نگاهی به اپرای مولوی (XIV)

مولانا حرف آخر را می زند: «صواب اندیش می گوید که ترک عشق خوبان کن، من این کار خطا هرگز کنم؟ عقل این قدر دارم»* گذشته از کژتابی ای که در «عقل این قدر دارم» به گوش می رسد، آهنگسازی این بخش یکی از نقاط برجسته اپرای مولوی است. ظهور ناگهانی شمس در لحظه آمدن این بیت: «خیال روی شمس الدین، مرا تا مونس جان شد…» و انقلابی که در ارکستر از پدال همان آکوردLa – Re – La – Si b – Do – Re با اجرای ملودی های کوتاه ویولونها در پاسخ به آواز، روی می دهد، شنونده را مجذوب این صحنه درخشان می کند.

به ناگه صدای پدر مولانا به گوش می رسد: «… جهد کن تا عشق افزون تر شود» و در پس آن عطار: «عارفان زانند دائم آمنون…» و بالاخره شمس تبریزی: «…گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز، مردار بود هر آنچه او را نکشند»

همه بزرگان در خانه مولانا ظهور پیدا می کنند ولی دیگر همسر مولانا ملامت گر او نیست و همدل و همراه او به سماع می پردازد.

در تمام ابیاتی که سلطان العلما، عطار و شمس می خوانند دقیقا ارکستر همان را می نوازد که در آغاز این پرده نواخت، ولی شنونده نه تنها احساس تکرار مکرارات نمی کند بلکه به خلسه فرو می رود.

بهزاد عبدی در این اپرا و دیگر اپراهایش از این روش به خوبی استفاده کرده است و برخلاف بسیاری از آهنگسازان موسیقی کلاسیک، حرکت روی این مرز ظریف (تکرار کسالت بار یا مدهوشی) را می شناسد و از آن بهره می گیرد.

باز پیزیکاتو ها و عجب اینکه بخش زهی و هارپ دقیقا همان را می نوازند که در آکومپانیمان «نکو گو را و بد گو را نمی دانم نمی دانم» اجرا شد!

تا اینکه گروه همخوانان می خوانند: «یکی لحظه قلندر شو…» که تنوع ریتمیک توسط ارکستر به شکل زیبایی بوسیله فلوت و زهی ها، مخصوصا در بخش ویولا ایجاد می شود.

تا پایان این پرده، این ملودی تکرار می شود ولی حجم استفاده از سازهای ارکستر گسترش یافته ولی اینبار تکرار خلسه آور به تکراری شورآفرین تبدیل می شود و یک آکورد معلق ولی کوبنده پایان موقت این پرده تحسین برانگیز را به نمایش می گذارد: La – Re – Si b – Do – Mi b – La

* در این قسمت با تغییر چند نغمه می شود «عقل این قدر دارم» را کمی به معنی شعر نزدیکتر کرد و به جای اینکه قسمت مشخص شده فرکانسش بالا برود «عقل این قدر دارم»، به این صورت تبدیل می شد: «عقل این قدر دارم». این اتفاق هرچند می تواند به زیبایی ملودیک آسیب وارد کند ولی به خاطر تغییر زیاد مفهوم شعر لازم است، به صورت دوم اجرا شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

دوستان زیادی داریم که کارشان چیز دیگری هست و بعد از ظهر در استودیو ضبط میکنند، در این حد! یا آهنگسازان زیادی داریم … از روز اول این انگیزه در من بود که کر آماتور به معنی بد بودن کیفیت کار نیست و شغل بچه ها موسیقی نباشد، چون وقتی آنها شغلشان موسیقی نیست و عشقشان موسیقی است، توقع حقوقی ندارند می آیند به فرهنگسرای بهمن میگویند که فقط به ما یک سالن دهید تا تمرین کنیم.
هیتلر و موسیقی

هیتلر و موسیقی

باخ، بتهوون، برامس، واگنر و هندل به عنوان سمبولهای برتری نژاد آریا در موسیقی از دید نازیها بودند. از ایده های اصلی هیتلر آن بود که در هر زمینه ممکن حتی هنر (موسیقی، نقاشی و…) برتری نژادی آنها باید به رخ مردم جهان کشیده شود.
منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

منتشری: به برنامه گلهای پیرنیا نرسیدم

ما ۵-۶ آواز خوان و ۱۰۰ تصنیف خوان داشتیم. شما خودتان ردیف آوازی کار کردید و می دانید آواز مشکلات خاص خودش را دارد و حنجره و توانایی مخصوص خود را می طلبد. تصنیف به گونه ای دیگر است: اولا آهنگ تصنیف توسط آواز خوان ساخته می شود و به خواننده یاد می دهند ولی آواز به این صورت نیست و خود خواننده روی شعر آهنگسازی می کند و برای آن قالب مخصوص اش را می سازد پس آواز خوان هم سازنده و هم خواننده اثر است.
نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (III)

نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (III)

اکبرخان از نوازندگانی بود که بیشتر با نعمت اله خان اتابکی همکاری می کرد و با تار او می نواخت و درخواندن آواز و تصنیف مهارت داشت.
ویولون مسیح استرادیواریوس (VIX)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIX)

بیشترین اختلاف میان برداشت شماره ۱ (عدد عنوان شده در جدول) و برداشت شماره ۳ (اندازه مقطع طولی ساز در الگوی خط محیطی) بوده، که حدود ۱ میلی مترمی باشد. (این نوسان قابل توجه در ساختار طراحی می تواند مسیر را به سمت طرحی دیگر سوق دهد.)
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

وی صدای خود را اگر عالی نه، اما جاودان می پنداشت. در ششمین سال تولدش پدرش به او گیتاری هدیه داد. اوربیسن در سن هفت سالگی دراین باره گفت: ” من تصمیم خودم را گرفته بودم، دیگر هیچ چیزی برایم اهمیتی نداشت… ” موسیقی همه زندگی او شد. تاثیر اصلی موسیقی بر روی اوربیسن جوان موسیقی کانتری بود، به ویژه از اشعار لفتی فریزل (Lefty Frizzell) بسیار متاثر شده بود.
پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (II)

پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (II)

با چنین انگیزه ای بوده است که گوستاو مالر نامِ “ترانه ای برای درد و رنج زمین” را که در ابتدا برای اثرِ معروف خود برگزیده بود، با این هدف که از بار اندوه اثر برای مخاطب بکاهد، به “ترانه ی زمین” تغییر می دهد که حقیقتن دو عنوان، با دو بارِ عاطفی متفاوت اند.
تران وانکه، اتنوموزیکولوژیست ویتنامی

تران وانکه، اتنوموزیکولوژیست ویتنامی

تران وانکه (Tran Van Khe) یکی از بزرگترین استادان موسیقی سنتی ویتنام است که در بیست و چهارم ژوئن سال ۱۹۲۱ در خانواده ای با تاریخچه ای از چهار نسل موزیسین در ویتنام متولد شد. وانکه که پدر و مادر خود را در کودکی از دست داد سنت موسیقایی خانواده را از عمه خود “Tran Ngoc Vien” و دایی اش ” Nguyen Tri Khuong” فرا گرفت. وانکه فارغ التحصیل دکترای موسیقی شناسی از دانشگاه سوربن پاریس است؛ در «مرکز ملی پژوهش های علمی» (Centre National de la Recherche Scientifique) به پژوهش پرداخته و همچنین استاد دانشگاه سوربن و و عضو افتخاری شورای بین المللی موسیقی یونسکو بوده است.
درباره‌ی نقد نماهنگ (III)

درباره‌ی نقد نماهنگ (III)

آنچنان که می‌توان به روشنی دید شرط لازم در زمره‌ی بدیهیات است اما این دو شرط کافی خود سربسته امکان‌های نقداند؛ زیرا بحث از «چیزی» بودن یا نبودن خود مجادله‌ای به غایت انتقادی و متعلق نقد است. به دشواری می‌توان کنشی را زیاده‌تر از بحث در حد و مرز یک مقوله‌ی انتقادی یافت؛ کنشی زیاده انتقادی که به پدیداری شاکله‌ی قلمرو از درون مه‌آلود تعین‌نیافتگی می‌انجامد. و چنان که خواهیم دید از خلال همین کنش، ورای برآوردن خود قلمرو، ورودگاه‌های ابتدایی به نقدِ پیوندهای درونی یک نماهنگ ورز می‌آید.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (V)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (V)

دیبازر ادامه داد: بنظر من در شرایط فعلی همه ی شرایط به گونه ای سخت است که اساسا نباید اثری انتشار پیدا کند؛ انتشار یک اثر دارای مجموعه ای است که کل مجموعه باید مثل پازل کنار هم قرار گیرند تا کار دست انجام شود. خوشبختانه بخشی از پازل که مربوط به آهنگسازان است کار به خوبی انجام می شود و امیدوارم بقیه تکه های پازل ازجمله ناشر، پخش، مخاطب و… کنار هم قرار گیرند و مطمئنم این فعالیت فرهنگی با توجه به امکانات کمی که محیط در اختیارشان گذاشته است و جسارت زیادی که خودشان دارند، قطعا تاثیرات خود را می گذارند و من خیلی خوشحالم که این اثر در این شرایط تولید شد و به رپرتوار پیانویی کشورمان اضافه شد.