نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (X)

اجراي «قطعه اي در ماهور»، تالار رودكي 1354
اجراي «قطعه اي در ماهور»، تالار رودكي 1354
ضرب اول میزان به صورت اونیسون نوشته شده است و در ضرب بعدی نوعی کمرنگ از کنترپوان‌نویسی را می‌بینیم که در آن نت‌های هم‌صدای زیادی مشاهده می‌شود و گویی بخش‌ها در واقع یک ملودی را با تغییرات کوچکی تبدیل به ملودی‌های جدیدی می‌کنند.

این گونه نگارش حجم چندصدایی ارکستر را کاهش می‌دهد، هرچند پرش‌هایی که در این قسمت نوشته شده، تنوع قابل توجهی به ملودی سه‌تار داده است. این الگوی کنترپوانتیک چندین میزان تکرار می‌شود.

آخرین قسمت کنترپوانتیک این قطعه در میزان ۲۲۹ دیده می‌شود:


audio file بشنوید اجرای این بخش را توسط ارکستر سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر

باز در خط اول سه‌تار، در خط دوم کششی‌ها و خط سوم مضرابی‌ها دیده می‌شود. در میزان ۲۲۹ مضرابی‌ها با سه‌تار،‌ اونیسون هستند ولی بخش کششی به صورت استکاتو سه نت را اجرا می‌کند که نت میانی دیسونانس نوشته شده است و بعد از آن یک پرش پنجم به نت دومینانت دیده می‌شود که نت دیسونانس به صورت پیوسته از نت قبلی‌اش بالا آمده و با پرشی که در نت سوم بوجود می‌آید، به عقیده‌ی نگارنده این میزان کششی، نقش ملودیک چندان قویی ندارد.

در میزان ۲۳۰، برعکس میزان قبل، کششی با سه‌تار که C.F ما است دوبله می‌شود و کنترپوان ۱:۱ برای سه‌تار و بخش مضرابی شکل می‌گیرد.

تصویر شماره ۱۷


ج) بررسی کلی تکنیک های هارمونی قطعه:
همان‌طور که گفته شد، اساس این قطعه بر مبنای کنترپوان شکل گرفته است و بیشتر از سه توالی هارمونیک در این اثر دیده نمی‌شود. آکوردهای استفاده شده در این اثر متنوع هستند و توالی آکوردها بیشتر بر اساس توالی (Progression) کلاسیک که با عنوان «حرکت هارمونیک» می شناسیم طراحی شده است، پس هارمونی این اثر در شاخه داینامیک قرار می‌گیرد.

د) بررسی کلی تکنیک های کنترپوان قطعه:
توجه پایور به دو اصل مهم کنترپوال که تقریبا در تمام کنترپوان های نوشته شده توسط وی در این اثر به چشم می‌خورد چنین است: ۱-استفاده از بهترین روش کنترپوان‌نویسی که حرکت در جهت مخالف C.F است، ۲- استفاده بیشتر از حرکتهای پیوسته، ۳- بهره‌گیری از تکنیک‌های مختلف کنترپوان‌نویسی اغلب دو بخشی.

چند نکته‌ی انتقادی در مورد «قطعه‌ای در ماهور»
برای مخاطبین آشنا به قواعد موسیقی کلاسیک غربی شاید دشوار باشد دادن نمره قبولی به اثری که برای هشت ساز ملودیک نوشته شده و تنها در قسمت‌های کوتاهی کنترپوان‌نویسی آن از کنترپوان دو بخشی تجاوز می‌کند و در بسیاری قسمت‌ها، سازها به طور ناگهانی به دلیل وسعت کم به یک اکتاو بالاتر و یا پایین‌تر از خط پارت اصلی‌شان پرش می‌کنند و در کل قطعه تنها سه توالی مهم هارمونیک به چشم می خورد و…، ولی اینجا باید یادآوری کرد که فرامرز پایور «پایه گذار گروه نوازی به شیوه موسیقی کلاسیک» (۱۰) است و زمانی که «قطعه‌ای در ماهور» توسط او اجرا و ضبط شده است، اوج جنبش بازگشت به موسیقی قدیم بوده است و چند صدایی کردن موسیقی ایرانی به زعم بسیاری از موسیقیدانان فعال در آن زمان، غربی شدن و دوری از اصالت موسیقی ایرانی محسوب می‌شده است.

نباید فراموش کرد «قطعه‌ای در ماهور»، هنوز هم یکی از با ارزش‌ترین بافت‌های چند صدایی را در آثار تصنیف شده در گروه نوازی موسیقی سازهای ایرانی را داراست و کم‌تر آهنگساز ایرانی‌ای توانسته است، هم از تکنیک‌های هارمونی و هم کنترپوان با استانداردهای غربی بهره بگیرد و اثر موفقی به جای گذارد.

پی نوشت:
۱۰- فرامرز پایور را بنیانگذار گروه نوازی در موسیقی ایران می دانند، چراکه برای اولین بار توسط وی گروهی متشکل از چندین ساز ایرانی، با منطقهایی شبیه به اصول گروه نوازی موسیقی کلاسیک غربی شکل گرفت.

مهرگانی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

از روزهای گذشته…

مبداء تاریخی به نام مسیح استرادیواری  <br>(messiah stradivari)

مبداء تاریخی به نام مسیح استرادیواری
(messiah stradivari)

ویلنی که در سال ۱۷۱۶ میلادی به دست Antonio Stradivari ساخته شد و توسط ویلن ساز مشهور فرانسوی Jean-Baptiste Vuillaume در قرن نوزدهم، مسیح نام گرفت. به راستی بعد از یافتن ویلن مسیح استرادیواریوس، چه وقایعی رخ داد؟ آنچه را که امروز از ویلن مسیح استرادیواری در قالب تصاویر و عکسها می بینیم ،بیانگر مطالبی است که سردرگمی آشکاری را در مورد صحت و حقیقت این ساز به تائید می رساند.
موسیقی و گردشگری (IV)

موسیقی و گردشگری (IV)

پاسخ به این سوال کمی پیچیده است زیرا اولا موسیقی ایران میتواند برنامه های غربی ارکسترها و گروه های موسیقی مجلسی را هم در بر بگیرد که در مواردی که هنرمندان ماهری درکار باشند، مسلما مورد مخاطبان خارجی قرار میگیرد ؛ دوما اگر منظور موسیقی ایرانی (چه روستایی و چه شهری) باشد، بسته به مشترکات مایگی موسیقی ما مایگی موسیقی توریست کشور میتواند گیرا و ناگیرا باشد مگر اینکه یا ما از نظر تبلیغات موسیقی خود را شناسانده باشیم یا توریست مورد نظر با این موسیقی آشنا باشد.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

باید توجه داشت که جمع بندی گوشه ها در دستگاه ها را تئوریسین های موسیقی دان انجام نداده اند بلکه سلیقه ی نوازنده گان استادی بوده که از علم نظری موسیقی اطلاعی نداشته اند. مهدی قلی خان هدایت گفته است (به نقل از مقاله ی “تصلب سنت،‌ انجماد ردیف …) “هر یک از دستگاه های هفت گانه را که متاخرین ترتیب داده اند یک نوبت مرتب […] تصور باید کرد [… که] بیشتر سلیقه اساتید ماهر در آن ماخذ بوده است نه مدارک علمیه […] (هدایت،‌ نسخه خطی:‌ ۸۵). […] دستگاه تقلیدی از نوبت مرتب قدماست و هر دستگاه را ممکن بود چند نوبت قرار دهند […].” (اسعدی،‌ ۱۳۸۵،‌ ۲۱۳)
بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.
شناخت کالبد گوشه‌ها (II)

شناخت کالبد گوشه‌ها (II)

کتاب تحلیل ردیف یک بخش نوشتاری دارد که مباحث نظری در آن مطرح و خواننده برای ورورد به بخش دوم که بدنهی اصلی کتاب را تشکیل می‌دهد آماده شده و یک بخش نغمه‌نگاری تحلیلی که کار خاص این پژوهش در آن انجام گرفته است. بخش نوشتاری -که علاوه بر ارتباطش با مطالب بعدی کتاب، خود یک رساله‌ی کوچک یا یک مقاله‌ی نسبتا بزرگ در باب نظریه‌ی موسیقی دستگاهی است (۷)- از یک پیشگفتار و دو بخش زبان موسیقی ایرانی و معرفی علائم و توضیحاتی چند درمورد شیوه‌ی نت‌نویسی تشکیل شده است و از دیدگاه تاریخی دگرگونی در نگاه نظری طلایی و اصطلاح‌شناسی(ترمینولوژی)ای را که در فاصله‌ی میان قدیمی‌ترین و جدیدترین نوشته نظری‌اش به کار گرفته نشان می‌دهد.
سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است. وی سال هاست که به تدریس فلسفه ی موسیقی معاصر، مبانی آهنگ سازی قرن بیستم و شناخت مکتب ها، جنبش ها و جریان های موسیقی قرن بیستم مشغول است و از دهه ی هفتاد تا کنون فعالیت و حضوری جدی در معرفی جنبه های ایدئولوژیک و هستی شناسانه ی موسیقی قرن بیستم داشته است.
نوایی: میخواهیم  کر فلوت تشکیل بدهیم

نوایی: میخواهیم کر فلوت تشکیل بدهیم

از این رو بلافاصله پس از بازگشت به ایران در هنرستان به عنوان استاد یار استخدام شدم و در ارکستر سمفونیک هم به عنوان اولین نوازنده زن فلوت وارد ارکستر سمفونیک تهران شدم. البته قبل از من نوازنده فلوت زن در ارکستر بود ولی تمام آنها خارجی بودند. آقای مشکات از من امتحان گرفت و خیلی نوازندگی من را پسندید و آن زمان خیلی اصرار داشت که من حتماً در ایران بمانم. شش ماه پس از زمانی که من وارد ارکستر شدم، انقلاب شد.
نمودی از جهان متن اثر (IX)

نمودی از جهان متن اثر (IX)

مرحله‌ی بعدی فرآیند تجزیه و تحلیلی جستجوی همین ارتباط‌ها است. بررسی آثار تحلیلی که تاکنون منتشر شده نشان می‌دهد که این جنبه‌ی کار تحلیل‌گرانه صورتی دو وجهی دارد؛ از یک سو معطوف به طبقه‌بندی است و از سوی دیگر طبقه‌بندی را به عنوان نقطه‌ی شروع به کار می‌گیرد. رابطه‌ی دو سویه‌ی آنالیز با تئوری و تاریخ موسیقی نیز درست در همین نکته‌ی طبقه‌بندی نهفته است. اگر بپذیریم که آنالیز قادر است ویژگی‌های موسیقایی یک قطعه را استخراج کند، این نکته ما را وامی‌دارد به آنالیز به عنوان ابزاری برای طبقه‌بندی موسیقی نگاه کنیم.
بد فهمی از گفتار وزیری (I)

بد فهمی از گفتار وزیری (I)

سالی که گذشت، مصادف با نودمین سالگرد تاسیس مدرسه موسیقی وزیری است؛ مدرسه ای که بر اساس تفکر بلند علینقی وزیری، برای اولین بار موسیقی ایرانی را از صافی موسیقی کلاسیک گذر داد و این تفکر با فراز و نشیب هایی تا امروز به حیاتش ادامه می دهد.
نماد‌شناسی عود (I)

نماد‌شناسی عود (I)

عود (معرب wood) ساز اصلی موسیقی کلاسیک عربی است. شاعران در سراسر قلمروی اسلام هزاران سال در وصف آن شعرها سروده‌اند. العود، در واژه و محتوا، به فواصل دور تا اروپا و آفریقا و آسیای غربی راه پیدا کرده‌است. پشت گلابی‌شکل آن به چشم‌ها آشنا است. نقاشان همواره دوست داشته‌اند جزییات آن را در مینیاتورهای شرقی و نقاشی‌های اروپایی به تصویر بکشند.