وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (III)

تمی به روشنی معرفی می‌شود اما با فاصله‌ی کوتاه شکلی خلاصه‌ و خلاصه‌تر یافته و در طرح‌واره‌هایی پخش شده میان سازها تکرار می‌گردد. یعنی نوعی دگره‌سازی کاهنده که با سماجت هر چه بیشتر پاره ملودی وام گرفته شده را تا سرحد امکاناتش تکرار می‌کند و آن را تا جایی پیش می‌برد که جز جوهر فواصل پایه‌ای هیچ باقی نماند، مانند فراز پایانی «پشت پا». یا از طریق دگرگونی در شدت‌وری، جمله‌بندی و گاه رنگ‌آمیزی اندک حرکتی به آنها می‌دهد تا جریان موسیقی که در تکرار مصرانه‌ی تم به دام افتاده است حرکتی رو به جلو بیابد، مانند آن‌چه در موومان سوم «بلوچ»، «گواتی ذوالجلال»، رخ می‌دهد.

به این ترتیب تک ملودی‌های تکرار شونده‌ای (یا همان سوژه‌های منجمد) پدیدار می‌شوند که روی هم قرار گرفتن‌شان بدنه‌ی آهنگ را پر می‌کند، مانند نمایی بزرگ که از اجتماع کاشی‌های (تقریبا) هم‌شکل برآمده باشد که ممکن است طرح بزرگ‌مقیاس‌شان دیگر به سادگی شکل هر یک از کاشی‌ها نباشد، چنان که رابطه‌ی میان زمان وام‌آوا و زمان ساختاری قطعه چنین طرح پیچیده‌ای از استعاره‌های ناهمزمانی را می‌نماید. این کاشی‌ها تنها ملودی –یا به عبارتی پوسته‌هایی کاملا تسطیح شده- نیستند و گاه با اشاره به بافت اصلی‌شان تخیل بافت در قطعات حسینی را شکل می‌دهند.

این ساختار آجری توان کاملا متوقف کردن جریان زمان موسیقی را نیز دارد بدون آن که قطعه بی‌درنگ به پایان منطقی خویش برسد. آهنگساز این امر را برعهده‌ی سکوت‌های ساختاری‌ای می‌گذارد که در روند دگره‌سازی‌های کاهنده‌اش، (همان جریان که رو به سوی زوال شناخت سوژه و مرگ صوتی آن دارد) خود به خود در جای فروکاستگی‌ها به وجود می‌آیند، گویی یکی از آجرها را در متنِ دیوار، زمان بفرساید و بیاندازد.

این سکوت‌ها ساختاری‌اند زیرا جانشین بخشی از یک الگو می‌شوند و گاه (مانند بخش‌هایی از کنسرتو برای کوارتت زهی و ارکستر مجلسی) میانه‌ی یک نقش‌مایه قرار می‌گیرند به صورتی که بخشی از آن ابتدا شنیده شود و سپس بخش پایانیِ فرود-مانند، پس از سکوتی نسبتا طولانی و متوقف کننده ظاهر می‌شود و این یعنی سکوت حتا در ساختار فیگور هم نقشی یافته است (این طرح را می‌توان تا ابعاد بالاتری در فرم قطعات دنبال کرد).

براساس این کاوش کوتاه، کارکرد وام‌گیری در این دسته از آثار حسینی (به جز سمفونی مونودی که رویکردی متفاوت دارد)، فراهم آوردن آجرهای سازنده‌ی یک قطعه است که از طریق تکنیک‌های یاد شده تکثیر و دگرگون می‌شوند و بیشتر بدنه‌ی قطعه را می‌پوشانند، اما معنای فراموسیقایی این وام‌گرفته‌ها فراتر از کارکرد آهنگسازانه‌شان می‌رود. آنها در متن و زمینه‌ای بسیار تاکید شده (۸)، ارجاعی برهنه و روشن به «خود» آهنگساز دارند. «خود»ی که هنوز مفهومی جغرافیایی شده دارد و یک میراث فرهنگی موسیقایی، یک گنجینه‌ی پنهان، را بر دوش می‌کشد.

پی نوشت
۸- کافی است یک نگاه به اخبار اجراهای او، گرایش مصاحبه‌هایش بیاندازیم تا متوجه شویم که این «خود»، به عنوان برآیندی از اراده‌ی شخصی آهنگساز یا کنش جامعه‌ی مقصد، در جایگاه فعلی‌اش تا چه حد پر رنگ دیده می‌شود. برای مثال عنوان مصاحبه‌ی «تایمز مسکو» با وی «آهنگساز نفوذ [موسیقی] ایرانی را به سن پترزبورگ می‌آورد» (Composer Brings Persian Influence to St. Petersburg, No. 4950, 16) یا عنوان نوشته‌ای از «کرِمِنا کرُومُوا» در «تایمز دوران» (Epoch Times) «موسیقی باستانی ایران؛ به سوی گستردن مرزهای فرهنگی روسیه» (Persian Ancient Music to Broaden Russia’s Cultural Boundaries, June 11-17 2009) و یا عنوان نوشته‌ای از «گالینا استولیارووا» در «تایمز سن پترزبورگ»، «آهنگساز ایرانی در سن پترزبورگ موسیقی تصنیف می‌کند» (Persian Composer Makes Music in Petersburg, No. 1722, 11).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XV)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XV)

این به بحث ما مربوط نیست که آیا مترهایی با سطوح هم طول پایین وجود دارند یا نه. آنچه من سعی داشته ام در اینجا نشان دهم این است که، مدارکی از برخی اجراهای موسیقی وجود دارد که با همچین مدلی مطابقت ندارد و این که امکان دارد مدل دیگری این مشاهدات را بهتر توضیح دهد. من قصد ندارم اظهار کنم که مدل CSP از مدل CFP جامع تر است، اما می خواهم اعلام کنم که گونه شناسی های بهتری برای مترها نسبت به آنچه در نت نویسی غربی موجود است، احتیاج داریم.
ملازم: پیانوهای دیجیتال کمک زیادی به هنرجویان تازه کار کرده است

ملازم: پیانوهای دیجیتال کمک زیادی به هنرجویان تازه کار کرده است

مرداد ماه امسال بزرگترین نمایشگاه پیانو در تهران توسط گالری پیانوی باربد، از ۱۹ تا ۲۷ مردادماه از ساعت ۱۴ تا ۲۳ در مجتمع مگامال شهرک اکباتان برگزار شد. مدیریت این نمایشگاه را محمد ملازم مدیر مجموعه باربد به عهده داشت. امروز گفتگویی با محمد ملازم را می خوانیم.
آرشه کشی در سازهای زهی

آرشه کشی در سازهای زهی

خوب، همان گونه که ما به محض آنکه برای اولین بار، آرشه را روی سیم باز گذاشتیم فهمیدیم، این کار آن قدرها هم ساده نیست. سپس، اکثر ما هنگامی که برای به دست آوردن صدای خوب تلاش می‌کنیم، دست راستمان را سفت می‌کنیم؛ از فشارهای غلط در جهت نادرست استفاده می‌کنیم و صداهایی تولید می‌کنیم که به یاد ما می‌اندازد، سیمها از زه ساخته شده‌اند.
نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (I)

نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (I)

کافی است به نزدیکترین فروشگاه محصولات فرهنگی بروید تا در بخش موسیقی ملل “world music” آن بتوانید حداقل یکی از آثار نصرت فاتح علی خان را ببینید. این هنرمند بزرگ، انقلابی در موسیقی قوالی پاکستان ایجاد کرد و آن را به جهانیان شناساند. البته پیش از او هم عده ای در این زمینه تلاش کرده بودند،اما محبوبیت وشهرت خاص او به دلیل تکنیک منحصربه فرد آوازش است. تلاش او برای ادغام موسیقی غربی مانند تکنو با قوالی باعث خلق آثار خارق العاده ای شد.
استعداد سنجی در آموزش موسیقی (I)

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (I)

از آنجا که “آموزش” در موسیقی امری بسیار مهم و زیرساخت موسیقی افراد را شکل می دهد، دارای حساسیت قابل توجهی می باشد و معلم متخصص و با تجربه در امر آموزش را می طلبد. معلمی که علاوه بر دانش موسیقی و مهارت در تدریس، از علم روانشناسی و چگونگی تعامل با هنرجویان مختلف نیز بهره مند باشد. چنین معلمی در ابتدا نیازمند شناخت کافی از توانایی و استعدادهای هنرجوی مورد تعلیم خود می باشد.
About گروهی برای بداهه نوازی (I)

About گروهی برای بداهه نوازی (I)

چه چیزی گروه های موسیقی Hot Chip ،This Heat و Betty Boo را با یکدیگر مرتبط می سازد؟ گروه About – البته به طور غیر مستقیم. این کوارتت بداهه نواز درباره ایستاده فکر کردن با جود راجرز از روزنامه گاردین صحبت می کنند. در راهرو مرکز هنرهای باربیکان در لندن، به یک هنرمند پاپ که نامزد دریافت جایزه مرکوری شده بود بر می خوریم. یک تل زرد رنگ حلقه های مجعدِ نقره فام موهایش را از صورتش کنار می زند. فریم عینکش نامرئی است و ژاکتش به تنش زار می زند، بیش تر شبیه یک مجری نافرمان برنامه کودک است تا یک موزیسین! الکسیس تیلور (Alexis Taylor) همان طور که بی حرکت ایستاده و در حالی که خجالت می کشد سلام می کند.
دینا شور، ستاره دهه پنجاه

دینا شور، ستاره دهه پنجاه

دینا شور Dinah Shore، در زمره یکی از مهم ترین ستاره های موسیقی در دو دهه آغازین پخش برنامه های تلویزیونی در آمریکا بود. در حقیقت طی سالهای ۱۹۵۶ تا ۱۹۶۳ شخصیت های تلویزیونی انگشت شماری به محبوبیت دینا پدیدار گشتند. در کنار آواز خواندن، حضور او سمبل شخصیتی پر انرژی و بشاش در دهه پنجاه بود.
بارکلی جیمز هاروست – I

بارکلی جیمز هاروست – I

گروه بارکلی جیمز هاروست (Barclay James Harvest) که به اختصار BJH نامیده میشود، تا سالها یکی از بدشانس ترین گروهها در موسیقی راک پیشرو (progressive rock) به شمار می آمد.
جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی و افق های پیش رو

جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی و افق های پیش رو

امروز کمتر کسی پیدا می شود که نداند، اینترنت چه خدماتی را به جامعه بشری عرضه کرده است و در کنار این خدمات چه تاثیراتی مثبتی بر زمینه های ظاهرا بی ارتباطی مثل ترافیک تا محیط زیست دارد. هر ساله در نشست های متعددی در کشورمان، این موارد شمرده می شود ولی پس از پایان نشستها هیچ تغییر محسوسی روی نمی دهد.
«رو به آن وسعت بی‌واژه» به روایت موسیقی

«رو به آن وسعت بی‌واژه» به روایت موسیقی

«رو به آن وسعت بی‌واژه» عنوان آلبوم تازه‌ای است از رضا والی؛ آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا. نام آلبوم از اثری به همین نام (برای نی و ارکستر سمفونیک) گرفته شده است؛ اثری در سه بخش که با الهام یکی از سروده‌های سهراب سپهری آفریده شده است. اجرا کننده اثر، ارکستر مدرن بوستون در قالب یک سی.دی بوده است.