نیواورلئان برای فستیوال جز آماده میشود

از مراسم فستیوال جز نیورلئان در  سال 2005
از مراسم فستیوال جز نیورلئان در سال 2005
نیواورلئان – پس از طوفان کاترینا صحنه موسیقی نیواورلئان، که همراه با خود شهر دچار پژمردگی و خمودگی شده بود، با آغاز فستیوال سالیانه جز و میراث فرهنگی، جان تازه ای گرفت. این فستیوال لحظاتی جادویی از حضور بزرگان موسیقی محلی و ستارگان مشهور این هنر را برای علاقمندان به ارمغان آورده است.

این جشنواره که از زمان طوفان ویرانگر، بزرگترین رویداد موسیقی در این شهر به شمار میرود، در دو تعطیلی آخر هفته برقرار است و میزبان گروههای موسیقی، از بلوز و راک گرفته تا گاسپل (موسیقی کلیسایی سیاهپوستان) است. هزاران تن از علاقمندان در مکانهای سرباز اجرا جمع شده اند و در میان چندین صحنه مختلف در رفت و آمدند.

نشانه هایی از روزهای کارناوال شادی به خصوص Mardi Gras در میان شرکت کنندگان به چشم میخورد- یک گروه نوازنده سازهای برنجی که با تماشاگران در حال رقص دوره شده اند، به دنبال یکدیگر وارد محوطه نمایش میشوند و رقصندگان پرهای سفیدی را در دست گرفته اند که آنها را با آوای شیپورها حرکت میدهند.

برای بسیاری از اهالی موسیقی، آغاز این فستیوال در روز جمعه نوعی بازگشت به خانه به شمار میرود و به تخفیف رنجهای چند ماه گذشته کمک میکند. پس از طوفان عده بسیاری مجبور به ترک شهر شدند و تنها نیمی از اهالی در شهر باقی مانده بودند.

جان توماس گریفیث (John Thomas Griffith)، نوازنده گیتار گروه Cowboy Mouth نیواورلئان – که در طی ماههای پس از کاترینا مدام در راه و مشغول اجرای برنامه در شهرهای دیگر بوده اند، در باره بازگشت به وطن میگوید:

از مراسم فستیوال سال ۲۰۰۵
“احساسی تلخ و شیرین است. از طرفی مشکل است چون عده زیادی از دوستان من هنوز خانه ای ندارند … اما این جشنواره جز احساس خوبی مانند حس پیروز ی به من میدهد. در واقع اینطور است که ما به زمین افتادیم، اما دوباره روی پای خودمان ایستادیم”

باب دیلان (Bob Dylan)، بزرگترین نام روز جمعه بود، و هزاران نفر برای شنیدن صدای این اسطوره موسیقی، که معمولا درمیان حاضران فستیوال جز است- گرد آمده بودند. او شنوندگان خود را نا امید نکرد. دیلان به همراه گروهش یکی از بهترین اجراهای موسیقی سنتی و موروثی شهر را تهیه دیده بودند، برنامه آنها شامل قطعات راک، بلوز، فولک و حتا اشاراتی به موسیقی زیدکو (zydeco) بود.

(زیدکو نوعی از موسیقی فولک است که در اوایل قرن بیستم در میان مردم چند رگه جنوب غربی لوییزیانا به وجود آمد.) طرفداران موسیقی دیلان در میان زمین چمن میرقصیدند و دیلان در طی برنامه یک ساعته خود به خواندن و نواختن هارمونیکا پرداخت.

دکتر جان (Dr. John)، یکی از فرزندان بسیار مشهور موسیقی نیواورلئان، برنامه پایانی را بر روی صحنه اصلی اجرا کرد. در حالی که او به نواختن پیانویی که با جمجمه انسان و دیگر نشانه های حکمت محلی وودوو voodoo تزیین شده بود، به نرمی درباره شهر مورد علاقه اش به خواندن پرداخت.

به گفته گریفیث نیواورلئان نه تنها یک مرکز موسیقی است، بلکه موسیقی هم مرکز و کانون تصویر رنگین و پربرکت این شهر است.

“عده بسیاری از مردم نمیدانند که نیواورلئان تا چه حد بر جامعه موسیقی خود حساب میکند، موسیقی روح شهر است و در واقع زندگی شهر با موسیقی به جریان می افتد.”

و به همین دلیل بسیاری از بزرگترین نامهای عرصه موسیقی به برقرار ی این جشن کمک کرده اند. گروه موسیقی دیو متیوز (The Dave Matthews Band)، که مانند دیلان قبلا هم در این جشنواره شرکت کرده بود، روز شنبه (امروز) به اجرای برنامه میپردازد. اسپرینگزتین (Springsteen)، یکی از ستارگانی است که در شامگاه یکشنبه، برنامه پایانی هفته اول را اجرا میکنند.

فستیوال جز در تعطیلات آخر هفته دیگر هم ادامه خواهد داشت و کسانی چون کیت اوربن (Keith Urban)، پاول سایمون (Paul Simon)، ایرما توماس (Irma Thomas) و فتس دومینو (Fats Domino) – که از زمان ترک نیواورلئان تا کنون حضور عمومی نداشته است – برنامه اجرا خواهند کرد.

Associated Press

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا»

نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا» روز چهارشنبه بیست و دوم آبان در پردیس باغ ملی دانشگاه هنر تهران برگزار شد. در این نشست با حضور پوریا رمضانیان (دبیر جشنواره)، محمد هادی مجیدی (دبیر اجرایی جشنواره)، محمدرضا آزاده فر (معاون پژوهشی دانشگاه)، محمدرضا تفضلی (مشاور هنری جشنواره)، سیاوش مهرآیین (سرپرست تیم طراحی گرافیک) و پردیس نیک بخش (روابط عمومی جشنواره) برگزار شد.

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.

از روزهای گذشته…

رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز، با موهای درهم بر هم مدل بایرونی و خالکوبی هایش (او «سرگئی راخمانینوف» را با حروف سیریلی بر ساعد راستش خالکوبی کرده است)، قطعا یک فرد عصبی است. مأموریت او بازگرداندن موسیقی کلاسیک به قشر عادی جامعه است مانند جیمز الیور اما در زمینه موسیقی کلاسیک: «کاری که جیمز الویر انجام داد این بود که آشپزی را آسان، قابل فهم و سرگرم کننده ساخت. به نظرم برای موسیقی کلاسیک نیز کاری بهتر از این نمی توان انجام داد».
بیانِ جنسیت در موسیقی

بیانِ جنسیت در موسیقی

در مورد تولید یا خلق اثری موسیقایی با روحیات و خصوصیات زنانه چه نشانه هایی می تواند مخاطب را از بحران و سردرگمی در این باره که زنانگی در اثر هنری صرفا یک داده ی محض نیست، برهاند. آیا در این مورد می توان به فهم “شهودی” اتکا کرد؟ آیا می توان با متغیرها و توهم متغیرهای معنایی و عوامل ناشی از هویت “بیان زنانه” کنار آمد؟ به این معنا که روابط درونی و بیرونی مقوله ی زنانگیِ موسیقایی را کاوید؟
از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (I)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (I)

نوشته ای که پیش رو دارید ترجمه و خلاصه نویسی کتابی است از نویسنده رومن رولاند (Romain Rolland) با عنوان «زندگی بتهوون» (Vie de Beethoven) که توسط ارغوان امیرصمیمی و سعید حکیمیان انجام شده است. در این کتاب و مقاله های مرتبط با آن؛ ابتداً به بررسی زندگی بتههون اشاره شده است و سپس تاثیرات سمفونی شماره ۹ او در شکل گیری قدرت فاشیسمی آدولف هیتلر بررسی گردیده است.
تقلای یافتن راهی نو (II)

تقلای یافتن راهی نو (II)

“چه”، که متشکل است از یک مصوت کوتاه و یک صامت، برخلاف خوانش درست وزنی شعر (با توجه به اینکه “سخنی نیست” از اشعار موزون شاملوست)، بیش از “بِ” (که مشابه هجای اول است) و “گو” (که کشیده‌تر از دو هجای پیشین است) کشیده می‌شود و عملاً تناسبات وزنی شعر به هم می‌ریزد. به عبارت دیگر، اگر فرض کنیم که این شعر، با نگاه ریتمیک علی قمصری، بدون هر گونه ملودی خوانده شود، شعر از روانی و وزن خود به حالتی معوج تغییر می‌کند. این بی‌دقتی‌ها باز هم به چشم می‌خورند: خواننده (هاله سیفی‌زاده)، بی‌جهت بر روی کلمهٔ “دراند” در مصرع “جز ز موشی که دراند کفنی نیست”، تشدیدی می‌گذارد که وزن شعر را به هم می‌ریزد. در قطعاتی چون “آنکه مست…” نیز این مساله در اجرای مصرعی چون “دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت” ا (با کشش غیر عادی “دلِ”) مشاهده می‌شود.
احمدیان: پدرم اشتباه کرد!

احمدیان: پدرم اشتباه کرد!

همزمان با پایان جنگ در سال ۱۳۶۷، تصویری میهمان خانه های ایرانیان خسته از جنگ شد که تا امروز در خاطر بسیاری مانده است. جوانی خوش چهره و خوش صدا که برنامه ای از ارکستر سمفونیک صدا و سیما را معرفی و با عوامل آن برنامه مصاحبه می کرد؛ این جوان خود از اعضای ارکستر سمفونیک تهران و به گفته اهالی فن، از با استعدادترین هنرمندان فاگوت نواز جوان آن روزگار بود؛ محمدرضا احمدیان… محمدرضا احمدیان در اواسط دهه ۶۰ از ارکستر سمفونیک تهران به ارکستر صدا و سیما پیوست و در این سازمان بود که فعالیت های خود را در زمینه آهنگسازی آغاز کرد. زمانی که هنوز به دهه سوم زندگی خود نرسیده بود به مقام معاونت موسیقی سازمان صدا و سیما رسید (۱) که آنزمان مدیریت موسیقی این سازمان با دکتر بهمن ریاحی، پدیده آهنگسازی آن دوران بود. شاید درخشان ترین دوران موسیقایی رادیو پس از انقلاب، مربوط به دوره مدیریت دکتر ریاحی در این سازمان باشد.
منبری: برخی آثارم را به دیگر خوانندگان دادم

منبری: برخی آثارم را به دیگر خوانندگان دادم

باید بگویم نقطه عطف دیگر کار من و از بزرگترین افتخاراتم همکاری با جناب فخرالدینی بود. حدود سه سال با ارکستر ملی همکاری کردم که اوایل دهه هشتاد بود. به پیشنهاد آقای فخرالدینی قطعات زیادی که برای این ارکستر نوشتم از من اجرا شد. خودم هم آواز ارکستر را می خواندم. قطعه ای هم برای صدای هنرمند شایسته آقای قربانی تنظیم کردم.
نگاهی به زندگی الویس پریسلی

نگاهی به زندگی الویس پریسلی

الویس آرون پریسلی ایرلندی الاصل ۸ ژانویه سال ۱۹۳۵ در شهر توپلو(می سی سی پی) بدنیا آمد. او یک برادر دوقلو نیز داشت که ۳۵ دقیقه از او بزرگتر بود و در هنگام تولد فوت کرد. پس از جابجایی خانواده در سن سیزده سالگی دوران نوجوانی را در ممفیس تنسی گذراند.
غریب، غریبانه رفت…

غریب، غریبانه رفت…

امروز اولین سالگرد درگذشت بهمن پورقناد است. در “وداع با آقای فاگوت” گفته بودم که قرار بود مطلبی در مورد غلامحسین غریب گرکانی تهیه کنیم که متاسفانه چنین فرصتی به وجود نیامد. امروز با توجه به شنیده هایم از بهمن پورقناد و دیگران (نگارنده فقط یکبار با غلامحسین غریب ملاقات داشتم) در این مورد مینویسم.
دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (II)

دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (II)

دوره ای که اثل در زندان سپری کرد، تجربه ای بسیار عالی درباره ی اراده ی جمعی و از خودگذشتی زنان در هر سن و از هر طبقه ی خانوادگی به او می آموخت. یک روز که زندانی ها در حال هواخوری بودند، اثل پشت پنجره ای که به حیاط زندان مشرف بود رفت و با استفاده از مسواکش سرود مبارزه برای حق رأی که توسط آنها خوانده می شد را رهبری کرد. در همین حال، سر توماس بیچام که به ملاقات اثل آمده بود، وارد زندان شد و او را در حال رهبری مارش زنان دید.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (I)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (I)

نگاه این نوشته به تمرین، یک دید کلى و ارائه ى شیوه ى خاصى تمرین براى افرادى است که تصمیم آنها براى نوازنده شدن (یا حرفه اى شدن) قطعى نیست. نه اینکه با این شیوه ى تمرینى که ذکر مى شود نمى توان گامهاى حرفه اى برداشت، بلکه زمان رسیدنِ به هدف، طولانى تر خواهد بود.