جورج موستکی (I)

جورج موستکی
جورج موستکی
جورج موستکی (Georges Moustaki) در تاریخ ۳ می ۱۹۳۴ در شهر اسکندریه مصر چشم به جهان گشود. وی نویسنده، شاعر، نوازنده، آهنگ ساز و خواننده ی فرانسوی است که اصلیت یونانی دارد. نام اصلی او گیسِپه موستچی (Giuseppe Mustacchi) است. او همچنین برای فیلم های سینمایی، تئاتر و تلویزیون آهنگ می سازد و علاقه زیادی به نویسندگی، طراحی و نقاشی دارد. او نه تنها فرانسه بلکه تقریبا همه دنیا را برای ملاقات با دوستان و طرفدارانش، کشف ایده های تازه و آواز خواندن، زیر پا گذاشته است.

زندگی نامه
جورج موستکی در شهر اسکندریه مصر از پدر و مادری یهودیِ ایتالیایی تبار به دنیا آمد. او در فضایی چند فرهنگی (یهودی، یونانی، ترک، ایتالیایی، عرب و فرانسوی) رشد کرد و از همان کودکی شیفته ی ادبیات و آواز فرانسوی شد. او خود دوران کودکی اش را این گونه به خاطر می آورد: «اسکندریه ی بچگی های من با همه نژادها و مذاهبش، جهانی کوچک شده بود. خیلی کم پیش می آید که خود را جایی بیگانه احساس کنم به این دلیل که همیشه و هر جایی نشانه هایی از اسکندریه با زبان هایی که آن جا شنیدم، عطرهایی که آن جا استنشاق کردم و یا رنگ هایی که آن جا دیدم، پیدا می کنم.»

جورج در سال ۱۹۵۱ به شهر پاریس رفت. او در ابتدا به روزنامه نگاری پرداخت و سپس به عنوان پیشخدمت در یک پیانو بار مشغول به کار شد. بدین ترتیب او با شخصیت های دنیای موسیقی آن زمان معاشرت داشت.

او یک شب جورج براسان (Georges Brassens) را در حال نواختن پیانو در بار دید و این ملاقات برای او به مانند نوعی کشف و شهود بود به گونه ای که پس از آن ملاقات او دائم از او به عنوان استاد خود یاد می کرد و حتی اسم او را برای خود برگزید.

سال ۱۹۵۸ جورج با ادیت پیاف آشنا شد. او یکی از معروف ترین ترانه های پیاف یعنی میلور (Milord) را برای پیاف سرود. موستکی که نوزده سال از پیاف کوچک تر بود، با او رابطه ی پر شور و حرارتی داشت که زیاد به طول نیانجامید.

پیاف نقش مهمی در زندگی موستکی بازی کرد. او خود در این باره می گوید: «ادیت دری را به روی من گشود. من نمی دانستم چه چیزی پشت این در منتظر من است، ولی پشت آن چیزهای زیادی را پیدا کردم… من داستانی عاشقانه را با پیاف تجربه کردم که با شور و شیفتگی مان برای موسیقی در هم تنیده شده بود. این امر باعث شد که این ملاقات و رابطه اتفاق بسیار مهمی در زنگی من باشد.» او معتقد است که پیاف همچنان در زندگی اش حضور دارد.

هنگامی که به پیاف گوش می دهد و او را با خوانندگانی که سعی می کنند از پیاف الهام بگیرند مقایسه می کند، متقاعد می شود که پیاف در زمان خودش بسیار پیشتاز بوده است، به گونه ای که در نظر موستکی او همچنان سال ها پس از مرگش خواننده ای مدرن با صدایی رسا باقی مانده است.

در تمام طول سال ۱۹۶۰ جورج به عنوان آهنگ ساز و ترانه سرا برای نام های بزرگ آواز فرانسه مانند ایو مونتا (Yves Montand)، دلیدا (Dalida)، باربارا (Barbara) و به ویژه سرژ رِژیانی (Serge Reggiani) به فعالیت پرداخت. او ترانه هایی آفرید که همچنان جز بزرگ ترین موفقیت هایش به شمار می آیند، از جمله: سارا (Sarah)، تنهایی من (Ma solitude)، ژوزف (Joseph) و آزادی من (Ma liberté) و یا بانوی بلوند کشیده (La Longue Dame brune) که با باربارا دو نفره اجرا کردند. شعار او در کار حرفه ای اش همواره این است: «انسان از رویا به وجود می آید».

یک دیدگاه

  • ...
    ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۹۲ در ۳:۴۲ ب.ظ

    خیلی خوب. مرسی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

این گواه کوتاه نشان می‌دهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمع‌گاه‌های قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دست‌کم تا میانه‌ی دوره‌ی قاجار می‌توان پیشینه‌ی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونه‌های اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایت‌شده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزه‌های موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.

از روزهای گذشته…

سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (I)

سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (I)

در چهار دهه‌ی گذشته علاوه بر این که شرایط هنری موسیقی تغییرات زیادی را از سر گذراند، هنجارها و کانون‌های توجه کار پژوهشی موسیقی نیز تغییر کرد و همین امر کار را برای همراهی نسل‌های گذشته دشوار می‌نمود. اما سپنتا به دلیل زندگی حرفه‌ای دانشگاهی‌اش با این تغییرات همراه بود و بدون این که لازم باشد زیرساخت زیباشناختی یا مکتب فکری‌اش را عوض کند با هنجارهای جدید همگام شد. افزون بر این یکی از معدود کسانی است که در دوره‌ی خاموشی ده‌ساله‌ی موسیقی بعد از انقلاب نیز چراغ موسیقی نویسی را در مجلات ادبی-هنری روشن نگاه داشت تا آن هنگام که دوباره نشریات موسیقی امکان انتشار یافتند.
کیت جان موون، نوازنده اسطوره ای درامز (I)

کیت جان موون، نوازنده اسطوره ای درامز (I)

کیت جان موون درامر گروه راک The Who بود. موون در سال ۱۹۶۴ به جای Doug Sandom به گروه The Who پیوست و با آنها در همه آلبومها همکاری کرد، یعنی از «نسل من» تا «تو که هستی» که در سال ۱۹۷۸ دو هفته قبل از درگذشت موون منتشر شد.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (II)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (II)

این مفاهیم در سایر هنرها از جمله نقاشی معماری، مشترک است. در نگاره های ایرانی مصادق این تفکرات موجود است. تفکر دایره وار و حضور مرکزیت مطلق در آن از ویژگی های یک تفکر سنتی است. در خط نستعلیق انتهای اکثر حروف به طرف بالا است که تداعی کننده یِ وصال است. اینها همگی خود نماد پردازی محسوب می شوند و هم جنبه بصری آن و هم مفاهیم آن قدسی است.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

“هنرمند می کوشد و باز می کوشد تا به غیر ممکن دست یابد. گاهی خوش اقبال است و کمی به هدفش نزدیک می شود. اما همه مدت به جایی دیگر رانده می شود، به جایی که کسی نمی تواند او را آرام کند، کسی نمی تواند کمکی به او بکند.”
دورۀ آزاد مبانی اتنوموزیکولوژی در دانشگاه تهران برگزار خواهد شد

دورۀ آزاد مبانی اتنوموزیکولوژی در دانشگاه تهران برگزار خواهد شد

انجمن انسان‌شناسی ایران اقدام به برگزاری یک دورۀ دوازده جلسه‌ای مبانی اتنوموزیکولوژی جهت علاقمندان به صورت آزاد نموده است. این دوره توسط دکتر محمدرضا آزاده‌فر ارائه می‌شود و در پایان به شرکت‌کنندگان گواهی رسمی اعطا خواهد شد.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

از نظر فیثاغورث موسیقی یکی از شاخه های علم ریاضی بود که هارمونی موجود در آن، با تناسب های ریاضی کنترل می شد. او نخستین پایه گذار علم موسیقی شناخته شده است و عقیده داشت که اعداد، حقایق اصلی یا تنها حقایق این جهان هستند. به باور او اعداد در روابط طبیعی، فردی و اجتماعی، نقشی اساسی داشتند. هارمونی، صداهای گوش نواز، قرینه و فواصل کمکی، زاییده اعداد و روابط ریاضی بودند و ریاضیات، مادر تمام علوم و از جمله موسیقی به شمار می رفت. از نظر فیثاغورث موسیقی یک امر واحد ترکیب یافته از روابط اعداد بود و چون اعداد فی نفسه دارای صفات اخلاقی بودند، موسیقی هم باید در زمره ی ارزش های اخلاقی ارزش یابی و بررسی می شد.
میکروتنالیته (III)

میکروتنالیته (III)

امروزه به راحتی میتوان با استفاده از سازهای الکترونیک بین سیستمهای مختلف گام حرکت کرده و دنیای متنوع اصوات و گامها را نشان داد.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

در این دوره او شغلهای گوناگون و بدون هیچ گونه قراردادی داشت: معلم موسیقی، موسیقیدان خیابانی و سرانجام در سال ۱۷۵۲ به دستیاری آهنگساز ایتالیایی نیکولا پورپورا (Nicola Porpora) درآمد که خود هایدن بعدها گفت: “از نیکولا بود که پایه صحیح آهنگسازی را آموختم.” دوره ای که هایدن در گروه کر بود، تئوری زیاد و اساسی درباره آهنگسازی نیاموخت و خود از آن دوره به عنوان یک فاصله جدی یاد می کرد.
تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (I)

تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (I)

در سال‌های پایانی قرن بیستم پیشرفت چشمگیر فن‌آوری رایانه و همه‌گیر شدن شبکه‌های اطلاعاتی تغییرات بزرگی را در چگونگی تولید و دسترسی به اطلاعات به ویژه آثار هنری به وجود آورد. از میان هنرها، موسیقی که پیش از آن در ابتدای قرن بیستم چند جهش انقلابی دیگر را در زمینه‌ی پخش و انتشار پشت سر گذاشته بود، بیشتر از دیگر هنر‌ها متحول گشت.
سلطانی: اسپانسر در ایران نزول خور است!

سلطانی: اسپانسر در ایران نزول خور است!

بسیار حیف است که کار کسی مثل کاظم داوودیان بماند و کاش استاد شجریان که انسان توانمندی هستند و الگو هستند ولی در این اواخر کمی کار هایشان نسبت به آثار قبلی ایشان افت داشته، به جای اینکارها کار آقای داودیان را ضبط میکردند.