میشل پتروسیانی (I)

Michel Petrucciani , 1962 – 1999
Michel Petrucciani , 1962 – 1999
غروب یکی از روزهای تابستان سال ۱۹۷۸ در کوچه های تنگ و تاریک یکی از روستاهای فرانسه، با کلاهی شبیه به کلاه هایی که کانت بیسی (Count Basie) از آنها استفاده می کرد، از یک سیتروئن بسیار قدیمی پیاده شد و گفت : “سلام دوستان …”

این شخص کسی نبود جز میشل پتروسیانی (Michel Petrucciani) و در آن زمان تنها کلمات و جمله انگلیسی که بلد بود، همین بود، “سلام دوستان”. در شهر مونتلیمار (Montelimar) زندگی می کرد، و نویسنده موضوعات مورد بحث در جلسات ماهیانه نوازندگان جز شهر بود.

البته او پیانو می نواخت و دیگر نوازندگان راجع به او به عنوان نوازنده پیانوی ۱۵ ساله ای در ایالتی دورافتاده صحبت می کردند که درست مانند یک نوازنده جاز کهنه کار آفریقایی- آمریکایی موسیقی می نوازد.

در بیست و هشتم دسامبر سال ۱۹۶۲ بدنیا آمد و از آنجائی که زندگی طولانی ای نداشت شروع کارش در سن کم نکته مثبتی به شمار می رود. او علاوه بر مشکلاتی و نارسایی های جسمی که از بدو تولد به همراه داشت، به طور ارثی از بیماری پوکی استخوان نیز رنج می برد.

audio fileBrasilian Suite

در ۱۵ سالگی با یکی از نوازندگان درامز بلند آوازه یعنی کنی کلارک (Kenny Clarke) که معتقد بود او پتروسیانی را کشف کرده است، آشنا شد و شروع بکار کرد. پس از او بزرگانی چون جو پس (Joa Pass)، کلارک تری (Clark Terry) و … او را شناختند و به این ترتیب نام او کم کم بر سر زبانها افتاد.

برای استفاده از پدالهای پیانو مجبور بود تا از مکانیسمی که به ساز افزوده می شد استفاده کند.
به سختی راه می رفت اما عشق و علاقه به موسیقی او را به زندگی امیدوارتر کرد، بتدریج کمی چاق شد، استخوانهایش محکمتر شد و توانست با کمک عصای زیر بغل راه برود. در صورتی که پیش از آن در غالب اوقات زمانی که جوان تر بود، بقیه باید او را حمل می کردند؛ البته همواره شخص داوطلبی برا این کار وجود داشت.

در بیشتر اوقات احساس شرمساری آمیخته با تفکر داشت، ابروهایش را پشت عینک بزرگش بالا می انداخت و درست مانند این بود که می خواهد سئوال کند : “می بینید چه بر سر من آمده است؟”

اغلب افراد خانواده یا گروهی از اطرافیان مسئولیت حمل او را بعهده می گرفتند. اما هنگامی که او با یکی از بهترین دوستانش، درامری فرانسوی به نام آلدو رومانو (Aldo Romano) و نوازندگان آمریکایی بزرگی مانند Jim Hall, Lee Konitz و Charles Lloyd شروع به نواختن کرد، هر یک از این افراد به نوبت وظیفه حمل او را – که برای همه آنها افتخار بود – به عهده گرفتند.

چارلز لوید (Charles Lloyd) نوازنده ساکسیفون درسال ۱۹۶۷ در استونی و اتحاد جماهیر شوروی با گروهی متشکل از کیت جرت (Keith Jarret) و جک جانت (Jack De Johnette) به اجرای موسیقی جز پرداخت، اجراهای فوق واقعه مهمی به حساب می آمد و تیتر صفحه اول نیویورک تایمز شد.

لوید پس از این واقعه موسیقی حرفه ای را کنار گذاشت تا اینکه سالها بعد در اواسط دهه هفتاد لوید با پتروسیانی آشنا شد و این آشنایی چنان تاثیری بر او گذارد که همواره می گوید : “میشل پتروسیانی زندگی مرا تغییر داد، هرگز فکر نمی کردم که دوباره نوازندگی کنم.”

audio fileقسمتی از اجرای آزاد قطعه In a Sentimental mood توسط میشل پتروسیانی

اولین تجربه در استودیو
آگوست ۱۹۸۰ هنگامی که ۱۷ سال بیشتر نداشت در استودیویی در جنوب فرانسه اولین ضبط استودیویی خود را انجام داد. هرچند کارهای خود را در این ضبط انجام نمی داد و صرفآ بعنوان نوازنده قطعات گروه دیگری را اجرا می کرد، اما این تجربه برای او بسیار گرانبها و مفید بود.

زمانی که نوازندگان گروه در میان ضبط قطعات به منظور انتخاب و آماده سازی آهنگ بعدی سکوت کرده بودند، پتروسیانی از آنان سئوال کرد : “آیا کسی Giant Steps را می شناسد؟”

(Giant Steps نام آلبومی از نوازنده مشهور موسیقی جز جان کولترین (John Coltrane) است که در آن علاوه بر موسیقی سریع سبک بی باپ، از Progression های سریع و پیچیده هارمونیک استفاده شده است که توانایی در نواختن قطعات این آلبوم می تواند تنها کار یک نوازنده حرفه ای جز باشد. اولین قطعه این آلبوم با همین نام ساخته و اجرا شده است.)

در آن لحظه به نظر نمی رسید کسی اشتیاق و یا بهتر است بگوییم جرات اجرای این کار را داشته باشد، اما پتروسیانی گفت “اگر بخواهید من این کار را انجام می دهم!” و دراین هنگام اطمینان و اعتماد به نفس او تبدیل به یک نسخه اجرایی زیبای سولو از این کار کولترین با سرعتی فوق العاده شد.

خوشبختانه ابعاد دست و انگشتان او به گونه ای بوده که بتواند فاصله دهم (مثلآ دو تا می یک اکتاو بالاتر) را اجرا کند، این فاصله حداقل چیزی است که یک نوازنده جز حرفه به آن احتیاج دارد.

برداشت از Herald Tribune به تاریخ ۱۹۹۹/۰۱/۱۲

9 دیدگاه

  • saman
    ارسال شده در فروردین ۱۴, ۱۳۸۵ در ۷:۴۶ ب.ظ

    واقعآ جای تحسین داره از دو جهت یکی اراده و پشتکار این مرد که اینگونه به مشکلات پشت پا زده و خودش رو در اندازه های بزرگان موسیقی رسونده و یکی دیگه هم به مسئولین کشور فرانسه که محیطی رو برای رشد و درخشش این استعدادها فراهم کرده اند.

  • امير
    ارسال شده در فروردین ۱۴, ۱۳۸۵ در ۸:۵۱ ب.ظ

    سلام راجع به این جمله که “در بیشتر اوقات احساس شرمساری آمیخته با تفکر داشت” باید بگم شرمنده افرادی باید باشند که در دنیا تنها مصرف کننده هستند و هیچ کاری برای هی۱چ کسی انجام نمی دند واقعآ . از حسن انتخاب مطلب تشکر می کنم.

  • ارسال شده در فروردین ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۷ ب.ظ

    سایت خوبی داری.

  • saman
    ارسال شده در فروردین ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۷ ق.ظ

    عجب بابا خیلی مطلب جالبی بود.واقعا حس عجیبی بمن دست داد . از ساز زدن خودم شرمنده شدم.

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱:۲۱ ب.ظ

    من نوازندگی پتروسیانی را در Mezzo دیده ام و باید بگم که اجراهای فوق العادهای در سطح حرفه ای داشت و تونسته بود با اراده آهنین و پشتکارش بر معلولیتش غلبه کنه.

  • Babak
    ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۸۵ در ۶:۱۲ ق.ظ

    vaghean age nadooni fekr mikone ye siah poost dare ina ro mizane

  • abbas iranmanesh
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۸۵ در ۹:۳۰ ق.ظ

    I do recommend to see a masterpiece of him that called “Take A The Train.”

  • حامی
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۵ در ۷:۱۴ ب.ظ

    بازم دوست دارید موزیسینهای ایران برای همدیگر قیافه بگیرید…؟
    جدای از میشل در طرف دیگر این کره دارند موزیک و به جایی میرسونند که دیگه حرفی برای گفتن نیست…

    زمان خیلی سریع طی میشه!!!

  • الهام
    ارسال شده در فروردین ۱۵, ۱۳۸۶ در ۹:۰۷ ق.ظ

    بسیار ممنون از مطلب فوق العاده تون.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.

از روزهای گذشته…

قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

دوستان زیادی داریم که کارشان چیز دیگری هست و بعد از ظهر در استودیو ضبط میکنند، در این حد! یا آهنگسازان زیادی داریم … از روز اول این انگیزه در من بود که کر آماتور به معنی بد بودن کیفیت کار نیست و شغل بچه ها موسیقی نباشد، چون وقتی آنها شغلشان موسیقی نیست و عشقشان موسیقی است، توقع حقوقی ندارند می آیند به فرهنگسرای بهمن میگویند که فقط به ما یک سالن دهید تا تمرین کنیم.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

در حین خواندن این نمونه مدرس اشاره کرد که اگر چه این یک نقد نیست اما قیدها و ترکیب‌های به کار رفته در آن (نشانه‌های زرد) تحدید زبان را برای پرهیز از گزافه‌گویی و صدور حکم‌های کلی نشان می‌دهد. وی سپس بخشی از یک نقد منتشر نشده از خودش را هم به عنوان مثالی از تحدید زبان در نقد موسیقی خواند.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (V)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (V)

سال ۱۹۸۳ کلود لُلوش (Claude Lelouch) ، کارگردانِ فرانسوی، فیلمی به نام «ادیت و مارسل» (Édith et Marcel) ساخت که این بخش از زندگی پیاف و رابطه ی بسیار عاشقانه اش را با این ورزشکار که کمتر از دو سال به طول انجامید، ترسیم می کرد. هنرپیشه فرانسوی اِولین بوایکس (Évelyne Bouix) در این فیلم نقش پیاف را بازی کرد. کلود لُلوش در مورد این دو شخصیت چنین گفته است: «سِردان به من زندگی را آموخت، پیاف به من عشق ورزیدن را آموخت و هر دو آن ها به من مرگ را آموختند.»
بوی نوروز

بوی نوروز

قصد داشتیم در این روز به اتفاقات مهم موسیقی سال بپردازیم، اما از آنجا که سال گذشته شیرینی قابل توجهی در موسیقی نداشتیم، نگاهی به آلبوم گرانقدر “بوی نوروز” انداختیم به امید آنکه این طلسم شکسته و سالی پر بار برای موسیقی این مرز و بوم داشته باشیم.
فرج نژاد: با کوارتت کلگیوم همکاری خواهیم داشت

فرج نژاد: با کوارتت کلگیوم همکاری خواهیم داشت

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده درباره فعالیت های این موسیقیدان جوان، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است.
خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت دوم

خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت دوم

دان گریدی آهنگساز مجموعه ماجراهای جانی کوئست Jonny Quest- به برای آن کاندید جایزه تلویزیونی امی Emmy شد- انگلیسی جادویی Magic English (سریالی از کمپانی دیسنی)، چندین سریال و فیلم تلویزیونی دیگر دیسنی از جمله دو انیمیشن تلویزیونی دیو و دلبر Beauty And The Beast، داستانهای محبوب کریسمس Favorite Christmas Stories و موسیقی چندین بازی بر مبنای فیلمهای دیسنی از جمله پیترپن Peter Pan، پوکاهانتس Pocahontas است.
جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (II)

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (II)

پس چه کنیم؟ پیشنهاد می‌کنم در این مرحله که ضربه‌های قوی دست راست سبب فشار بیش از حد انگشتان دست چپ شده است تا می‌توانید سرعت را کم کنید و کم‌کم فشار انگشتان دست چپ را به حالتی که دست راست ضربه‌های ضعیف‌تری می‌زد و دست چپ کمتر دسته را می‌فشرد، نزدیک کنید؛ البته قرار نیست با یکی، دو بار تمرین همه‌چیز درست شود، بلکه لازم است این تمرین را هر روز چندین‌بار انجام دهید و بعد از موفقیت در سرعت‌های کم، به‌تدریج سرعت را افزایش دهید. موفقیت در این تمرین یعنی به‌اندازه فشار‌دادن سیم‌ها در حدی که خودتان راضی باشید.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IV)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IV)

کتاب ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی که آقای اسلامی با کمک آقای قادری توسط دانشگاه هنر چاپ کرده بود هم واقعاً قابل استفاده نیست، به چندین دلیل: اول اینکه این کتاب خیلی قطور است و به‌صورت افقی و عریض چاپ شده است و عملاً استفاده از آن‌را برای علاقه‌مندان غیرممکن می‌کند. این کتاب روی هیچ پایه‌نُتی جا نمی‌شود مگر پایه‌نُت رهبری اُرکسترسنفونیک. دیگر اینکه علائم خود را که امروزه به‌کار نمی‌روند به‌کار برده است و شاید منتشرکننده خواسته است امانت‌داری خود را نسبت به نسخۀ اصل رعایت کند ولی این امانت‌داری در نوشتار باعث شده که عملاً این ردیف غیرقابل اجرا باشد. درصورتی‌که به اعتقاد من همۀ ما باید به‌سوی یکسان‌سازی علائم پیش برویم که راحت‌تر بتوانیم از مطالب همدیگر استفاده کنیم.
فراخوان اولین دوره‌ی «جشنواره‌ی موسیقی صبا»

فراخوان اولین دوره‌ی «جشنواره‌ی موسیقی صبا»

فراخوان اولین دوره‌ی «جشنواره‌ی موسیقی صبا» به این شرح می باشد: جشنواره شامل دو بخش «رقابتی» و «غیررقابتی» است و بخش رقابتی آن در ۵ محور زیر برگزار می‌شود.
یادداشتی بر آلبوم «جان سرگردان»

یادداشتی بر آلبوم «جان سرگردان»

«جان سرگردان» اجرای شلخته‌ای ندارد. از یک ذهن و عملِ منظم برآمده و آرایشِ گروهِ سازها در آن، پیراسته و کارشده است اما جذب‌کنندگیِ تمامِ اینها به نیمه‌ی تصنیفِ اولِ آلبوم هم نمی‌رسند و بالعکس، گوش‌آزار هم می‌شوند. چرا که از هر سو که به این اثر بنگریم، سراسر، تکرار در فرم و محتواست و به خیلِ آلبوم‌های اینچنینیِ یکی دو دهه‌ی اخیر پیوسته است که مرده زاده می‌شوند و در حافظه‌ی زمان، نشانی از آنها باقی نمی‌مانَد. خاستگاهِ این مرگ‌زایی‌های پر خرج، هر چه که باشد ماحصل‌، یک موسیقیِ عقب‌مانده از زمانه‌ است.