ادیت در ویولن (X)

پیش از ادامه مبحث، لازم به یادآوری می دانم که ویولنیست بزرگ یواخیم (J.Joachim) در نسخه ادیت شده سال ۱۸۷۹ انتشارات “Simrock” شیوه ی انگشت گذاری همانند کلینگر را در اولین جمله پیشنهاد می دهد و نحوه اجرای دومین جمله را مسکوت می گذارد.

در ویدیوئی مربوط به اجرای این اثر در سال ۱۹۸۵، شاهدیم استرن (I.Stern) جهت انگشت گذاری جمله اول، از فرم “اول-چهارم”، “دوم-سوم”، “دوبل اول، دوم-چهارم” استفاده نموده و برای جمله دوم به شیوه ای متفاوت به شکل “اول-چهارم”، “سیم آزاد لا-دوم”، “دوبل اول، دوم- چهارم” انگشت گذاری می نماید و در اینجا با توجه به شیوه خاص و متفاوت بودن این نحوه انگشت گذاری، بدان خواهم پرداخت.

فرم انگشت گذاری اولین جمله، با اتکا بر نقطه قوت تعویض پوزیسیون جهت اجرای دوبل بر پایه انگشتان اول-دوم می باشد که تعویض پوزیسیونی با پتانسیل بالاتر نسبت به انواع دیگر انگشت گذاری و نیز جابجایی قوی و مطمئن تر دست را فراهم می سازد.

اجرای دومین جمله به شیوه استرن، با بهره گیری از “سیم آزاد” (رجوع شود به بخش “ر” – سیم آزاد در قسمت دوم همین مقالات) این امکان را فراهم می آورد که دوبل سی-سل با انگشتان اول-دوم در پوزیسیون اول سیم های لا-می نواخته شده و شامل نکات مثبتی چون قوی تر گشتن صدای دوبل حاصل از این شیوه انگشت گذاری و نیز نواختن سهل تر آن در سیم های اول-دوم باشد.


Edited by Joachim


نکته ظریف دیگری که در این راستا می توان بدان اشاره نمود، اجرای نت فا دیز با انگشت دوم به جای اول در پوزسیون اول سیم می، پیش از اجرای دوبل نت می باشد

با توجه به فاصله اندک نیم پرده ای میان نت های فادیز و سل بکار بر روی سیم اول و امکان جابجایی سریع و آسان یک شماره انگشت)انگشت دوم) و نیز جلوگیری از جابجایی سریع انگشت اول بین سیم های اول و دوم در جهت اجرای نت سی بمل بلافاصله بعد از فادیز در دو سیم مجاور، اجرای فا دیز با انگشت دوم به جای اول بسیار مطلوب تر به نظر می رسد.

فرم انگشت گذاری جملات سوم و چهارم منطبق با شیوه کلینگر که پیشتر توضیح داده شد بوده و تفاوتی ندارد.

در یک نگاه کلی، همسانی شکل نواختن تمامی دوبل ها با انگشتان اول-دوم که امکان بخاطر سپاری بهتر، شکل اجرای یکسان دوبل ها، تعویض پوزیسیون های قوی تر و سهل تر از محاسن کلی شیوه پیشنهادی استرن می باشد و تنها شاید بتوان بهره گیری از سیم آزاد توسط استرن را سبب ایجاد نوعی بهم ریختگی در شکل کلی انگشت گذاری دو نت ماقبل دوبل نت های جملات دانست که سبب جلوگیری از ایجاد یک شکل همگون برای اجرای این نت ها در سه جمله (غیر از جمله رابط) خواهد گشت.


Edited by Stern
شیوه ی دیگر انگشت گذاری جملات فوق که انتشارات موزیکا (مسکو.۱۹۷۸) بدان پرداخته است، مبتنی بر اجرای اولین جمله بر پایه فرم “اول-چهارم”، “دوم-سوم”، “دوبل اول، دوم-چهارم” بوده که در واقع این فرم همچنان که توضیح داده شد مورد استفاده استرن نیز می باشد، بهترین نوع انگشت گذاری برای اولین جمله می باشد.

اما تصحیح فوق نیز، در دومین جمله همچنان از روشی مشابه شیوه انگشت گذاری کلینگر استفاده می نماید. بدین شکل که اجرای دوبل جمله دوم را با انگشتان دوم-سوم و شکل اجرایی این جمله را به شیوه سه سیمه (پیش از اجرای آکورد نهایی) و در کل با استفاده از هر چهار سیم ویولن پیشنهاد می دهد (اجرای سی بمل با انگشت اول).

به طبع راهکار فوق دارای نقاط ضعفی در شیوه انگشت گذاری دست چپ بوده که در قسمت پیشین بطور مفصل بدان پرداخته شد. هر چند در این رابطه باید در نظر داشت، که فرم انگشت گذاری اشاره شده اخیر در رابطه با نحوه اجرای نت سی بمل جمله دوم، مورد استفاده نوازندگانی چون مینتز (S.Mintz) و زیمرمان (F.P.Zimmermann) می باشد.


Muzyka Edition

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VIII)

دو نمونه در شکل ۱۰ نشان داده شده است. در قسمت (الف)، یک موج مربعی دارای دو تغییر در واحد زمان با یک موج مربعی دارای سه تغییر در واحد زمان ترکیب شده است. در حالت برآیند، تعییرات (نت های جدید) در چهار زمان از شش زمان ممکن اتفاق می افتد. ریتم حاصل شده همچنین در نت نویسی موسیقایی استاندارد، و در نت نویسی چرخه ای نیز نشان داده شده است. به طور مشابه، قسمت (ب) یک الگوی چهار-بر-سه را نشان می دهد، که منجر به یک چندریتمی پیچیده تر شده است. نظام شِلینجِر روش مولد چندریتمی ها است که روش ترکیب سلسله ضربان های چندگانه ی پی در پی، هر یک با دوره ی تناوب خاص خود می باشد. وقتی هم زمان نواخته شوند، چندریتمی به صدا درمی آید.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

از روزهای گذشته…

طراحی وب سایت

طراحی وب سایت

گروه طراحان «هفت رنگ آسمان»، قصد دارد با تخفیفی ویژه هنرمندان، به طراحی وب سایت بپردازد.
نقش گم شده‌ی ویراستار (III)

نقش گم شده‌ی ویراستار (III)

در بقیه‌ی قسمت‌های کتاب نیز همین بی‌دقتی‌ها به چشم می‌خورد. نام‌های خاص (به ویژه نام آثار آهنگسازان) با چنان برگردان‌های غریبی جانشین شده که حتا خواننده‌ی آشنا به موسیقی نیز باید مدتی تامل کند تا بتواند بفهمد منظور کدام اثر شناخته‌ شده‌ی آهنگساز است. در ترجمه‌ی متون تخصصی گاهی دیده شده که مترجمی بنا به دلایلی که معمولا به آن اشاره می‌کند، اصطلاحات و اسامی آن حوزه‌ی کاری را با معادل‌هایی جز آن‌چه تا پیش از آن مرسوم بوده جایگزین کرده است.
اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر

اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر

اردوان کامکار که کوچکترین عضو گروه خانواده کامکار است، در زمانی که هنوز پا به دهه دوم زندگی خود نگذاشته بود به همراه برادرش هوشنگ کامکار کنسرتو سنتوری تصنیف کرد که در کاستی به نام “بر تارک سپیده” (همراه با یک کنسرتو کمانچه از برادرش) به بازار عرضه شد.
پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (IV)

یافتن دلیل این رویکرد همگانی نویسندگان و تفاوتی که با دیگر متن‌ها وجود دارد چندان ساده نیست زیرا عوامل تبدیل شدن قطعات و اشخاص به مرجع، بسیار پیچیده‌ هستند. اما در تحلیل اولیه چند دلیل به ذهن می‌رسد. نخست این که شاید پای نوعی اغراق ملی‌گرایانه‌ی شورویایی در میان بوده و در حقیقت موسیقی‌شناسان به نفع همکاران آهنگسازشان جهت‌گیری کرده باشند. دوم که درست عکس این است، شاید تاریخ موسیقی آوانگارد که تاکنون می‌شناخته‌ایم بیش از اندازه غرب‌محور (اروپای غربی و آمریکای شمالی) بوده است خواه به دلیل آن که نویسندگان در بیشتر سال‌های قرن بیستم دسترسی اندکی به آثار شوروی‌ها داشتند و درنتیجه این آثار در یک فرآیند ته‌نشینی طولانی مدت در کتاب‌های موسیقی‌شناسی جایگاهی نیافته‌اند و خواه به این علت که نوعی خودبینی و خودمحوری در کار منتقدان و موسیقی‌شناسان وجود داشته است.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (IV)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (IV)

آکورد های مرکب حاصل ترکیب دو آکورد متفاوت هستند و می توان شماره هر کدام از آکورد های ترکیب شده را بر روی آکورد مرکب نوشت. مانند ترکیب آکورد I و VI (میزان اول). یک مورد ویژه از این نوع ترکیب را می توان از ترکیب دو آکورد پایه گی بدست آورد به طوری که یکی از آنها در گام ماژور و دیگری در گام مینور باشد. در این نوع از ترکیب که فواصل سوم بزرگ و کوچک همزمان شنیده می شوند معمولا یک فاصله اکتاو دو آکورد را از هم مجزا میکند (میزان دوم و سوم).
“ماندگاری کر، ارزش زیادی دارد” (I)

“ماندگاری کر، ارزش زیادی دارد” (I)

مهدی قاسمی رهبر کر، شاید پیگیرترین و فعالترین هنرمند در زمینه موسیقی کرال ایران پس از انقلاب بوده است. قاسمی سالهاست به تعلیم موسیقی کرال میپردازد و سعی داشته از انواع سبکهای موسیقی کرال در کنسرتهایش استفاده کند. یکی از مهمترین اتفاقات هنری در زمینه موسیقی کرال، تشکیل یک گروه کر بزرگ با ۲۵۰ خواننده بود که در فرهنگسرای بهمن کنسرتهایی را به اجرا گذاشتند. این گروه به مرور زمان با عدم همکاری مسئولین مربوطه کوچکتر شد و به گروهی ۵۰ نفره رسید که در آموزشگاه موسیقی پارت زیر نظر مهدی قاسمی فعالیت های خود را ادامه داد.
فقط تصور کن! (II)

فقط تصور کن! (II)

و اما پل مک کارتنی، دو سال از جان لنون کوچک‌تر بود و مثل او در لیورپول به دنیا آمده بود. او هم مثل جان در کودکی مادر خود را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده بود و تا حدودی با روحیات لنون همخوانی داشت.در سال ۱۹۵۷ لنون گروه QUARRYMEN راتشکیل داد و در همان سال دوست و همکلاسی مک کارتنی یعنی جورج هریسون به آنها پیوست در حالی که تنها ۱۴ سال داشت! در سال ۱۹۶۰ ابتدا ترومپت نواخت و پس از آن به سمت گیتار و پیانو گرایش پیدا کرد.
دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (I)

دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (I)

شاید میان آنچه در واقعیت محض رخ می دهد در مقایسه با دریافت و درک ما از اعمال ارادی و غیر ارادی، فاصله زیادی وجود داشته و بین این دو برابری و تضاد حاکم باشد، معیار چیست و تشخیص و تفکیک استدلال چگونه صورت می پذیرد؟ جنجال میان این دو عرصه قدرتمند از گذشته تا به حال مقدمات بسیاری از احتمالات، آزمایشات، اکتشافات و تغییرات بوده است، نیروهای درونی ما به شکلی آگاهانه در صدد انعطاف به سویی آرمانی است که با مدلهایی از تجربیات دوران حیاتمان آمیخته است.
در نقد آلبوم سخنی نیست (III)

در نقد آلبوم سخنی نیست (III)

از هنگام تشکیل گروه هم‌آوایان یکی از انگیزه‌های قوی آفریدن آثاری برای آن، به جز تجربه‌ی هم‌آوایی ایرانی، یافتن گریزراهی بود برای بازگرداندن صدای زنانه که موسیقی ایرانی از رنگ زیبایش محروم شده است. از همین رو تجربیات مشابه اغلب (جز سیاه مشق که مطلقا مردانه است) به سوی نوعی رنگ خاص که صدای زنانه را بر صدر بافت می‌نشاند، گرایش پیدا کرد. این شکل ویژه از رنگ‌آمیزی در کار قمصری نیز تداوم دارد به علاوه‌ی توجه خاص به صدای بسیار بم (حتا در شکلی اغراق شده) که در متن کارهای او همراه استفاده‌ی سازگون از صدای انسانی (مانند آنچه به شکل پررنگ در قطعه‌ی «بی قرار» می‌شنویم) همه در متن سخنی نیست نوعی روش میانه را پدید آورده که در آن صدای اول همراه با تحریر و تکنیک آواز کلاسیک ایرانی است و صداهای دیگر در بیشتر اوقات این ویژگی را ندارند. این‌چنین، گویی یک کرال به حمایت از خط اصلی آواز برخاسته است.
یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (II)

یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (II)

۲- یکی از معتبرترین مراجع بین المللی مورد استفاده در ارزیابی آموزش و یادگیری ریاضی و علوم در سطح جهان (که در مقالات مرتبط با هوش مورد استفاده قرار می گیرد) مطالعه ای به نام “TIMSS” یا (Trends in International Mathematics and Science Study) است که توسط موسسه بین المللی “The International Association for the Evaluation of Educational Achievement” یا “IEA” انجام می شود(۵).