب در پی شناسایی «دستگاه» ها و «آواز» ها و «گوشه» ها نیستم، بلکه در پی شناسایی سیستم های سازنده آنها، خواهم بود، به عبارت دیگر «مقام زابل» یا مقام «مویه» که در این نوشته شناسایی شده است، تفاوتی اساسی با «گوشه زابل» یا «گوشه مویه» دارد.
صنعت موسیقی آماده حمله

صنعت موسیقی آماده حمله

صنعت موسیقی، در ادامه کوشش برای از میان برداشتن دزدی موسیقی در اینترنت، برای تعقیب و یافتن گیرندگان و فرستندگان موسیقی بر روی شبکه و دوباره به حالت تهاجمی درآمده است.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (II)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (II)

به بیان دیگر اگر دولت-ملتِ برآمده پیشاپیش نتواند از طریق مشترکات فرهنگی موجود در پهنه‌ی جغرافیایی-فرهنگی‌اش این بُعد پراهمیت هویت را به دست آورد نقصانی شدید در هویت ادعایی‌اش پدید می‌آید، پس ناچار است حتا به قیمت اختراع هم که شده چیزی را بیابد و در بسته‌ی هویتی خود بگنجاند.
تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (III)

تولد یک اثر جامعه‌شناسی موسیقی (III)

آنچه او را قادر می‌سازد که چنین تحلیل‌هایی به‌دست دهد بیش از همه درک او و فراستش برای تشخیص رابطه‌ی قدرت و تنازع‌های درونی جامعه‌ی موسیقی و چگونگی پیوند خوردنشان با منابع قدرت-منزلت سیاسی، اقتصادی و/یا اجتماعی است. یکی از بهترین نمونه‌های این گونه تحلیل را به هنگام بحث درباره‌ی رقابت‌های «زوج وزیری-خالقی» با «زوج مین باشیان-آژنگ» برسر مباحث مدیریتی در رادیو و … (ص ۱۶۳) می‌توان دید، جایی که نویسنده با تیزبینی از افتادن به دام ساده‌انگارانه‌ی «شرق-غرب» می‌گریزد (۳) و به خوبی نشان می‌دهد که اولا چگونه به‌رغم تفاوت‌های ظاهری در بعضی جاها اینها نزدیک‌تر از آنند که خود می‌پنداشتند و ثانیا چطور رقابت ممکن است علاوه بر رویه‌ی نظری دلایلی ملموس‌تر نیز داشته باشد.
ایگناسی یان پدروسکی، پیانیست دیپلمات

ایگناسی یان پدروسکی، پیانیست دیپلمات

ایگناسی یان پدروسکی (Ignacy Jan Paderewski) پیانیست، آهنگساز لهستانی بود که علاوه بر فعالیت های هنری و موسیقایی‌ سیاستمدار و سخنگوی جنبش استقلال طلبی لهستان بود. او در روز هجدهم نوامبر سال ۱۸۶۰ میلادی به دنیا آمد. پدروسکی یکی از موزیسن های محبوب و شناخته شده در سراسر دنیا بود. شهرت پدروسکی در دنیای موسیقی، راهگشای حضور او در دنیای دیپلماسی و رسانه بود. او در سال ۱۹۱۹،‌ نخست وزیر و وزیر امور خارجه لهستان شد و در همال سال نیز به عنوان نماینده لهستان در کنفرانس صلح پاریس شرکت کرد.
فقط تصور کن! (V)

فقط تصور کن! (V)

۱۷ اوت ۱۹۶۰ بود که بیتل ها یکی از اولین کنسرت هایشان را در کلوب موسیقی ایندرا، هامبورگ، برگزار کردند. در طول دو سال و نیم بعد این گروه ۲۸۱ کنسرت در سراسر آلمان برپاکرد. حالا با گذشت ۵۰ سال گروه بابی کینو که اعضای گروه های مپل وود، نادا سارف و موبی را در خود دارد، به اجرای برنامه های این ستارگان دنیای راک می پردازد.