دیوید گیلمور طرفدارانش را به هیجان آورد

David Gilmour به همراه مجری شبکه NBC
David Gilmour به همراه مجری شبکه NBC
دیوید گیلمور به همراه و گروهش روز چهارشنبه هفته گذشته در سالن تئاتر کداک واقع در هالیوود، با اجرای قطعاتی از The Dark Side of the Moon و ادغام بخش هایی از Time ، Breathe و Money به اجرای کنسرت پرداختند.

در واقع چنین شروعی برای تور سه ساعته گیلمور خیلی بیشتر از آن چیزی بود که تماشاگران غیرجدی پینک فلوید، انتظار داشتند.

گیلمور، خواننده و گیتاریست این افتتاحیه را به “چیزی که شما را گرم می کند” (something to get you warmed up) تشبیه کرد. البته استقبال شدید و تحسین برانگیز حضار، قابل پیش بینی بود.

گیلمور در هنگام اجرای On an Island – سومین آلبوم انفرادی اش برای کلمبیا رکوردز و اولین آلبوم ماحصل ۲۲ سال کار موسیقی – به تماشاگران تذکر داد که با آرامش سر جاهایشان برگردند، هرچند این تذکر باعث شد تا موجی از زمزمه های شکایت آمیزدر بین جمعیت به راه بیفتد.

audio.gif On an Island

سی دی این آلبوم ممکن است ضبط اختصاصی نشود، اما مطمئنا این کار نوعی صلب اتهام از گیلمور در مورد سکوتش در سالهای اخیر است.

درمیان اغلب اجراهای پینک فلوید بعد از راجر واترز، On an Island یکی از کارهای دوست داشتنی است، هرچند که یادآور تناوب و ادامه موسیقی راجر واترز، چه در کنسرت ها، چه در اجراهای هیجان انگیز ارکسترال و چه در کارهای راک گروهی نمی باشد.


دیوید گیلمور به همراه گراهام نش و دیوید کرازبی
ترکیب گروهی که گیلمور را همراهی می کرد عبارت بود از ریچارد رایت (Richard Wright نوازنده کیبرد از گروه پینک فلوید)، دیوید کرازبی (David Crosby) و گراهام نش (Graham Nash) بود.

گیلمور با صدای نسبتا خشن همیشگی کار را شروع کرد، بتدریج با گرم شدن، صدایش قدرت گرفت و به اوج رسید. او گیتارهایش را به طور متناوب عوض می کرد، از الکتریک به آکوستیک و استیل و …

دیوید گیلمور که در ماه گذشته ۶۰ ساله شد، جزو آن دسته از نوازندگان برجسته گیتار به شمار می رود که در اواسط دهه ۶۰ از انگلستان پدیدار شدند، اما سبک منحصر بفرد او کاملا قابل تشخیص است. تک نوازی های قدیمی و جدید او با اوج و فرود های متناوب قابل تعمق و تحسین برانگیز است.

بعد از یک استراحت ۱۵ دقیقه ای، به نظر می رسید قسمت دوم برنامه به هواداران افراطی پینک فلوید اختصاص یافته است. در این قسمت به عنوان مقدمه قطعه Shine On You Crazy Diamond با همراهی تماشاگران اجرا شد، گیلمور برای قطع نکردن هیجان حاضرین و طرفداران پینک فلوید از اجرای تک نوازی گیتار اجتناب کرد و ادامه کار مانند سال ۱۹۶۷ با Arnold Layne آغاز شد و در ادامه ۲۰ دقیقه از Echoes و سپس طبق عادت اغلب کنسرتها قطعات Wish You Were Here و Comfortably Numb اجرا شد.

در قطعات اجرا شده در این کنسرت نوعی هماهنگی و روح یگانه در ملودی های سولو وجود داشت، مهارت در نوازندگی و تسلط بر اجرا – که حتی افراد عادی که جزو طرفداران فلوید نیستند نیز به آن معترفند – بوضوح به چشم می خورد.

عروسک یا تصویر خوک وجود نداشت و به عنوان جلوه های تصویری صحنه تنها در انتهای برنامه یک نمایش لیزری با کیفیت متوسط به نمایش درآمد.

sify.com

38 دیدگاه

  • بهاره
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۸۵ در ۵:۵۴ ب.ظ

    دیروز کتاب فروشی خیابان نوبخت بودم اسمش رو نمی دونم چیه اما آلبوم On An Island رو می توانید از اونجا بخرید.

  • امیر
    ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۸۵ در ۷:۰۹ ب.ظ

    گراهام نش هم برای خودش خدایی یه ها. هرچند آلبوم های زیادی نداره.

  • مهیار
    ارسال شده در اردیبهشت ۶, ۱۳۸۵ در ۲:۴۵ ق.ظ

    سرانجام استاد به انتظار ما طرفدارانش پاسخ داد و در آستانه سال میلادی جدید در ۶۰ سالگی با ارائه این آلبوم شگفت انگیز همه مارو ذوق زده کرد دست استاد درد نکنه و عمرش دراز باد؛
    این آلبوم یک اثردیوید گیلموری تمام عیار که امضاش پای اثر حک شده همون گیلموری که خورشید بزرگ پیر،اندوه و امیدهای بزرگ خلق کرده این بار هم دست به خلق یک شاهکار زده، تا به اثر گوش ندید(نبلعیدش) نمی فهمین چی میگم!
    برای لذت بردن بیشتر از هنرمندی سردیوید گیلمور در این سالها سعی کنید دی وی دی “دیوید گیلمور در کنسرت” تهیه کنید تا کمی از گوشه کار دستتون بیاد، دیدن استاد در قله ای دست نیافتنی برای ما دوست دارانش واقعا لذت بخش است.

  • امیر
    ارسال شده در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۵ در ۲:۳۷ ق.ظ

    مطلبتون جالب بود
    درضمن۳۰ خرداد راجر واترز در ترکیه کنسرت داره
    http://www.biletix.com

  • ali
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۲:۴۳ ب.ظ

    albome kkubi bud be nazaram mesle albome devision bell bud va tooye in ashofte bazare music rock bazam maro omidvar kard ke hanuzam mishe music khub gush dad

  • roger keith barrett
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۵ ق.ظ

    hameye shoma az david harf mizanid dar sorati ke syd ono rokar ovord benazareman onha bayad syd faramosh nakonam va faghat baye ahang yade ono zende nakonan sydbarrett tamame vojodon eshghe mane age albumasho gosh karde bashin motavaje mishin man yeki az mordegane sydam.omidvaram sydham baraye hamishe zende bashe

  • ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۵ در ۶:۲۹ ب.ظ

    خوشحالم که سایتی رو میبینم که اطلاعات خوبی در مورد موسیقی روز ارائه میده . میتونین اطلاعات خوبی رو در مورد آلبوم On An Island آخرین کار گیلمور و All The Roadrunning آخرین آلبوم مشترک مارک نافلر و امیلو هریس و صد البته اطلاعات در مورد آخرین آلبومهای منتشر شده رو در وبلاگ (( آ ل ب و م )) پیدا کنین . که با لطف شما موسیقی دوستان عزیز میتونه وبلاگ خوبی برای اطلاع رسانی بشه .

  • ارسال شده در خرداد ۷, ۱۳۸۵ در ۶:۳۰ ب.ظ

    آدرس وبلاگ (( آ ل ب و م )) : http://www.albumnow.persianblog.com

  • محمد
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۸۵ در ۴:۱۴ ب.ظ

    on an island یه شاهکاره.چه از لحاظ موسیقیایی چه از لحاظ معنایی.مثل division bell .به نظر من دیوید گیلمور علاوه بر اینکه موزیسین و نوازنده افسانه ای است،یه آدم بزرگ و به طور خلاصه انسان است.

  • Sir. Ritchie Blackmore
    ارسال شده در تیر ۲۱, ۱۳۸۵ در ۵:۵۵ ق.ظ

    به نظر من این آلبوم یکی از مزخرفترین کارایی که تا به حال دیوید داده بیرون (البته به جز آهنگ On an Island). و اون دوستی (محمد) که گفته بودن این آلبوم یه شاهکار مثل The Division Bell. اصلن این ۲ تا آلبوم قابل قیاس نیستن. آلبوم نداد نداد. اینم که داد حسابی (…).

  • کوروش
    ارسال شده در تیر ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۳ ق.ظ

    به نظر من اگر pink floyd دیوید گیلمور رو نداشت با وجود داشتن راجرز واترز در دنیا مشهور نمی شد وبه هر حال دیوید گیلمور کسیه که یکی از بهترین نوازنده های انواع گیتار در جهانه.

  • مهرداد
    ارسال شده در تیر ۲۷, ۱۳۸۵ در ۱:۰۹ ب.ظ

    سلام دوستان .
    من به عنوان یکی از طرفداران راجر واترز این شخص را عامل موفقیت این گروه میدونم.
    گیلمور هم تمام موفقیت هاشو مدیون سید بارت هستش که از گروه رفت و گیلمور اومد به جاش.

  • علی
    ارسال شده در آذر ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۲ ب.ظ

    سلام
    مشه بگید اگه این اجراها رو بخواهیم چطور باید تهیه کنیم

  • علیرضا
    ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۸۵ در ۶:۲۱ ب.ظ

    قبلا گفتم که راجر رو دوست دارم . اما طرفدار موزیک تخصصی و بی ادعای گیلمور(wish u were here , division bell) در برابر موزیک پر ادعای واترز که درباره همه چی اظهار نظر میکنه و شنونده رو احمق میدونه ( مثل اسنلی کوبریک ) هستم .
    آلبوم جدید شور جوانی رو کم داره ولی برای یه آدم ۶۰ ساله عالیه .

  • احسان
    ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۸۵ در ۱:۵۶ ب.ظ

    با سلام
    مطلالب جالب بود ولی از برو بچه های پینک فلویدی میخوام که هیچوقت دیوید و راجر را با هم مقایسه نکنند.هر دو ستاره هایی هستند که در دنیای موسیقی جاودانه شدند.به نظر من اگر جدا نمیشدند هیچگاه Division Bell و Amused to death خلق نمیشد .اختلاف در زبان موسیقی آنهاست.موسیقی دیوید برگرفته از نگاهی مثبت به دنیا،لذت تجرد وآرامش درون و پیام اصلی آن نگاه به درون است.(درونگرا) اما راجر به دنبال تخریب دنیای بیرحم کنونی است و زبان او زبان اعتراض با صدای بلند است و دغدغه او بیشتر مسائل اجتماعی است.(برونگرا)
    اگر امکان دارد لینک هایی که برنامه های کنسرتهای آینده راجر و دیوید رادارند در وبلاگ بگذارید.

  • علیرضا
    ارسال شده در اسفند ۵, ۱۳۸۵ در ۹:۲۳ ب.ظ

    سلام .
    احسان درست میگه . من از final cut , amused to death خوشم نمیاد ، ولی کارهای قابل توجهی هستن که واسه کسایی که دید اینجوری به دنیا دارن خیلی لذت بخشه لابد و ولی انتقاد همیشگیم به واترز اینه که اون نه درباره روانشناسی و نه سیاست تخصصی نداره ، پس بهتره سیاست رو به سیاستمدار ها واگذار کنه .

  • ارسال شده در اسفند ۶, ۱۳۸۵ در ۳:۲۱ ب.ظ

    سلام
    علیرضاجان،راجرعاشق اظهارنظر است وی موسیقی را به عنوان ابزاری برای انتقال پیامش به سیاستمداران و مردم ناراضی از شرایط سیاسی و اجتماعی دنیا میشناسد.موضوع مهم برای او قدرت انتقال پیامش است نه تخصصی صحبت کردن.او در final cut روح موسیقی پینک فلوید را به یک تذکر نامه سیاسی به رهبران دنیا تقلیل داد.

  • علیرضا
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۸۵ در ۴:۰۲ ب.ظ

    احسان جان ، از اینکه با کسی که اینقدر خوب به حرف آدم گوش میده و اینقدر منصفانه جواب میده خوشحالم . ولی باید به تاثیر هنرمندی مثل واترز که میلیونها طرفدار داره هم توجه کرد . تصمیمات آدمی مثل مارگارت تاچر باعث سربلندی و قدرت و امنیت برای بریتانیا بوده و اگر هم انتقادی باشه ، منتقدانی در اندازه خودش میطلبه . انتقادهای سطحی نگری مثل مخالفت با جنگ از طرف هنرمند محبوبی مثل واترز موجب آسیب به کشور میشه .

  • علیرضا
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۸۵ در ۵:۲۱ ب.ظ

    یه چیز دیگه : هنر از نظر من هدف است نه وسیله .

  • FRH
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۵ در ۵:۵۲ ب.ظ

    be nazare man ostad blackmore ke ba chichkasi ghabele moghayese nist tu album e akharsh (….) na gilmour

  • sayna
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۰ ق.ظ

    salam be nazare man alieeeeeeeeeeeeeeee

  • fuck
    ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۸۶ در ۱۲:۵۲ ق.ظ

    فقط سید بارت همین و بس

  • black_gray_white_me
    ارسال شده در فروردین ۲۳, ۱۳۸۶ در ۶:۲۲ ب.ظ

    a grate day for freedom,for ever and ever

  • reza
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۸ ب.ظ

    age music khob mikhain faghat david gilmour.
    makhsosan concert hash aliiiiiiiiiiiiieeeee.

  • Mehrdad
    ارسال شده در شهریور ۳۱, ۱۳۸۷ در ۲:۴۸ ب.ظ

    Man ba nazar oon agha Mehrdad kamelan mokhalefam Roger waters mtane taranehash hichi zhizi nadare va mobtazel-e movafghiat Gilmour che rabati be roger dare To midooni cheghdar Gilmour ba syd rabete doostane dare va barash kar zabt kard-e

  • roozbeh
    ارسال شده در آبان ۱۶, ۱۳۸۷ در ۲:۵۳ ق.ظ

    من اگه فقط یه ارزو داشته باشم فقط دیدن سر دیوید جان گیلمور نمیدونم شاید این ارزو رو به گور ببرم اما اگه یه روز ببینمش مطمعنا گریم می گیره جون در تمام لحظات زندگیم صداش تو گوشم بوده نباید از هنر ربچارد صرفه نظر کرد روحش شاد یادش گرامی و یادش در قلبامون وستدام باشه age az dvd haye gilmour chizi khastid ba man tamas brgirid age dashtam taghdim mikonam 09363148165 hamishe tarafdare behtarin bashid dustetun daram bacheha

  • نیان
    ارسال شده در دی ۲۹, ۱۳۸۷ در ۲:۵۸ ب.ظ

    خیلی خوب بود.

  • ارسال شده در فروردین ۱۲, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۲ ق.ظ

    من اسیر دیویدم.کاراش جای هیچ حرفی رو نداره.با سپاس زیاد…

  • farid
    ارسال شده در آبان ۵, ۱۳۸۸ در ۲:۳۰ ق.ظ

    گیلمور منو وادار کرد گیتار الکتریک بخرم..یاد بگیرم و بزنم اما هر چی بیشتر ساز میزنم بیشتر این آدم رو کشف میکنم…
    یک شاهکار در دنیای راک که تسلط چشمگیری هم در نوازندگی به سبک بلوز داره….

  • fucking
    ارسال شده در تیر ۱۵, ۱۳۸۹ در ۸:۳۹ ب.ظ

    هیچ کسی مثل دیوید گیلمور نمیتونه اینقدر با احساس بنوازد

  • ارسال شده در مرداد ۱۳, ۱۳۸۹ در ۹:۱۸ ب.ظ

    توی سایت آناکارنینا یه نظر سنجی درباره ی انتخاب بهترین آلبوم پینک فلویده !
    همه بچه های پینک باز رای بدن ! میخوان محبوبترین آلبوم پینک تو ایران رو انتخاب کنند ! آدرس anakarnina.blogfa.com

  • مهدی قدسی
    ارسال شده در مهر ۱۹, ۱۳۸۹ در ۷:۱۸ ب.ظ

    بهترین موسیقیه دنیا pink floyd است.

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۱۲, ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۵ ق.ظ

    منم با تو هم عقیده هم بهترین موسیقی دنیا یعنی pink floyd

  • ارسال شده در دی ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۱ ق.ظ

    اهنگهای pink floyd رو همه دوست دارن چون الکی قشنگن و من مطمنم راجر و دیوید برای فروش بالا اینجوری اهنگ ساختن . pink floyd به هیچ وجه بهترین موسقی رو نداره!

  • ناشناس
    ارسال شده در بهمن ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۲:۳۱ ق.ظ

    FAGAT 5 SAL MONDE

  • مرتضی پرگلی
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۹ در ۷:۱۵ ب.ظ

    pink floyd yani maro az haghighat zendegi bidar kardan va maro besoye roshani ashekar ferestadan pink floyd yani eshgh

  • ....
    ارسال شده در خرداد ۲۹, ۱۳۹۰ در ۹:۴۶ ب.ظ

    yes

    very good and thanks…

  • armin
    ارسال شده در مرداد ۲۰, ۱۳۹۴ در ۱:۲۰ ق.ظ

    سلام دوستان من ۴۰ سال پشت سرگذاشتم و در این سالها که دوران تینیجری من با اوج موسیقی دهه ۷۰ بود بزرگ شدم و با آثار جاودانه اون دهه زندگی کردم مثل آهنگ های / مدرن تالکینگ/یوروپ/کریستی برگ/انیگما/آلبانو/کیم واید/سی سی کچ/دفلپارت/U2/آلن پارسون/پت شاپ بویز/کریس ریا/و بهترینهای راک, ولی همیشه باز برمیگشتم به گروه جاودانه زندگیم که پینک فلوید بود و هست. حالا چرا پینک فلوید ؟ چون در آثار این گروه همه چیز هست تمام احساسهای انسانی و ایده های بسیاری که در هر شغلی باشیم میتوانیم از آن بهره مند شویم . گروهی که بنیانگذار نورپردازی با موسیقی هست و خوک های پرنده که نشانگر جامعه سرمایه داریست و تخت پرنده خلبانی که دیوانه شد به دلیل بمبی که در هیروشیما انداخت و اجرای کنسرتهای هیولایی که نور و موسیقی و شعر ماورایی در انتهای نهایت خود ادقام میشوند و این اجراها در نقاط عجیب و خاص جهان اجرا میشوند را چگونه میتوان برایش جایگذین پیدا کرد.باور کنید من در زندگیم اگر پینک فلوید را نمیفهمیدم موفقیت های العانم را نداشتم. انتخاب موسیقی خوب و اندیشمندانه نشانگر شخصیت و تفکر شماست به شرط آن که لمس کرد و ادا نباشد.به امید به روزی که گیلمور کنسرت اکوز را در تخت جمشید اجرا کند و اگر نشد حتی یک روز به عمرم باقی مانده باشد این کار را میکنم چون به ثبت رساندم.ممنون از همه دوست داران PINK FLOYD

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.

بیانیه دبیر هفتمین دوره جشنواره نوشتار ها و وبسایت های موسیقی

هفتمین جشنواره‌ی رقابتیِ سایت‌ها و نوشتارهای موسیقی با تأخیری یک‌ساله، و با تجدیدِ نظر در ساختار و اساسِ جشنواره، سرانجام، جمعه ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۷ اختتامیه‌ی خود را پشتِ‌سر گذراند. ازاین‌دوره برمبنای اساس‌نامه‌ی نو-دیوانِ جشنواره هیأتِ محترم اُمنا، به‌نمایندگیِ پژوهش‌گرِ ارجمند، آروین صداقت‌کیش مستقیماً هیأتِ داوران و دبیر هر دوره را انتخاب می‌کنند. امید است برمبنای این اساس‌نامه، جشنواره شاکله‌ی مشخص‌تر و منسجم‌تری به‌خود بگیرد.

از روزهای گذشته…

گاه های گمشده (VII)

گاه های گمشده (VII)

چرا نت پایان دستگاه ها بر اساس ردیف های موجود انتخاب نشده است؟ برای مثال در ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی (که مرتضی حنانه به عنوان منبع خود در «به دست آوردن علامات ترکیبی و عرضی موسیقی امروز ایران» به آن استناد کرده است (صفحه ۱۵۷)) ماهور دو، شور سل، سه گاه می کرن و چهارگاه دو ارائه شده است.
وان موریسون، نوری در تاریکی (III)

وان موریسون، نوری در تاریکی (III)

وان موریسون برای مدت سه سال هیچ آلبومی عرضه نکرد. بعد از یک دهه کار مداوم و بی وقفه، در مصاحبه ای گفت: “احتیاج دارم به طور کامل از موسیقی فاصله بگیرم و برای ماهها بدان گوش نیز نسپارم.” آلبوم “دوره تحول” را در سال ۱۹۷۷، به طور مشترک به همراه دکتر جان به پایان برد. این آلبوم نقدهای ملایمی در بر داشت و آغازی بود به دوره پر کار و پرثمر در ساخت موسیقی. یک سال بعد، موریسون آلبوم “طول موج” (Wavelength) را عرضه کرد که در مقایسه با دیگر آلبومهای وی فروش بسیار پر سرعتی داشت.
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (III)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (III)

اما به غیر از این موضوع در فصلی از کتاب در خصوص ریتم و ارتباطش با افاعیل و اوزان عروضی نکات جالبی مطرح شده است. در متن کتاب، نویسنده به یادداشتی که استاد فقید علی تجویدی در تقدیمیه‌ی کتاب خود «موسیقی ایرانی» به وی نوشته اشاره می‌کند که مرحوم تجویدی کتاب خود را «حاصل یک عمر تلاش عاشقانه» خوانده است. بی‌شک این کتاب فرهاد فخرالدینی نیز اینگونه است و به رشته‌ی تحریر درآمدن این کتاب به جهت اینکه ما و آیندگان بدانند که این استاد چه تلقی‌ای از محتوای موسیقی ایرانی داشته، رخداد مهمی‌ست و بی‌تردید نوشته شدن این کتاب از نوشته‌نشدن‌اش بهتر بوده است.
حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:
چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

برای پارت سکوت فرصتی است برای اندیشیدن. اندیشیدن به اینکه آیا چیزی برای گفتن داریم یا نه و اینکه آیا اساساً چیزی باید گفته شود یا نه؟ در چنین نگاهی اهمیت سکوت ها هیچ کم از گفته ها نخواهد بود و پارت نیز بر همین نکته تأکید دارد: سکوتها بسیار مهم اند. او سبکی که حاصل دوره سکوت خود بود را “تینتینابلی” (tintinabuli) نامید.
نگاهی به جوایز گرمی (II)

نگاهی به جوایز گرمی (II)

در ادامه مطلب قبل راجع به جوایز گرمی باید افزود که این جوایز توسط بسیاری از هنرمندان جدی گرفته نمی شود. چرا که آراء داده شده از طرف هیئت داوران اغلب تا حد زیادی محافظه کارانه می باشد و کمپانیهای ضبط صفحه پشتیبان این جوایز هستند و بسیاری از شناخته شده ترین دسته جوایز مانند بهترین گروه یا بهترین هنرمند، به هنرمندانی تعلق میگیرد که یا در کار خود به خوبی جا افتاده باشند یا توسط کمپانیها به برایشان تبلیغات وسیعی شده باشد.
کوارتت زهی

کوارتت زهی

کوارتت زهی به گروهی از نوازندگان میگویند که توسط چهار ساز به اجرا میپردازند و این سازهای معمولا دو ویولون، یک ویولا و یک ویلنسل می باشد. معمولا ویلن اول ملودی بالا را اجرا میکند و ویلن دوم نتهای پایین تر. همچنین این امکان وجود دارد که آهنگسازی برای چهار ساز زهی اما نه با ترکیب فوق مثلا سه ویولن و یک باس (و یا یک ویولا یا ویولنسل) قطعه بنویسد. کوارتت زهی یکی از متداولترین گروههای مجلسی در موسیقی کلاسیک میباشد و بسیاری از آهنگسازان از اواخر قرن ۱۸ علاقه زیادی به نوشتن قطعات برای این آنسامبل موسیقی داشته اند.
آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (I)

آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (I)

برنامه مدون آموزش ساخت ویلن شامل بررسی و آموزش کلیه مراحل علمی و عملی از جمله تهیه و آماده سازی چوب، ابعاد و رواداری اجزا هر بخش، مراحل ترتیبی ساخت و نگهداری می باشد که براساس استانداردهای جهانی رایج این رشته در سطوح آماتور و تخصصی آموزش داده می شود که مشتمل بر تعداد عنوان فصل و تعداد جزئیات اجزای هر قسمت خواهد بود.
دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (I)

دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (I)

پرسش از چگونگی دریافتن به‌آخر رسیدن ظرفیت سبکی خاص در هنر به‌ویژه موسیقی، پرسش از آغاز دورانی است که می‌توانیم مقدمه‌ی آن را دوره‌ی انتقال بنامیم؛ دوره‌ای که در آن سبک، مکتب یا شیوه‌ای آرام‌آرام توانایی عرضه‌ی آثار نو و زاینده را از دست می‌دهد و صحنه را برای برآمدن سبکی نو می‌آراید؛ درحقیقت، به‌بحث گذاشتن توانایی منتقد در دریافت اتمام ظرفیت نوعی خاص از موسیقی، سخن گفتن از توانایی او در درک این دوران انتقالی است.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

پیمان سلطانی در بخش دوم مطلبش می نویسد: “شعر کلاسیک یک پیشینه ی قدرتمندِ نقش بازی کردن برای ارضاء حس هنری ایرانی داشته است” راست اش در اینجا اصلا متوجه منظور ایشان نشدم! در ادامه می گوید: “به دلیل ممنوعیتِ سایر هنرها از جمله موسیقی نتوانست آهنگ درونی شعر را متبلور کند اما در دوره ی معاصر و به دلیل گذر از انقلاب صنعتی و هم آمیزی با دوران توسعه در علم و هنر موسیقی در شعر بسیاری از شاعران از جمله هوشنگ ابتهاج نمود عینی پیدا کرد”، چگونه می توان پذیرفت که ممنوعیت موسیقی باعث لطمه زدن به موسیقی شعر شده است؟! همان طور که گفتیم موسیقی یکی از عناصر جدا نشدنی شعر است و نه تنها شعر کلاسیک بلکه شعر نو و حتی شعر سپید هم از عنصر موسیقی بهره گرفته است. حال در شعری موسیقی کمتر است و در شعری بیشتر.