وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (V)

از این دیدگاه؛ از سویی موسیقی‌هایی که او انتخاب کرده است (فرهنگِ دهنده) عمیقا «مونودیک» یا تک صدا درک می‌شود و از سوی دیگر نظریه‌ای وجود دارد که چیرگی یک تک صدای موسیقایی را (بدون هارمونی) و گاه حتا بدون در نظر گرفتن جای آن در یک نردبان موسیقایی می‌پذیرد (فرهنگِ پذیرنده)، برای آن ساختار قائل می‌شود و تاثیر این ساختار بسیار تکین را بر ساختارهای کلان‌تر بررسی می‌کند. علاوه بر این حرکت مصالح موسیقایی به شکل مونودیک، یعنی وقایع موسیقایی منفرد که اگر هم بافت همراهی دارند، به عنوان یک رویداد تکین در لحظه‌ی موسیقایی ظاهر می‌شود و ارتباطی با قبل و بعد از خودش (به مفهوم توالی) نمی‌یابد.

همان‌طور که می‌توان حدس زد استفاده‌ی نظری از کلید‌واژه‌ی «مونودی» با استفاده‌های گوناگون و گاه متضاد از این مفهوم در موسیقی آوانگارد قرن بیستم نیز آمیخته است (حتا اگر نتوان فعلا آن را به شکل تحلیلی درون آثار نشان داد دست‌کم در لایه‌ی ظاهری ذهنیت آهنگساز).

این مفهومی است که بُن تاریخی‌اش از یک سو به موومان دوم «واریاسیون‌ها برای پیانو» اپوس ۲۷ اثر «آنتون وبرن» (۱۹۳۶)، همان «موومان ۲۲ میزانی […] که به شکل توالی نت‌های تنها به همراه آکوردهایی اندک [آن هم] فقط به عنوان رویدادهای هارمونیک» (۱۶) در آمده است و از سوی دیگر به «چگالی ۵/۲۱» (Density 21.5) اثر «ادگار وارز» (۱۹۳۶) با آن «مونودی متمرکز» (۱۷) می‌رسد. گسترش این مفهوم در موسیقی قرن بیستم -اگر چه برخی آن را به مفهوم‌های بی‌ارتباط با یکدیگر (۱۸) به کار می‌بردند- آهنگسازانی مانند «لوچیانو بریو» و «جیاچینتو شلسی» را به یاد می‌آورد (۱۹).

از همین رو شاید بی‌دلیل نباشد که قطعه‌ی‌ «مونودی‌ها»‌ی حسینی به لوچیانو بریو (۲۰)، آهنگسازی که مونودی مدرن را –البته به معنایی دیگر- به کار می‌گرفت، اهدا شده است.

«مونودی» پلی است، یا قطعه‌ای کلیدی که امکان اتصال همه‌ی این پدیده‌های در ظاهر نامتجانس را از دید آهنگساز فراهم می‌کند. پلی که از طریق آن هویت جغرافیایی‌اش را به دلخواهِ امروزینش پیوند می‌زند. یک مفهوم متصل کننده که تمرکز بر ساختار یک صدای تنها (بر سنگینی تک صدا در متن موسیقی) را به روشی که او می‌پسندد، میسر می‌سازد و در نتیجه بافتی دگرصدا (Heterophonic) پدید می‌آورد.

درست در همین جاست که می‌توان اندیشید که چنین مفهومی چه چیزی فراتر از پیونددهندگی فرهنگی دارد؟ چه نکته‌ای را بیش از درک خود فرهنگ از وزن و ارزش صداهای موسیقایی‌اش در متن یک ساختار، از لحاظ نظری شرح می‌دهد؟ یا به هنگام آمیختن عناصری از آن دو فرهنگ موسیقایی چه چیز را در وزن و ارزش نغمات در متن یک ساختار دیگرگون می‌کند؟ (۲۱) چه چیز را از لحاظ هنری میسر می‌سازد؟ آیا یک سازوکار توجیه کننده است برای مواجه شدن با دگرصدایی برآمده از متن و زمینه‌ی برداشت متن؟ یا تنها و تنها مانند بسیاری از آهنگسازان نسل‌ها و نسل‌های ما میراث «جایی» است که در آن درس می‌خوانده است؟ و سرانجام، «مونودیزم» (۲۲) یا مونودی‌گرایی چه پی‌آمدی برای موسیقی سمفونیک ما می‌تواند داشته باشد؟

پی نوشت

۱۶- Whittall, Arnold. Musical composition in the twentieth century. Oxford University Press, 1999, P. 211. ۱۷- Ibid. P. 367.
۱۸- ‘Monody’ in Grove dictionary of Music and Musicians
(۲۰۰۰)
۱۹- G. Borio. 2010. Convergence between West and East in 20th Century Music: Reflections on Some Crucial Aspects In: G. Borio and L. Galliano (eds.). Music Facing Up to Silence: Writings on Tōru Takemitsu. Milan: Pavia University Press, P. 112.
۲۰- یک قطعه‌ی مستقل -و تازه‌تر از قطعات آلبوم مونودیزم- بوده و به مناسبت سال ایتالیا در روسیه و سال روسیه در ایتالیا در بخش «پروژه‌ی ایتالیایی» بیست و سومین جشنواره‌ی بین‌المللی موسیقی نو «ساوند ویز» (Sound Ways) برای نخستین بار اجرا شده است. این قطعه ربط مستقیمی با مجموعه‌‌ قطعات مورد بحث ما ندارد (http://www.mehdihosseini.net/world_premieremonodies/).
۲۱- چنین پرسش‌هایی تا زمان ارائه‌ی تجزیه و تحلیل‌های دقیق از هر یک از آثار و سرچشمه‌های ایرانی‌شان، و نیز بازخوانی آنها بر بستر نظریاتی که در متن یاد شد، پاسخی سرراست نمی‌توانند یافت.
۲۲- مونودیزم یا مونودی‌گرایی را حسینی در هیچ یک از نوشته‌ها و مصاحبه‌هایش به کار نبرده است. تنها نام آلبومش که در فارسی به دلایلی نامعلوم -و احتمالا توسط ناشر- به این شکل تغییر یافته (نسبت به عنوان انگلیسی روی جلد و آن‌چه در سایت رسمی‌اش درج شده ‘Monodies’ یعنی مونودی‌ها)، محرک استفاده از آن شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

از روزهای گذشته…

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

این تلقی خاص از پیشرفت یا پیشرو بودن ممکن است تنها مرتبط با زمان حال (هم‌عصر شونبرگ) تعبیر شود اما نکته‌ای بسیار ظریف‌تر هم در اینجا نهفته است و آن گرایش به آینده است. این نوع نگاه به پیشرفت موسیقایی به این معناست که آهنگساز یا منتقد نه تنها آینده را حدس بزند بلکه از رخ‌دادن آن مطمئن باشد و به اثر موسیقایی کنونی از نگاه ناظری در آن آینده‌ی مفروض بنگرد و ببیند که در آینده این بیان موسیقایی پذیرفته شده و تلاش‌های امروز نیز نقشی با اهمیت در آن بازی کرده است.
موسیقی وزیری (II)

موسیقی وزیری (II)

من از «کارمن» و «فوست» و سایر قطعات اروپائی که احیانا وزیری‏ در ارکستر شبهای پذیرائی خود میگذارد، بدم می آید، برای اینکه گوشم عادت‏ به این سنخ آوازها ندارد. چندان شیفته قطعاتی که خودش ساخته و در میان مردم مشهور به «موسیقی اروپائی» است نیز نیستم. بعضی از آنها حقیقتا قشنگ و جذّاب و دلرباست و بعضی دیگر در سامعه من مطلوب و دلپسند نیست و این هم تقصیر استادی و مهارت وزیری نیست، بلکه نقص در گوش ماست‏ که به آهنگ‏های مخصوصی عادت کرده است زیرا علینقی خان معتقد نیست که‏ موسیقی ایران منحصر به همان آوازهائی که تاکنون پیدا شده و سامعه‏ ما بدآنها مأنوس شده است باشد، بلکه میخواهد مثل دامنه افق نامحدود و مانند موسیقی اروپا، نامحصور بوده و به عقیده او زمینه موسیقی ایران‏ برای اینکار حاضرتر است.
انیو موریکونه – ۲

انیو موریکونه – ۲

موسیقی “روزی روزگاری در آمریکا” علاوه بر تم کند اصلی، در جاهایی با موسیقی رقص متعلق به آن دوران جایگزین میشود و همچنین در آن از سازهای نامتعارفی چون بانجو و پن فلوت Pan-Flute (سازی شامل چندین ساز فلوت مانند با ارتفاع متغیر که مانند ساز دهنی در کنار هم قرار گرفته اند) استفاده کرده است.
دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین (Dennis Brain) هورن نواز برجسته انگلیسی بود که عمدتا به خاطر رواج دادن هورن به عنوان یک ساز کلاسیک و تکنوازی در جامعه پس از جنگ جهانی دوم در انگلیس بسیار معروف است. اجرای کنسرتوهای هورن موزار توسط برین با همکاری هربرت فون کارایان (Herbert von Karajan) و ارکستر فیلارمونیک برلین همچنان به عنوان اصلی ترین قطعات ضبط شده از این کنسرتوها به شمار می روند.
“رازهای” استرادیواری (VII)

“رازهای” استرادیواری (VII)

موزه Civic در کرمونا شامل مجموعه ای از قالبها، طرح ها، نقشه ها، الگوها و مطالعاتی هستند که توسط Stradivari صورت گرفته است که تا کنون، بیش از آنکه در معرض آزمایشات مهم قرار گیرند، در حکم موضوعاتی نادر بوده و همیشه کنجکاوی را تحریک کرده اند. زمانی که این گنجینه تحت اختیار استاد Fiorini بود امکانی برای من فراهم شد که بتوانم بر روی آن مطالعاتی انجام دهم. در آن زمان من کاربرد هر قطعه را به تنهایی شناسایی کردم. اغلب این قطعات ریز نوشته هایی از استراد یا پسرانش بودند.
گفتگو با ریچی (III)

گفتگو با ریچی (III)

از ریچی پرسیدم که آیا مردم باید زیر چانه ای و رو شانه ای را به کناری بگذارند؟ ریچی: نه، نمی توان یک قانون کلی ساخت. بعضی ها گردن خیلی کوتاه و بعضی هم گردن خیلی بلندی دارند. تکلیف آنها چیست؟ …
موسیقی کانتری (IV)

موسیقی کانتری (IV)

در سال ۱۹۷۷ خانم دالی پارتون (Dolly Parton) موسیقیدان برجسته سبک کانتری با آهنگ “اینجا باز هم تو” به عنوان بهترین آهنگ کانتری و در رده سوم بر روی بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا جای گرفت. همچنین کنی راجرز (Kenny Rogers) پس از موفقیت در پاپ، راک و موسیقی محلی با آهنگ “لوسیل” به موسیقی کانتری راه یافت و در رده پنجم بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا قرارگرفت. در حقیقت راجرز و پاترون هر دو این توانایی را داشتند که هم زمان هم در موسیقی کانتری و هم پاپ برترین باشند.
کنسرتو ویلن با حال و هوایی ایرانی (گفتگویی با بهزاد رنجبران)

کنسرتو ویلن با حال و هوایی ایرانی (گفتگویی با بهزاد رنجبران)

چند کنسرواتوار تا کنون برای مسابقات شان یک کنسرتو از سده بیست و یکم برگزیده اند؟ و آخرین باری که اثری از یک آهنگساز ایرانی، و نه آلمانی و اتریشی، انتخاب کرده اند چه زمانی بوده است؟ با توجه به یکصدمین سالگرد تأسیس جولیارد، با گزینش یک کنسرتو از بهزاد رنجبران (استاد همین دانشکده) برای مسابقات ویلنِ سال ۲۰۰۶ یک سنت شکنی صورت گرفته است.
شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (II)

شجریان؛ پدیده‌ی اجتماعی (II)

در تاریخ معاصر ما به‌ندرت پدیده‌ای موسیقایی می‌توان یافت که جریان‌های اجتماعی موجود تا این حد در کامور شدنش نقش داشته باشند و نیز به‌ندرت پدیده‌ای موسیقایی می‌توان جست که چنین هم‌نوای دگرگونی و در همان حال بازیگر آن شده باشد (۳).
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (III)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (III)

بدین ترتیب حنانه از اواخر سال ۱۳۳۰ به رهبری ارکستر سمفونیک تهران منسوب شد و تا سال ۱۳۳۲ دو کنسرت بزرگ با این ارکستر اجرا کرد که اولین کنسرتو پیانو با ارکستر سمفونیک تهران است که با سولیستی خانم تانیا آشوت بانوی پیانیست ایرانی اجرا شد.