Ghost Note

نمونه ای از Ghost Note که وس مونجگومری در لیک های بلوز گیتار خود استفاده می کرد.
نمونه ای از Ghost Note که وس مونجگومری در لیک های بلوز گیتار خود استفاده می کرد.
بهترین تعریف برای Ghost Note آن است که نوازنده آنرا بگونه ای اجرا کند که توسط شنونده احساس شود اما شنیده نشود! این نتها معمولآ بسیار آرام و بدون هیچ گونه تاکید خاصی توسط نوازنده اجرا می شوند، این نتها در نوشتار موسیقی همانند نتهای اختیاری در میان دو پرانتز نوشته می شوند. برای آشنایی بیشتر با این نت های موسیقی، بیایید راجع به آن صحبت کنیم.

نوانس هایی که در نت موسیقی یا پارتیتور وجود دارند به نوازنده این امکان را می دهند تا قطعه را هر چه بیشتر همانند آنچه آهنگساز یا تنظیم کننده می خواهد، اجرا کند. بر روی برخی از نتهای موسیقی ممکن است با علامت های خاصی اصرار به تاکید یا با شدت نواخته شدن باشد و بر روی بسیاری دیگر چنین نباشد.

حتی در حالتی که بر روی نتهای یک قطعه موسیقی علامت های خاصی وجود نداشته باشد، آموخته ایم که برخی نتها (مانند ضربهای اول و سوم در یک میزان چهار ضربی) را با شدت بیشتری اجرا کنیم.

ریشه وجود ضربهای قوی و ضعیف
کلاو (Clave) نحوه خاصی از نگارش موسیقی برای ارائه الگوهای ریتمیک است. این نگارش عمومآ بر روی خطوط حاملی نوشته می شود که دارای کلید سل، فا یا دو نبوده و هدف از نمایش یک نت بیشتر ویژگی های مربوط به زمان و کشش اجرای آن است تا فرکانس یا Pitch آن. این نوع الگوی ریتمیک یا زمان بندی مسجع، ریشه در موسیقی آفریقای غربی دارد که در کشور کوبا به مراحل کاملتری رسیده است. (ممکن است نتها روی یک خط حامل نیز نمایش داده شوند.)

در این روش از نوشتار موسیقی – که غالبآ برای سازهای کوبه ای بکار برده می شود – نتهای قالب با فواصل مساوی در زمان تقسیم شده اند که عمومآ قواعد خاصی برای تاکید بر آنها وجود دارد، مانند آنچه برای یک میزان ۴/۴ بیان کردیم. در یک الگوی کلاو کاملآ از پیش مشخص است که کدامیک از نت ها با چه شدت و ضعفی باید اجرا شوند.


نمونه ای از یک الگوی ریتمیک بسیار ساده
در واقع، در یک قالب کلاو بدون شک ما نتهای تاکید شده و نتهای که نیاز به تاکید ندارند، داریم. هرچند برخی معتقد هستند که که الگوی کلاو در اصل تنها از نتهای مؤکد ساخته شده و نتهای بی تاکید تنها علایمی تغییر پذیر هستند و بخشی از الگوی اصلی نیستند. (این نظر جای بحث دارد و به میزان زیادی وابسته به فاکتورهای سازی و اجرایی است.)

البته نباید اینگونه پنداشت که یک نت شبح (Ghost Note)، تنها نتی است ساده و تاکید نشده؛ چرا که نتهای تاکید نشده در الگوهای کلاو، برای ایجاد کنتراست در مقابل نتهای تاکید شده حضور دارند. آنها نه مؤکدند و نه بیش از حد نادیده گرفته می شوند و در جمع حالت متعادلی دارند.

اگر یک نوازنده یکی از این نتهای غیر مؤکد را در جهت خلاف یک نت تاکید شده، تاکید (بگونه ای که توجه شنونده جلب نشود)، نت اجرا شده را Ghost Note می نامند.

اگر بخواهیم با اعداد ارقام این رابطه را مشخص کنیم باید بگویم که اگر یک نت مؤکد در یک قالب موسیقایی معادل +۱ درجه قویتر اجرا شود و اگر نت عادی از با تاکیدی برابر ۰ نواخته شود، پس نت شبح وار باید با تاکیدی برابر -۱ اجرا شود.

در موسیقی سبک Jazz معمول بر این است که برای سازهای بادی و زهی، با گذاشتن یک علامت ضربدر ‘x’ به جای سر نت (که در حالت عادی به شکل بیضی است) این خواسته به نوازنده منتقل می گردد و او این نت را بصورت شبح اجرا می کند.

دقت کنید که اگر از زاویه فیزیکی به یک نت Ghost نگاه کنیم، پوش این نت به هیچ وجه حمله آنی ندارد و بسیار آرام بالا آمده و آرام پایین می آید و به بیان دیگر پرش یا Attack ندارد و ضربه ای به گوش وارد نمی کند.

سازهای بادی که صدای انسان هم در میان آنها قرار دارد و همچنین گیتار، سازهایی هستند که میتوانند نتهای شبح گونه را به شکلی کاملا متمایز از سایر نتها، اجرا کنند در حالی که یک نوازنده پیانو یا ساز کوبه ای در اجرای آن با مشکل روبرو خواهد شد.

روش اجرا
به عنوان یک مثال عملی، نوازنده گیتاری را در نظر بگیرید که میخواهد یک نت را شبح وار اجرا کند. او میتواند هنگام نواختن نت، با کم کردن فشار انگشتان بر روی سیمهای دسته – باره – گیتار (بدون اینکه دستش را از روی سیم دسته بردارد)، نت را آهسته و شبح وار اجرا کند. در این حالت حتی اگر سیم به خرک باره برخورد نکند، انگشت نوازنده به سان خرک عمل می کند و نتیجه صوتی می شود که ما آنرا Ghost Note می گوییم.

یاد آوری میکنیم که اگر این طرز نواختن در مورد همه نتها اجرا شود، دیگر این نت، نت عادی بوده و شبح وار محسوب نمیشود. پس نتیجه میگیریم که پدیده نت شبح وار بودن یک پدیده کاملا نسبی است.

مشابه این اجرا در موسیقی ایرانی برای سازهایی مانند تار و سه تار موجود است که به آن نت اشاره گفته می شود. نوازندگان درامز نیز بعنوان مثال برای نواختن این نوع از نت ها، بجای ضربه زدن با چوب (Stick) ، تنها به لمس کردن قطعات درامز با چوب می پردازند.

یک اشتباه رایج
یک تصور رایج و نادرست عمومی این است که نت شبح وار را با نت زینت (grace note) یکی میدانند. در حالی که در تعریف، نت زینت باید از نتی که قرار است زینت داده شود، کوتاه تر باشد ولی نه لزومآ بدون تاکید. چه بسا در بسیار موارد تاکید روی نت زینت بیش از نت اصلی است.

به عبارت دیگر، یک نت زینت میتواند شبح وار، عادی یا مؤکد اجرا شود و شبح وار بودن یک نت به هیچ وجه ربطی به کشش نت ندارد و تنها به حجم صوتی که تولید می شود، مربوط است.

یک تعریف دیگر
دیوید هوگ (David Hodge) در وب سایت خود guitarnoise.com، نت های شبح گونه را چنین تعریف کرده است :

“بهترین تعریف برای نت شبح وار یا ghost note، این است، نتهایی هستند که احساس میشوند اما شنیده نمیشوند. نوازنده این نت را بسیار آرام و بدون تاکید مینوازد و این عدم تاکید تا حدی است که گاهی موج تولید شده حجم صوتی در حد صفر (سکوت) دارد.”

“این نت معمولا در میان دو پرانتز قرار داده میشود. البته نتهای اختیاری برای اجرا هم در پرانتز قرار میگیرند. این نتها زمانی به وجود می آیند که یک نوازنده به هنگام اجرای یک riff که به طور مکرر اجرا میشود، بخواهد برای جلوگیری از یکنواختی تغییر کوچکی در آن بدهد و نتهایی را به آن اضافه کند که در این صورت عمومآ آنها را در پرانتز قرار می دهند.”

به دلیل این مشابهت نوشتاری، تشخیص این دو بدون شنیدن اجرای موسیقی اصل، ممکن نیست، هرچند بسیاری از نوازندگان اعتقاد دارند که اجرای این نتها به هر یک از این دو روش خوب از آب در می آید.”

bluesforpeace.com , wikipedia.org

8 دیدگاه

  • ali
    ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۸۵ در ۱:۵۴ ق.ظ

    khaste nabashid. matlabe ghabli chi shod?

  • حمیدرضا
    ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۸۵ در ۴:۲۷ ب.ظ

    بابا شما دیگه کی هستید؟ دمتون گرم از همه چیز می نویسید الا موسیقی الکترونیک و دم و دستگاهاش. خواهشآ بنویسسد.

  • عبدالرضا
    ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۸۵ در ۹:۱۰ ب.ظ

    عالی عالی عالی خوب خوب خوب مثل همیشه وممنون

  • saeed1922
    ارسال شده در اردیبهشت ۲, ۱۳۸۵ در ۳:۳۷ ب.ظ

    یه کمی پیچیده بود ولی جالب بود! مرسی

  • نگار
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۵ در ۱:۳۸ ق.ظ

    kheyli mamnoon az matalebetoon/baraye manam kami pichide bood,man fekr mikardam in note ha hamoon note haye tazinat hastan.

  • ناشناس
    ارسال شده در تیر ۵, ۱۳۸۵ در ۷:۱۵ ب.ظ

    khob bod meci azzah matatonomid varam hamishe moafag bashin

  • hamed
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۸۵ در ۸:۱۲ ب.ظ

    نت های ویلنرا بیشتر کنید

  • bache bahal
    ارسال شده در شهریور ۷, ۱۳۸۶ در ۱:۵۳ ق.ظ

    salam khaste nabashid arz mikonam va mikhastam begam in 1587963 omin jaee ye ke sar mizanam donbale note ney migardam age mitonin komakam konin mer30

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت سوم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت سوم

کتاب‌های نام‌برده به غیر از یکی همگی ترجمه است، بنابراین کیفیت ترجمه‌ نیز می‌تواند یکی از عوامل مقایسه باشد. هر چند این موضوع دقیقا جزیی از کیفیت مطلب را تشکیل نمی‌دهد، اما چون خوانندگان فارسی زبان (احتمالا) تنها از طریق همین ترجمه‌ها به کتاب دسترسی دارند، باید آن را نیز بررسی کرد.
گزارش بازدید از نمایشگاه CREMONA mondomusica 2008

گزارش بازدید از نمایشگاه CREMONA mondomusica 2008

در آغاز باید توضیح کوتاهی در مورد عنوان این مقاله داده شود. Cremona نام شهریست در شمال کشور ایتالیا که مرکزیت تاریخی را در طول زمان بواسطه حضور هنرمندان بزرگی در زمینه ساخت ادوات موسیقی، مخصوصا ساز ویلن به خود اختصاص داده است. این شهر گذشته ای کهن و توام با وقایعی زیبا و قابل تعمق در خود داشته و حس کنجکاوی هر انسان اهل تحقیق و بررسی را بر می انگیزد.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VI)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VI)

مدرس را حین خواندن نماز با عمامه خودش خفه کردند و بعد از کشتن وی، محافظینش گزارش ذیل را تقدیم داشتند: صورتمجلس و گزارش لیله ۱۰/۹/۱۳۱۶ ساعت ۳۰/۲۲ یوم جاری اینجانب رسدبان‌ ۳ مستوفیان کفیل شهربانی کاشمر به جمعیت سرپاسبان یکم موسی شجاعی به منزل واقعه در محله نو که شخص سید حسن مدرس زندانی، در آنجا بود، رفته مشاهده شد زندانی مزبور فوت در صورتیکه سرپاسبان اظهار می‌دارد در یک ساعت قبل که من جهت بازدید او رفتم‌، محمد فراموشکار پاسداران زندانی مزبور اظهار می‌دارند که متوفای فوق به مرض تنگ نفس‌ سینه مبتلا بوده و تا یکساعت قبل حیات داشته که بعدا فوت نموده است. امضا.
استاد فلوت کاندید دریافت جایزه گرمی شد

استاد فلوت کاندید دریافت جایزه گرمی شد

کارلوس ناکای (R. Carlos Nakai) به قدری راحت و صمیمی راجع به کاندید شدنش در مراسم گرمی (Grammy Awards) صحبت می کند که احساس می کنید او هر سال کاندید این جایزه می شود، که البته در چند سال اخیراین امر کاملآ درست بوده است.
علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

علی رحیمیان: در هنرستان چند کاپریس از پاگانینی باید می زدیم

بدنبال تهیه مطلب رحیمیان و موسیقی سمفنیک ایران و به منظور آشنا کردن هرچه بیشتر جامعه هنری با هنرمندان بزرگ کشور، با علی رحیمیان موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
شبی با هارپ (II)

شبی با هارپ (II)

او تاریخچه‌ی هارپ را تا ساخته شدن هارپ مدرن به طور فشرده‌ای بازگو کرده و انواع چنگ‌های مورد استفاده در تاریخ را به سه گروه کمانی، زاویه‌دار و قاب‌دار تقسیم کرد و محدوده‌ی استفاده‌ی امروزین هر یک از این انواع را برشمرد. شب دوم سخن از قطعات و کارگان هارپ اروپایی بود که از دوره‌ی پیش از باروک تا اوایل رومانتیک را پوشش می‌داد. صداقت‌کیش در این سخنرانی نام آهنگسازان و نوازندگان برجسته‌ی این دوره، تکنیک‌های اجرایی و تغییرات فنی ساز را به اختصار برای حضار بیان کرد.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (پایانی)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (پایانی)

برخلاف هر دو سبک مکتب فرانکفورت درباره‌ی کالایی کردن و پوپولیسم نو که چیزی بهتر از «بروس اسپرینگزتین» (Bruce Springsteen) نمیتواند تصور کند ( من جدل «جسی لِمیش» (Jesse Lemisch) برعلیه سبک جبهه خلق “موسیقی فولکلور” را بیاد می‌آورم )(۲۹)، من فکر می‌کنم، ما باید این ایده را که گونه‌های معینی از موسیقی – از روی قیاس– اخلاقا و بطور سیاسی خوب است و دیگران نه، پس بزنیم (که معنیش این نیست که کشمکش ایدئولوژیکی در موسیقی و انتخاب آن وجود ندارد).
مگر کار سختی است؟ (درسی از عدم موفقیت در موسیقی پاپ)

مگر کار سختی است؟ (درسی از عدم موفقیت در موسیقی پاپ)

نوشتن یک ترانه آسان است. مگر نه؟ ظاهرا هرکسی که بتواند درست بخواند، چند آکورد بر روی گیتار نواخته یا یک ملودی را با پیانو اجرا کند، تمام دانش مورد نیاز برای نوشتن یک ترانه سه دقیقه ای پاپ کلاسیک را خواهد داشت. اما ماجراهایی که در دنیای ترانه سرایی وجود دارند به ما میاموزند که این قالب هنری ظاهرا عامه پسند، در حقیقت به استعداد و مهارت بسیار بیشتری از آنچه اکثر ما در اختیار داریم، نیاز دارد.
به قلم یک بانوی رهبر (VII)

به قلم یک بانوی رهبر (VII)

پژوهش ها نشان داده اند که موزیسین های ارکستر کمترین میزان رضایت شغلی را نسبت به دیگر کارمندان تجربه می کنند: آن ها ورودی و کنترل کمی دارند. بنابراین، موزیسن ها از فرصت هایی برای شنیده شدن کارشان استقبال می کنند. در این مورد هم من در انتخاب هنرمند میهمان و برنامه ریزی موزیسین ها را درگیر می کنم هرچند تصمیم نهایی به عهده خودم است اما شدیدا معتقدم که ایده های خلاق به نفع همگی از جمله سازمان، موزیسین ها، مخاطب و خود من است.
سلطانی: مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند

سلطانی: مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند

از زمانی که یاد گرفتم دور و برم را به تنهایی نگاه کنم، دوره ی مجله آدینه بود و دنیای سخن و این چیزها که من و امثال من هم با افتخار می خریدیم و پُز روشنفکری می دادیم و سعی می کردیم خودمان را به جلوی صف بکشانیم، ولی آن جلو همیشه پیکر تعدادی از روشنفکران روی هم انباشته شده بود، عین گلادیاتورها پس از مبارزه، مردم از دیدن این صحنه ها، این که یک عده به هم فحش می دهند و یقه ی هم دیگر را می-گیرند ـ تا بالاخره یکی از آن ها از گود بیرون رود ـ اظهار خوشحالی می کردند و لذت می بردند(البته هنوز هم این رویه ادامه دارد). از آن زمان تا حالا هرچه جلوتر می آیم می بینم که این رویه ساحتِ نظامِ روشنفکری است. میدانی است پُر از زور و خون و هر کس می خواهد به زور سایه ی معاصرین و نسل بعدی را مطابق استیل و معیارهای خودش در بیاورد.