- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

سطحی شنوی (I)

مطلبی که پیش رو دارید نوشته ضیاالدین ناظم پور [1] آهنگساز و نوازنده رباب است که در این شماره اولین قسمت از سلسله مقالات ایشان را خواهید خواند؛ به مرور نوشته های دیگری از این نویسنده، در وب سایت «گفتگوی هارمونیک» انتشار می یابد.

سطحی شنوی یا پذیرش کیفیتِ حضیضِ سطح لذت از یک اثر شنیداری به عنوان یک معضل فرهنگی آنچنان نمود آشکاری در میان اقشار مختلف جامعه امروزمان پیدا کرده که گاه متعجب می شوم از نوع موسیقی ای که حتی برخی متخصصین در حوزه های هنری بدان دلبسته اند و از آن لذت می برند و توجیه شان هم فقط یک واژه ی غریب است که به درستی تعریف نشده: “سلیقه”.

شاید شما هم برخورد کرده باشید مثلاً با فلان کارگردان موفق سینما که اتفاقاٌ فیلم های معناگرا هم می سازد یا یک استاد حوزه ی ادبیات که در زندگی حرفه ای خود به عنوان یک شخصیت برجسته معرفی شده است و در کمال تعجب دیده باشید زیباترین موسیقی ای که از آن لذت می برد، صدای سیاوش قمیشی یا محمد اصفهانی و در متعالی ترین شکلش به علیرضا افتخاری ختم می شود!

بررسیِ نوع نگرش، سطح دریافت و چگونگی لذت بردن از یک اثر هنری در افراد مختلف یک جامعه، فرایندی است که کنکاش پیرامون آن نیازمند بازنگری در خصیصه های فرهنگی آن جامعه است. اصالت اینگونه از ویژگی های فرهنگی گاه به قرنها قبل و تحت تاثیر عواملی که گاهی خارج از حیطه ی فرهنگ شناسی طبقه بندی می شوند، وابسته است.

شاید بهتر باشد در آغاز جایگاه واژه ی “سلیقه” که گاهی در اظهار نظرها پیرامون یک اثر شنیداری ماهیت معنائی خود را از دست داده است، روشن شود. سلیقه در اصل، سطح کیفی لذت را بر اساس اندوخته های ذهنی در یک فرد مشخص می کند.

به این معنی که اگر کسی به عنوان مثال تا به حال با یک اثر موسیقی در حیطه ی موسیقی بومی افریقا برخورد نداشته باشد لاجرم در مورد اینکه از این موسیقی لذت می برد یا خیر، پاسخی نخواهد داشت و چنانچه باز بر فرض مثال همین شخص یک ترانه بومی در این ژانر شنیده باشد، تمامی اظهار عقیده ی خود را در این مورد به تاثیراتی که از همین یک قطعه گرفته است موکول می کند.

لاجرم سلیقه ی فردی همواره وابسته به حجم و کیفیت اندوخته های ذهنی فرد است و از این رو، سلیقه ی افراد اعم از کارشناسان یا غیر کارشناسان را نمی توان ملاک دقیقی برای ارزشیابی یک اثر هنری قلمداد نمود.

به عبارت دیگر، گستردگی نامحدود محصولات هنری و تنوع سبک ها و ژانرها از عواملی است که سلیقه ی شخصی را به عنوان یک ملاک دقیق از اعتبار ساقط می کند. با این توجه، اگر «سطحی شنوی» را به عنوان یک معضل اجتماعی بپذیریم و خواهان اصلاح آن باشیم، ناچار می بایست در جستجوی اصلاح داده های شنیداری باشیم و این مهم، جز به کمک متخصصین و کارشناسان موسیقی و البته با حمایت های مادی و معنوی از سوی دولت به ایشان، تحقق نخواهد یافت.

کارشناسی و ارزشیابی آثار موسیقائی نیز می بایست به دور از سلایق شخصی کارشناسان و رها از فـیلـتر گذاری ها و مـمیزی های محدود کننده صورت پذیرد تا شاید در بلند مدت، با همسوئیِ جریان های مدیریتی در سازمان های رسانه ای عملی شود.