موسیقی در فلسفه شوپنهاوئر (II)

Arthur Schopenhauer 1788-1860
Arthur Schopenhauer 1788-1860
در ژرف اندیشی هنری انسان به مشاهده گری بی تعلق بدل می شود. اما مقصود این نیست که ژرف اندیشی هنری چیزی دل انگیز نیست. برای مثال، اگر من به یک شیء همچون شیئی هوس خیز یا هوس انگیز بنگرم، دیدگاه من، دیدگاه ژرف اندیشی هنری نیست؛ در این صورت من نگرنده ای دلبسته ام و در واقع بنده یا ابزار خواستم. اما من می توانم به شیء زیبا ، نه همچون چیزی هوس خیز یا هوس انگیز، که تنها و تنها به ارزش هنریش بنگرم.

آنگاه من مشاهده گری بی تعلق خواهم بود؛ نه بی علاقه و دست کم چندگاهی از بندگی خواست آزاد شده ام و ذهنم به جای آنکه ابزاری در خدمت برآوردن شهوت باشد، از آرامش برخوردار شده و دیدگاهی یکسره عینی و بی تعلق در پیش گرفته است.

شوپنهاوئر نظریه گریز چندگاهی از راه ژرف اندیشی هنری را با یک نظریه متافیزیکی پیوند می دهد که بر آن نام “ایده های افلاطونی” می گذارد. می گوید خواست خود را بی میانجی در ایده هایی عینیت می بخشد که نسبت آنها به افراد اشیاء طبیعی، نسبت سرنمونها به رونوشتها است و هر چیز که به صورت یا ایده خود نزدیک باشد، زیباست؛ زیرا که به وحدت و سکون، یعنی کمال نزدیک و از جهان حوادث دور شده است. پس کسی که با زیبایی سروکار دارد، از جنبه انفرادی و تکثر دور می شود و از خود یک اندازه بیخود می گردد و از دنیا و شر و شورش یک دم می آساید و مشاهده کمال زیبایی هم به درستی دست نمی دهد مگر اینکه شخص از خود بیخود شود. در آن حال در می یابد که او جزیی از جهان نیست؛ بلکه جهان جزیی از اوست و چون به این پایه رسید، فیلسوف واقعی اوست.

از زندگانی عادی برکنار شده، از منافع دنیوی اعراض کرده ، از عوارض تهی و از حقایق پر شده. به سبب غریق بودن در دریای زیبایی از هرچیز بی نیاز گردیده ، در میان مردم حاضر، ولی در همان حال غایب است. دنیا در نظرش سراب است و هرقدر در این دریا غریق تر باشد، وارسته تر است.

نبوغ
نبوغ عالیترین شکل علم خالی از هواهای نفسانی است. نابغه کسی است که توانایی درک و شهود ایده ها را دارد. ذهنی که از دست میل و اراده رهایی یافت، می تواند اشیاء را چنانکه هست ببیند و از میان تعینات و جزییات، صور افلاطونی یا جوهر کلی اشیاء را می بیند. فکر او متوجه امور اساسی و کلی و ابدی است؛ ولی فکر دیگران متوجه امور ناپایدار و جزیی و بی واسطه است.

لذتی که نابغه از زیبایی می برد و تسلی خاطری که از هنر می یابد و هیجانی که از دیدن هنر و هنرمند در او پیدا می شود، همه غم و اندوه زندگی را از یاد او می برند.

هنر
عمل هنر، رهایی دانش از قید هوا و اراده و ترک نفس و منافع مادی آن و ارتقا به مرتبه شهود حقیقت است. مقصد علم، جهان است با اجزاء آن و مقصد هنر، جزء و فردی است که جهانی در آن نهان است. یک اثر هنری هر چه بتواند صورت افلطونی شیء را بهتر نشان دهد، به موفقیت نزدیکتر است. به همین جهت غرض از تصویر یک شخص مطابقت محض نیست؛ بلکه غرض آن است که تا حد امکان بعضی از صفات اساسی یا کلی انسان را عرضه بدارد. در ادبیات نیز نمایش صفات فردی ( با قطع نظر از صفات دیگر) به نسبت تجسم مثال و نمونه کلی طبقه آن فرد ، اهمیت بیشتر پیدا می کند؛ نظیر فاوست، دون کیشوت و … .

مقام هنر از علم بالاتر است؛ زیرا علم از راه کوشش برای جمع مواد و استدلال احتیاط آمیز به هدف می رسد و هنر از راه شهود و تجلی به غرض خویش نایل می گردد. برای علم داشتن موهبت و استعداد لازم کافی است؛ ولی هنر احتیاج به نبوغ دارد.

یک نمایشنامه حزن انگیز از آن جهت زیبا و هنری است که ما را از مبارزه فردی دور می سازد و وادار می کند تا به دردها و رنجهای خود با دیده بالاتری بنگریم. هنر غم و اندوه زندگی را تسکین می دهد؛ زیرا ما را از امور جزیی و زودگذر به جهان کلی و ابدی می کشاند. به قول اسپینوزا ، ذهن هرچه بیشتر منظر جاودانی اشیاء را ببیند، به همان قدر در ابدیت سهیم است.

سلسله مراتب هنرها
میزان شوپنهاوئر برای طبقه بندی و ترتیب سلسله هنرها، درجات عینیت یافتن خواست یا اراده است. به این ترتیب که از هنر معماری و مجسمه سازی که هنری سه بعدی هستند به نقاشی که هنری دو بعدی است، و همه هنرهای مکانی هستند، به سوی شعر و از همه بالاتر موسیقی که هنرهای یک بعدی و زمانی می باشند، رو به کمال می روند.

معماری فرانماینده برخی ایده های پستتر همچون سنگینی و همبستگی و استواری و سختی است؛ یعنی صفات کلی سنگ. نگارگری و پیکرتراشی تاریخی فرانماینده ایده انسان است؛ اگرچه سروکار پیکرتراشی در اصل با زیبایی و لطافت است و سروکار نگارگری بیشتر با فرانمودن ویژگی وشور. شعر می تواند تمامی درجات ایده ها را بازنماید؛ زیرا مایه بی میانجی آن مفاهیم است. اگرچه شاعر می کوشد با کاربرد استعاره ها مفاهیم تجریدی را به سطح دریافت حسی فرودآورد و خواننده یا شنونده را توان آن بخشد که ایده را در شیء محسوس دریابد. اما با اینکه شعر می تواند تمامی درجات ایده ها را بازنماید، هدف اصلی آن باز نمودن انسان است؛ آنچنان که انسان خود را از میان سلسله ای از کردارها و اندیشه ها و احساسهای همگام با آنها باز می نماید.

عالیترین هنر شاعرانه نزد شوپنهاوئر تراژدی است؛ زیرا در تراژدی سرشت حقیقی زندگی بشری را می بینیم که به قالب هنر ریخته شده و به شکل درام فرانموده شده است.

اما والاترین همه هنرها موسیقی است. کانت و هگل در بیان مراتب هنرهای زیبا، موسیقی را در میان نقاشی و شعر قراردادند و مقام شعر را برتر دانستند؛ اما شوپنهاوئر موسیقی را مافوق تصورات دانست و آن را عالیترین هنر انسانی شمرد.

موسیقی
قدرت هنر در بالا بردن ما از این عالم نفسانی بیشتر در موسیقی آشکار است. موسیقی به هیچ وجه مانند هنرهای دیگر رونوشت آمال و تصورات و حقیقت اشیاء نیست؛ بلکه نشاندهنده خود اراده یا خواست است. موسیقی آن حرکت وکوشش و سرگردانی ابدی اراده را نشان می دهد که بالاخره به سوی خود برمی گردد و کوشش را از سر می گیرد. به همین جهت اثر موسیقی از هنرهای دیگر نافذتر و قویتر است؛ زیرا هنرهای دیگر با سایه اشیاء سروکار دارند و موسیقی با خود آنها.

فرق دیگر موسیقی با هنرهای دیگر در این است که موسیقی مستقیما – نه از راه تصورات – بر احساسات ما اثر می کند.

انسان با گوش فرادادن به موسیقی از آن حقیقت نهفته در زیر پدیدارها کشف مستقیمی می کند؛ اگرچه نه به صورت مفهومی ؛ و این حقیقتی را که به صورت هنری پدیدار شده، به صورتی عینی و بی تعلق درونیافت می کند؛ نه همچون کسی که اسیر چنگال جباریت خواست است. افزون بر این، اگر می توانستیم همه آنچه را که موسیقی بدون مفاهیم بیان می کند، بدرستی با مفاهیم بیان کنیم، به فلسفه راستین می رسیدیم. او با چیزی سخن می گوید که از ذهن لطیفتر است.

قلمرو موسیقی در حقیقت متعلق به این جهان نیست. به قول بتهوون :« توصیف کار نقاشی است. شعر نیز در این کار و در مقایسه با موسیقی می تواند توفیق زیاد داشته باشد و میدان آن به اندازه میدان من محدود نیست؛ اما در مقابل، میدان من در مناطق دیگر بسیار گسترده است و به آسانی نمی توان به قلمرو من دست یافت.» لحن و ایقاع در موسیقی به منزله تقارن در هنرهای تجسمی است و از همین رو موسیقی و معماری کامل نقطه مقابل هم می باشند و چنانکه گوته می گوید، معماری موسیقی جامد است و تقارن لحن و ایقاع ساکت.

شوپنهاوئر موسیقی محض یا مطلق را برتر از موسیقی برنامه ای یا توصیفی می داند؛ مانند موسیقی برنامه ریزی شده یا تقلیدگر که صداهای طبیعی را تقلید می کند یا «نقاشی در صدا» و همچنین اپرا. طبق نظر شوپنهاوئر، موسیقی عالیترین نوع هنری بوده و نیازی به حمایت اشکال دیگر هنری ندارد. به نظر او وقتی موسیقی به کلمات خیلی نزدیک می شود و در پی شکل گرفتن بر اساس حوادث باشد، این یعنی که مترصد استفاده از زبانی است که به خودش تعلق ندارد.

شوپنهاوئر گوید:
موسیقی را نمی توان به زبان یا قلم بازگفت؛ باید شنید و آزمود. از زمان و مکان و علیت، پاک فارغ است و همچون ارقام و اشکال هندسی قالب و ظرف همه چیز است و برخلاف اصل علیت، ما را از علت خود منصرف می سازد و مجذوب می کند. موسیقی نمایشگر افسونگری است که اراده مکتوم ناشناختنی را با تمام شور و وسوسه و جوش و خروش و زیر و بم آن می شناساند.

موسیقی، هنرِ هنرها و زیباییِ زیباییهاست. زورق نجاتی است که غریق منجلاب حیات را برمی گیرد و به بهشت آرزو می برد.

منابع:
تاریخ فلسفه، جلد هفتم (از فیشته تا نیچه)، فردریک کاپلستون، ترجمه : داریوش آشوری
تاریخ فلسفه، ویل دورانت، ترجمه : عباس زریاب
سیر حکمت در اروپا، محمد علی فروغی

گردآوری و تدوین: کیاوش ماسالی

7 دیدگاه

  • Babak
    ارسال شده در فروردین ۲۶, ۱۳۸۵ در ۲:۱۲ ق.ظ

    ba aghaye Schopenhauer 100% movafegham, moosigi chizi nist ke bakhad khodesho ta hadde ravi boodan payin biare va bejaye raveshe mostaghim raveshe gheire mostaghim ro baraye bayane ma’anie sathe payin tar payin estefade kone, gar che ke bozorgani chon vivaldi, liszt, beethoven va kheili haye dige zaheran in kar ro kardan, vali hatta dar in marhale baz ham in ma hastim ke say dar bar ghararie chonin ertebat darim, dar barnamayi tarin vaziat ham moosighi az manzare nafse khodesh hamoon moosighi hast. hatta agar be onvane barnamei azash yad beshe. kheili kheili mamnoon, besiar lezzat bordam in neveshte.

  • rolling_stones
    ارسال شده در فروردین ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۴ ق.ظ

    مقاله بسیار عالی بود و نکات بسیار مهم فلسفه شوپنهاور به صورت بسیار عامه فهم و زیبایی ]آورده شده. اضافه می کنم، یکی از دلایلی که در عقیده شوپنهاور، موسیقی رو اعلاترین هنر میدونه این عبارته:” موسیقی تنها هنری است که به واسطه ادراک مستقیم مخاطب، امکان تحریف و “فساد”‌در آن وجود ندارد.”
    به نظر من این جمله از خیلی ابعاد شایان تامل و تفکر هست. در ضمن ایشان عزیزترین چیزهای زندگیش، سگش و فلوتش بوده و تفکراتش در سایر ابعاد!!! هم بسیار جالب و بحث انگیزه. بی جهت نیست که شوپنهاور یکی از تاثیر گذار ترین افراد در فلسفه نیچه بوده.

  • sheyda
    ارسال شده در فروردین ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۳ ق.ظ

    ver very nice!,keep on this article,thanks

  • ارسال شده در فروردین ۲۶, ۱۳۸۵ در ۳:۴۳ ب.ظ

    به نظر میاد که در میان آهنگسازان بزرگ کشورمون اون اتحادی که باید وجود داشته باشه وجود نداره. یعنی هرکدوم ساز خودشون رو میزنن. شما نمیدونید چرا؟!…

  • کیاوش ماسالی
    ارسال شده در فروردین ۲۶, ۱۳۸۵ در ۵:۴۷ ب.ظ

    با سلام به دوستان عزیز
    در توضیحات بخش اول این مقاله، مطالب تکمیلی آورده ام که امیدوارم مفید واقع شود.
    از توجهتان متشکرم.

  • کیاوش ماسالی
    ارسال شده در فروردین ۲۷, ۱۳۸۵ در ۳:۲۸ ب.ظ

    با تشکر از مسئولین سایت برای رفع تقریبا تمامی مشکلات پیش آمده نگارشی و املایی قبلی هر دو بخش مقاله.
    در ضمن نام صحیح کتاب شوپنهاوئر، « جهان همچون اراده و ایده » می باشد.

  • سنتور ني
    ارسال شده در فروردین ۲۷, ۱۳۸۶ در ۹:۱۳ ق.ظ

    موسیقی هنریست زمانمند،به کمک تمامی هنرها میاید اما به کمک هیچکدام نیاز ندارد!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۲- بهمن ماه ۹۶) برگزار می شود

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران در روز ششم بهمن ماه ۱۳۹۶ به صورت اینترنتی برگزار خواهد شد. ای دومین دوره مسابقات مگتان است که به صورت اینترنتی به صورت ترکیب اجرای زنده و اینترنتی برگزار می شود و طبق معمول به برنده این مسابقه یک گیتار با ارزش اهدا خواهد شد.

از روزهای گذشته…

موسیقی و نلسون ماندلا (II)

موسیقی و نلسون ماندلا (II)

به دنبال این کنسرت ترانه های گوناگونی برای گرامی داشت و تجلیل مبارزه نلسون ماندلا که همچنان در جزیره روبن در زندان به سر می برد، ساخته شد. از جمله این آثار عبارتند از: اسیمبونانگا («او را ندیدیم»، Asimbonanga) که توسط گروه آفریقای جنوب به نام ساووکا (Savuka) که جونی کلِگ (Johnny Clegg) رهبری آن را بر عهده دارد، ساخته شد.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (I)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (I)

اگرچه پنج اثر سمفونیک حسین دهلوی، توجه اهالی موسیقی را چنان به خود مشغول کرد که او را در رده بزرگ ترین آهنگسازان ایران و مخصوصا دو اثر «بیژن و منیژه» و «مانا و مانی» را یکی از آثار با ارزش بین المللی موسیقی سمفونیک بدانند ولی عظمت و شکوه دو اثر نام برده نباید یک پژوهنده هنر را چنان شیفته خود گرداند که از دیگر گلهای باغستان حسین دهلوی روی گرداند.
نگاهی به انوانسیونهای باخ

نگاهی به انوانسیونهای باخ

انوانسیونهای دو و سه صدایی باخ علاوه برای آنکه حاوی نکات زیاد آموزشی برای هنرآموزان سازهای کلاویه ای است، در عین حال جزو دسته کارهای زیبای باخ قرار دارد که رافت های کنترپوآنیک و ملودیک بسیار دارند، بگونه ای که برخی از آنها جزو شناخته شده ترین کارهای باخ به حساب می آیند.
گزارشی از یک کنسرت چهارساعته (II)

گزارشی از یک کنسرت چهارساعته (II)

موسیقی قرن پانزده ایران در مرزهای کنونی ایران قابل دسترس نیست اما در ترکیه‌ی کنونی می‌توان آثاری را که منسوب است به بزرگترین آهنگساز-نوازنده و نظریه‌پرداز موسیقیِ ایرانی (عبدالقادر مراغه‌ای) یافت. حکایت این پراکنده‌شدن‌ها تا دوره‌ی صفویه، تاریخ ایران را همراهی می‌کند: صفویان در ابتدا هنر را راندند، سپس همانند دوره‌ی چیرگی کلیسا در اروپا، در خدمت دین‌اش گرفتند و سر آخر خیلی دیر شاید از آن لذت هنری بردند؛ پس ما ایرانی‌ها همچنان برای یافتن شعر آن دوره‌مان ناچاریم سری به هندوستان و برای شنیدن موسیقی‌اش ناگزیریم سری دوباره به موسیقی‌دانان ایرانی رانده‌شده یا برده شده از ایران از- به دربار عثمانی بزنیم.
کارگاه گیتارکلاسیک به مناسبت سالگرد تولد هیتور ویلا لوبوس

کارگاه گیتارکلاسیک به مناسبت سالگرد تولد هیتور ویلا لوبوس

آموزشگاه موسیقی آریا به مدیریت آریا عظیمی نژاد با همکاری شرکت آرشه (موسس استاد بزرگ لشگری) – تنها نمایندگی رسمی کمپانی یاماها از سال ۱۹۹۲ در ایران – در تاریخ ۶ لغایت ۱۳ اسفند ماه ۱۳۸۹ اقدام به برگزاری کارگاه گیتار کلاسیک زیر نظر فرزین طهرانیان – نوازنده گیتار و استاد دانشگاه – می نماید.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

ارایه‌ی طرح‌واره‌ای برای تشریح احتمال تفاوت موقعیت نقد در موسیقی ایرانی که تا آنجا پیش می‌رود که صحبت از امکان تطابق اظهار نظر شفاهی یا موقعیت‌های مشابه با فضای موسیقی ایرانی به میان می‌آید. (۱۳۸۸)
رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

حق با شماست. آقای هوشنگ کامکار هم جشنواره های قبلی را غیرحرفه ای دانسته اند که بهتر است بگویند کجا، کی، چه کسی و چه چیزی در جشنواره های قبلی غیرحرفه ای بوده است. باکلی حرف زدن که نمی شود جشنواره بهتری داشت و این مسایل تنها آزرده خاطری ایجاد می کند.
ظهور بیتلز بهانه ای برای کار بیشتر

ظهور بیتلز بهانه ای برای کار بیشتر

پاول آنکا در اواسط دهه ۶۰ متوجه شد که با ظهور گروههایی چون بیتلز ، سلیقه عمومی دچار تحول شده است و محبوبیت او رو به کاهش است. درواقع او در فاصله سالهای ۶۹-۶۲ تنها سه ترانه بسیار موفق داشت A Steel Guitar and a Glass of Wine، ‘Eso Beso و Ogni Volta که این آخری از فروشی میلیونی در ایتالیا برخوردار شد.
منبری: نگاه شجریان به آواز چند وجهی بود

منبری: نگاه شجریان به آواز چند وجهی بود

جمال الدین منبری در سال ۱۳۳۹ در تهران بدنیا آمد و فراگیری موسیقی را از سال ۱۳۵۵ آغاز کرد. هرچند با آوازخوانی اش شهرت یافت اما آموخته های فراوان او در نوازندگی سازهای مختلف و در آهنگسازی و بهره گیری از دانش نامدارترین اساتید موسیقی ایران،‌ از او موسیقیدانی چندوجهی ساخته است. با این حال در سالهای گذشته، از فعالیتهای اجرایی او نسبت به گذشته کاسته شده و بیشتر به امر آموزش پرداخته است. همچنین به عنوان کارشناس ارشد موسیقی و عضو شورای آموزش و پژوهش در مرکز موسیقی صدا و سیما فعالیت دارد.
ششمین سال فعالیت ارکستر هنگام

ششمین سال فعالیت ارکستر هنگام

کنسرت ارکستر هنگام، در ششمین سال فعالیت حرفه ای این گروه، ۸ و ۹ آبان ماه ۸۷ در تالار حافظ شیراز برگزار می شود. ارکستر ملی هنگام، از جمله معدود ارکستر های غیر دولتی ثابت کشور است که از سال ۱۳۸۱ تا کنون به طور پیوسته در شهر شیراز به فعالیت پرداخته است. این ارکستر در سال ۱۳۸۱ در دانشگاه علوم پزشکی شیراز تشکیل و پس از یک سال از دانشگاه جدا شد و به طور مستقل به فعالیت خود ادامه داد.